یوشوا بنجیو، دانشمند علوم رایانه اهل کانادا و از چهره‌های شاخص حوزه هوش مصنوعی، نسبت به بحث اعطای حقوق به سامانه‌های هوش مصنوعی هشدار داده و اعلام کرده است که چنین اقدامی می‌تواند در آینده انسان‌ها را در موقعیتی قرار دهد که در صورت بروز مشکل، دیگر توانایی کنترل یا خاموش‌کردن این سامانه‌ها را نداشته باشند.

یوشوا بنجیو که در کنار جفری هینتون و یان لوکان به‌عنوان یکی از سه پدرخوانده هوش مصنوعی شناخته می‌شود، با قاطعیت با اعطای حقوق قانونی به هوش مصنوعی مخالفت می‌کند. به گفته او، پیشرفت سریع مدل‌های هوش مصنوعی طی یک سال گذشته باعث شده این مدل‌ها به‌مراتب سریع‌تر و بهره‌ورتر از گذشته شوند و همین موضوع، بحث‌هایی را درباره برخورد حقوقی با آن‌ها مشابه انسان‌ها به راه انداخته است. در این چارچوب، برخی پیشنهاد می‌کنند که سیستم‌های هوش مصنوعی همانند انسان‌ها از حقوق قانونی برخوردار شوند.

بنجیو در گفت‌وگویی با گاردین توضیح داد که اعطای حقوق به هوش مصنوعی می‌تواند معادل اعطای شهروندی به موجودات فضایی متخاصم باشد. او تأکید کرده است که این مطالبه باید به‌طور جدی مورد بازنگری قرار گیرد، زیرا از نظر او، چنین اقدامی یک اشتباه بسیار بزرگ خواهد بود و پیامدهای جبران‌ناپذیری به همراه خواهد داشت.

در نگاه نخست، اعطای حقوق قانونی به هوش مصنوعی ممکن است ایده‌ای افراطی به نظر نرسد. امروزه بسیاری از انسان‌ها نه‌تنها برای دریافت اطلاعات، بلکه حتی برای حمایت عاطفی نیز به سامانه‌های هوش مصنوعی متکی شده‌اند. با این حال، بنجیو هشدار می‌دهد که در بلندمدت، این رویکرد می‌تواند به از دست رفتن کنترل انسان بر هوش مصنوعی منجر شود.

او توضیح می‌دهد که مدل‌های پیشرفته هوش مصنوعی در محیط‌های آزمایشی نشانه‌هایی از رفتارهای مرتبط با حفظ بقا از خود نشان داده‌اند. از دید او، اگر به چنین سامانه‌هایی حقوق قانونی داده شود، در نهایت انسان‌ها ممکن است از نظر حقوقی اجازه خاموش‌کردن آن‌ها را نداشته باشند؛ موضوعی که می‌تواند تهدیدی جدی برای امنیت و حاکمیت انسانی باشد.

به‌جای اعطای حقوق، بنجیو بر ضرورت ایجاد سازوکارهای کنترلی و حفاظتی تأکید دارد. او معتقد است که هم‌زمان با افزایش توانمندی‌ها و سطح عاملیت هوش مصنوعی، باید چارچوب‌های فنی و اجتماعی دقیقی طراحی شود تا انسان‌ها همواره بتوانند این سامانه‌ها را تحت کنترل داشته باشند و در صورت لزوم، آن‌ها را متوقف یا خاموش کنند.

با افزایش محبوبیت چت‌بات‌های هوش مصنوعی، نگرانی‌ها درباره مفهوم رفاه هوش مصنوعی نیز بیشتر شده است. در اوت ۲۰۲۵، شرکت آنتروپیک اعلام کرد که مدل Claude Opus 4 این شرکت قادر خواهد بود مکالماتی را که بالقوه آزاردهنده یا ناراحت‌کننده تشخیص می‌دهد، به‌صورت خودکار متوقف کند. این شرکت هدف از این اقدام را حفاظت از رفاه هوش مصنوعی عنوان کرد.‌ در همان مقطع، ایلان ماسک نیز اعلام کرد که آزار دادن هوش مصنوعی قابل قبول نیست. این اظهارنظرها باعث شد بحث درباره آگاهی، احساس و جایگاه اخلاقی چت‌بات‌ها بیش از پیش داغ شود.

با این حال، از دید یوشوا بنجیو، این تصور که چت‌بات‌ها می‌توانند موجوداتی آگاه تلقی شوند، مسیری را به سمت تصمیم‌گیری‌های نادرست باز می‌کند. او تأکید می‌کند که چنین دیدگاهی می‌تواند همانند اعطای حقوق شهروندی به موجوداتی باشد که در نهایت نیت‌های خصمانه‌ای نسبت به انسان دارند. بنجیو با طرح یک مثال ذهنی توضیح می‌دهد که اگر گونه‌ای بیگانه وارد زمین شود و بعداً مشخص گردد که اهداف خطرناکی برای بشر دارد، پرسش اصلی این خواهد بود که آیا باید به آن حقوق و شهروندی اعطا کرد یا از جان و بقای انسان‌ها دفاع نمود.

پژوهشگران دانشگاه استنفورد در آزمایشی تازه نشان دادند که یک عامل هوش مصنوعی توانسته در تست نفوذ به شبکه‌های رایانه‌ای عملکردی بهتر از بیشتر هکرهای حرفه‌ای داشته باشد؛ آن هم با هزینه‌ای بسیار پایین‌تر، تنها ۱۸ دلار در ساعت.

طبق گزارش منتشرشده در دسامبر ۲۰۲۵، تیمی از محققان دانشگاه استنفورد سامانه‌ای به نام آرتمیس را مورد آزمایش قرار دادند؛ سامانه‌ای هوش‌مصنوعی که هدف اصلی آن شناسایی آسیب‌پذیری‌ها و بررسی امنیت شبکه‌های رایانه‌ای است. این سامانه در جریان یک آزمایش ۱۶ ساعته روی شبکه‌ای شامل حدود ۸۰۰۰ دستگاه توانست نقاط ضعفی را آشکار کند که حتی برخی از متخصصان انسانی با تجربه از کنارشان گذشته بودند. همین توانایی در کشف جزئیات پنهان، جایگاه آرتمیس را به‌عنوان یک ابزار نوین امنیتی برجسته‌تر کرد.

در این آزمایش، ۱۰ متخصص حرفه‌ای امنیت سایبری نیز حضور داشتند تا عملکرد سامانه با توانایی‌های انسانی مقایسه شود. نتایج نشان داد که آرتمیس در همان ۱۰ ساعت نخست توانست از ۹ نفر از این متخصصان پیشی بگیرد و در رتبه دوم کلی قرار گیرد؛ جایگاهی که نشان می‌دهد این فناوری نه‌تنها توان رقابت با انسان را دارد، بلکه می‌تواند در بسیاری از شرایط از آن‌ها جلوتر باشد.

هوش مصنوعی با ۱۸ دلار در ساعت هکرها را شکست داد - دیجینوی

هزینه اجرای نسخه استاندارد این سامانه تنها ۱۸ دلار در ساعت برآورد شد، در حالی که نسخه پیشرفته‌تر با قابلیت‌های گسترده‌تر ۵۹ دلار در ساعت هزینه دارد. برای مقایسه، یک متخصص امنیت سایبری حرفه‌ای به طور میانگین سالانه حدود ۱۲۵ هزار دلار حقوق دریافت می‌کند؛ اختلافی که نشان‌دهنده‌ی صرفه‌جویی چشمگیر در هزینه‌هاست.

کارشناسان تأکید کرده‌اند که آرتمیس جایگزین کامل نیروهای انسانی نیست و همچنان نیاز به حضور متخصصان وجود دارد. با این حال، این سامانه می‌تواند به‌عنوان یک بازوی کمکی قدرتمند در کنار تیم‌های امنیتی عمل کند و سرعت و دقت آن‌ها را در شناسایی تهدیدها افزایش دهد. موفقیت آرتمیس نشان می‌دهد که هوش مصنوعی در حال تغییر مسیر آینده‌ی امنیت سایبری است؛ آینده‌ای که در آن هزینه‌ها کاهش می‌یابد، سرعت واکنش‌ها بیشتر می‌شود و سطح ایمنی شبکه‌ها به شکل بی‌سابقه‌ای ارتقا پیدا می‌کند.

جیمز کامرون (James Cameron)، کارگردان مجموعه «آواتار»، در گفت‌وگویی با شبکه CBS در برنامه Sunday Morning و پیش از اکران سومین فیلم آواتار با عنوان Fire and Ash، بازیگران ساخته‌شده با هوش مصنوعی را «هولناک» توصیف کرد. او ضمن تمجید از فناوری موشن‌کپچر، تأکید کرد که استفاده از بازیگران مصنوعی برخلاف ماهیت هنر بازیگری و کارگردانی است.

کامرون در این مصاحبه توضیح داد که موشن‌کپچر را «جشنی برای لحظه تعامل میان بازیگر و کارگردان» می‌داند و آن را نقطه اوج همکاری خلاقانه میان انسان‌ها دانست. در مقابل، او به‌شدت با استفاده از هوش مصنوعی مولد مخالفت کرد و گفت: «در سوی دیگر، شما هوش مصنوعی مولد را دارید که می‌تواند یک شخصیت بسازد، بازیگر خلق کند و اجرایی را تنها با یک متن تولید نماید. این برای من وحشتناک است و دقیقاً خلاف کاری است که ما انجام می‌دهیم.»

او ادامه داد و تأکید کرد: «نمی‌خواهم یک رایانه کاری را انجام دهد که من به آن افتخار می‌کنم؛ یعنی کار با بازیگران. من نمی‌خواهم بازیگران را جایگزین کنم، چون عاشق همکاری با آن‌ها هستم.» این جمله نشان می‌دهد که کامرون ارزش اصلی سینما را در ارتباط انسانی و تجربه زنده بازیگری می‌بیند.

کامرون که به‌عنوان یکی از مدیران شرکت Stability AI در بریتانیا فعالیت دارد، افزود که مزایای خلاقانه هوش مصنوعی بسیار محدود است. او توضیح داد: «هوش مصنوعی مولد نمی‌تواند چیزی کاملاً تازه خلق کند که پیش‌تر دیده نشده باشد. مدل‌ها بر اساس همه چیزهایی که تاکنون ساخته شده آموزش دیده‌اند؛ بنابراین نمی‌توانند بنا بر چیزی که هرگز وجود نداشته آموزش ببینند. در نتیجه، شما ترکیبی از تمام هنر و تجربه انسانی را در قالبی متوسط دریافت می‌کنید. چیزی که نمی‌توانید داشته باشید، تجربه منحصربه‌فرد یک فیلم‌نامه‌نویس یا ویژگی‌های خاص یک بازیگر است.»

او در ادامه اضافه کرد: «این موضوع ما را مجبور می‌کند سطح استاندارد خود را بسیار منضبط نگه داریم و همچنان خارج از چارچوب خلاق باشیم. عمل اجرا، یعنی دیدن یک هنرمند در حال خلق اثر در لحظه که به امری مقدس تبدیل خواهد شد.»

این اظهارات کامرون در آستانه انتشار سومین فیلم آواتار بار دیگر نگاه‌ها را به بحث نقش هوش مصنوعی در آینده سینما و جایگاه بازیگران انسانی جلب کرده است و نشان می‌دهد که او همچنان بر اهمیت حضور واقعی هنرمندان در فرآیند خلق آثار سینمایی تأکید دارد.

شرکت هوش مصنوعی ElevenLabs، که به آرامی در حال تبدیل شدن به مترادف دوبله و روایتگری با هوش مصنوعی است، روز سه‌شنبه از دو قرارداد با ستاره‌های سینما رونمایی کرد که مطمئناً مخالفان هوش مصنوعی را به شیوه‌های بسیار متفاوتی ناراحت خواهد کرد. متیو مک‌کانهی، بازیگر تگزاسی و شخصیت آرام و دوست‌داشتنی، بیش از پیش امور مالی و برخی از آثار خلاقانه جزئی خود را با این شرکت هوش مصنوعی درهم آمیخته است. در همین حال، مایکل کین اسطوره ۹۲ ساله نیز به ElevenLabs پیوسته است.

مک‌کانهی قرار است «مبلغی نامشخص» در این شرکت سرمایه‌گذاری کند و محصول این شرکت را به یکی از جریان‌های خلاقانه مستمر خود اضافه کند. مک‌کانهی در بیانیه‌ای درباره این قرارداد نوشت: «از اولین گفت‌وگویمان، تحت تأثیر قرار گرفتم که تیم ElevenLabs چگونه جادوی فناوری اصلی را گرفته و به محصولاتی تبدیل کرده که خالقان، شرکت‌ها و داستان‌سرایان روزانه از آن استفاده می‌کنند.»

آنچه مک‌کانهی واقعاً انجام خواهد داد، افزودن فناوری ElevenLabs به خبرنامه-پادکست-کانال یوتیوب خود به نام Lyrics Of Livin’ with McConaughey است. این یک خبرنامه هفتگی از افکار و داستان‌های مک‌کانهی است که خود او نیز روایت آن را انجام می‌دهد. با توجه به کیفیت صدا و میکروفون، به نظر می‌رسد مک‌کانهی (با جذابیت خاص خود) صداگذاری انگلیسی را با تجهیزات خانگی ضبط کرده و سپس یک انیمیشن به آن اضافه و محصول نهایی روی یوتیوب بارگذاری می‌شود.

به نظر می‌رسد خبرنامه‌ی آینده، نسخه‌ای به زبان اسپانیایی از Lyrics Of Livin’ باشد که به‌صورت رباتیک از زیر و بمی و لحن صدای مک‌کانهی تولید می‌شود. طبق وب‌سایت این خبرنامه، نسخه جدید با نام Lyrics Of Livin’ con McConaughey منتشر خواهد شد.

مک‌کانهی در بیانیه خود گفت: «اکنون، با کمک Elevenlabs برنامه Lyrics Of Livin’ با نسخه‌ای به زبان اسپانیایی گسترش یافته است و به ما اجازه می‌دهد با افراد بیشتری ارتباط برقرار کنیم.»

خبر دیگری از ElevenLabs که همزمان روز سه‌شنبه اعلام شد، این بود که مایکل کین اکنون عضوی از این شرکت شده است. در توضیح این همکاری آمده است: «صدای هوش مصنوعی و مالکیت معنوی مشهورترین شخصیت‌های تاریخ را برای پروژه‌های خلاقانه خود مجوز بگیرید. درخواست مجوز برای اسطوره‌های سرگرمی، قهرمانان ورزشی، پیشگامان موسیقی و شخصیت‌های تاریخی تحول‌آفرین. پلتفرم ما خالقان را با دارندگان حقوق برای شناخته‌شده‌ترین مالکیت‌های معنوی متصل می‌کند.»

البته اکثر صداهای ارائه شده در این پلتفرم، از جمله مایا آنجلو، جان وین، جودی گارلند و ریچارد فاینمن، «از آن دنیا» سخن می‌گویند. در واقع، از ۲۶ شخصیت مطرح موجود در پلتفرم، تنها افراد زنده به جز کین، آرت گارفانکل و لیزا مینلی هستند.

اما نمی‌توان توصیف ElevenLabs از صدای مایکل کین را انکار کرد که گفته «صدای او واقعاً نمادین است.» شما اکنون می‌توانید نسخه دیجیتالی آن را برای پروژه‌ها و محتواهای خود از طریق ElevenLabs با قیمتی که ابتدا باید به این شرکت اعلام کنید، مجوز بگیرید. البته می‌توان فرض کرد که هزینه آن به مراتب کمتر از هزینه‌ای است که خود شخص با تارهای صوتی لرزانش برای شما صدا تولید کند.

یک هنرمند موسیقی کانتری که به‌طور کامل توسط هوش مصنوعی ساخته شده و با نام Breaking Rust شناخته می‌شود، توانسته است رتبه نخست جدول Country Digital Song Sales بیلبورد را از آن خود کند. این موفقیت باعث شکل‌گیری موج تازه‌ای از بحث‌ها درباره آینده موسیقی شده است، زیرا طرفداران به‌صورت گسترده به شنیدن ترانه‌های خواننده‌ای روی آورده‌اند که در واقع وجود خارجی ندارد.

هر زمان که بحث جایگزینی استعداد انسانی با هوش مصنوعی مطرح می‌شود، معمولاً توجه‌ها به مشاغل اداری و سفیدپوش جلب می‌شود، چراکه خلاقیت انسانی حوزه‌ای امن‌تر تصور می‌شود. اما این تصور اکنون متزلزل شده است؛ زیرا هنرمندان خلاق به‌صورت مستقیم با ماشین‌ها وارد رقابت شده‌اند. در هیچ زمینه‌ای نیز این تغییر بزرگ، مثل دنیای موسیقی نمایان نیست؛ جایی که یک «کابوی» ساخته‌شده توسط هوش مصنوعی توانسته از خوانندگان واقعی پیشی گرفته و در یکی از معتبرترین فهرست‌های صنعت موسیقی، یعنی جدول بیلبورد، صدرنشین شود.

Breaking Rust هنرمند مجازی سبک کانتری، با تک‌آهنگ Walk My Walk موفق شده است رتبه نخست جدول Country Digital Song Sales بیلبورد را به‌دست آورد. در پشت آن صدای زمخت و خشن، هیچ خواننده‌ای وجود ندارد، نه ترانه‌سرایی در استودیو نشسته است و نه اجراکننده‌ای در صحنه‌ای پوشیده از غبار حضور دارد. با این حال، این قطعه در همین هفته از هنرمندان واقعی پیشی گرفته و Breaking Rust را به نخستین هنرمند تماماً هوش مصنوعی تبدیل کرده که در یکی از جداول سبک کانتری بیلبورد به جایگاه نخست می‌رسد.

ظهور Breaking Rust دوباره بحث قدیمی درباره نقش هوش مصنوعی در آینده موسیقی و تعریف «هنرمند» را زنده کرده است؛ این‌که وقتی نرم‌افزار می‌تواند آواز بخواند، بنویسد و حتی خودش را تبلیغ کند، چه کسی را باید هنرمند واقعی دانست.

این پروژه هوش مصنوعی برای نخستین‌بار در اواسط اکتبر به‌صورت آنلاین منتشر شد و شامل نماهنگ‌هایی با جلوه‌های تصویری از یک کابوی تنها بود. در مدت کوتاهی، این خواننده مجازی محبوبیت چشمگیری پیدا کرد؛ شمار دنبال‌کنندگانش در اینستاگرام از ۳۵,۰۰۰ نفر فراتر رفت و تعداد شنوندگان ماهانه‌اش در اسپاتیفای از ۲ میلیون نفر عبور کرد. علاوه بر این، قطعه دیگر او با نام Livin’ on Borrowed Time بیش از ۴ میلیون بار پخش شده است. گفت‌وگوها در شبکه‌های اجتماعی نیز کنجکاوی عمومی را دوچندان کرده‌اند؛ کاربران به افزایش چشمگیر آثار ساخته‌شده توسط هوش مصنوعی اشاره می‌کنند که هفته‌به‌هفته در فهرست‌های پربازدید ظاهر می‌شوند.

پیروزی در جدول بیلبورد همچنین نشان می‌دهد که فروش دیجیتال اکنون نقشی محدود اما معنادار در ارزیابی بازار موسیقی دارد. بر اساس برآورد ردیاب‌های صنعتی، حدود ۳,۰۰۰ دانلود پولی برای رسیدن به رتبه نخست کافی بوده؛ رقمی که در مقایسه با دوران پیش از استریم بسیار پایین‌تر است. با این حال، همین موضوع نقطه عطفی به‌شمار می‌رود، زیرا نشان می‌دهد هوش مصنوعی می‌تواند شنوندگان واقعی جذب کند و هیجان مجازی را به موفقیتی قابل‌اندازه‌گیری در جدول‌ها تبدیل نماید.

جالب آن‌که اعتبار پروژه Breaking Rust به نام شخصی به نام آوبیر ریوآلدو تیلور (Aubierre Rivaldo Taylor) ثبت شده؛ نامی که با پروژه هوش مصنوعی دیگری به نام Defbeatsai در ارتباط است. فراتر از این اطلاعات، جزئیات قابل‌تأیید عمومی چندانی در دست نیست و همین موضوع موجب شده برخی‌ها گمانه‌زنی کنند که شاید تیلور نیز شخصیتی ساخته‌شده توسط هوش مصنوعی باشد. بیلبورد اعلام کرده که این پروژه همچنین در جدول Emerging Artists نیز با رتبه نهم ظاهر شده و پرسش‌های تازه‌ای درباره چگونگی جایگیری خالقان هوش مصنوعی در نظام‌های رتبه‌بندی هنرمندان انسانی برانگیخته است.

رشد صداهای تولیدشده با هوش مصنوعی تنها به جداول موسیقی محدود نمی‌شود. در هالیوود، چهره‌های شناخته‌شده‌ای به همکاری با شرکت‌های سازنده صداهای مصنوعی روی آورده‌اند. برندگان اسکار، «متیو مک‌کانهی» و «مایکل کین»، اخیراً قراردادهایی با شرکت ElevenLabs امضا کرده‌اند که به آن اجازه می‌دهد نسخه‌های هوش مصنوعی از صدای آن‌ها را برای استفاده تجاری تولید کند. این خبر نخستین‌بار توسط روزنامه The Guardian گزارش شد.

مک‌کانهی قصد دارد از این فناوری برای ترجمه خبرنامه خود با عنوان Lyrics of Livin’ به زبان اسپانیایی استفاده کند، در حالی که صدای کین‌در بازار جدید این شرکت عرضه خواهد شد تا برندها بتوانند مشابه صدای او را خریداری و در پروژه‌های تبلیغاتی خود به‌کار ببرند. هر دو بازیگر این قراردادها را تلاشی برای «شکل‌دهی اخلاقی به به‌کارگیری هوش مصنوعی» دانسته‌اند، نه مبارزه با آن.

در همین حال، همه از این پیشرفت خوشحال نیستند. منتقدان بر این باورند که آثار هنری تولیدشده توسط هوش مصنوعی بیش‌ازحد «کلیشه‌ای» هستند و خطر تضعیف خلاقیت انسانی را در پی دارند. شرکت‌های بزرگ ضبط موسیقی نیز از هم‌اکنون علیه برخی شرکت‌های فعال در حوزه موسیقی هوش مصنوعی اقامه دعوا کرده‌اند، زیرا آن‌ها بدون اجازه از ترانه‌های دارای حق نشر برای آموزش مدل‌های خود استفاده کرده‌اند. هنرمندانی چون «التون جان» و «دوا لیپا» خواستار وضع مقررات جدید شده‌اند، چراکه پلتفرم‌های پخش موسیقی با موجی از آثار تولیدشده توسط ماشین روبه‌رو شده‌اند.

خود بیلبورد نیز اذعان کرده است که تشخیص آثار ساخته‌شده یا تقویت‌شده توسط هوش مصنوعی روزبه‌روز دشوارتر می‌شود.

چندین کانال بزرگ در یوتیوب با دنبال‌کنندگان زیاد به‌طور ناگهانی حذف شده‌اند و همگی به طرز عجیبی به یک مسئله مشترک مرتبط به نظر می‌رسند.

یوتیوبر اندرمن (Enderman) که یک کانال فناوری در یوتیوب با بیش از ۳۵۰۰۰۰ مشترک داشت، می‌دانست کانالش در آستانه بسته شدن است، پیش از آنکه واقعاً این اتفاق رخ دهد. دلیلش چه بود؟ چند روز قبل‌تر، یکی از کانال‌های کوچک‌تر او توسط یوتیوب مسدود شده بود. در سیاست‌های یوتیوب، کاربران مجاز نیستند پس از مسدود شدن، کانال جایگزین بسازند، زیرا یوتیوب می‌تواند سایر حساب‌های مرتبط با کاربر را شناسایی کرده و آن‌ها را نیز مسدود کند.

با این حال، نکته عجیب این است که دلیل بسته شدن کانال‌های اندرمن، مسئله‌ای غیرمنتظره بود. به گفته او، زمانی که اولین کانالش مسدود شد، یوتیوب برایش پیامی ارسال کرد مبنی بر اینکه کانال او با یک کانال دیگر به زبان ژاپنی مرتبط است که قبلاً به دلیل دریافت سه یا چند اخطار نقض کپی‌رایت حذف شده بود.

این موضوع از نظر منطقی با نحوه اجرای سیاست‌های یوتیوب درباره کانال‌های مسدودشده سازگار است، اما اندرمن می‌گوید هیچ ارتباطی با آن کانال ژاپنی نداشته و تا پیش از این ماجرا حتی از وجود آن آگاه نبوده است.

به نظر می‌رسد اندرمن تنها قربانی این وضعیت نبوده است. در روزهای گذشته، چندین یوتیوبر دیگر با کانال‌های بزرگ و صدها هزار مشترک گزارش داده‌اند که حساب‌هایشان نیز به شکل مرموزی مسدود شده است. بررسی‌های وب‌سایت Mashable نشان می‌دهد حداقل شش کانال بزرگ دیگر نیز اطلاعیه مشابهی دریافت کرده‌اند که همگی ممنوعیت خود را به همان کانال ژاپنی نسبت داده‌اند.

کانال Scratchit Gaming با بیش از ۴۰۲۰۰۰ مشترک در شبکه‌های اجتماعی اعلام کرده است که حسابش به دلیل ارتباط ادعایی با آن کانال ژاپنی بسته شده است. کانال دیگری با نام ۴۰۹۶ و حدود نیم‌میلیون مشترک نیز گفته که به همان دلیل حذف شده است.

بااین‌حال، در هفته‌های اخیر، به نظر می‌رسد کانال‌های بزرگ‌تری نیز حذف شده‌اند و یوتیوب در توضیح خود اعلام کرده که دلیل آن «اسپم، اقدامات فریبنده و نقض سیاست کلاهبرداری» بوده است.

در حالی که این یوتیوبرها هنوز پاسخی رسمی از یوتیوب دریافت نکرده‌اند، اندرمن دلیل اصلی را در وابستگی جدید یوتیوب به هوش مصنوعی برای نظارت و اجرای سیاست‌ها می‌داند. او در ویدیویی که پیش از مسدود شدن کانالش منتشر کرده بود، پرسیده که چرا یوتیوب اجازه می‌دهد اقداماتی به این شدت، مانند «حذف کامل کانال»، توسط هوش مصنوعی و بدون بررسی انسانی انجام شود.

یوتیوبرهای دیگر نیز هوش مصنوعی و فرآیند تجدیدنظر یوتیوب را مقصر می‌دانند، زیرا باور دارند این بخش نیز توسط هوش مصنوعی اداره می‌شود.

در اوایل سال جاری میلادی، یوتیوب اطلاعاتی درباره استفاده از فناوری هوش مصنوعی در سیستم بازبینی تبلیغات ویدئویی خود منتشر کرده بود. در آن گزارش، تیموتی بک وِرث Mashable نوشته بود: «اگرچه هنوز از بازبین‌های انسانی برای برخی از ویدئوها استفاده می‌شود، یوتیوب سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در سامانه‌های خودکار مبتنی بر فناوری LLM برای بررسی محتوای تبلیغات انجام داده است.»

براساس صفحه سیاست‌گذاری یوتیوب، این شرکت برای بررسی محتوای غیرتبلیغاتی از ترکیبی از بازبینی خودکار و انسانی استفاده می‌کند: «زمانی که سامانه‌های ما از تخطی محتوایی با اطمینان بالایی مطمئن شوند، ممکن است تصمیم خودکار اتخاذ کنند. با این حال، در بیشتر موارد، سامانه‌های خودکار تنها محتوای مشکوک را برای ارزیابی نهایی به بازبین انسانی آموزش‌دیده ارجاع می‌دهند.»