یک دانش‌آموز مدرسه‌ای به نام ماتئو پاز توانست با استفاده از داده‌های مأموریت‌های فضایی گذشته و بهره‌گیری از هوش مصنوعی، کشفی بزرگ در حوزه نجوم انجام دهد. این موفقیت باعث شد رئیس ناسا در شبکه اجتماعی X به او پیشنهاد همکاری بدهد و حتی وعده یک پرواز ویژه با جت جنگنده به‌عنوان پاداش امضای قرارداد را مطرح کند.

ماجرای کشف بزرگ ماتئو از یک تکلیف مدرسه آغاز شد؛ جایی که او برای انجام پروژه خود به سراغ داده‌های عمومی مأموریت‌های فضایی تمام‌شده رفت؛ داده‌هایی که پیش‌تر توسط دانشمندان بررسی شده بودند اما بخشی از اجرام موجود در آن‌ها از قلم افتاده بود. ماتئو با کمک الگوریتم‌های هوش مصنوعی این داده‌ها را دوباره تحلیل نمود و توانست در مجموع ۱.۵ میلیون جرم فضایی جدید را شناسایی کند؛ کشفی که توجه جامعه علمی و مدیران ناسا را به خود جلب کرد.

رئیس ناسا طی واکنشی به این دستاورد، در بخش نظرات یکی از پست‌های شبکه اجتماعی X خطاب به ماتئو نوشت: «ماتئو، لطفاً برای کار در ناسا درخواست بده و من شخصاً برایت پروازی با یک جت جنگنده به‌عنوان پاداش امضای قرارداد ترتیب می‌دهم». این پیام به‌عنوان یک دعوت رسمی برای همکاری با ناسا تلقی شد و نشان‌دهنده اهمیت این کشف در سطح جهانی بود.

علاوه بر این پیشنهاد ویژه، ماتئو بابت کشف خود مبلغ ۲۵۰٬۰۰۰ دلار نیز دریافت کرد. به این ترتیب، او با انجام تکالیف مدرسه توانست به یکی از بزرگ‌ترین کشف‌های نجومی سال‌های اخیر دست یابد، جایزه مالی قابل‌توجهی کسب نماید و مسیر آینده حرفه‌ای خود را با پیشنهاد همکاری در ناسا آغاز کند.

این اتفاق بار دیگر نشان داد که ترکیب داده‌های علمی موجود با توانایی‌های هوش مصنوعی می‌تواند به کشف‌های غیرمنتظره و بزرگ منجر شود؛ حتی اگر این کار توسط یک دانش‌آموز انجام شود.

ژاپن در شرایطی که تنش‌های منطقه‌ای در شرق آسیا رو به افزایش است، بودجه دفاعی بی‌سابقه‌ای را برای سال مالی ۲۰۲۶ تصویب کرد. این تصمیم نشان‌دهنده تغییر رویکرد توکیو در قبال تهدیدهای امنیتی و تلاش برای تقویت توان نظامی در برابر چین، کره شمالی و روسیه است.

کابینه ژاپن در تاریخ ۲۶ دسامبر ۲۰۲۵ (۵ دی ۱۴۰۴) و به ریاست نخست‌وزیر سانائه تاکایچی (Sanae Takaichi)، بودجه دفاعی سال مالی ۲۰۲۶ را به‌طور رسمی تصویب کرد. رقم این بودجه به ۹.۰۴ تریلیون ین، یعنی حدود ۵۸ میلیارد دلار، می‌رسد؛ رقمی که به‌عنوان بزرگ‌ترین بودجه نظامی تاریخ ژاپن شناخته می‌شود و نشان‌دهنده تغییر قابل‌توجه در رویکرد دفاعی این کشور است. این افزایش، که حدود ۳.۸ درصد بیشتر از بودجه دفاعی سال ۲۰۲۵ محسوب می‌شود، بخشی از برنامه پنج‌ساله ژاپن برای رساندن هزینه‌های دفاعی به سطح ۲ درصد تولید ناخالص داخلی تا سال ۲۰۲۵ است؛ هدفی که سال‌ها درباره آن بحث شده و اکنون در حال تحقق است.

براساس جزئیات منتشرشده، بخش قابل‌توجهی از این بودجه به توسعه توان موشکی دوربرد اختصاص خواهد یافت؛ حوزه‌ای که ژاپن طی سال‌های اخیر توجه ویژه‌ای به آن نشان داده است. علاوه بر این، سرمایه‌گذاری گسترده‌ای برای گسترش سامانه‌های بدون سرنشین، از جمله پهپادهای پیشرفته و شناورهای خودکار، در نظر گرفته شده است. یکی دیگر از بخش‌های مهم این طرح، ایجاد سامانه دفاع ساحلی چندلایه با نام شیلد (SHIELD) است؛ سامانه‌ای که قرار است با هدف مقابله با تهدیدهای احتمالی در مرزهای دریایی ژاپن طراحی، توسعه و عملیاتی شود و نقش مهمی در تقویت امنیت دریایی این کشور ایفا کند.

افزایش بودجه دفاعی ژاپن در شرایطی انجام می‌شود که ایالات متحده نیز طی سال‌های اخیر فشار زیادی بر متحدان خود برای افزایش هزینه‌های نظامی وارد کرده است. هم‌زمان، نگرانی‌ها درباره فعالیت‌های نظامی چین در دریای چین شرقی و جنوبی، آزمایش‌های موشکی مکرر کره شمالی و حضور نظامی روسیه در منطقه، فضای امنیتی شرق آسیا را پیچیده‌تر کرده و توکیو را به سمت تقویت توان دفاعی و بازدارندگی سوق داده است.

این بودجه بخشی از طرح پنج‌ساله ۴۳ تریلیون ینی (تقریباً ۳۴۰ میلیارد دلار) ژاپن به‌شمار می‌رود؛ طرحی که هدف آن ارتقای توان بازدارندگی، توسعه ظرفیت‌های جدید در حوزه دفاع سایبری، فضایی و زیستی، همچنین آماده‌سازی کشور برای تهدیدهای نوظهور است. کارشناسان نظامی معتقدند این تصمیم می‌تواند نقطه عطفی در سیاست دفاعی ژاپن باشد و مسیر تازه‌ای برای نقش این کشور در امنیت منطقه‌ای و حتی جهانی ایجاد کند؛ مسیری که نشان می‌دهد ژاپن در حال عبور از محدودیت‌های سنتی دفاعی خود و ورود به مرحله‌ای جدید از توانمندسازی نظامی است.

یکی از بزرگ‌ترین رازهای ناشناخته در تاریخ بشر، زمان و چگونگی نخستین مهاجرت اجداد انسان از قاره آفریقاست. تلاش برای کشف این روایت اسرارآمیز، دانشمندان را به کشور گرجستان در غرب آسیا رسانده است؛ جایی که قدیمی‌ترین فسیل‌های شناخته‌شده انسان‌تبار در اروپا در محوطه باستانی دمانیسی واقع در جنوب‌غربی تفلیس کشف شده‌اند. این فسیل‌ها که قدمتی حدود ۱.۸ میلیون سال دارند، به شاخه‌ای از گونه هومو ارکتوس (Homo erectus) نسبت داده می‌شوند؛ گونه‌ای که اغلب به‌عنوان نخستین انسان‌تبار مهاجر به اروپا و آسیا به‌شمار می‌رود.

در محوطه دمانیسی، باستان‌شناسان مجموعه‌ای از فسیل‌های حیوانی، ابزارهای سنگی و مهم‌تر از همه بقایای انسان‌تباران را کشف کردند. تفسیر معنای این یافته‌ها دهه‌ها زمان برده است. در سال ۲۰۰۰ میلادی، گروهی از دانشمندان با استناد به تفاوت در اندازه و شکل نمونه‌ها این نظریه را مطرح کردند که این منطقه احتمالاً محل سکونت دو گونه انسانی بوده است.

برای بررسی دقیق‌تر، پژوهشگران دانشگاه سائوپائولو (University of São Paulo) و دانشگاه ایالتی اوهایو (Ohio State University) تاج دندان‌های این نمونه‌ها را مطالعه کردند تا مسیر تکاملی آن‌ها روشن‌تر شود. آن‌ها یک نمونه فک بالا و ۷۱ نمونه فک پایین را بررسی کردند که در مجموع شامل ۵۸۳ دندان بود. تیم تحقیقاتی با استفاده از روش آنالیز تشخیصی خطی (Linear Discriminant Analysis) که یک تکنیک یادگیری ماشین برای طبقه‌بندی است، به این نتیجه رسید که تفاوت‌های موجود تنها با پدیده تفاوت‌های میان دو جنس قابل توضیح نیست و به احتمال زیاد دست‌کم دو گونه از جنس هومو (Homo) در این منطقه زندگی می‌کرده‌اند.

پژوهشگران نوشتند: «ما نتیجه گرفتیم که تفاوت در ابعاد تاج دندان‌ها فرضیه وجود دو گونه متمایز در محوطه دمانیسی را تأیید می‌کند؛ گونه‌هایی که پیش‌تر به‌عنوان هومو جورجیکوس (Homo georgicus) و هومو کائوکاسی (Homo caucasi) معرفی شده بودند. این فرضیه پیامدهای مهمی برای درک مهاجرت انسان‌تبارها از آفریقا در آغاز دوره پلیستوسن دارد.»

با این حال، حل یک پرسش، پرسش‌های تازه‌ای را به وجود آورد؛ یکی از چالش‌های جدید این است که برخی نمونه‌ها نشان می‌دهند شکل دندان‌های هومو جورجیکوس (Homo georgicus) شباهت زیادی به آسترالوپیت‌ها (Australopiths) دارد؛ گونه‌هایی که پیش از شاخه هومو (Homo) وجود داشته‌اند. این موضوع پرسشی مهم را مطرح می‌کند: آیا مهاجرت‌های اولیه از آفریقا پیش از ظهور هومو ارکتوس (Homo erectus) رخ داده‌اند؟

پژوهشگران افزودند: «با شواهد موجود نمی‌توان به‌طور قطعی مشخص کرد که هومو جورجیکوس (Homo georgicus) و هومو کائوکاسی (Homo caucasi) از اجداد هومو ارکتوس (Homo erectus) تکامل یافته‌اند یا از اجداد شبیه به آسترالوپیت‌ها، اما سناریوهای جایگزین ارزش بررسی دارند و باید با کشف فسیل‌های جدید انسان‌تبار در آسیا مورد توجه قرار گیرند.»

به بیان دیگر، داستان تکامل هومو ارکتوس (Homo erectus) با توانایی‌های شناختی پیشرفته و راه‌رفتن روی دو پا که امکان سازگاری با محیط‌های تازه را فراهم کرد، تنها بخشی از روایت مهاجرت انسان‌تبارها از آفریقا است. احتمال دارد که در طول تاریخ، پدیده کلادوژنز (cladogenesis) یا انشعاب یک گونه به دو گونه، بارها رخ داده باشد؛ به‌ویژه زمانی که جمعیت‌های انسانی برای هزاران یا ده‌ها هزار سال از یکدیگر جدا بوده‌اند و ویژگی‌های متفاوتی پیدا کرده‌اند. در نهایت، پژوهشگران نتیجه گرفتند که مدل‌های کنونی مهاجرت انسان باید بازنگری و به‌روزرسانی شوند.

هر سال با آغاز پاییز، سنجاب‌ها هزاران آجیل و خوراکی دیگر را برای زمستان ذخیره می‌کنند. بقای این موجودات کوچک به توانایی آن‌ها در یافتن این ذخایر غذایی پس از گذشت ماه‌ها وابسته است. تحقیقات نشان می‌دهد سنجاب‌ها با استفاده از حافظه قوی، بویایی، نشانه‌های دیداری و حتی رفتار اجتماعی، بخش بزرگی از ذخایر خود را دوباره پیدا می‌کنند. این یافته‌ها باور رایج درباره فراموشی سنجاب‌ها و نقش آن‌ها در کاشت درختان را به چالش می‌کشد.

سنجاب‌ها از مجموعه‌ای کامل از توانایی‌ها شامل بویایی، بینایی، حافظه و حتی دزدی از یکدیگر برای یافتن غذا استفاده می‌کنند. حافظه فضایی نقش مهمی در این فرآیند دارد و مطالعات میدانی نشان داده‌اند که سنجاب‌ها درصد بالایی از ذخایر خود را دوباره کشف می‌کنند.

برخلاف شوخی‌های رایج، سنجاب‌ها معمولاً فراموش نمی‌کنند که آجیل‌های خود را کجا دفن کرده‌اند. برای نمونه، در یک آزمایش، محققان تلاش کردند با ایجاد مخازن جعلی و جابه‌جایی نشانه‌های محیطی، سنجاب‌ها را فریب دهند، اما این حیوانات توانستند مکان دقیق ذخایر واقعی خود را تشخیص دهند. این نشان می‌دهد حافظه آن‌ها به اندازه‌ای دقیق است که حتی از نشانه‌های بویایی فراتر می‌رود.

سنجاب‌ها تنها به آجیل بسنده نمی‌کنند و انواع خوراکی‌ها مانند جوانه برگ‌ها، میوه‌های وحشی، تخم پرندگان، پوست درختان و حتی قارچ‌های خشک‌شده را ذخیره می‌کنند. دامنه فعالیت آن‌ها گسترده است؛ یک سنجاب می‌تواند در منطقه‌ای به وسعت شش تا هشت هکتار، که تقریباً برابر با چهار زمین فوتبال است، تا سه هزار خوراکی پنهان کند.

در مناطق سردتر، سنجاب‌ها گاهی به جای دفن آجیل در زمین، آن‌ها را در حفره‌های درخت یا شاخه‌ها ذخیره می‌کنند تا مجبور نباشند زیر برف و یخ جست‌وجو کنند. در مناطق گرم‌تر دفن در خاک آسان‌تر است، اما در هر شرایطی سنجاب‌ها برای زمستان ذخیره‌سازی می‌کنند.

سنجاب‌ها قادرند ۸۵ درصد از آجیل‌های پنهان‌شده خود را دوباره پیدا کنند - دیجینوی

رفتار اجتماعی نیز نقش مهمی دارد. سنجاب‌ها گاهی محل دفن یکدیگر را زیر نظر می‌گیرند و از ذخایر دیگران سرقت می‌کنند؛ رفتاری که دانشمندان آن را pilfering می‌نامند. برای جلوگیری از سرقت، برخی سنجاب‌ها وانمود می‌کنند در یک نقطه آجیل دفن کرده‌اند، اما در واقع آن را در جای دیگری پنهان می‌کنند.

مطالعات نشان داده‌اند سنجاب‌های خاکستری شهری حدود ۸۵ درصد از ذخایر خود را دوباره پیدا می‌کنند. پژوهش تازه‌ای در سال ۲۰۲۳ نیز نشان داد سنجاب‌های قرمز در پارک‌های شهری توانسته‌اند بخش بزرگی از ذخایر خود را حتی در شرایط رقابتی بازیابی کنند. علاوه بر این، سنجاب‌ها می‌توانند مکان ذخایر را تا دو ماه به خاطر بسپارند و حتی زمان مصرف آجیل‌ها را مدیریت کنند؛ به‌طور مثال، بلوط‌های سفید که سریع‌تر جوانه می‌زنند زودتر خورده می‌شوند، در حالی که بلوط‌های قرمز دیرتر جوانه می‌زنند و برای ذخیره طولانی‌مدت مناسب‌ترند.

این توانایی‌ها باعث می‌شود سنجاب‌ها زمان زیادی را صرف جست‌وجوی غذا نکنند و فرصت بیشتری برای استراحت، مراقبت اجتماعی و فعالیت‌های دیگر داشته باشند. در نتیجه، سیستم ذخیره‌سازی آن‌ها بسیار کارآمد است.

در مورد هوش سنجاب‌ها، تامی تاکر، سنجابی خاکستری شرقی که در سال ۱۹۴۴ توسط خانواده‌ای پذیرفته شد، نشان داد که سنجاب‌ها می‌توانند هوش بالا و رفتارهای پیچیده‌ای داشته باشند. تامی تاکر بیش از صد دست لباس دست‌دوز داشت و حتی در فروش اوراق قرضه جنگی مشارکت کرد. پس از جنگ، او به سفرهای جاده‌ای رفت و در سال ۱۹۴۹ در گرند کنیون درگذشت.

لباس‌ها و یادگارهای او امروز در آرشیو اسمیتسونین نگهداری می‌شوند و همچنان به‌عنوان یک نماد فرهنگی شناخته می‌شوند.

پژوهشگران دانشگاه پنسیلوانیا و دانشگاه میشیگان موفق شده‌اند کوچک‌ترین ربات‌های مستقل و قابل برنامه‌ریزی جهان را معرفی کنند. این ربات‌های میکروسکوپی که اندازه‌ای کوچک‌تر از یک دانه نمک دارند، می‌توانند شنا کنند، واکنش نشان دهند و حتی به محیط اطراف خود پاسخ دهند. به گفته گزارش‌های رسانه‌ای، هزینه ساخت هر ربات تنها یک سنت است و این دستگاه‌ها قادرند ماه‌ها بدون نیاز به کنترل خارجی فعالیت کنند.

این ربات‌های میکروسکوپی با ابعادی در حدود ۲۰۰ در ۳۰۰ در ۵۰ میکرومتر ساخته شده‌اند و با وجود اندازه بسیار کوچک، قابلیت‌های چشمگیری دارند. آن‌ها می‌توانند به‌طور مستقل حرکت کنند، تغییرات دما را تشخیص دهند و مسیر خود را بدون نیاز به کنترل خارجی مانند میدان‌های مغناطیسی یا سیم‌ها تغییر دهند. همین ویژگی‌ها باعث شده این فناوری به‌عنوان یک دستاورد مهم در حوزه رباتیک معرفی شود و آینده‌ای تازه برای کاربردهای پزشکی و مهندسی در مقیاس‌های بسیار کوچک ترسیم کند.

این ربات‌ها به‌طور کامل از نور تغذیه می‌کنند و از پنل‌های خورشیدی بسیار کوچک برای تأمین انرژی استفاده می‌نمایند. انرژی تولیدشده به تراشه‌های داخلی منتقل می‌شود و این تراشه‌ها امکان «تفکر» و عملکرد مستقل را برای ربات‌ها فراهم می‌کنند. مارک میسکین (Marc Miskin)، استاد مهندسی برق و سیستم‌ها در پنسیلوانیا، در توضیح این دستاورد گفت: «ما ربات‌های مستقل را ۱۰ هزار برابر کوچک‌تر ساخته‌ایم. این یعنی مقیاس کاملاً جدیدی برای ربات‌های قابل برنامه‌ریزی ایجاد شده است.»

برخلاف ربات‌های بزرگ‌تر که با مفصل‌ها یا اندام‌های مکانیکی حرکت می‌کنند، این ربات‌های میکروسکوپی از روشی متفاوت بهره می‌برند. آن‌ها میدان الکتریکی تولید می‌کنند که یون‌های موجود در مایع اطراف را جابه‌جا می‌کند و همین حرکت یون‌ها باعث پیشروی ربات می‌شود.

با تغییر میدان الکتریکی، ربات‌ها می‌توانند الگوهای پیچیده حرکتی ایجاد کنند یا حتی مانند یک گروه کوچک ماهی با هم شنا کنند. این طراحی نوآورانه همچنین باعث شده هیچ قطعه متحرکی در ساختار آن‌ها وجود نداشته باشد و همین موضوع دوام و مقاومت بالایی برایشان به همراه داشته است. برخی از این ربات‌ها توانسته‌اند با سرعتی معادل یک طول بدن در هر ثانیه حرکت کنند که برای جسمی کوچک‌تر از یک ذره گرد و غبار بسیار چشمگیر است.

کوچک‌ترین ربات جهان با اندازه‌ای کوچک‌تر از دانه نمک ساخته شد - دیجینوی

ساخت ربات‌هایی در چنین مقیاس میکروسکوپی کار ساده‌ای نبوده و برای عملکرد مستقل، هر واحد نیازمند یک رایانه کوچک، حسگرها، کنترل حرکت و منبع انرژی است که همگی باید در تراشه‌ای با کسری از یک میلی‌متر جای بگیرند.

تیم دانشگاه میشیگان مدارهایی فوق‌العاده کم‌مصرف طراحی کرده که هزار برابر کمتر از مدارهای الکترونیکی معمولی انرژی مصرف می‌کنند. این نوآوری باعث شد پردازنده‌های کوچک بتوانند با انرژی محدود سلول‌های خورشیدی میکروسکوپی کار کنند. از آنجا که سلول‌های خورشیدی بیشتر سطح ربات را اشغال می‌کنند، پژوهشگران مجبور شدند پردازنده و حافظه را در فضای بسیار محدود باقی‌مانده جای دهند. نتیجه این تلاش، نخستین ربات زیر یک میلی‌متر است که واقعاً توانایی «تفکر» دارد. به گفته تیم تحقیقاتی، تاکنون هیچ‌کس موفق نشده بود رایانه‌ای کامل شامل پردازنده، حافظه و حسگرها را در چنین ابعاد کوچکی جای دهد.

در منطقه‌ی پیرانگی در ایالت ریو گرانده دو نورته برزیل، درختی وجود دارد که به‌تنهایی شبیه یک جنگل کامل است. این درخت که با نام Cajueiro de Pirangi شناخته می‌شود، به‌دلیل ویژگی‌های ژنتیکی خاص، شاخه‌هایش هنگام رسیدن به زمین دوباره ریشه می‌زنند و تنه‌های تازه‌ای ایجاد می‌کنند. همین چرخه باعث شده مساحت پوشش آن به‌اندازه دو زمین فوتبال باشد و به‌عنوان بزرگ‌ترین درخت بادام‌هندی جهان در کتاب رکوردهای گینس ثبت شود.

درخت Cajueiro de Pirangi بیش از یک قرن عمر دارد و گستره‌ی شاخه‌ها و برگ‌های آن به حدود ۸۵۰۰ متر مربع می‌رسد؛ مساحتی که تقریباً برابر با دو زمین فوتبال است و به‌خوبی نشان می‌دهد این درخت تا چه اندازه توانسته محیط اطراف خود را در اختیار بگیرد. محیط تنه و شاخه‌های درهم‌تنیده‌ی آن نزدیک به ۵۰۰ متر اندازه‌گیری شده و هر سال حدود ۶۰ هزار میوه بادام‌هندی از دل این پوشش سبز به دست می‌آید؛ رقمی که خود به‌تنهایی یک منبع طبیعی قابل‌توجه محسوب می‌شود.

آنچه این درخت را از دیگر نمونه‌های مشابه متمایز می‌کند، شیوه‌ی رشد شاخه‌هایش است. به‌جای آنکه مانند بیشتر درختان به‌سوی آسمان قد بکشند، شاخه‌ها به سمت زمین خم می‌شوند و پس از تماس با خاک، ریشه می‌زنند و تنه‌های تازه‌ای شکل می‌گیرند. این چرخه بارها و بارها تکرار شده و در نهایت منظره‌ای پدید آورده که بیشتر شبیه یک جنگل کامل است تا یک درخت منفرد. همین ویژگی باعث شده بازدیدکنندگان هنگام قدم زدن زیر سایه‌ی آن، حس حضور در دل یک جنگل واقعی را تجربه کنند، در حالی که همه‌ی این پوشش گیاهی تنها از یک تنه‌ی اصلی منشأ گرفته است.

درختی در برزیل شبیه یک جنگل کامل است - دیجینوی

این پدیده‌ی طبیعی نه‌تنها جلوه‌ای زیست‌محیطی دارد، بلکه به یکی از مهم‌ترین جاذبه‌های گردشگری برزیل تبدیل شده است. هر سال هزاران نفر از نقاط مختلف جهان به منطقه‌ی پیرانگی سفر می‌کنند تا از نزدیک عظمت این درخت را ببینند و در زیر شاخه‌های گسترده‌اش قدم بزنند. برای بسیاری از گردشگران، این تجربه به‌سان ورود به دنیایی متفاوت است؛ دنیایی که در آن طبیعت توانسته با یک جهش ژنتیکی ساده، اثری شگفت‌انگیز خلق کند.

علاوه بر ارزش گردشگری، این درخت جایگاه فرهنگی و نمادین ویژه‌ای در میان مردم محلی دارد. آن‌ها آن را نشانه‌ای از قدرت و مقاومت طبیعت می‌دانند و پژوهشگران نیز از آن به‌عنوان نمونه‌ای کمیاب یاد می‌کنند که توانسته یک گونه‌ی گیاهی را به ابعادی فراتر از تصور برساند. این ترکیب از اهمیت علمی، فرهنگی و زیست‌محیطی باعث شده Cajueiro de Pirangi نه‌تنها یک درخت، بلکه میراثی زنده برای برزیل و جهان باشد.

انسان‌ها همیشه در جست‌وجوی پاسخ به این پرسش بوده‌اند که آیا تمدن‌های فرازمینی وجود دارند یا خیر. به همین دلیل، کشف یک قطعه فلزی ناشناخته که نشانه‌هایی از منشأ غیرزمینی داشت، توجه دانشمندان را برانگیخت. این نمونه ابتدا به حادثه مشهور روزول در سال ۱۹۴۷ نسبت داده شد؛ رخدادی که بسیاری آن را سقوط یک بشقاب‌پرنده دانستند، اما بررسی‌ها نشان داد بقایای روزول در واقع متعلق به یک بالون نیروی هوایی آمریکا بوده که برای ردیابی آزمایش‌های هسته‌ای شوروی استفاده می‌شد.

منشأ واقعی این قطعه فلزی برای سال‌های طولانی موضوع بحث و جدل میان پژوهشگران بود. شکل و ترکیب غیرمعمول آن باعث شده بود برخی گمان کنند شاید با نمونه‌ای روبه‌رو هستند که نشانه‌ای از فناوری بیگانگان باشد. در نهایت، سازمان استارز آکادمی که توسط تام دلانج (Tom DeLonge)، خواننده گروه بلینک ۱۸۲ و علاقه‌مند جدی به پدیده‌های یوفو تأسیس شده، این قطعه را به دست آورد. پس از آن، دفتر رزولوشن آفیس که مسئولیت بررسی پدیده‌های ناشناخته پروازی (UAP) را برای دولت آمریکا بر عهده دارد، تحقیقات را ادامه داد. هدف اصلی آن‌ها این بود که ویژگی‌های فیزیکی و شیمیایی فلز را بررسی کنند تا مشخص شود آیا توانایی کاهش جرم اینرسی یا حتی امکان شناوری دارد یا خیر.

نتایج اولیه نشان داد این شیء در اصل یک آلیاژ منیزیم است که بخش عمده آن از منیزیم و روی تشکیل شده و در کنار آن مقادیر اندکی بیسموت، سرب و عناصر دیگر نیز وجود دارد. در سال ۲۰۲۲، رزولوشن آفیس از آزمایشگاه ORNL خواست تا نمونه را با دقت بیشتری تحلیل کند. دلیل این درخواست علاقه دانشمندان به روشن شدن منشأ زمینی یا غیرزمینی این قطعه و همچنین بررسی احتمال استفاده از بیسموت آن به‌عنوان «موج‌بر تراهرتز» بود؛ ابزاری فلزی که توانایی هدایت امواج الکترومغناطیسی را دارد. آزمایشگاه ORNL که در دوران جنگ جهانی دوم برای تحقیقات مرتبط با سلاح‌های هسته‌ای تأسیس شده بود، امروز نیز در حوزه انرژی و مواد فعال است و پیش‌تر نمونه‌های مشکوک به منشأ فرازمینی را بررسی کرده است.

طبق یافته‌های دانشمندان، این قطعه فلزی «ویژگی‌های خارق‌العاده‌ای» از خود نشان می‌دهد. دانشمندان ORNL برای یافتن نشانه‌های حیات یا فناوری بیگانه، نمونه را از نظر «نشانه‌های زیستی» و «نشانه‌های فناورانه» بررسی کردند. آن‌ها ابتدا به دنبال امضاهای ایزوتوپی بودند تا مشخص شود عناصر موجود در آلیاژ از زمین آمده‌اند یا خیر. نتایج نشان داد نسبت ایزوتوپ‌های منیزیم و سرب با منشأ زمینی مطابقت دارد. منیزیم نمونه گرچه تحت فشار حرارتی و فرآیندهای شیمیایی تغییراتی داشته، اما همچنان در محدوده طبیعی منیزیم زمین قرار می‌گیرد. همچنین نسبت ایزوتوپ‌های منیزیم تنها در منظومه شمسی ما دیده می‌شود و این موضوع منشأ محلی آن را تقویت می‌کند. سرب موجود نیز دقیقاً با امضاهای ایزوتوپی زمین مطابقت داشت و حتی از ماه یا اجرام دیگر نمی‌توانست آمده باشد.

افشای راز فلزی مرموز که بسیاری فکر می‌کردند فناوری بیگانگان است - دیجینوی

با نبود نشانه‌های بیولوژیکی فرازمینی، دانشمندان ORNL به سراغ بررسی ساختار کریستالی منیزیم رفتند. میکروسکوپ الکترونی نشان داد این ساختار مشابه آلیاژهای منیزیم ساخته‌شده روی زمین است. سپس بررسی شد که آیا این نمونه می‌تواند بخشی از یک موج‌بر تراهرتز باشد یا خیر. موج‌برها اجسام فلزی هستند که امواج الکترومغناطیسی مانند مگنترون در اجاق‌های مایکروویو را منتقل می‌کنند. موج‌بر تراهرتز می‌تواند امواج بسیار قوی‌تری تولید کند که در صورت ساخت صحیح، حتی توانایی شناوری اجسام را داشته باشد.

آوی لوئب (Avi Loeb)، فیزیکدان دانشگاه هاروارد، در توضیحی گفت: «بر اساس فناوری‌های انسانی، موج‌برها تنها برای ارتباطات، جمع‌آوری داده یا گرمایش استفاده می‌شوند. اما فرضیه درباره UAP این بود که برای شناوری به کار می‌روند؛ فناوری‌ای که انسان‌ها هنوز ندارند.»

برای آنکه این نمونه به‌عنوان فناوری بیگانه شناخته شود، باید لایه‌ای خالص از بیسموت میان لایه‌های آلیاژ منیزیم وجود داشته باشد. بیسموت خالص قادر است امواج تراهرتز را هدایت کند. اما در این نمونه، بیسموت نه خالص بود و نه در یک لایه منفرد قرار داشت؛ بلکه چندین لایه بیسموت همراه با سرب میان لایه‌های منیزیم دیده شد که عملکرد موج‌بر را مختل می‌کرد.

گزارش ORNL تأکید کرد: «با اطمینان بالا می‌توان گفت داده‌ها نشان می‌دهند این ماده روی زمین ساخته شده و سپس تحت فشار مکانیکی و حرارتی آسیب دیده است.» پس از انتشار نتایج، سازمان استارز آکادمی بیانیه‌ای در وب‌سایت خود منتشر کرد و اعلام کرد قصد دارد جلسه‌ای با تیم ORNL برگزار کند. آن‌ها گفتند گزارش‌ها نتیجه قطعی درباره منشأ و هدف این ماده ارائه نمی‌دهند و پرسش‌های بیشتری باقی مانده است.

طی یک اتفاق کم‌سابقه در پاکستان، جسد مردی که ۲۸ سال پیش در دل یخچال‌های طبیعی منطقه کوهستانی ناپدید شده بود، به‌طور کاملاً سالم پیدا شد. این کشف غیرمنتظره نه‌تنها به یک جست‌وجوی طولانی پایان داد، بلکه بار دیگر نقش تغییرات اقلیمی و ذوب سریع یخچال‌ها را در آشکار شدن بقایای انسانی و تاریخی یادآوری کرد.

در ژوئن ۱۹۹۷، مردی ۳۱ ساله اهل پاکستان به نام نصیرالدین، هنگام سفر در دره سوپات در منطقه کوهستانی در شمال پاکستان، وارد یک غار شد و پس از آن دیگر دیده نشد. خانواده‌اش سال‌ها در جست‌وجوی نشانه‌ای از او بودند، اما تلاش‌های گسترده آن‌ها نتیجه‌ای نداشت. این ناپدیدشدن ناگهانی، سال‌ها به یک معمای تلخ خانوادگی تبدیل شد و هر بار که اعضای خانواده به منطقه بازمی‌گشتند، امیدی تازه اما کوتاه‌مدت در دلشان شکل می‌گرفت.

مالک عبید، برادرزاده نصیرالدین، در گفت‌وگو با خبرگزاری AFP توضیح داد: «خانواده ما طی این سال‌ها هر کاری از دستشان برمی‌آمد انجام دادند. عموها و پسرعموهایم بارها به محل گم شدن نصیرالدین رفتند تا شاید بتوانند جسد او را پیدا کنند، اما در نهایت چیزی نیافتند، چون امکان دسترسی وجود نداشت.» او توضیح داد که شرایط سخت جغرافیایی، سرمای شدید و خطرات طبیعی باعث می‌شد جست‌وجوها هر بار نیمه‌تمام بماند و خانواده با حس ناتمام‌بودن تلاش‌ها به خانه بازگردد.

پس از نزدیک به سه دهه، این جست‌وجوی طولانی بالاخره پایان یافت؛ زیرا در تاریخ ۳۱ ژوئیه، یک چوپان محلی به نام عمر خان در همان دره، جسد نصیرالدین را پیدا کرد؛ جسدی که هنوز کارت شناسایی همراهش بود. اما این تنها نکته شگفت‌انگیز ماجرا نبود و آنچه او مشاهده کرد، فراتر از انتظار هر کسی بود که سال‌ها درباره سرنوشت این مرد شنیده بود.

عمر خان در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی گفت: «آنچه دیدم باورکردنی نبود و جسد کاملاً سالم مانده بود. حتی لباس‌ها هم پاره نشده بودند.» او توضیح داد که ظاهر جسد به‌گونه‌ای بود که گویی زمان برای او متوقف شده و گذر سال‌ها هیچ اثری بر بدنش نگذاشته است؛ موضوعی که حتی برای ساکنان محلی که با یخچال‌ها آشنا هستند نیز غیرمعمول به نظر می‌رسید.

نصیرالدین طی ۲۸ سال در دل یخچال طبیعی به‌صورت مومیایی‌شده باقی مانده بود. او به‌سرعت منجمد شده و این انجماد سریع، بدنش را از رطوبت و اکسیژن دور نگه داشته بود. مالک عبید در ادامه گفت: «بالاخره پس از پیدا شدن جسدش کمی آرامش پیدا کردیم.» او توضیح داد که هرچند این کشف دردناک است، اما پایان یافتن بلاتکلیفی طولانی‌مدت برای خانواده نوعی آرامش به همراه داشته است.

پژوهش جدید نشان می‌دهد که چرا برخی انسان‌های باستان، به خصوص در منطقه ایتالیا، عمری طولانی و اغلب بیش از ۱۰۰ سال داشتتند.

چرا مردم ایتالیا بیشتر از مردم سایر ملل عمر می‌کنند؟ بر اساس نمونه‌های DNA، پاسخ در پیشینه ژنتیکی آن‌هاست. مطالعه‌ و پژوهشی جدید به گذشته ماقبل تاریخ بازگشته تا توضیح دهد چرا برخی افراد امروزی که ۱۰۰ سال یا بیشتر عمر کرده‌اند، همچنان زنده هستند.

تحقیقات پیشین ژن‌های خاصی را شناسایی کرده بودند که با طول عمر بیشتر ارتباط دارند. اما پژوهش اخیر که در نشریه گروساینس منتشر شده، فراتر رفت و بررسی کرد که آیا جمعیت‌های باستانی نیز در این معادله پیچیده نقش دارند یا خیر؛ معادله‌ای که در آن ژنتیک، محیط و سبک زندگی همگی بر طول عمر انسان تأثیر می‌گذارند.

ایتالیا به‌عنوان کشوری با بالاترین درصد افراد صدساله در جهان، یک ویژگی مشترک ژنتیکی دارد: همه آن‌ها از نسل شکارچی-گردآورندگان غربی هستند؛ نخستین ساکنان اروپا پس از عصر یخبندان. این گروه‌های باستانی در شرایط سخت و دشوار تکامل یافتند و ژن‌هایی را به نسل‌های بعد منتقل کردند که امروز به ایتالیایی‌ها امکان می‌دهد بیش از ۱۰۰ سال عمر کنند.

پژوهشگران ۳۳۳ فرد صدساله ایتالیایی را با ۱۰۳ ژنوم باستانی مقایسه کردند تا بررسی کنند که جمعیت‌های اجدادی تا چه حد در پایه‌های ژنتیکی طول عمر انسان نقش داشته‌اند. به لطف پیشرفت‌های اخیر در حوزه پالئوژنومیک، امکان مقایسه مستقیم میان ژنوم‌های مدرن و DNA باستانی فراهم شد.

نتایج نشان داد که اگرچه ژن‌های افراد صدساله متنوع بودند، اما شباهت قابل‌توجهی میان آن‌ها وجود داشت. همه آن‌ها ارتباط ژنتیکی قوی‌تری با شکارچی-گردآورندگان غربی داشتند و این ارتباط در جمعیت بزرگ‌تر ایتالیا نیز دیده می‌شود. طبق گزارش‌ها، به ازای هر افزایش کوچک در DNA، احتمال رسیدن فرد به صدسالگی، ۳۸ درصد بیشتر می‌شود و این اثر حتی در زنان قوی‌تر است.

این یافته‌ها نشان می‌دهد که طول عمر بالای ایتالیایی‌ها ارتباطی مستقیم با رژیم غذایی برخلاف شوخی‌هایی که درباره مصرف پاستا و پنیر مطرح می‌شود، ندارد. هرچند سبک زندگی نقش به‌سزایی ایفا می‌کند، اما به گفته پژوهشگران، عامل اصلی همان ژن‌ها هستند. بررسی دقیق‌تر کروموزوم‌ها نشان داد که این موضوع به جمعیت یا منطقه خاصی مربوط نیست، بلکه به سازوکارهایی برمی‌گردد که در فرآیند تکامل پس از عصر یخبندان شکل گرفته و ژنتیک آن‌ها را تغییر داده است.

در یک اتفاق کم‌سابقه در شهرستان داراب استان فارس، یک دختر نوجوان با شجاعت و صداقت خود، محل اختفای گنجینه بزرگی که پدرش پنهان کرده بود را فاش کرد. این اقدام باعث شد مأموران به مجموعه‌ای ارزشمند از اشیای مربوط به دوره ساسانی دست یابند و پدر خانواده به‌عنوان متهم اصلی دستگیر شود.

ماجرا زمانی آغاز شد که این دختر ۱۳ ساله در جریان رسیدگی به یک پرونده، تصاویری از اشیای مشکوک به عتیقه را در اختیار مقام قضایی قرار داد. مأموران پس از ورود به منزل، در ابتدا چیزی نیافتند، اما دختر با اطمینان جلو آمد و گفت محل دقیق اشیا را می‌داند. او مأموران را به آشپزخانه هدایت کرد و نشان داد که گنجینه زیر سرامیک‌های کف خانه مخفی شده است.

با برداشتن سرامیک‌ها، مجموعه‌ای بزرگ شامل ۳۷۱ سکه، ۶۶ قطعه تزئینی، ۵۴ شیء فلزی، ۵ قطعه سنگی و چند شیء متفرقه دیگر کشف شد. کارشناسان میراث فرهنگی اعلام کردند که این اشیا ارزش تاریخی و فرهنگی بالایی دارند و برخی از آن‌ها به دوره ساسانیان و حتی پیش‌تر بازمی‌گردند.

تمامی اشیای کشف‌شده در حضور مقام قضایی و نماینده میراث فرهنگی پلمب شد و پدر خانواده به‌عنوان فرد متهم بازداشت گردید. این اقدام دختر نوجوان، مانع از قاچاق یا نابودی یک مجموعه ارزشمند تاریخی شد و توجه رسانه‌ها و افکار عمومی را به خود جلب کرد.

این کشف نشان می‌دهد که گنجینه‌های تاریخی همچنان در خانه‌ها و مناطق مختلف ایران وجود دارند و گاه به‌صورت غیرقانونی نگهداری یا مخفی می‌شوند. اقدام این دختر ۱۳ ساله نه‌تنها یک پرونده قضایی را به نتیجه رساند، بلکه یک مجموعه ارزشمند تاریخی را از خطر خروج غیرقانونی از کشور نجات داد. این ماجرا بار دیگر اهمیت نقش شهروندان در حفاظت از میراث فرهنگی و هویت ملی را برجسته کرد و نشان داد که حتی کوچک‌ترین اقدام فردی می‌تواند تأثیری بزرگ در حفظ تاریخ داشته باشد.