پژوهش‌ها نشان می‌دهد نیم‌کره اقیانوس آرام در مقایسه با نیم‌کره آفریقایی با سرعت بیشتری گرما از دست می‌دهد. این گرما از درون گداخته زمین سرچشمه می‌گیرد؛ همان گرمایی که جابه‌جایی قاره‌ها را به حرکت درمی‌آورد. خشکی‌ها نسبت به بسترِ کفِ اقیانوس‌ها گرمای بیشتری را در خود نگاه می‌دارند و این موضوع نشان‌دهنده آن است که ناحیه اقیانوس آرام در گذشته بسیار گرم‌تر بود.

دانشمندان دانشگاه اسلو اعلام کرده‌اند یک طرف زمین به شکل قابل‌توجهی سریع‌تر از سوی دیگر گرما از دست می‌دهد و عامل این موضوع پدیده‌ای است که قدمتی تقریباً به اندازه عمر زمین دارد.

مطالعه‌ای که در مجله Geophysical Research Letters منتشر شده، از مدل‌های رایانه‌ای ۴۰۰ میلیون سال گذشته برای محاسبه میزان عایق‌شدگی هر نیم‌کره بر اساس مقدار خشکی استفاده می‌کند؛ عاملی که نقش اساسی در حفظ گرمای درونی و جلوگیری از هدررفت آن دارد. این الگو به دوران پانگه‌آ بازمی‌گردد.

زمین دارای یک بخش درونی مایع و به‌شدت داغ است که کل سیاره را از درون گرم می‌کند. این بخش درونی در حال چرخش است و همین چرخش، گرانش و میدان مغناطیسی زمین را پدید می‌آورد و موجب می‌شود جو محافظ زمین به سطح آن متصل بماند.

در بازه‌های زمانی بسیار طولانی، این بخش داغ دائماً رو به سرد شدن می‌رود و در نهایت زمین را به سیاره‌ای مشابه مریخ تبدیل خواهد کرد. نکته شگفت‌آور این پژوهش، نامتقارن بودن سرعت سرد شدن است. با این حال علت آن کاملاً قابل درک است: بخش‌هایی از زمین با حضور خشکی‌های گسترده عایق‌بندی شده‌اند و لایه‌ای همانند یک مخزن حرارتی ایجاد کرده‌اند که مانع خروج گرما می‌شود.

این پدیده در تضاد با اصلی‌ترین مسیر اتلاف گرمای زمین است. نویسندگان پژوهش توضیح می‌دهند که فرایند تحول حرارتی زمین عمدتاً تحت کنترل میزان اتلاف گرما از طریق لیتوسفر اقیانوسی است. اما چرا این ناحیه بیشترین میزان اتلاف گرما را دارد؟ برای پاسخ، باید مروری سریع بر جابه‌جایی قاره‌ای داشت.

چرا یک سوی زمین با سرعتی بسیار بیشتر در حال سرد شدن است - دیجینوی

گوشته زمین همانند یک کوره همرفتی عمل می‌کند که حرکت صفحه‌های تکتونیکی را مانند یک تسمه‌نقاله به پیش می‌راند. بستر کف اقیانوس هر روز اندکی جابه‌جا می‌شود. بستر جدید از ماگمایی که در شکاف‌های میان‌قاره‌ای بالا می‌آید شکل می‌گیرد و بستر قدیمی زیر جرم قاره‌ها فشرده شده و ذوب می‌شود.

برای بررسی رفتار گرمای درونی زمین، دانشمندان مدلی ساختند که زمین را به دو نیم‌کره آفریقایی و اقیانوس آرام تقسیم می‌کند و سپس کل سطح زمین را با شبکه‌ای بر اساس نیم درجه عرض و طول جغرافیایی بخش‌بندی می‌کند.

پژوهشگران چندین مدل پیشین شامل سن بستر دریا و موقعیت قاره‌ها طی ۴۰۰ میلیون سال گذشته را با یکدیگر ترکیب کردند. سپس محاسباتی انجام دادند که میزان گرمای موجود در هر خانه از شبکه را در طول عمر زمین‌شناختی آن مشخص می‌کرد. این محاسبات امکان تعیین نرخ کلی سرد شدن را فراهم کرد و در نهایت مشخص شد نیم‌کره اقیانوس آرام بسیار سریع‌تر سرد شده است.

در تصویر ارائه‌شده توسط کارلسن و همکاران در مجله Geophysical Research Letters، میزان تجمعی اتلاف حرارت گوشته طی ۴۰۰ میلیون سال گذشته (شامل نواحی اقیانوسی و قاره‌ای) نمایش داده شده است. بستر کف اقیانوس بسیار نازک‌تر از جرم عظیم خشکی‌ها است و گرمای درونی زمین توسط حجم گسترده آب سرد اقیانوس‌ها به‌سرعت جذب و خنک می‌شود. کافی است اقیانوس آرام را به عنوان بزرگ‌ترین پهنه آبی جهان با خشکی‌های مقابل آن یعنی آفریقا، اروپا و آسیا مقایسه کنیم؛ در این صورت روشن می‌شود که چرا سریع‌ترین اتلاف گرما از این بخش رخ می‌دهد.

پژوهش‌های پیشین درباره این پدیده تنها تا ۲۳۰ میلیون سال گذشته را بررسی کرده بودند، در حالی که مدل جدید با پوشش ۴۰۰ میلیون سال، بازه زمانی مطالعه را تقریباً دو برابر می‌کند.

نتایج پژوهش یک تناقض حیرت‌انگیز را در خود دارد. نیم‌کره اقیانوس آرام حدود ۵۰ کلوین بیشتر از نیم‌کره آفریقایی سرد شده، اما سرعت بالاتر حرکت صفحه‌های تکتونیکی در نیم‌کره اقیانوس آرام طی ۴۰۰ میلیون سال گذشته نشان می‌دهد این بخش در زمانی از تاریخ زمین بسیار گرم‌تر بوده است.

آیا ممکن است این ناحیه در گذشته‌ی بسیار دور توسط خشکی پوشیده شده و گرمای درونی را بیشتر حفظ کرده باشد؟ احتمال‌های دیگری نیز مطرح‌اند، اما در هر حال فعالیت شدید تکتونیکی امروزی در این منطقه مؤید وجود همین تفاوت گرمایی است. هرچه گوشته مذاب‌تر باشد، حرکت و برخورد صفحه‌ها آسان‌تر و شدیدتر خواهد بود.

دمای میانگین امسال تقریباً ۱.۵ درجه سانتی‌گراد بالاتر از میانگین پیشاصنعتی بوده و این سال را پس از ۲۰۲۴ به دومین سال گرم تاریخ تبدیل کرده است.

سال ۲۰۲۵ در مسیر تبدیل شدن به دومین سال گرم تاریخ پس از ۲۰۲۴ قرار دارد، با مناطقی که تجربه طوفان‌های بی‌سابقه، آتش‌سوزی‌های گسترده و گرمای شدید داشته‌اند. بر اساس داده‌های سرویس تغییرات اقلیمی کپرنیک اتحادیه اروپا (C3S)، دمای میانگین برای سال ۲۰۲۵ در حال حاضر ۱.۴۸ درجه سانتی‌گراد بالاتر از میانگین پیشاصنعتی است. این مقدار، آن را با ۲۰۲۳ هم‌رده کرده و پس از ۲۰۲۴ قرار می‌دهد که دمای آن ۱.۶ درجه بالاتر از میانگین پیشاصنعتی بود.

در حالی که فاز اقلیمی النینو در ۲۰۲۴ باعث گرم شدن کره زمین شد، اکنون جهان در فاز متناوب لانینا قرار دارد که جریان آب سرد در اقیانوس آرام استوایی باعث کاهش دمای جهانی می‌شود. اما انتشار سوخت‌های فسیلی در ۲۰۲۵ به رکورد جدیدی رسیده و بنابراین، دما همچنان رو به افزایش خواهد بود و به وقوع پدیده‌های شدید جوی ویرانگر کمک خواهد کرد.

آمانتا بورگس از C3S می‌گوید رویدادهای شدید جوی بر مردم، جامعه و اکوسیستم‌ها تأثیر می‌گذارند و ما می‌دانیم که این رویدادها در دنیای گرم‌تر هم از نظر فراوانی و هم از نظر شدت افزایش می‌یابند. طوفان‌ها بدتر می‌شوند زیرا جو مقدار بیشتری رطوبت در خود نگه می‌دارد.

این تابستان، تغییرات اقلیمی باعث ۱۶,۵۰۰ مرگ اضافی در اثر موج‌های گرما در اروپا شد. در اکتبر، طوفان Melissa، قوی‌ترین طوفانی که تاکنون جامائیکا را درنوردیده، بیش از ۸۰ نفر را کشت و خسارتی معادل ۸.۸ میلیارد دلار بر جای گذاشت. سازمان World Weather Attribution متوجه شده که تغییرات اقلیمی میزان بارش Melissa را ۱۶ درصد و سرعت باد آن را ۷ درصد افزایش داده است.

در ماه نوامبر، یک رشته از طوفان‌ها باعث رانش زمین و سیل در سریلانکا، اندونزی، تایلند، مالزی و ویتنام شد و بیش از ۱,۶۰۰ نفر کشته شدند.

وسعت یخ‌های دریای قطب شمال در حال حاضر کمترین میزان ثبت‌شده برای این فصل سال است و یخ‌های دریای قطب جنوب نیز پایین‌تر از حد نرمال قرار دارند.

میانگین دمای سه ساله اکنون در مسیر عبور از ۱.۵ درجه سانتی‌گراد بالاتر از میانگین پیشاصنعتی برای اولین بار است. دانشمندان انتظار دارند که گرمایش تا سال ۲۰۲۹ از میانگین بلندمدت ۱.۵ درجه عبور کند و هدف توافق پاریس را نقض نماید.

بورگس می‌گوید با عبور از مرز ۱.۵ درجه سانتی‌گراد شاهد رویدادهای شدیدتری خواهیم بود. یک گزارش در ماه اکتبر استدلال کرد که یکی از نقاط بحرانی، مرگ برگشت‌ناپذیر صخره‌های مرجانی استوایی، قبلاً رخ داده است و جهان به زودی در معرض عبور از نقاط بحرانی دیگری مانند مرگ جنگل‌های آمازون و فروپاشی یخچال‌های گرینلند و غرب قطب جنوب، همچنین یخ‌های دریای قطب جنوب قرار دارد.

پژوهشی جدید از دانشگاه ایالتی میشیگان نشان می‌دهد که احتمال برخورد اجرام میان‌ستاره‌ای با زمین فراتر از برآوردهای گذشته است. بر اساس یافته‌ها، مناطق استوایی و نیمکره شمالی در معرض خطر بیشتری قرار دارند و فصل زمستان بیشترین احتمال برخورد را دارد.

تا به امروز سه جرم میان‌ستاره‌ای (interstellar objects) شناخته‌شده وارد بخش درونی منظومه شمسی شده‌اند. نخستین آن‌ها، اوموآموا (Oumuamua)، در سال ۲۰۱۷ ظاهر شد. دومین جرم، دنباله‌دار میان‌ستاره‌ای ۲آی/بوریسوف (2l/Borisov) بود که در سال ۲۰۱۹ رصد شد، و سومین نمونه، دنباله‌دار ۳آی/اطلس (3I/Atlas) است که هم‌اکنون در حال عبور از نواحی گرم‌تر و نزدیک به خورشید است.

دانشمندان معتقدند در طول ۴.۶ میلیارد سال تاریخ منظومه شمسی، تعداد بی‌شماری از این اجرام از نزدیکی خورشید و دیگر سیارات عبور کرده‌اند و احتمالا تعدادی از آن‌ها نیز با زمین برخورد کرده‌اند. برخی از دهانه‌های برخوردی باستانی، از جمله دهانه عظیم وردفورت (Vredefort impact structure) و در آفریقای جنوبی، ممکن است حاصل چنین برخوردهایی باشند.

در حال حاضر منظومه شمسی نسبت به دوران اولیه شکل‌گیری‌اش آرام‌تر شده است. در آن دوران، برخوردهای شدید میان اجرام سنگی، باعث شکل‌گیری سیارات شدند. اما اکنون، با کاهش مواد سنگی و برخوردها، خطرات درون منظومه شمسی کمتر است.
اما این وضعیت برای اجرام میان‌ستاره‌ای صدق نمی‌کند؛ هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد تعداد آن‌ها نسبت به گذشته کاهش یافته است. بنابراین احتمال برخورد آن‌ها با زمین همچنان یک تهدید بالقوه محسوب می‌شود. پرسش اینجاست: آیا راهی وجود دارد تا میزان این تهدید را اندازه‌گیری کرد؟

قسمتی از زمین بیشتر در معرض خطر برخورد با اجرام میان‌ستاره‌ای قرار دارد - دیجینویاین تصویر جرم میان‌ستاره‌ای اوموآموا را در حال عبور از منظومهٔ شمسی نشان می‌دهد
تاکنون تنها سه جرم میان‌ستاره‌ای شناخته شده‌اند اما بدون تردید تعداد بسیار بیشتری از آن‌ها وجود دارد
سؤال اینجاست این اجرام چه خطری برای زمین دارند

در پژوهشی با عنوان توزیع اجرام میان‌ستاره‌ای دارای احتمال برخورد با زمین (The Distribution of Earth-Impacting Interstellar Objects)، گروهی از پژوهشگران به سرپرستی داریل سلیگمن (Darryl Seligman)، استادیار فیزیک و اخترشناسی دانشگاه ایالتی میشیگان، تلاش کردند احتمال برخورد و مسیر این اجرام را بررسی کنند. نتایج این تحقیق در پایگاه علمی arxiv.org منتشر شده است.

به گفته نویسندگان:

در این مقاله، عناصر مداری (orbital elements)، نقاط تابش (radiants) و سرعت‌ مورد انتظار برای اجرام میان‌ستاره‌ای دارای احتمال برخورد با زمین محاسبه شده است.

این پژوهش به تعیین تعداد این اجرام نمی‌پردازد، چرا که داده‌های کافی برای برآورد دقیق وجود ندارد؛ تمرکز اصلی بر روی بررسی الگوی توزیع مکانی و حرکت این اجرام است.

برای تعیین منشأ احتمالی این اجرام، تمرکز پژوهشگران بر حرکت ستارگان نوع M یا همان کوتوله‌های سرخ (red dwarfs) بوده است. این نوع ستارگان، فراوان‌ترین ستارگان در کهکشان راه شیری‌اند؛ بنابراین از نظر آماری منطقی است که بخش عمده‌ای از اجرام میان‌ستاره‌ای از منظومه‌های پیرامون این ستارگان به بیرون پرتاب شده باشند. هرچند پژوهشگران اذعان می‌کنند که این فرض تا حدی غیرقطعی است، زیرا داده‌های کافی درباره‌ی حرکت اجرام میان‌ستاره‌ای در دست نیست.

در این مطالعه، پژوهشگران جمعیتی مصنوعی شامل حدود ۱۰ میلیارد جرم میان‌ستاره‌ای با ویژگی‌های مشابه ستارگان نوع M ایجاد کردند و از میان آن‌ها حدود ۱۰ هزار جرم دارای احتمال برخورد با زمین را شناسایی کردند.

نتایج این شبیه‌سازی نشان داد که اجرام میان‌ستاره‌ای احتمالاً از دو منشأ اصلی وارد منظومه شمسی می‌شوند: یکی از سمت آماج خورشیدی (Solar Apex)، و دیگری از صفحه کهکشانی (Galactic Plane).

آماج خورشیدی جهتی است که خورشید در مسیر حرکت خود در کهکشان طی می‌کند؛ از آن‌جا که منظومه شمسی در این جهت حرکت می‌کند، احتمال برخورد اجرام میان‌ستاره‌ای از این سمت بیشتر است؛ درست مانند زمانی که هنگام رانندگی، قطرات باران بیشتری به شیشه جلو می‌خورند.

صفحه‌ی کهکشانی نیز ناحیه‌ای مسطح و دیسک‌مانند است که بیشتر ستارگان کهکشان در آن ناحیه قرار دارند؛ بنابراین ورود اجرام از این ناحیه نیز محتمل‌تر است. اجرامی که از سمت جلو نزدیک می‌شوند، سطح مقطع برخوردی بیشتری دارند و احتمال اصابتشان بالاتر است.

قسمتی از زمین بیشتر در معرض خطر برخورد با اجرام میان‌ستاره‌ای قرار دارد - دیجینویاین شکل نقاط تابش اجرام میان‌ستاره‌ای دارای احتمال برخورد با زمین را نشان می‌دهد

شبیه‌سازی‌ها همچنین نشان می‌دهند که اجرام میان‌ستاره‌ای که از جهت راس خورشیدی و صفحه کهکشانی می‌آیند، معمولاً سرعت بالاتری دارند؛ با این حال، برخلاف انتظار، اجرامی که سرعت کمتری دارند، احتمال برخورد بیشتری با زمین دارند. علت این موضوع آن است که این دسته از اجرام، دارای مدارهای فوق‌العاده کشیده (hyperbolic) با خروج از مرکز پایین‌اند، پس نیروی گرانش خورشید روی اجرام کندتر تأثیر بیشتری دارد و می‌تواند این اجرام را به دام بیندازد و مسیرشان را طوری تغییر دهد که به زمین نزدیک شوند.

قسمتی از زمین بیشتر در معرض خطر برخورد با اجرام میان‌ستاره‌ای قرار دارد - دیجینویاین شکل سرعت اجرام میان‌ستاره‌ای برخوردکننده با زمین را نشان می‌دهد

فصل‌های سال هم روی احتمال برخورد اجرام میان‌ستاره‌ای با زمین تأثیر دارند. اجرامی که با سرعت بیشتری حرکت می‌کنند، بیشتر در بهار به زمین می‌رسند، چون زمین در این فصل به سمت آماج خورشیدی حرکت می‌کند. اما در زمستان، احتمال برخورد تعداد بیشتری از اجرام وجود دارد، زیرا زمین در این زمان به سمت نقطه‌ مخالف آماج خورشیدی حرکت می‌کند.

قسمتی از زمین بیشتر در معرض خطر برخورد با اجرام میان‌ستاره‌ای قرار دارد - دیجینویاین شکل سرعت اجرام میان‌ستاره‌ای دارای احتمال برخورد با زمین را در طول فصول نشان می‌دهد

اما کدام بخش از زمین در خطر بیشتری قرار دارد؟

به گفته‌ی پژوهشگران، مناطق نزدیک به عرض‌های جغرافیایی پایین، یعنی نواحی اطراف استوا، بیشترین خطر برخورد را دارند. همچنین احتمال اندکی بیشتر برای برخورد در نیم‌کره شمالی وجود دارد؛ جایی که نزدیک به ۹۰ درصد جمعیت انسانی زندگی می‌کنند.

قسمتی از زمین بیشتر در معرض خطر برخورد با اجرام میان‌ستاره‌ای قرار دارد - دیجینویاین شکل تراکم برخورد اجرام میان‌ستاره‌ای در نقاط مختلف زمین را نشان می‌دهد

البته این نتایج تنها مربوط به اجرامی است که از سامانه‌های ستارگان M بیرون رانده شده‌اند. پژوهشگران توضیح می‌دهند که اگر فرض‌های حرکتی متفاوتی برای منشأ اجرام میان‌ستاره‌ای در نظر گرفته شود، توزیع آن‌ها نیز تغییر خواهد کرد. با این حال، ویژگی‌های اصلی نتایج احتمالاً برای سایر سناریوها نیز صادق است.

سلیگمن و همکارانش یادآوری می‌کنند که:

این پژوهش هیچ پیش‌بینی قطعی درباره‌ی تعداد واقعی اجرام میان‌ستاره‌ای برخوردکننده با زمین ارائه نمی‌دهد، زیرا هنوز اندازه‌گیری آن ممکن نیست.

با این حال، نتایج این تحقیق می‌تواند در مشاهدات آینده با تلسکوپ ورا روبین و برنامه بررسی میراث زمان و فضا (LSST) کاربرد داشته باشد، زیرا به اخترشناسان دیدی کلی از توزیع و جهت‌گیری احتمالی اجرام میان‌ستاره‌ای می‌دهد.

اکنون ما تازه در حال گشودن چشمان خود به روی دنیای اجرام میان‌ستاره‌ای هستیم.
این پژوهش تصویری مقدماتی از منشأ، مسیر و زمان احتمالی ورود اجرام میان‌ستاره‌ای دارای احتمال برخورد با زمین ارائه می‌دهد. با آغاز به کار مشاهدات دقیق‌تر در سال‌های آینده، اخترشناسان داده‌هایی به دست خواهند آورد که این یافته‌ها را تأیید و یا رد خواهند کرد.

دانشمندان مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT) در پژوهشی جدید که در نشریه Nature Geosciences منتشر شده، موفق شده‌اند نخستین بقایای قابل‌تشخیص از مواد اولیه «پروتو زمین» را شناسایی کنند، سیاره‌ای که حدود ۴.۵ میلیارد سال پیش شکل گرفت و بعدها در اثر برخوردی عظیم با جرمی هم‌اندازه مریخ، دگرگون شد و زمین امروزی را پدید آورد. این کشف از طریق بررسی ناهنجاری ایزوتوپی پتاسیم در سنگ‌های بسیار قدیمی صورت گرفته و پنجره‌ای تازه به دوران آغازین تکامل سیاره ما گشوده است.

پیش از زمین، سیاره‌ای به نام «پروتو زمین» وجود داشت، توده‌ای سنگی و ابتدایی که حدود ۴.۵ میلیارد سال پیش شکل گرفت. این سیاره تفاوت زیادی با زمین امروزی داشت و سطح آن از گدازه و سنگ پوشیده بود. با وجود پتانسیل بالا، این مرحله مذاب دوام چندانی نداشت. کمتر از ۱۰۰ میلیون سال پس از شکل‌گیری، جرمی هم‌اندازه مریخ با پروتو زمین برخورد کرد و به‌طور خشونت‌آمیزی مسیر تکامل آن را متوقف ساخت. این برخورد نه‌تنها باعث پرتاب موادی شد که بعدها ماه را شکل داد، بلکه ترکیب شیمیایی سیاره را نیز به‌طور دائمی تغییر داد. تا پیش از این، تصور می‌شد تمام نشانه‌های پروتو زمین از بین رفته‌اند.

اما حالا، در مطالعه‌ای جدید که در نشریه Nature Geosciences منتشر شده، تیمی از پژوهشگران MIT ادعا کرده‌اند که نخستین بقایای قابل‌تشخیص از مواد اولیه پروتو زمین را کشف کرده‌اند. این کشف، پیوندی ملموس با دوران گمشده‌ای از تکامل سیاره ما برقرار می‌کند. به‌گفته نویسندگان، این پیشرفت از طریق شناسایی یک «ناهنجاری شیمیایی» منحصر‌به‌فرد در نمونه‌هایی از سنگ‌های بسیار قدیمی و عمیق حاصل شده است.

کشف بقایای سیاره‌ای که پیش از برخورد سهمگین، زمین را شکل داده بود - دیجینوی

نیکول نی (Nicole Nie)، استاد زمین‌شناسی و علوم سیاره‌ای در MIT و نویسنده همکار این پژوهش، در بیانیه‌ای اعلام کرده: «این شاید نخستین شواهد مستقیم باشد که نشان می‌دهد مواد پروتو زمین حفظ شده‌اند. ما بخشی از زمین بسیار باستانی را حتی پیش از برخورد عظیم می‌بینیم. این فوق‌العاده است، چون انتظار می‌رفت این امضای اولیه به‌تدریج در طول تکامل زمین محو شود.»

کلید این کشف نه از زیر زمین، بلکه از آسمان آمده است: شهاب‌سنگ‌ها. از سال ۲۰۲۳، تیم پژوهشی نیکول نی شروع به بررسی ترکیب شیمیایی شهاب‌سنگ‌هایی از سراسر جهان کرده‌اند. هر شهاب‌سنگ مانند کپسولی زمانی از نقطه‌ای خاص در تاریخ ۴.۶ میلیارد ساله منظومه شمسی عمل می‌کند. ترکیب این نمونه‌ها با سنین مختلف، نوعی خط زمانی از تکامل منظومه شمسی را شکل می‌دهد.

پیشرفت جالب زمانی رخ داد که پژوهشگران ترکیب شیمیایی نمونه‌های شهاب‌سنگ را با نمونه‌های زمینی مقایسه کردند. در این تحلیل، شهاب‌سنگ‌ها ناهنجاری ایزوتوپی پتاسیم نشان دادند، به‌عبارت ساده‌تر، نسبت غیرمعمولی از ایزوتوپ‌های مختلف پتاسیم شکل گرفت.

در زمین امروزی، ایزوتوپ‌های غالب پتاسیم شامل پتاسیم-۳۹ و پتاسیم-۴۱ هستند، در حالی که ایزوتوپ پتاسیم-۴۰ سهم بسیار ناچیزی دارد. اما در شهاب‌سنگ‌ها، نسبت ایزوتوپ‌های پتاسیم با نمونه‌های زمینی تطابق نداشت، که نشان می‌دهد سنگ‌هایی با همین ناهنجاری پتاسیمی، پیش از شکل‌گیری ترکیب فعلی زمین وجود داشته‌اند.

کشف بقایای سیاره‌ای که پیش از برخورد سهمگین، زمین را شکل داده بود - دیجینوی

نیکول نی در ادامه توضیح داده: «در آن پژوهش، دریافتیم که شهاب‌سنگ‌های مختلف امضای ایزوتوپی پتاسیم متفاوتی دارند و این یعنی پتاسیم می‌تواند به‌عنوان ردیاب اجزای سازنده زمین استفاده شود.»

با این سرنخ، پژوهشگران شروع به بررسی برخی از قدیمی‌ترین نمونه‌های سنگی شناخته‌شده در جهان کردند تا امضای پتاسیمی مشابهی بیابند و موفق شدند. برخی از نمونه‌ها حتی رد کمتری از پتاسیم-۴۰ داشتند که پیش‌تر نیز سهم ناچیزی داشت. این یافته‌ها نشان می‌دهد پتاسیم-۴۰ در پروتو زمین تقریباً وجود نداشته و طی میلیاردها سال به‌تدریج افزایش یافته است. نیکول نی و همکارانش اعلام کرده‌اند که شبیه‌سازی‌های گسترده‌ای انجام داده‌اند که نشان می‌دهد نسبت پتاسیم-۴۰ در طول زمان افزایش یافته و فرضیه آن‌ها را تقویت می‌کند.

نیکول نی در پایان گفت: «دانشمندان مدت‌هاست تلاش می‌کنند ترکیب شیمیایی اولیه زمین را با ترکیب گروه‌های مختلف شهاب‌سنگ‌ها بازسازی کنند. اما مطالعه ما نشان می‌دهد موجودی فعلی شهاب‌سنگ‌ها کامل نیست و هنوز چیزهای زیادی برای کشف منشأ سیاره‌مان باقی مانده است.»