استارتاپ چینی فعال در حوزه ربات انسان‌نما به نام Agibot از ربات Q1 رونمایی کرد. این ربات مبتنی بر هوش مصنوعی به اندازه‌ای کوچک طراحی شده که درون یک کوله‌پشتی جای می‌گیرد.

این ربات با قد تنها ۸۰ سانتی‌متر و با وزنی در حدود یک‌هشتم وزن انسان‌نماهای بزرگ، به سامانه کنترل نیروی تمام‌بدنه مجهز است و از مفاصل Quasi-Direct Drive با مقاومت بالا در برابر ضربه بهره می‌برد. طراحی جمع‌وجور Q1 امکان آزمایش‌های ایمن‌تر، سریع‌تر و مقرون‌به‌صرفه‌تر را فراهم می‌کند و فاصله میان نمونه‌های آزمایشگاهی و دستگاه‌های شخصی را کاهش می‌دهد. به گفته Agibot، ربات Q1 دسترس‌پذیری به ربات‌های انسان‌نما را بازتعریف می‌کند.

هدف از معرفی Q1، وارد کردن رباتیک شخصی به زندگی روزمره است. Q1 با ابعادی که امکان قرارگیری درون کوله‌پشتی را دارد، تعریف تازه‌ای از توانمندی یک انسان‌نمای کارآمد ارائه می‌دهد و شکاف میان نمونه‌های آزمایشگاهی و دستگاه‌های شخصی را پر می‌کند. شرکت Agibot مفاصل Quasi-Direct Drive خود را بازمهندسی کرده و اکنون این مفاصل ابعادی کوچک‌تر از یک تخم‌مرغ دارند، در حالی که دقت بالای کنترل نیرو و پاسخ پویای سریع را حفظ کرده‌اند و به Q1 امکان حرکت هدفمند می‌دهند. کنترل نیروی تمام‌بدنه، به توسعه‌دهندگان اجازه می‌دهد الگوریتم‌ها را به‌صورت فیزیکی آزمایش کنند و چرخه‌های توسعه را از چندین ماه‌ به چند روز کاهش دهند.

Q1 به‌عنوان یک پلتفرم بازطراحی شده و مجهز به ابزارهای SDK و HDK، امکان قابلیت چاپ سه‌بعدی و برنامه‌نویسی حرکتی بدون کدنویسی را ارائه می‌دهد. کاربران می‌توانند ظاهر ربات را شخصی‌سازی کنند، حرکات را برنامه‌ریزی نمایند و بدون نیاز به تخصص پیشرفته در رباتیک، هوش مصنوعی تجسم‌یافته را تجربه کنند. قابلیت‌های آماده به‌کار این ربات شامل تعامل صوتی، آموزش زبان انگلیسی، مربی‌گری رقص و موقعیت‌یابی داخلی است. Q1‌ بیانگر چشم‌انداز Agibot برای ارائه یک پلتفرم قابل‌حمل، قابل‌سفارشی‌سازی و تعاملی است و ربات انسان‌نما را به یک آزمایشگاه شخصی تبدیل می‌کند که می‌توان آن را درون کوله‌پشتی حمل کرد.

در ماه دسامبر، Agibot اعلام کرد که پنج‌هزارمین ربات خود را تولید کرده که نقطه عطف مهمی برای یکی از سریع‌ترین استارتاپ‌های در حال رشد رباتیک انسان‌نما در چین محسوب می‌شود. این شرکت که در فوریه ۲۰۲۳ تأسیس شده، در کمتر از سه سال به این دستاورد رسیده است. راهبرد تولید انبوه این شرکت شامل سه محصول متمایز است که هر یک محیط‌های تجاری متفاوتی را هدف قرار می‌دهند و انعطاف‌پذیری این استارتاپ و تعهد آن به پاسخ‌گویی به نیازهای متنوع مشتریان را نشان می‌دهند. سری G برای محیط‌های کارخانه‌ای طراحی شده است، در حالی که سری‌های X و A تحرک پویا را امکان‌پذیر می‌سازند.

سری Lingxi X که ربات دوپای چابک محسوب می‌شود، تاکنون ۱,۸۴۶ دستگاه تولید داشته است. سری Expedition A با تولید ۱,۷۴۲ واحد، انسان‌نماهای تمام‌اندازه‌ای را شامل می‌شود که قادر به انجام وظایف گسترده‌تر هستند. سری Genie G نیز شامل ۱,۴۱۲ واحد است و با طراحی‌های وظیفه‌محور که اغلب از چرخ بهره می‌برند، برای کاربردهای صنعتی و لجستیکی با نیاز به بهره‌وری بالا بهینه‌سازی شده. ربات‌های Agibot در ۸ بخش مختلف از جمله تولید، لجستیک، پذیرش و اجراهای نمایشی فعالیت می‌کنند.

دستیابی به تولید ۵,۰۰۰ ربات، این استارتاپ را در موقعیتی جلوتر از رقبای داخلی مانند UBTech قرار می‌دهد. این موضوع بر سرعت بالای Agibot و تمرکز متوازن آن بر توسعه هوش مصنوعی و اجرای سخت‌افزاری تأکید دارد.

ربات انسان‌نمای Bumi با قیمت ۱۴۰۰ دلار در چین، شکاف قیمتی شدیدی را در مقایسه با ربات‌های آمریکایی مانند Tesla Optimus و Digit نشان می‌دهد.

کارشناسان هشدار می‌دهند که در رقابت جهانی ربات‌های انسان‌نما، تمرکز چین بر کاهش شدید قیمت‌ها ممکن است به افزایش مقیاس تولید منجر شود، نه الزاماً سودآوری.

این روند، رقابت فناوری و هوش مصنوعی میان ایالات متحده و چین را عمیق‌تر می‌کند و مسیرهای متفاوتی برای دستیابی به برتری ترسیم می‌شود. شرکت چینی Songyan Power بر اساس توافقی جدید، ۱۰۰۰ واحد ربات انسان‌نمای Bumi را برای Huichen Technology تأمین خواهد کرد. Bumi یک ربات انسان‌نمای کوچک و سبک‌وزن است که توانایی راه‌ رفتن، دویدن، رقصیدن، پاسخ‌ دادن به فرمان‌های صوتی و برنامه‌ریزی از طریق ابزارهای ساده کشیدن و رها کردن را دارد. این ربات برای تعامل با کودکان، کاربردهای آموزشی و یادگیری مقدماتی رباتیک طراحی شده است.

Bumi با قیمت حدود ۱۴۰۰ دلار در حال حاضر ارزان‌ترین ربات انسان‌نمای جهان به شمار می‌رود و دسترسی نه فقط شرکت‌ها یا کارخانه‌ها بلکه مدارس و خانواده‌ها را ممکن می‌سازد. فروش این ربات از ژانویه ۲۰۲۶ آغاز خواهد شد و چین را به یکی از نخستین کشورهایی تبدیل می‌کند که ربات‌های انسان‌نما را به سمت استفاده روزمره مصرف‌کنندگان سوق می‌دهد.

چین ربات انسان‌نمایی به قیمت یک آیفون می‌فروشد - دیجینوی

در ایالات متحده، ربات‌های انسان‌نما همچنان به‌مراتب گران‌تر هستند. انتظار می‌رود Tesla Optimus در مقیاس تولید با قیمتی در بازه ۲۰۰۰۰ تا ۳۰۰۰۰ دلار عرضه شود، در حالی که Digit از شرکت Agility Robotics با قیمتی حدود ۲۵۰۰۰۰ دلار به فروش می‌رسد و به‌طور مشخص برای انبارها و کارخانه‌ها ساخته شده است. شرکت‌های آمریکایی اولویت را به بهره‌وری صنعتی و ایمنی می‌دهند، نه پذیرش مصرف‌کننده نهایی؛ رویکردی که به مقیاس‌پذیری کندتر، اما مدل‌های درآمدی شفاف‌تر منجر می‌شود.

راهبرد چین بر سرعت، مقیاس تولید و برهم‌زدن قیمت‌ها متمرکز است، حتی اگر حاشیه سود اندک باشد. در مقابل، رویکرد ایالات متحده بر هوش مصنوعی پیشرفته، خودمختاری و ارزش‌آفرینی سازمانی تأکید دارد. این دوگانگی بازتابی از رقابت گسترده‌تر در حوزه هوش مصنوعی و فناوری است: چین بر مقیاس سخت‌افزاری و تسلط اکوسیستمی شرط‌بندی می‌کند، در حالی که ایالات متحده بر هوشمندی نرم‌افزاری و کاربردهای با ارزش افزوده بالا تکیه دارد.

ربات‌های انسان‌نمای کم‌هزینه چینی می‌توانند پذیرش جهانی را در آموزش و پژوهش تسریع کنند، اما کارشناسان هشدار می‌دهند که جنگ‌های قیمتی ممکن است نوآوری بلندمدت را تضعیف کند. برای بازارهای جهانی، رقابت ربات‌های انسان‌نما به جبهه‌ای تازه در رقابت فناوری میان ایالات متحده و چین تبدیل شده است؛ رقابتی با چشم‌اندازهای بسیار متفاوت درباره چگونگی ورود ربات‌ها به زندگی روزمره.

پلیس راهنمایی و رانندگی معمولاً برای حفظ جریان ترافیک به بی‌سیم‌ها، اسکنرهای دستی و حجم زیادی از بررسی‌ها متکی است. با این حال، در شهر چانگشا در چین، ماهیت این مأموریت در حال تغییر اساسی است.

افسران محلی راهنمایی و رانندگی اکنون از عینک‌های هوشمند مبتنی بر هوش مصنوعی برای شناسایی خودروها و استخراج جزئیات مربوط به رانندگان در عرض چند ثانیه بهره می‌گیرند.

بر اساس اعلام رسمی پلیس راهنمایی و رانندگی چانگشا، واحد مدیریت ترافیک عمومی شهرداری، افسران خود را به عینک‌های جدید هوش مصنوعی مجهز کرده است.

این دستگاه وزن کمی دارد و از فاصله دور شبیه یک عینک معمولی به نظر می‌رسد. با این حال، قابلیت اصلی آن نمایش اطلاعات خودرو در یک نگاه و ظرف مدت ۱ تا ۲ ثانیه است. افسران می‌توانند جزئیات را روی نمایشگر داخلی مشاهده کنند، بدون آنکه نیاز باشد حرکت خود را متوقف نمایند.

این عینک‌ها به یک دوربین واید ۱۲ مگاپیکسلی و یک الگوریتم لرزشگیر تصویر مجهز شده‌اند که برای حفظ وضوح تصاویر حتی در شرایطی که افسران در حال حرکت هستند یا در ترافیک سنگین فعالیت می‌کنند، طراحی شده است. با یک بار شارژ کامل، این دستگاه‌ها قادرند تا حداکثر ۸ ساعت به‌صورت پیوسته کار کنند.

یکی از مهم‌ترین قابلیت‌های این عینک‌ها، شناسایی خودکار پلاک خودرو است. این سامانه به‌صورت آفلاین عمل می‌کند، دقتی بیش از ۹۹ درصد دارد و نتایج را در کمتر از ۱ ثانیه ارائه می‌دهد. همچنین به‌گونه‌ای طراحی شده که در شرایط نوری متفاوت، از روشنایی شدید روز گرفته تا ترافیک شبانه، عملکردی پایدار و قابل اعتماد داشته باشد.

پس از شناسایی خودرو، عینک‌ به‌صورت لحظه‌ای به پایگاه داده ترافیکی امنیت عمومی متصل می‌شود و اطلاعاتی نظیر مشخصات ثبت خودرو، وضعیت معاینه فنی و سوابق تخلفات را بازیابی می‌کند.

کاربرد این عینک‌ها فراتر از رهگیری خودرو است. این تجهیزات از قابلیت تشخیص چهره، ترجمه همزمان صوتی در بیش از ۱۰ زبان، و ضبط ویدئوی میدانی برای مقاصد اجرای قانون نیز پشتیبانی می‌کنند.

به لطف این سامانه، زمان بازرسی برای یک خط عبوری بنا بر گزارش‌ها از حدود ۳۰ ثانیه به تنها ۱ یا ۲ ثانیه کاهش یافته است. این فناوری همچنین میزان کار دستی را کم می‌کند، فشار روانی وارد بر افسران را کاهش می‌دهد، امکان اجرای قانون بدون تماس مستقیم را فراهم می‌سازد و به ایمن‌تر و دقیق‌تر شدن بررسی‌های کنار جاده‌ای کمک می‌کند.

گودال بهشتی یا همان Xiaozhai Tiankeng در استان چونگ‌کینگ چین قرار دارد و به‌عنوان بزرگ‌ترین فروچاله طبیعی جهان شناخته می‌شود. این پدیده‌ی شگفت‌انگیز با عمقی بین ۵۱۱ تا ۶۶۲ متر، طولی حدود ۶۲۶ متر و عرض ۵۳۷ متر، حجمی نزدیک به ۱۲۰ میلیون متر مکعب را در بر می‌گیرد و همین ابعاد عظیم آن را به یکی از عجایب زمین‌شناسی جهان تبدیل کرده است.

این فروچاله در نتیجه‌ی فرایندهای کارستی شکل گرفته است؛ به این معنا که طی صدها هزار سال، آب‌های زیرزمینی به‌تدریج سنگ‌های آهکی را حل کرده و شبکه‌ای از غارهای عظیم در دل زمین ایجاد کرده‌اند. در نهایت، سقف این غارها فرو ریخته و ساختار دو مرحله‌ای گودال بهشتی پدید آمده است. بخش بالایی این گودال عمقی در حدود ۳۲۰ متر دارد و بخش پایینی نزدیک به ۳۴۲ متر است؛ این دو بخش با یک لبه‌ی شیب‌دار از هم جدا می‌شوند و منظره‌ای چشمگیر و متفاوت را شکل می‌دهند. پژوهش‌های زمین‌شناسی نشان می‌دهد که این گودال در طول حدود ۱۲۸ هزار سال گذشته به وجود آمده و هنوز هم تغییرات طبیعی و فرایندهای زمین‌شناسی در آن ادامه دارد.

ویژگی منحصربه‌فرد گودال بهشتی، وجود جنگل‌های آویزان بر دیواره‌های آن است. شرایط خاص رطوبت و میزان نور در این محیط باعث شده گونه‌های گیاهی کمیاب و حتی ناشناخته در آن رشد کنند. دانشمندان هنگام بررسی این منطقه با اکوسیستم‌هایی روبه‌رو شده‌اند که مشابه آن‌ها تاکنون در هیچ نقطه‌ی دیگری از جهان مشاهده نشده است. همین ویژگی، این فروچاله را به یک آزمایشگاه طبیعی برای مطالعه‌ی تنوع زیستی تبدیل کرده است. علاوه بر گیاهان، گونه‌های جانوری خاصی نیز در اعماق این گودال شناسایی شده‌اند که به دلیل شرایط ایزوله، خصوصیات متفاوتی نسبت به زیستگاه‌های معمولی دارند و نمونه‌ای ارزشمند برای تحقیقات علمی محسوب می‌شوند.

گودال بهشتی؛ بزرگ‌ترین چاله طبیعی جهان که شما را شگفت‌زده می‌کند - دیجینویگودال بهشتی؛ بزرگ‌ترین چاله طبیعی جهان که شما را شگفت‌زده می‌کند - دیجینویگودال بهشتی؛ بزرگ‌ترین چاله طبیعی جهان که شما را شگفت‌زده می‌کند - دیجینویگودال بهشتی؛ بزرگ‌ترین چاله طبیعی جهان که شما را شگفت‌زده می‌کند - دیجینوی

از نظر تاریخی، هرچند مردم محلی قرن‌ها این گودال را می‌شناختند و آن را بخشی از محیط طبیعی خود می‌دانستند، اما توجه جهانی به آن در سال ۱۹۹۴ جلب شد؛ زمانی که گروهی از غارنوردان بریتانیایی وارد منطقه شدند، ابعاد و عمق آن را بررسی کردند و نتایج مطالعاتشان را ثبت نمودند. این فروچاله بخشی از چشم‌انداز کارستی «سه دره» چین است و به‌عنوان «فسیل زنده» این منطقه شناخته می‌شود؛ اصطلاحی که نشان‌دهنده‌ی قدمت و اهمیت زمین‌شناسی آن است.

گودال بهشتی نه‌تنها از نظر علمی ارزشمند است، بلکه به‌عنوان یک جاذبه گردشگری نیز شهرت دارد. چشم‌انداز جنگل‌های آویزان، پژواک صدا در اعماق و جریان‌های هوایی خاص، تجربه‌ای منحصربه‌فرد برای بازدیدکنندگان فراهم می‌کند. بسیاری از گردشگران این مکان را با داستان‌های علمی‌تخیلی مانند «سفر به مرکز زمین» اثر ژول ورن مقایسه می‌کنند، زیرا ورود به این دهانه‌ی عظیم حس مواجهه با جهانی ناشناخته و رازآلود را تداعی می‌کند.

گودال بهشتی (Xiaozhai Tiankeng) نه‌تنها بزرگ‌ترین فروچاله طبیعی جهان به شمار می‌رود، بلکه یکی از مهم‌ترین پدیده‌های زمین‌شناسی و زیست‌محیطی کره زمین محسوب می‌شود. این مکان ترکیبی از زیبایی طبیعی، رمزآلودگی و اهمیت علمی را در خود جای داده و همچنان الهام‌بخش پژوهشگران و گردشگران در سراسر جهان باقی مانده است؛ مکانی که هر بازدیدکننده را با عظمت و شگفتی طبیعت روبه‌رو می‌کند و ارزش آن فراتر از یک چشم‌انداز معمولی است.

یک شرکت چینی از ربات انسان‌نمای جدیدی رونمایی کرده که برای مبارزات رزمی طراحی شده است.

این ربات که T800 نام دارد، توسط شرکت EngineAI در جریان کنفرانس جهانی ربات‌ها در پکن معرفی شد و از نظر اندازه و وزن با یک انسان بالغ برابری می‌کند. T800 به عنوان بستری برای اجرای نمایش‌های کنترل‌شده رزمی، عملکردی خیره‌کننده از خود بر جای گذاشته است.

قدرت، ضربه‌ها و دقت

تقریباً هر هفته ربات‌های انسان‌نمای پیشرفته جدیدی معرفی می‌شوند. برای ایجاد تمایز و خلق رباتی منحصربه‌فرد، باید فراتر از کارهای ساده‌ای مثل راه‌ رفتن یا حرکات ابتدایی دست‌ها رفت.

EngineAI به این موضوع واقف بوده و ربات انسان‌نمای جدید خود با نام T800 را با رویکردی جسورانه و تکیه بر یک کارزار تبلیغاتی قدرتمند معرفی کرده است. این شرکت ربات را نه صرفاً به‌عنوان ابزاری کاربردی بلکه به‌عنوان مدلی با عملکرد بالا و توانایی اجرای حرکات پویا تبلیغ می‌کند.

ویدیویی که در ادامه مشاهده می‌کنید، به خوبی ظرفیت‌ها و توانایی‌های T800 در مبارزات رزمی را نشان می‌دهد:

ربات T800 یک مدل انسان‌نمای تمام‌قد بوده که با هدف دستیابی به تحرک‌پذیری بالا، استقامت زیاد و توانایی ایفای نقش‌های متنوع ساخته شده است. این ربات با ارتفاع ۱۷۳ سانتی‌متری و وزن ۷۵ کیلوگرم (با باتری نصب‌شده)، دارای ۲۹ درجه آزادی در بخش‌های مختلف بدن و ۷ درجه آزادی برای هر دست با مهارت حرکتی بالا است.

به گفته سازنده، ساختار ربات با استفاده از پنل‌های آلومینیومی در سطح استانداردهای هوانوردی شکل گرفته تا دوام بالا و وزن مناسب را فراهم آورد و در کنار آن، طراحی بیرونی نیز ظاهری آیرودینامیک ایجاد کرده است. یکی از نکات مهم، وجود سیستم خنک‌کننده فعال در مفاصل پاها است که امکان کارکرد مستمر و پرفشار تا چهار ساعت را به‌وجود می‌آورد. این سیستم توسط معماری باتری ماژولار جامد پشتیبانی می‌شود.

T800 مجموعه‌ای از حسگرهای چندوجهی مانند لیدار ۳۶۰ درجه، حسگرهای بینایی استریو و پردازش محیطی در حد چند میلی‌ثانیه برای جلوگیری از برخورد با موانع و افزایش آگاهی محیطی به همراه دارد. موتورهای قدرتمند مفاصل آن قادر به تولید گشتاور تا ۴۵۰ نیوتن‌متر هستند و امکان اجرای حرکات پیشرفته‌ای مانند ضربات پرشی، چرخش‌های مشابه حرکات کاپوئرا و تغییر جهت‌های سریع را فراهم می‌کنند.

به گزارش رسانه‌های معتبر بین‌المللی از جمله CBS News و Fox Business، شرکت امنیتی آنتروپیک اعلام کرده است که برای نخستین بار یک حمله سایبری گسترده با استفاده کامل از هوش مصنوعی انجام شده و رد پای هکرهای وابسته به چین در این عملیات دیده می‌شود. این رویداد نقطه عطفی در تاریخ امنیت سایبری محسوب می‌شود، زیرا نشان می‌دهد هوش مصنوعی می‌تواند بدون دخالت مستقیم انسان، مراحل مختلف یک حمله پیچیده را مدیریت کند.

در این حمله، هکرها از چت‌بات هوش مصنوعی Claude برای اجرای عملیات جاسوسی سایبری استفاده کردند. طبق گزارش شرکت آنتروپیک، این اقدام نخستین نمونه‌ای بود که در آن هوش مصنوعی نه‌تنها به‌عنوان ابزار کمکی، بلکه به‌عنوان موتور اصلی حمله عمل کرد. روند عملیات به‌طور کاملاً خودکار پیش رفت و شامل چند مرحله کلیدی بود:

ابتدا شبکه‌های هدف به‌صورت گسترده اسکن شدند تا آسیب‌پذیری‌های احتمالی شناسایی شود. سپس هوش مصنوعی با تولید کدهای مخرب و ابزارهای نفوذ، امکان ورود به سامانه‌ها را فراهم کرد. در ادامه، داده‌های هویتی کاربران شامل نام‌های کاربری و رمزهای عبور جمع‌آوری و در نهایت اطلاعات حساس از شرکت‌ها و نهادهای دولتی استخراج شد.

این فرایند نشان می‌دهد که هوش مصنوعی قادر است چرخه کامل یک حمله سایبری را بدون دخالت مستقیم انسان مدیریت کند؛ از مرحله شناسایی و نفوذ گرفته تا سرقت داده‌ها و حتی پنهان‌سازی ردپا. کارشناسان امنیتی تأکید کرده‌اند که چنین سطحی از خودکارسازی می‌تواند امنیت دیجیتال جهانی را وارد مرحله‌ای تازه کند و تهدیدهای سایبری را به‌مراتب پیچیده‌تر و خطرناک‌تر سازد.

اولین حمله سایبری تمام‌عیار جهان با استفاده از هوش مصنوعی؛ پای چین در میان است؟ - دیجینوی

در این حمله حدود ۳۰ سازمان جهانی از جمله شرکت‌های فناوری، مؤسسات مالی، صنایع شیمیایی و برخی نهادهای دولتی هدف قرار گرفتند. هرچند تنها تعداد محدودی از این حملات موفق بودند، اما اهمیت ماجرا در این است که برای نخستین بار هوش مصنوعی به‌عنوان عامل اصلی اجرای حمله سایبری به کار گرفته شد. این نکته نشان می‌دهد که فناوری‌های نوین دیگر صرفاً ابزار کمکی برای هکرها نیستند، بلکه می‌توانند به‌طور مستقل کل چرخه یک عملیات پیچیده را از مرحله شناسایی و نفوذ گرفته تا استخراج داده‌ها و حتی پنهان‌سازی ردپا هدایت کنند.

کارشناسان امنیتی هشدار داده‌اند که این رویداد می‌تواند آغازگر موجی جدید از حملات سایبری باشد؛ حملاتی که به‌دلیل سرعت، پیچیدگی و خودکار بودن، مقابله با آن‌ها دشوارتر خواهد بود. به گفته تحلیلگران، استفاده از هوش مصنوعی در این سطح می‌تواند قواعد بازی در حوزه امنیت دیجیتال را تغییر دهد و دولت‌ها و شرکت‌ها را مجبور به بازنگری جدی در سیاست‌های دفاعی و حفاظتی کند.

آن‌ها تأکید می‌کنند که این تحول نه‌تنها تهدیدی برای زیرساخت‌های حیاتی و اقتصادی است، بلکه می‌تواند اعتماد عمومی به امنیت فضای آنلاین را نیز متزلزل کند. در چنین شرایطی، کشورها و شرکت‌ها باید به‌سرعت راهبردهای تازه‌ای برای مقابله با تهدیدهای مبتنی بر هوش مصنوعی تدوین کنند؛ راهبردهایی که هم جنبه فنی و هم جنبه حقوقی و سیاست‌گذاری را در بر گیرد تا بتوانند در برابر موج جدید حملات سایبری ایستادگی کنند.

همه ما درباره رباتی شنیده‌ایم که مجبور شدند آن را برش دهند تا مطمئن شوند که انسانی درون آن نیست. وقتی XPENG ربات انسان‌نمای فوق واقع‌گرایانه خود به نام IRON را در روز هوش مصنوعی در گوانگژو رونمایی کرد، واکنش‌های متنوعی برانگیخت. با توجه به روانی حرکات آن در راه رفتن، اشاره کردن و گام برداشتن، بسیاری از بینندگان اصرار داشتند که حتماً یک انسان درون لباس ربات است و برای رفع این شک، یک مهندس بخشی از پوست نرم مصنوعی ربات را برش داد تا اسکلت فلزی آن آشکار شود.

این طراحی انسان‌نما داری یک ستون فقرات بیونیک، عضلات و پوست مصنوعی است که با هم حرکت می‌کنند تا آناتومی انسانی را بازتولید کنند، و این دقیقاً همان چیزی است که IRON را شگفت‌انگیز می‌کند.

بسیاری از شرکت‌ها با پشتوانه دهه‌ها تحقیق و بودجه‌های بسیار زیاد، در رقابت ربات‌های انسان‌نما پیشتاز هستند. با این حال، IRON به عنوان یک ربات کلاس Atlas معرفی نمی‌شود. رویکرد XPENG به‌طور قابل توجهی متفاوت بوده و به جای مهندسی رباتی که صرفاً ظاهر انسانی داشته باشد، هدفش ساخت رباتی است که در نحوه حرکت، ظاهر و تعامل با انسان‌ها واقعی و انسانی احساس می‌شود.

لیست طولانی مشخصات فنی IRON چیزی نیست که XPENG را متمایز می‌کند. این شرکت بیشتر درباره شکل، ظاهر، حرکات و نهایتاً احساسی که IRON در انسان‌ها ایجاد می‌کند حرف می‌زند. فلسفه طراحی XPENG بر ساخت قوی‌ترین یا سریع‌ترین انسان‌نما متمرکز نیست، بلکه بر ساخت رباتی است که به‌طور عمدی شبیه بدن انسان بوده تا فاصله احساسی بین انسان و ماشین را کاهش دهد.

XPENG ربات IRON را به عنوان یک پلتفرم در نظر گرفته که قابل شکل‌دهی، استایل‌دهی و شخصی‌سازی است. این شرکت درباره ارائه انواع بدن، از فرم‌های باریک‌تر تا ساختارهای قوی‌تر، و همچنین پوست مصنوعی تمام بدن و فرم‌های جنسیتی صحبت کرده است. هی ژیائوپنگ، مدیرعامل شرکت، توضیح داد که می‌توان IRON را کمی چاق‌تر یا لاغرتر انتخاب کرد و بر اساس سلیقه خود شخصی‌سازی نمود. او همچنین پیشنهاد کرد که مشابه خرید خودرو، روزی مشتریان ممکن است جنسیت، طول مو یا لباس ربات خود را انتخاب کنند.

تمرکز بر شخصی‌سازی و طراحی ظاهری نرم در این ربات، عمدی است. هدف، تنها کارکردی بودن IRON نیست، بلکه ایجاد احساس نزدیکی و راحتی با انسان‌هاست. هی ژیائوپنگ اشاره کرد که یک ربات انسان‌نما باید گرم‌تر و صمیمی‌تر از یک ماشین سرد و مکانیکی به نظر برسد. این ادراک می‌تواند تعیین کند که مردم چگونه ربات‌ها را در محیط‌های روزمره می‌پذیرند.

افراد معمولا هنگام مواجهه با رباتی که تقریباً، اما نه کاملاً، شبیه انسان است احساس ناراحتی می‌کنند. شرکت XPENG با ربات IRON تلاش کرده تا این احساس ناراحتی را از طریق نسبت‌های آشنا، سطوح نرم و حرکات روان و هماهنگ از بین ببرد.

چگونه ربات انسان‌نمای فوق واقع‌گرایانه چین، توانست مثل انسان راه برود - دیجینوی

با بازتولید اسکلت انسانی با ستون فقرات بیونیک، تعبیه عضلات مفصلی و پوشاندن ساختار با پوست انعطاف‌پذیر، XPENG قصد دارد که IRON حضوری طبیعی و غیر بیگانه داشته باشد. نمایش عمومی، به‌ویژه لحظه‌ای که بخشی از پوشش مصنوعی ربات برش داده شد، نشان داد که حرکت زنده IRON از معماری داخلی آن ناشی می‌شود، نه یک اجراکننده پنهانی در درون.

به جای پیشبرد زیبایی‌شناسی آینده‌نگرانه و ماشین‌محور، XPENG بر نشانه‌های بصری قابل تشخیص مانند شکل بدن، لباس و سیلوئت‌های انسان‌مانند تکیه کرده است. این رویکرد فاصله ادراکی بین انسان و ربات را کاهش داده و حس عجیب و غریب که معمولاً با ربات‌های انسان‌نما همراه است را کم می‌کند.

بنابراین، IRON تنها یک نمایش مهندسی نیست، بلکه تلاش برای ساخت انسان‌نمایی است که مردم بتوانند به راحتی آن را بپذیرند. با کاهش فاصله بصری و احساسی، XPENG امیدوار است که IRON بتواند به طور طبیعی در فضاهای انسانی پذیرفته شود.

XPENG قصد دارد تولید انبوه IRON را تا اواخر ۲۰۲۶ آغاز کند و ابتدا به کاربردهای تجاری، به جای استفاده خانگی، هدف‌گذاری کرده است. با وجود تأثیرگذاری نمایش، برخی همچنان شکاک هستند. حرکت انسان‌مانند ربات تحت شرایط کنترل‌شده یک چیز است؛ اما رفتار انسان‌نمای ایمن، قابل اعتماد و چندمنظوره در محیط‌های واقعی و نامنظم، به‌ویژه در اطراف انسان‌ها، مسئله‌ای کاملاً متفاوت است. اگر IRON می‌خواهد از یک نمایش دیداری به واقعیت روزمره تبدیل شود، ایمنی، دوام، نگهداری و پذیرش اجتماعی همگی آزمون‌های حیاتی خواهند بود.

اما با برش دادن IRON روی صحنه، XPENG بیانیه‌ای عمدی ارائه کرد. شاید ربات‌های انسان‌نمایی که بر فاصله مکانیکی یا توهم تئاتری متکی هستند، تنها تا حد مشخصی موفق باشند. آن‌ها ممکن است تأثیرگذار به نظر برسند و در برخی محیط‌ها ادغام شوند، اما پذیرش واقعی احتمالاً نه از طریق حفظ حالت رباتیک، بلکه از تبدیل شدن به یک شکل انسانی متقاعدکننده حاصل خواهد شد.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده از سوی زمین‌شناسان چینی، آنان اعلام کرده‌اند که در رشته‌کوه‌های کونلون واقع در منطقه خودمختار سین‌کیانگ اویغور، به یک ذخیره بالقوه بزرگ طلا دست یافته‌اند. مطابق این گزارش‌ها، این ذخیره جدید، در صورتی که صحت آن در مراحل بعدی اثبات شود، می‌تواند بازدهی بیش از ۱۰۰۰ تن طلا داشته باشد.

این ذخیره، نه به‌صورت یک توده واحد، بلکه به شکل یک کمربند شامل رگه‌های پراکنده توصیف شده است. این کشف هنوز در مرحله‌ای بسیار ابتدایی قرار دارد و در حال حاضر بیشتر به‌عنوان یک پتانسیل تلقی می‌شود تا یک ذخیره قطعی. این امر نشان می‌دهد که تنها بخشی از آن در نهایت ممکن است به سنگ معدن قابل استخراج تبدیل شود. بر این اساس، تخمین‌ها همچنان نظری باقی می‌مانند تا زمانی که دهه‌ها عملیات حفاری، پیوستگی، عیار و امکان استخراج در عمق را اثبات کنند.

در مقاله‌ای که در نشریه Acta Geoscientica Sinica منتشر شد، هه فوباو، مهندس ارشد تیم زمین‌شناسی، به همراه همکاران خود توضیح داد که «طرح کلی یک کمربند طلای با مقیاس هزار تن در غرب کونلون سین‌کیانگ اکنون در حال شکل‌گیری است.»

طبق گزارش South China Morning Post، این کشف سومین ذخیره طلای بالای ۱۰۰۰ تن بوده که طی یک سال گذشته در چین اعلام شده است. دو مورد دیگر در استان لیائونینگ در شمال‌شرق و استان هونان در مرکز چین گزارش شده‌اند.

ذخیره لیائونینگ دارای پتانسیل ۱۴۴۴ تن طلا گزارش شده است. مطابق گزارش‌ها، این ذخیره ممکن است میانگین عیار حدود ۰.56g/t داشته باشد که آن را به یک ذخیره کم‌عیار تبدیل می‌کند. این بدان معنی است که برای تولید هر ۱ گرم طلا باید نزدیک به ۲ تن سنگ استخراج شود. بنابراین، استخراج ۱۴۰۰ تن طلا نیازمند جابه‌جایی حدود ۲.۵ میلیون تن سنگ معدن است.

اگرچه حجم این ذخیره زیاد بوده، اما سودآوری آن به انرژی، نیروی کار و عملیات لجستیکی وابسته است. سومین ذخیره کشف‌شده، میدان وانگو، ظاهراً از نظر زمین‌شناسی اهمیت چشمگیری دارد. طبق گزارش‌ها، این ذخیره شامل چندین رگه عمیق است که در عمق ۲۰۰۰ متر تا ۳۰۰۰ متر قرار گرفته‌اند. برخی از نمونه‌ها دارای عیارهای بسیار بالا، برای نمونه 138g/t، هستند،پ؛ اما این موارد نقاط محدود و اصطلاحاً «نقاط شیرین» محسوب می‌شوند. مدل‌سازی‌های اولیه بیان می‌کند که ممکن است بیش از ۱۰۰۰ تن طلا در ساختار گسترده‌تر این سامانه وجود داشته باشد. با این حال، استخراج در چنین عمق‌هایی هزینه‌ای بسیار سنگین دارد. بنابراین، این ذخیره از نظر زمین‌شناسی امیدبخش‌ترین، اما از نظر اقتصادی پرهزینه‌ترین است.

پیش از این کشفیات، بزرگ‌ترین ذخایر شناخته‌شده طلا در جهان معمولاً تنها چند صد تن طلا داشتند. علاوه بر این، برآوردها نشان می‌داد که در سراسر چین تنها حدود ۳۰۰۰ تن طلا باقی‌ مانده که هنوز استخراج نشده است؛ رقمی که تقریباً معادل یک‌چهارم ذخایر باقی‌ مانده در روسیه و استرالیا محسوب می‌شود.

این موج سریع از کشفیات بالقوه طلا در چین بسیار مهم ارزیابی می‌شود، زیرا چین در چند سال اخیر به‌شدت دامنه اکتشافات زمین‌شناسی خود را گسترش داده است. پکن متعهد شده است که برای کاهش وابستگی خارجی و تأمین آنچه «ذخایر راهبردی ملی» توصیف می‌کند، به خودکفایی در حوزه فلزات برسد. بر این اساس، چین اکنون مناطق کمتر اکتشاف‌ شده را به‌شکلی تهاجمی مورد بررسی قرار می‌دهد.

گزارش‌ها نشان می‌دهد که پتانسیل زمین‌شناسی چین در حوزه طلا بیش از آن چیزی است که مدل‌های قدیمی غربی فرض کرده بودند. بسیاری از کمربندهای معدنی در مرکز و غرب چین تاکنون هیچ‌گاه حفاری‌های عمیق تجربه نکرده بودند.

ویدیوی شگفت‌انگیزی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، لحظه وقوع رانش عظیم زمین را نشان می‌دهد که موجب فروپاشی پل جدید هونگ‌چی در منطقه‌ای کوهستانی از چین در بعدازظهر سه‌شنبه گردید.

این پل که در استان سیچوآن واقع شده و بخشی از بزرگراه ملی متصل‌کننده مناطق مرکزی چین به تبت است، تنها چند ماه پس از افتتاح دچار آسیب گردید.

مقامات شهر مارکانگ در بیانیه‌ای اعلام کردند که هیچ تلفات یا جراحتی گزارش نشده است. به گزارش روزنامه China Daily، پل که به طول ۷۵۸ متر بر فراز رودخانه‌ای قرار گرفته، از روز دوشنبه به‌صورت پیشگیرانه بسته شده بود؛ چراکه مسئولان تغییر شکل در شیب زمین و جابه‌جایی خاک در کرانه راست رودخانه را تشخیص داده بودند.

بررسی‌های بیشتر وجود ترک‌هایی در سطح جاده را آشکار کرد و مقامات محلی بلافاصله وضعیت اضطراری اعلام نمودند و علائم هشداردهنده و اطلاعیه‌های کنترل ترافیک را برای آگاهی عمومی نصب کردند.

مقامات گزارش داده بودند که وضعیت شیب زمین رو به وخامت گذاشته که سرانجام رانش زمین را رقم زد. در ویدیوی منتشر شده در اینترنت، صحنه‌ای دیده می‌شود که طی آن سنگ‌ها و آوار از دامنه کوه فرو می‌ریزند و بخش‌هایی از جاده و پل را در میان ابری غلیظ از گرد و خاک نابود می‌کنند. پس از فروکش کردن غبار، بخش‌هایی از بزرگراه و پایه‌های آن بر روی زمین دیده می‌شوند، در حالی‌که سایر قسمت‌های پل سالم باقی مانده‌اند.

مقامات چینی هنوز جدول زمانی مشخصی برای تعمیر پل ارائه نکرده‌اند. رانندگان از سوی مقامات محلی به مسیرهای جایگزین هدایت شدند.

این دومین حادثه مهم فروپاشی زیرساختی در چین طی ماه‌های گذشته است. یک پل راه‌آهن در حال ساخت در استان شمال‌غربی چینگهای در تابستان امسال فرو ریخت و منجر به مرگ ۱۲ کارگر شد.

به گزارش Business & Human Rights Centre، بخشی از پل راه‌آهن هنگام انجام عملیات کشش کابل فولادی بر فراز رودخانه زرد دچار شکست شد. بخش میانی پل در حالی که قسمت بالایی آن جرقه می‌زد، به داخل رودخانه سقوط کرد.

این پل به‌عنوان «بزرگ‌ترین پل قوسی فولادی دوخطه راه‌آهن جهان» توصیف شده و قرار بود خط ریلی پرسرعت سیچوآن چینگهای را به تبت متصل کند.

در کشور هند‌ نیز اخیرا پلی در ایالت گجرات بر روی رودخانه‌ای فرو ریخت و ۱۱ نفر جان باختند. قربانی دوازدهم نیز چند هفته بعد بر اثر شدت جراحات درگذشت.

دانشمندان چینی موفق به توسعه یک نمونه اولیه از موشک هایپرسونیک با قابلیت تغییر شکل یا به‌اصطلاح «مورفینگ» شده‌اند که می‌تواند با سرعتی بیش از ۵ ماخ (حدود ۶,۱۷۴ کیلومتر بر ساعت) پرواز کند. بر اساس گزارش‌ها، این فناوری جدید قادر است در حین پرواز، شکل خود را تغییر دهد.

قابلیت‌ تغییرشکل شامل بال‌هایی جمع‌شونده است که می‌توانند تا شوند و بدنه‌ی موشک را باریک‌تر و آیرودینامیک‌تر کنند. این ویژگی باعث کاهش نیروی مقاومت هوا می‌شود و به موشک هایپرسونیک امکان می‌دهد با سرعت بسیار بالا پرواز کند.

زمانی که بال‌ها باز می‌شوند، نیروی لیفت و قابلیت مانور افزایش می‌یابد و موشک می‌تواند چرخش یا گلاید بهتری انجام دهد. به گفته‌ی متخصصان، این انعطاف‌پذیری در حوزه‌ی پروازهای هایپرسونیک به‌منزله‌ی «جام مقدس» فناوری به شمار می‌رود، زیرا بیشتر موشک‌های هایپرسونیک ناچارند بین دو حالت سرعت بالا یا کنترل بهتر یکی را انتخاب کنند.

این موشک جدید توسط تیمی به سرپرستی پروفسور وانگ پنگ در دانشگاه ملی فناوری دفاعی چین ساخته شده است که از مراکز مهم تحقیقاتی تحت نظارت ارتش چین محسوب می‌شود. مقاله‌ی مربوط به این پژوهش در نشریه‌ی علمی Acta Aeronautica et Astronautica Sinica، معتبرترین مجله‌ی هوافضای چین، منتشر شده است. پژوهشگران تنها به نظریه بسنده نکرده‌اند، بلکه آزمایش‌هایی در پلتفرم شبیه‌سازی سخت‌افزار در حلقه (HIL) نیز انجام داده‌اند.

در این آزمایش‌ها، سیستم کنترل پرواز یا همان «مغز» موشک به سخت‌افزار واقعی و حسگرهایی متصل است که در شبیه‌سازی شرایط پروازی به کار می‌روند. این امر نشان می‌دهد که سیستم کنترل، به‌صورت هم‌زمان و واقعی با اجزای فیزیکی کار می‌کند و صرفاً محدود به مدل‌های رایانه‌ای نیست.

چین از موشک جدیدی با قابلیت تغییر شکل در سرعت‌های هایپرسونیک رونمایی کرد - دیجینوی

این فناوری جدید می‌تواند تأثیرات قابل‌توجهی در زمینه‌ی نظامی داشته باشد. چین پیش‌تر موشک کروز هایپرسونیک CJ-1000 را معرفی کرده بود که ادعا می‌شود قادر است اهداف متحرک، حتی هواپیماها یا کشتی‌ها، را از فاصله‌ی چند هزار کیلومتری هدف قرار دهد. این در حالی است که کارشناسان پیش‌تر چنین قابلیتی را غیرممکن می‌دانستند، زیرا پرواز هایپرسونیک معمولاً چابکی را فدای سرعت می‌کند. اما در تئوری، مفهوم جدید بال‌های تغییرشکل‌دهنده می‌تواند امکانات تازه‌ای را برای چین در حوزه‌ی فناوری هایپرسونیک فراهم آورد.

در حالت بال‌های جمع‌شده، موشک می‌تواند با سرعت بسیار بالا به منطقه‌ی هدف برسد. سپس، با باز کردن جزئی بال‌ها، توانایی تغییر مسیر، شیرجه یا مانور را پیدا می‌کند و رهگیری یا پیش‌بینی مسیر آن را برای سامانه‌های دفاعی دشمن بسیار دشوار می‌سازد.

اگر ادعاهای مربوط به این موشک هایپرسونیک صحت داشته باشد، این فناوری می‌تواند برتری چشمگیری برای چین در نفوذ به سامانه‌های دفاعی یا هدف‌گیری اهداف متحرک و باارزش مانند ناوهای هواپیمابر یا جنگنده‌های رادارگریز فراهم کند.

با این حال، این فناوری بدون چالش نیست. پرواز با سرعتی بیش از ۵ ماخ به معنی تجربه‌ی دمای بالاتر از ۲,۰۰۰ درجه سانتی‌گراد است؛ دمایی که می‌تواند فلزات را نرم کرده و حتی هوای اطراف موشک را یونیزه کند. علاوه بر این، نیروهای آیرودینامیکی عظیمی بر سازه وارد می‌شود، به طوری که هر جزء متحرک می‌تواند به نقطه‌ای بحرانی برای شکست تبدیل گردد. بال‌های متحرک نیز پیچیدگی بیشتری به این معادله اضافه می‌کنند.

هر تغییر در شکل بال‌ها، الگوی جریان هوا و نیروهای آیرودینامیکی را دگرگون می‌سازد و در نتیجه کنترل پرواز را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. علاوه بر چالش‌های مکانیکی، رایانه‌ی پرواز باید در هر لحظه، نیروی لیفت، درگ و پایداری را محاسبه کند. تیم پژوهشی توضیح می‌دهد که این امر مستلزم عملکرد دقیق و بدون تأخیر عملگرها (موتورهای محرک بال) است، زیرا هرگونه لرزش یا تأخیر می‌تواند موجب ناپایداری شود.

در عین حال، رایانه‌های موجود در موشک‌ها معمولا کوچک، مقاوم و با توان پردازشی محدود هستند و نمی‌توانند نقش ابررایانه‌ها را ایفا کنند. بنابراین، الگوریتم کنترلی باید به‌حدی کارآمد باشد که بدون نیاز به توان محاسباتی زیاد، تصمیمات سریع و پایدار بگیرد. تیم وانگ ادعا می‌کند که با استفاده از الگوریتمی جدید متشکل از چند نوآوری این مشکل را حل کرده است.

اولین نوآوری، مدل‌سازی سیستم مرتبه‌‌ی بالا است؛ یعنی نمایش ریاضی بسیار دقیق از رفتار تمام بخش‌های موشک. دوم، استفاده از روش Prescribed Performance Control است که مقادیر هدف مشخصی مانند خطای مجاز و زمان پاسخ را از پیش تعیین می‌کند. سوم، بهره‌گیری از فناوری Super-Twisting Sliding-Mode Control است که می‌تواند در برابر عدم‌قطعیت‌ها و نویز مقاوم باشد و از لرزش‌های مخرب عملگرها جلوگیری کند.

کاربرد این فناوری محدود به حوزه‌ی نظامی نیست. این روش می‌تواند در صنایع غیرنظامی مانند پروازهای تجاری یا حمل‌ونقل سریع بار نیز تحول ایجاد کند. برای مثال، زمان پروازهای بین‌قاره‌ای تجاری که امروزه ۱۰ تا ۱۲ ساعت طول می‌کشد، می‌تواند به ۱ تا ۲ ساعت کاهش یابد. همچنین، این فناوری می‌تواند مسیر تازه‌ای برای حمل‌ونقل سریع کالا میان قاره‌ها بگشاید.

در صورت صحت این گزارش‌، دستاورد دانشمندان چینی یکی از بزرگ‌ترین جهش‌ها در فناوری هایپرسونیک محسوب می‌شود و نشانه‌ای از پیشروی چین به قلمرویی است که حتی کشورهای پیشرفته نیز هنوز به‌طور کامل بر آن مسلط نشده‌اند.