با اقتصادی به ارزش ۳۰.۶ تریلیون دلار، ایالات متحده همچنان جایگاه خود را به‌عنوان قدرت بی‌رقیب اقتصاد جهانی حفظ کرده است؛ جایگاهی که انتظار می‌رود برای سال‌های آینده نیز ادامه داشته باشد. چین نیز با رشد اقتصادی بی‌وقفه خود همچنان سریع‌ترین اقتصاد بزرگ جهان است، اما هند با پشت سر گذاشتن بریتانیا مسیر صعود به جایگاه چهارمین اقتصاد دنیا را هموار کرده است. در این گزارش نگاهی داریم به وضعیت ۵۰ اقتصاد بزرگ جهان، روند رشد واقعی تولید ناخالص داخلی آن‌ها از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵ و تغییرات احتمالی قدرت اقتصادی در سال‌های پیش رو.

با این حال، در حالی که آمریکا از نظر اندازه اقتصادی برتری دارد، بسیاری از رقبای آن از نظر سرعت رشد و شتاب اقتصادی پیشتاز هستند. چین، نزدیک‌ترین رقیب آمریکا، از سال ۲۰۰۰ تاکنون به‌طور میانگین سالانه ۸ درصد رشد واقعی تولید ناخالص داخلی را تجربه کرده است. در همین حال، اقتصادهای نوظهوری مانند هند، ویتنام و فیلیپین نیز دوره‌های پایداری از رشد حتی سریع‌تر را ثبت کرده‌اند.

این اینفوگرافیک، تولید ناخالص داخلی بزرگ‌ترین اقتصادهای جهان را به همراه نرخ رشد واقعی GDP آن‌ها در بازه زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵ نشان می‌دهد. این داده‌ها بر اساس آخرین گزارش «چشم‌انداز اقتصاد جهانی» صندوق بین‌المللی پول (IMF) تهیه شده‌اند.

۵۰ اقتصاد بزرگ جهان؛ چه کشورهایی از سال ۲۰۰۰ سریع‌ترین رشد را داشته‌اند؟ - دیجینویرتبهکشورتولید ناخالص داخلی واقعی ۲۰۲۵ (میلیارد دلار)میانگین رشد سالانه واقعی GDP (۲۰۰۰–۲۰۲۵)۱ایالات متحده۳۰,۶۱۶۲.۱%۲چین۱۹,۳۹۹۸.۰%۳آلمان۵,۰۱۴۱.۰%۴ژاپن۴,۲۸۰۰.۶%۵هند۴,۱۲۵۶.۴%۶بریتانیا۳,۹۵۹۱.۵%۷فرانسه۳,۳۶۲۱.۲%۸ایتالیا۲,۵۴۴۰.۴%۹روسیه۲,۵۴۱۳.۰%۱۰کانادا۲,۲۸۴۱.۹%۱۱برزیل۲,۲۵۷۲.۳%۱۲اسپانیا۱,۸۹۱۱.۷%۱۳مکزیک۱,۸۶۳۱.۵%۱۴کره جنوبی۱,۸۵۹۳.۴%۱۵استرالیا۱,۸۳۰۲.۷%۱۶ترکیه۱,۵۶۵۵.۰%۱۷اندونزی۱,۴۴۳۴.۹%۱۸هلند۱,۳۲۱۱.۵%۱۹عربستان سعودی۱,۲۶۹۳.۹%۲۰لهستان۱,۰۴۰۳.۶%۲۱سوئیس۱,۰۰۳۱.۸%۲۲تایوان۸۸۴۳.۷%۲۳بلژیک۷۱۷۱.۶%۲۴ایرلند۷۰۹۵.۲%۲۵آرژانتین۶۸۳۱.۹%۲۶سوئد۶۶۲۱.۸%۲۷اسرائیل۶۱۱۳.۵%۲۸سنگاپور۵۷۴۴.۵%۲۹امارات متحده عربی۵۶۹۳.۹%۳۰اتریش۵۶۶۱.۳%۳۱تایلند۵۵۹۳.۲%۳۲نروژ۵۱۷۱.۶%۳۳فیلیپین۴۹۴۵.۰%۳۴ویتنام۴۸۵۶.۴%۳۵بنگلادش۴۷۵۵.۹%۳۶مالزی۴۷۱۴.۵%۳۷دانمارک۴۶۰۱.۴%۳۸کلمبیا۴۳۸۳.۵%۳۹هنگ‌کنگ (منطقه ویژه اداری)۴۲۸۲.۷%۴۰آفریقای جنوبی۴۲۶۲.۱%۴۱رومانی۴۲۳۳.۵%۴۲پاکستان۴۱۰۳.۹%۴۳جمهوری چک۳۸۳۲.۴%۴۴ایران۳۵۷۳.۱%۴۵مصر۳۴۹۴.۳%۴۶شیلی۳۴۷۳.۴%۴۷پرتغال۳۳۸۱.۰%۴۸پرو۳۱۸۴.۲%۴۹فنلاند۳۱۵۱.۱%۵۰قزاقستان۳۰۰۵.۶%

اقتصاد آمریکا بیش از یک‌چهارم تولید ناخالص داخلی جهان را به خود اختصاص می‌دهد. در ۲۵ سال گذشته، میانگین رشد واقعی تولید ناخالص داخلی آمریکا ۲.۱ درصد بوده؛ نرخی که به‌طور معناداری بالاتر از بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته و پردرآمد دیگر است. برای مقایسه، اقتصاد ژاپن در این دوره به‌طور میانگین تنها ۰.۶ درصد رشد داشته، در حالی که آلمان با نرخ رشد ۱ درصدی حرکت کرده است.

با این حال، در اروپا کشورهایی مانند ایرلند و لهستان عملکردی بالاتر از میانگین داشته و به‌ترتیب رشد ۵.۲ درصدی و ۳.۶ درصدی را ثبت کرده‌اند. در مورد ایرلند به‌طور خاص، حدود ۶۰ درصد از درآمد مالیات شرکت‌های این کشور توسط ۱۰ شرکت آمریکایی تأمین می‌شود.

به‌طور کلی، هیچ اقتصاد بزرگی در جهان از نظر رشد واقعی سریع‌تر از چین نبوده است. از سال ۲۰۰۰ تاکنون، اقتصاد چین از ۱.۲ تریلیون دلار به ۱۹.۴ تریلیون دلار افزایش یافته؛ رشدی که با گسترش نفوذ این کشور در تولید و تجارت جهانی تقویت شده است.

هند؛ پیشتاز جدید رشد اقتصادی

هند در سال جاری با عبور از بریتانیا، به پنجمین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل شده است. اگرچه میانگین رشد اقتصادی هند در ۲۵ سال گذشته (۶.۴ درصد) کمتر از چین (۸.۰ درصد) بوده، اما این روند در سال‌های اخیر تغییر کرده است. برای مثال، پیش‌بینی می‌شود در سال ۲۰۲۶ اقتصاد هند ۶.۳ درصد رشد کند، در حالی که رشد اقتصادی چین تنها ۴.۰ درصد برآورد شده است.

بر همین اساس، انتظار می‌رود هند در سال آینده از ژاپن عبور کرده و به چهارمین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل شود؛ پس از آن نیز آلمان (رتبه سوم) در تیررس این کشور قرار دارد.

جایگاه ایران

در میان ۵۰ اقتصاد بزرگ جهان، ایران با تولید ناخالص داخلی حدود ۳۵۷ میلیارد دلار و رشد متوسط سالانه ۳.۱ درصد در طول ۲۵ سال گذشته، جایگاه چهلم را در اختیار دارد. این نرخ رشد، بالاتر از برخی کشورهای اروپایی مانند ایتالیا و پرتغال است، اما همچنان کمتر از میانگین رشد اقتصادی در آسیا و بازارهای نوظهور محسوب می‌شود.

برای پاسخ به این پرسش، نتایج یک نظرسنجی از مؤسسه Reputation Lab که در آن ۶۰ اقتصاد برتر جهان بر اساس اعتبار جهانی رتبه‌بندی شده‌اند را بررسی کرده‌ و به تحلیل جایگاه ایران و دیگر کشورها پرداخته‌ایم. کشورهایی با اعتبار بالاتر، شانس بیشتری برای جذب سرمایه‌گذاری خارجی و جلب توجه بازدیدکنندگان و گردشگران دارند.

داده‌های این رتبه‌بندی از مطالعه RepCore Nations 2025 متعلق به Reputation Lab استخراج شده است. در این پژوهش، از شهروندان کشورهای عضو گروه هفت (کانادا، فرانسه، آلمان، ایتالیا، ژاپن، بریتانیا و ایالات متحده) خواسته شده تا سایر کشورها را بر اساس شاخص‌هایی مانند اعتماد، تحسین، احترام و تصویر کلی ذهنی ارزیابی کنند.

کدام کشورها بیشترین اعتبار جهانی را دارند و جایگاه ایران کجاست؟ - دیجینویرتبهکشور۱سوئیس۲کانادا۳نروژ۴سوئد۵فنلاند۶دانمارک۷نیوزیلند۸ژاپن۹هلند۱۰ایرلند۱۱استرالیا۱۲اتریش۱۳ایتالیا۱۴اسپانیا۱۵پرتغال۱۶یونان۱۷بلژیک۱۸بریتانیا۱۹سنگاپور۲۰آلمان۲۱فرانسه

سوئیس و کانادا در صدر اعتبار جهانی

سوئیس مشابه سال گذشته جایگاه نخست خود را در این نظرسنجی حفظ کرده است؛ کشوری که به‌دلیل بی‌طرفی، حکمرانی کارآمد و کیفیت بالای زندگی مورد تحسین قرار می‌گیرد. سوئیس از سال ۱۸۱۵ تاکنون در هیچ جنگی به‌عنوان طرف درگیر حضور نداشته است. سیاست رسمی «بی‌طرفی دائمی» این کشور که در کنگره وین به رسمیت شناخته شد، بیش از دو قرن است که مسیر سیاست خارجی سوئیس را تعیین می‌کند.

کانادا نیز با صعود دو پله‌ای نسبت به سال ۲۰۲۴، به رتبه دوم رسیده و بار دیگر اعتبار دیرینه خود در زمینه فراگیری اجتماعی و دیپلماسی را تقویت کرده است.

کشورهای نوردیک و اسکاندیناوی نیز جایگاه بالایی در این رتبه‌بندی دارند؛ به‌طوری که نروژ، سوئد، فنلاند و دانمارک همگی در میان شش کشور برتر قرار گرفته‌اند. این کشورها از تصویر جهانی مبتنی بر ثبات، شفافیت و رهبری زیست‌محیطی بهره‌مند هستند.

افت قابل‌توجه اعتبار آمریکا

ایالات متحده بیشترین تغییر رتبه را نسبت به سال ۲۰۲۴ تجربه کرده و با سقوط ۱۸ پله‌ای، به رتبه ۴۸ رسیده است. تهدیدهای تعرفه‌ای و تغییر رویکردها نسبت به ناتو از جمله دلایل احتمالی این افت عنوان شده‌اند؛ عواملی که می‌توانند باعث افزایش تردیدها نسبت به سیاست داخلی آمریکا و نقش آن در تعاملات بین‌المللی شده باشند.

رتبه ایران

در این رتبه‌بندی، ایران با یک پله سقوط در رتبه ۵۹ و در کنار کشورهایی همچون چین، عراق و روسیه قرار گرفته است. هرچند اعتبار جهانی ایران در این نظرسنجی نسبت به کشورهای صدرنشین کمتر ارزیابی شده، اما سابقه تاریخی و فرهنگی غنی این کشور، از جمله دستاوردهای تمدنی، هنر، ادبیات و میراث تاریخی، همچنان تأثیر مهمی در تصویر کلی ایران در سطح جامعه بین‌المللی ایفا می‌کند. این رتبه‌بندی تصویری کلی از دیدگاه شهروندان کشورهای گروه هفت ارائه می‌دهد و نباید به‌عنوان داوری کامل یا نهایی درباره وضعیت بین‌المللی کشورها تلقی شود.

پهپادهای نظامی بدون سرنشین (Unmanned Combat Aerial Vehicles – UCAVs) در حال متحول کردن میدان نبرد هستند. این پهپادهای پیشرفته توانایی‌هایی در زمینه حملات دقیق، شناسایی و عملیات‌های مراقبتی ایجاد کرده‌اند که در گذشته هرگز امکان‌پذیر نبود. نکته مهم این است که تمامی این قابلیت‌ها بدون به خطر افتادن جان اپراتورهای انسانی انجام می‌شود.

پهپادها که زمانی تنها ابزاری خاص و محدود محسوب می‌شدند، اکنون به یکی از دارایی‌های حیاتی در هر زرادخانه نظامی تبدیل شده‌اند. تقاضا برای این پلتفرم‌های سریع، مرگبار و خودکار هیچ‌گاه به اندازه امروز بالا نبوده است و بسیاری از ارتش‌ها بهترین پهپادهای نظامی را در تعداد زیاد سفارش می‌دهند.

چه صحبت از پهپاد ام‌کیو ۹ ریپر (MQ-9 Reaper) باشد که سال‌ها در میدان‌های جنگ امتحان خود را پس داده، چه از پهپاد بیرقدار (Bayraktar TB2) که با هزینه کمتر توان تخریبی بالایی دارد، یا حتی از پلتفرم‌های نوظهور چین و روسیه، همه این‌ها نشان می‌دهند که پهپادهای نظامی در حال شکل دادن به آینده جنگ‌های هوایی هستند و این فناوری‌های پیشرفته مسیر تازه‌ای برای نبردهای مدرن ایجاد کرده‌اند. در ادامه قصد داریم به بررسی فناوری‌های پیشرفته پنج پهپاد رزمی برتر جهان در سال ۲۰۲۵ بپردازیم و ببینیم هر یک چه قابلیت‌هایی دارند و چگونه توانسته‌اند جایگاه ویژه‌ای در ارتش‌های مختلف به دست آورند.

۵. پهپاد Kronshtadt Orion (روسیه)

رتبه‌بندی بهترین پهپادهای نظامی جهان در سال ۲۰۲۵ - دیجینوی

پهپاد کرونشتات اوریون (Kronshtadt Orion) نخستین پهپاد MALE (با ارتفاع متوسط و قابلیت پرواز طولانی) است که به‌طور کامل در داخل روسیه طراحی و تولید شده است. روند توسعه این پهپاد از سال ۲۰۱۱ توسط گروه کرونشتات آغاز شد و پس از چندین سال آزمایش و اصلاح، نخستین پرواز آزمایشی آن در سال ۲۰۱۶ انجام گرفت. در نهایت، این پهپاد در سال ۲۰۲۰ به‌طور رسمی وارد خدمت وزارت دفاع روسیه شد. این پهپاد با طول تقریبی ۸ متر طراحی شده و توانایی حمل چهار بمب هدایت‌شونده یا چهار موشک با مجموع ظرفیت ۲۵۰ کیلوگرم را دارد.

با وجود اینکه اوریون به اندازه برخی دیگر از پلتفرم‌های شناخته‌شده در این فهرست موفقیت‌های گسترده‌ای کسب نکرده، اما ویژگی‌های مهمی دارد که آن را در سال ۲۰۲۵ به یکی از پهپادهای برجسته نظامی تبدیل کرده است:

قابلیت پرواز طولانی: توانایی پرواز مداوم تا ۲۴ ساعت، این پهپاد را برای مأموریت‌های طولانی‌برد و عملیات‌هایی که نیازمند حضور مستمر در آسمان هستند، بسیار ارزشمند می‌کند.قابلیت چندمنظوره: این پهپاد می‌تواند مأموریت‌های متنوعی از جمله شناسایی و جمع‌آوری اطلاعات، اجرای حملات هوایی دقیق و انجام عملیات جنگ الکترونیک را پوشش دهد. این تنوع عملکردی باعث شده که در میدان نبرد انعطاف‌پذیر باشد.نخستین MALE روسی: به‌عنوان اولین پهپاد رزمی MALE تولید داخل روسیه، اوریون نقطه عطفی در صنعت پهپاد این کشور محسوب می‌شود. این پهپاد شکاف میان پهپادهای تاکتیکی کوچک و سامانه‌های بزرگ راهبردی را پر کرده و جایگاهی تازه در توانمندی‌های نظامی روسیه ایجاد کرده است.سازگاری با مهمات روسی: استفاده از بمب‌ها و موشک‌های هدایت‌شونده ساخت داخل، به اپراتورهای روسی این امکان را می‌دهد که بدون وابستگی به سامانه‌های تسلیحاتی غربی عملیات انجام دهند و زنجیره تأمین تسلیحات خود را مستقل نگه دارند.

هرچند ظرفیت حمل مهمات اوریون کمتر از پهپاد وینگ لونگ ۲ (Wing Loong II) است، اما از نظر توان رزمی با پهپادهای بیرقدار و آنکا قابل مقایسه است. ترکیب تسلیحاتی این پهپاد می‌تواند شامل بمب‌های هدایت‌شونده KAB-20/50، بمب‌های غیرهدایت‌شونده FAB-50، موشک‌های هدایت‌شونده X-50، موشک‌های ضدتانک Kornet-D (که معادل روسی موشک آمریکایی هلفایر محسوب می‌شود) و همچنین پادهای جنگ الکترونیک باشد. این تنوع تسلیحاتی باعث شده اوریون بتواند مأموریت‌های مختلفی را با کارایی بالا انجام دهد.

در حال حاضر، پهپاد اوریون تنها توسط ارتش روسیه مورد استفاده قرار می‌گیرد. با این حال، شرکت کرونشتات به‌طور فعال در تلاش است تا مشتریان بین‌المللی برای این پلتفرم جذب کند. نسخه صادراتی این پهپاد با نام اوریون-E معرفی شده و تاکنون به کشورهای آفریقایی، آسیایی و خاورمیانه پیشنهاد شده است. این نسخه به‌عنوان جایگزینی برای پهپادهای ساخت چین یا ترکیه تبلیغ می‌شود و نشان‌دهنده تلاش روسیه برای ورود جدی‌تر به بازار جهانی پهپادهای نظامی است.

جزئیات عملکرد و هزینه

نوع مأموریت (Role): پهپاد رزمی MALE برای شناسایی، مراقبت و حمله هوایی دقیق (ISR & Strike)ظرفیت حمل (Payload): ۲۵۰ کیلوگرم شامل بمب‌های هدایت‌شونده KAB-20 و KAB-50، همچنین موشک‌های هوا به زمین Vikhr-1کاربرد رزمی (Combat use): مورد استفاده ارتش روسیه در عملیات‌های نظامی سوریه و اوکراینهزینه (Cost): بین ۵ تا ۱۰ میلیون دلار برای هر واحد


۴. پهپاد CAIG Wing Loong II (چین)

رتبه‌بندی بهترین پهپادهای نظامی جهان در سال ۲۰۲۵ - دیجینوی

پهپاد وینگ لونگ ۲ توسط شرکت Chengdu Aircraft Industry Group (CAIG) در چین توسعه یافته است. این پهپاد رزمی در دسته MALE (ارتفاع متوسط با مقاومت بالا) قرار می‌گیرد و برای انجام مأموریت‌های متنوعی از عملیات‌های شناسایی و جمع‌آوری اطلاعات گرفته تا حملات هوایی دقیق طراحی شده است. این پهپاد که به‌عنوان جایگزین مقرون‌به‌صرفه‌ای برای ام کیو ۹ ریپر شناخته می‌شود، توجه گسترده‌ای در خاورمیانه، آفریقا و آسیا به خود جلب کرده است.

این پهپاد نخستین بار در سال ۲۰۱۵ معرفی شد و در سال ۲۰۱۷ نخستین پرواز خود را انجام داد و همان سال وارد خدمت شد. اگرچه طراحی و قابلیت‌های آن به‌شدت از پهپاد آمریکایی ام کیو ۹ ریپر الهام گرفته شده است، اما چین توانسته این پهپاد را با هزینه‌ای بسیار کمتر تولید کند.

برخی ویژگی‌های کلیدی که وینگ لونگ ۲ را به یکی از بهترین پهپادهای نظامی سال ۲۰۲۵ تبدیل کرده‌اند عبارت‌اند از:

مقرون‌به‌صرفه بودن: توانایی‌هایی مشابه پهپاد ام کیو ۹ ریپر دارد، اما با هزینه‌ای بسیار کمتر.ظرفیت حمل گسترده: توانایی حمل حدود دو برابر مهمات نسبت به بیرقدار TB2 و آنکا شامل حداکثر ۱۲ موشک هوا به زمین.قابلیت پرواز طولانی: قابلیت پرواز تا ۳۲ ساعت، هرچند در سرعت حداکثر ۲۰۰ نات تنها ۲۰ ساعت دوام دارد.پتانسیل صادراتی بالا: یکی از پرصادرات‌ترین پهپادهای رزمی چین محسوب می‌شود. ادغام آسان با سامانه‌های تسلیحاتی ساخت چین، مزیت بزرگی برای متحدان این کشور ایجاد کرده است.

پهپاد وینگ لونگ ۲ توسط نیروی هوایی ارتش آزادی‌بخش خلق چین (PLAAF) مورد استفاده قرار می‌گیرد، اما در سطح بین‌المللی نیز مشتریان زیادی پیدا کرده است؛ به‌ویژه کشورهایی که به دلیل محدودیت‌های سیاسی امکان خرید پهپادهای غربی را ندارند. از جمله کاربران این پهپاد می‌توان به عربستان سعودی، مصر، امارات متحده عربی، پاکستان و چندین کشور دیگر اشاره کرد.

جزئیات عملکرد و هزینه

نوع مأموریت (Role):: پهپاد رزمی برای مأموریت‌های حمله و شناسایی (Strike & Surveillance)ظرفیت حمل (Payload): ظرفیت ۴۸۰ کیلوگرم شامل موشک‌های ضدتانک HJ-10 و بمب‌های هدایت‌شونده دقیقکاربرد رزمی (Combat use): مورد استفاده کشورهای مختلف از جمله امارات متحده عربی و عربستان سعودی در جنگ‌های یمن و لیبیهزینه (Cost): بین ۱ تا ۵ میلیون دلار برای هر واحد


۳. پهپاد TAI Anka (ترکیه)

رتبه‌بندی بهترین پهپادهای نظامی جهان در سال ۲۰۲۵ - دیجینوی

پهپاد آنکا یکی از محصولات ساخت ترکیه است که اگرچه به اندازه پهپاد بیرقدار به‌طور گسترده مورد استفاده قرار نگرفته، اما از نظر توانایی‌ها یک گام جلوتر محسوب می‌شود. این پهپاد با ترکیب پرواز طولانی و ظرفیت حمل بالاتر، ابتدا به‌عنوان یک پهپاد شناسایی و مراقبت هوایی دوربرد طراحی شد، اما به مرور زمان به یک پلتفرم رزمی مجهز به تسلیحات تبدیل گشت.

نخستین پرواز آزمایشی آنکا در سال ۲۰۱۰ انجام شد و در سال ۲۰۱۶ با نسخه آنکا-A وارد خدمت نیروی هوایی ترکیه شد. نسخه آنکا-B که در سال ۲۰۱۵ پرواز کرد، قابلیت فرود خودکار داشت و ظرفیت حمل آن بسیار بیشتر از آنکا-A بود و همین ویژگی راه را برای تسلیح این پهپاد هموار کرد. در نهایت، نسخه آنکا-S به‌عنوان پیکربندی تولید انبوه معرفی شد که مجهز به آنتن ارتباط ماهواره‌ای (SATCOM) و گزینه‌های متنوعی برای حمل مهمات است.

ویژگی‌های برجسته‌ای که آنکا را به یکی از بهترین پهپادهای نظامی امروز تبدیل کرده‌ عبارت‌اند از:

قابلیت پرواز طولانی: با بیش از ۳۰ ساعت زمان پرواز، این پهپاد قادر به انجام مأموریت‌های طولانی و پرواز در مسافت‌های بیشتر نسبت به پهپاد بیرقدار است.ظرفیت حمل بالاتر: اگرچه به اندازه بهبود ام کیو ۹ ریپر آمریکایی توان حمل ندارد، اما نسبت به پهپاد بیرقدار ارتقا محسوسی در ظرفیت محموله ارائه می‌دهد.قابلیت خودکنترلی پیشرفته: توانایی انجام مأموریت‌های پیچیده با حداقل دخالت انسانی دارد و نسخه آنکا-S می‌تواند از طریق ارتباط ماهواره‌ای کنترل شود.عملکرد چندمنظوره: قابلیت انجام مأموریت‌های متنوع از جمله شناسایی و مراقبت (ISR)، حملات دقیق، جنگ الکترونیک و نظارت دریایی را دارد.

علاوه بر ترکیه، چندین کشور از جمله چاد، قزاقستان و تونس این پهپاد را وارد چرخه نظامی خود کرده‌اند. همچنین سفارش‌هایی از سوی اندونزی، ازبکستان، پاکستان و الجزایر برای این پهپاد ثبت شده است. در حالی که آنکا هنوز در حال تلاش برای تثبیت جایگاه خود در نیروهای دفاعی جهانی است، ترکیه برنامه جانشین آن را آغاز کرده است. پهپاد آنکا ۳ قرار است یک پهپاد پنهانکار مافوق صوت با دو موتور جت باشد و طبق برنامه‌ریزی‌ها در سال ۲۰۲۶ وارد خدمت شود.

جزئیات عملکرد و هزینه

نوع مأموریت (Role): پهپادی با ارتفاع متوسط و قابلیت پرواز طولانی برای مأموریت‌های شناسایی، مراقبت و حمله (ISR & Strike)ظرفیت حمل (Payload): ظرفیت ۳۵۹ کیلوگرم شامل سامانه‌های شناسایی SAR/EO/IR و محموله‌های جنگ الکترونیک SIGINT/COMINTکاربرد رزمی (Combat use): کارایی اثبات‌شده در عملیات‌های نظامی ترکیه و لیبیهزینه (Cost): بین ۱۰ تا ۲۰ میلیون دلار برای هر واحد


۲. پهپاد Bayraktar TB2 (ترکیه)

رتبه‌بندی بهترین پهپادهای نظامی جهان در سال ۲۰۲۵ - دیجینوی

پهپاد بیرقدار TB2 یکی از پرکاربردترین پهپادهای نظامی در جنگ‌های مدرن محسوب می‌شود. این پهپاد توسط شرکت Baykar Defense در ترکیه توسعه یافته و با فراهم کردن قدرت هوایی مقرون‌به‌صرفه، کارآمد و قابل استقرار سریع، انقلابی در شیوه استفاده از پهپادها در میدان نبرد ایجاد کرده است؛ به‌ویژه برای کشورهایی که توانایی خرید پهپادهای گران‌قیمت غربی را ندارند.

نخستین پرواز آزمایشی این پهپاد در سال ۲۰۰۹ انجام گرفت و در سال ۲۰۱۴ وارد خدمت ارتش ترکیه شد. این پهپاد به‌دلیل موفقیت‌های رزمی در سوریه، لیبی، قره‌باغ و اوکراین به‌عنوان یکی از بهترین پهپادهای نظامی جهان شناخته می‌شود.

دلایل اصلی برجسته بودن پهپاد بیرقدار در سال ۲۰۲۵ عبارت‌اند از:

هزینه پایین و تأثیر بالا: پهپادی مقرون‌به‌صرفه که ثابت کرده برای کشورهایی که هزینه خرید پهپاد ام کیو ۹ ریپر برای‌شان بسیار سنگین است، یک ابزار حیاتی محسوب می‌شود.عملیات و استقرار آسان: قابلیت برخاستن از باندهای ساده و نیاز کم به تعمیر و نگهداری، آن را به گزینه‌ای عملیاتی و قابل اعتماد تبدیل کرده است.اثبات‌شده در نبرد: حتی در برابر ارتش‌های قدرتمند، این پهپاد توانسته عملکرد موفقی داشته باشد و سامانه‌های دفاع هوایی روسیه، تانک‌ها و خودروهای زرهی را از کار بیندازد.به‌روزرسانی‌های مستمر: مشابه ام کیو ۹ ریپر، این پهپاد به‌طور مداوم ارتقا می‌یابد تا کارآمدتر و مقاوم‌تر شود.

پهپاد بیرقدار به‌طور گسترده توسط ترکیه مورد استفاده قرار می‌گیرد، اما نقش مهمی نیز در جنگ اوکراین ایفا کرده است. علاوه بر این، کشورهایی مانند جمهوری آذربایجان، قطر، اتیوپی و لیبی نیز از این پهپاد بهره‌برداری کرده‌اند و لهستان نخستین کشور عضو ناتو بود که آن را خریداری کرد. از زمان ورود به خدمت تاکنون، بیرقدار بیش از یک میلیون ساعت پرواز ثبت کرده و بیش از ۶۰۰ فروند از آن تولید شده است.

جزئیات عملکرد و هزینه

نوع مأموریت (Role): پهپاد رزمی برای مأموریت‌های شناسایی، مراقبت و حمله دقیق (ISR & Precision Strike)ظرفیت حمل (Payload): ظرفیت ۱۵۰ کیلوگرم شامل مهمات هدایت‌شونده MAM-L و MAM-Cکاربرد رزمی (Combat use): کارایی اثبات‌شده در عملیات‌های نظامی سوریه، لیبی، قره‌باغ و اوکراینهزینه (Cost): بین ۵ تا ۱۰ میلیون دلار برای هر واحد


۱. پهپاد General Atomics MQ-9 Reaper (آمریکا)

رتبه‌بندی بهترین پهپادهای نظامی جهان در سال ۲۰۲۵ - دیجینوی

پهپاد ام کیو ۹ ریپر (MQ-9 Reaper) به‌عنوان استاندارد طلایی پهپادهای رزمی شناخته می‌شود. این پهپاد به‌خاطر چندمنظوره بودن، قابلیت پرواز طولانی و توانایی حمل حجم بالای تسلیحات شهرت دارد و بارها در میدان‌های نبرد کارایی خود را ثابت کرده است. پهپاد ام کیو ۹ ریپر به‌عنوان جانشین پهپاد ام کیو ۱ پردتور طراحی شد و امروز یکی از دارایی‌های حیاتی ارتش آمریکا و متحدانش در سراسر جهان محسوب می‌شود.

این پهپاد توسط شرکت جنرال اتمیک در اوایل دهه ۲۰۰۰ توسعه یافت و نخستین پرواز خود را در سال ۲۰۰۱ انجام داد و در سال ۲۰۰۷ وارد خدمت نیروی هوایی آمریکا شد. از آن زمان تاکنون، به‌طور مداوم با حسگرهای پیشرفته‌تر، قابلیت‌های خودکار مبتنی بر هوش مصنوعی و توانایی‌های ارتقایافته به‌روزرسانی شده است.

ویژگی‌های کلیدی که ام کیو ۹ ریپر را در سال ۲۰۲۵ به یکی از بهترین پهپادهای نظامی جهان تبدیل کرده‌اند عبارت‌اند از:

پرواز طولانی: توانایی پرواز تا ۲۷ ساعت با برد بیش از ۱۰۰۰ مایل دریایی.ظرفیت حمل بالا: قابلیت حمل تا ۱۷۰۰ کیلوگرم تسلیحات شامل بمب‌ها و موشک‌های هدایت‌شونده دقیق.قابلیت‌های چندمنظوره: توانایی انجام مأموریت‌های شناسایی و مراقبت (ISR)، پشتیبانی نزدیک هوایی، حملات دقیق و عملیات جنگ الکترونیک.حسگرها و سامانه‌های هدف‌گیری پیشرفته: استفاده از رادار دهانه ترکیبی (SAR)، دوربین‌های الکترواپتیکال/مادون‌قرمز (EO/IR) و سامانه‌های هدف‌گیری لیزری.خودکنترلی و شبکه‌محور بودن: قابلیت انجام عملیات نیمه‌خودکار و کنترل از راه دور از طریق ارتباط ماهواره‌ای.اثبات‌شده در نبرد: حضور فعال در تمامی مناطق درگیری بزرگ از سال ۲۰۰۷ تاکنون.

در حال حاضر، پهپاد ام کیو ۹ ریپر توسط ۱۰ کشور مورد استفاده قرار می‌گیرد و همچنان توجه جهانی را به خود جلب می‌کند. ایالات متحده بزرگ‌ترین کاربر این پهپاد با بیش از ۳۰۰ فروند در ناوگان خود است، اما این پهپاد به ارتش‌های کشورهای دیگری همچون فرانسه، بریتانیا، ایتالیا، هلند، اسپانیا، هند و چند کشور دیگر نیز فروخته شده است.

جزئیات عملکرد و هزینه

نوع مأموریت (Role): پهپاد رزمی با قابلیت پرواز بلندمدت برای مأموریت‌های حمله، شناسایی و مراقبت (Long endurance strike, surveillance, and reconnaissance)ظرفیت حمل (Payload): ظرفیت تقریبی ۱۷۰۰ کیلوگرم شامل موشک‌های هلفایر، بمب‌های هدایت‌شونده JDAMs و بمب‌های GBU-12 Pavewayکاربرد رزمی (Combat use): به‌طور گسترده در افغانستان، عراق، سوریه، یمن و سومالی مورد استفاده قرار گرفته استهزینه (Cost): بین ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلار برای هر واحد

بر اساس تازه‌ترین گزارش‌های بین‌المللی، شماری از شهرهای جهان به‌عنوان گران‌ترین نقاط برای زندگی در سال ۲۰۲۵ شناخته شدند. این رتبه‌بندی تنها بر پایه هزینه‌های روزمره نیست، بلکه مجموعه‌ای از شاخص‌های کلیدی مانند شاخص هزینه‌های زندگی، شاخص اجاره، شاخص ترکیبی هزینه زندگی و اجاره، شاخص مواد غذایی، شاخص قیمت رستوران‌ها و شاخص قدرت خرید محلی را در نظر گرفته است. ترکیب این عوامل نشان می‌دهد که چرا شهرهایی چون زوریخ، نیویورک، ریکیاویک و سنگاپور در صدر جدول قرار گرفته‌اند و به نماد گرانی و پرهزینه بودن زندگی در جهان تبدیل شده‌اند. از هر کشور چندین شهر در رتبه های بالای گران‌ترین‌ها حضور دارند که ما شهرهای با رتبه بالاتر را ملاک قراردادیم

۱۰. لوکزامبورگ (Luxembourg)

رتبه‌بندی گران‌ترین شهرهای جهان در سال ۲۰۲۵؛ جایگاه تهران کجاست؟ - دیجینوی

لوکزامبورگ به‌عنوان یکی از مراکز مالی و بانکی اروپا، شهری کوچک اما با هزینه‌های بسیار بالا شناخته می‌شود. حضور گسترده بانک‌ها، شرکت‌های بین‌المللی و نهادهای اروپایی باعث شده تقاضا برای مسکن در این شهر به‌شدت افزایش یابد و همین امر فشار زیادی بر بازار اجاره وارد کرده است. در این میان، شاخص قدرت خرید محلی ۱۵۷.۳ نشان می‌دهد که سطح درآمدها در لوکزامبورگ بسیار بالاست و شهروندان از نظر دستمزد در وضعیت مطلوبی قرار دارند. با این حال، این مزیت به‌طور کامل هزینه‌های سنگین زندگی را جبران نمی‌کند.

از سوی دیگر، شاخص قیمت رستوران‌ها ۷۹.۹ بیانگر آن است که خدمات غذایی و سبک زندگی شهری در لوکزامبورگ پرهزینه است؛ حتی صرف یک وعده غذایی ساده در رستوران می‌تواند بخش قابل توجهی از درآمد ماهانه را مصرف کند. علاوه بر خوراک، هزینه‌های روزمره در بخش کالاهای مصرفی و خدمات عمومی نیز بالاتر از میانگین اروپایی است. همین تضاد میان درآمد بالا و هزینه‌های سنگین، تصویری دوگانه از لوکزامبورگ ایجاد کرده است: شهری با فرصت‌های اقتصادی گسترده و سطح رفاه بالا، اما با فشار اقتصادی دائمی بر ساکنان.


۹. پاریس، فرانسه (Paris)

رتبه‌بندی گران‌ترین شهرهای جهان در سال ۲۰۲۵؛ جایگاه تهران کجاست؟ - دیجینوی

پاریس علاوه بر جایگاه فرهنگی، هنری و گردشگری، به‌دلیل هزینه‌های بالای زندگی همواره در صدر شهرهای گران جهان قرار دارد. این شهر به‌عنوان مقصدی جهانی برای میلیون‌ها گردشگر، با تقاضای بالای مسکن و خدمات شهری روبه‌روست. اجاره مسکن در پاریس بخش بزرگی از درآمد خانوارها را می‌بلعد و همین امر فشار اقتصادی شدیدی بر طبقه متوسط وارد می‌کند. شاخص مواد غذایی ۷۶.۱ نشان می‌دهد که خرید روزمره در این شهر پرهزینه است؛ از نان و سبزیجات گرفته تا گوشت و لبنیات، قیمت‌ها بالاتر از میانگین اروپایی هستند. در کنار آن، شاخص هزینه‌های زندگی ۷۴.۶ بیانگر آن است که نه‌تنها کالاهای اساسی، بلکه خدمات عمومی، حمل‌ونقل و حتی سرگرمی‌ها نیز گران‌تر از بسیاری از شهرهای دیگر اروپا هستند.

این شرایط باعث شده زندگی در پاریس برای بسیاری از شهروندان به‌ویژه طبقه متوسط دشوار باشد؛ چرا که درآمدها توان پوشش کامل هزینه‌ها را ندارند. در عین حال، سبک زندگی لوکس و حضور گسترده گردشگران خارجی، تقاضا برای خدمات و کالاهای گران‌قیمت را افزایش داده و به تثبیت جایگاه پاریس در میان گران‌ترین شهرهای جهان کمک کرده است.


۸. آمستردام، هلند (Amsterdam)

رتبه‌بندی گران‌ترین شهرهای جهان در سال ۲۰۲۵؛ جایگاه تهران کجاست؟ - دیجینوی

آمستردام با سبک زندگی مدرن، شبکه حمل‌ونقل پیشرفته و تقاضای بالای گردشگری، یکی از پرهزینه‌ترین شهرهای اروپا محسوب می‌شود. این شهر به‌دلیل حضور شرکت‌های بین‌المللی و جریان دائمی گردشگران، با فشار زیادی بر بازار مسکن روبه‌روست. شاخص اجاره ۵۶.۸ نشان‌دهنده آن است که هزینه مسکن در آمستردام بالاتر از میانگین بسیاری از شهرهای اروپایی است و همین موضوع بخش بزرگی از درآمد خانوارها را مصرف می‌کند. در کنار آن، شاخص قیمت رستوران‌ها ۷۹.۷ بیانگر هزینه‌های بالای خدمات غذایی و سبک زندگی شهری است؛ از وعده‌های ساده تا غذاهای لوکس، قیمت‌ها در این شهر به‌طور محسوسی بالاترند.

هرچند قدرت خرید مردم با رقم ۱۳۲.۹ در سطح خوبی قرار دارد و نشان می‌دهد که درآمدها توان مقابله نسبی با هزینه‌ها را دارند، اما ترکیب هزینه‌های مسکن، مواد غذایی و خدمات روزمره همچنان فشار اقتصادی زیادی بر ساکنان وارد می‌کند. همین شرایط باعث شده آمستردام در فهرست گران‌ترین شهرهای جهان جایگاه ثابتی داشته باشد و زندگی در آن برای بسیاری از شهروندان و مهاجران پرهزینه باشد.


۷. کپنهاگن، دانمارک (Copenhagen)

رتبه‌بندی گران‌ترین شهرهای جهان در سال ۲۰۲۵؛ جایگاه تهران کجاست؟ - دیجینوی

کپنهاگن یکی از شهرهای پیشرفته و مدرن اسکاندیناوی است که به کیفیت بالای خدمات عمومی، رفاه اجتماعی و زیرساخت‌های شهری شهرت دارد. این شهر با استانداردهای بالای زندگی، همواره مقصدی جذاب برای مهاجران و متخصصان بین‌المللی بوده است. با این حال، هزینه‌های روزمره در کپنهاگ بسیار سنگین است. شاخص هزینه‌های زندگی ۸۱.۳ نشان می‌دهد که کالاها و خدمات اساسی در این شهر گران‌تر از بسیاری از نقاط اروپا هستند؛ از حمل‌ونقل عمومی گرفته تا پوشاک و انرژی. در کنار آن، شاخص قیمت رستوران‌ها ۹۳.۵ از بالاترین‌ها در اروپا است و نشان می‌دهد که حتی صرف یک وعده غذایی ساده در این شهر می‌تواند هزینه قابل توجهی داشته باشد.

هرچند قدرت خرید مردم در کپنهاگ بالاست و سطح درآمدها توان مقابله نسبی با این هزینه‌ها را دارد، اما ترکیب هزینه‌های مسکن، مواد غذایی و خدمات روزمره همچنان فشار اقتصادی زیادی بر ساکنان وارد می‌کند. همین شرایط باعث شده کپنهاگ در فهرست گران‌ترین شهرهای جهان جایگاه ثابتی داشته باشد و زندگی در آن برای بسیاری از خانواده‌ها و مهاجران پرهزینه باشد.


۶. لندن، انگلیس (London)

رتبه‌بندی گران‌ترین شهرهای جهان در سال ۲۰۲۵؛ جایگاه تهران کجاست؟ - دیجینوی

لندن به‌عنوان مرکز مالی، سیاسی و فرهنگی بریتانیا، یکی از گران‌ترین شهرهای جهان به شمار می‌رود. حضور بانک‌های بزرگ، شرکت‌های بین‌المللی و جریان دائمی مهاجران و گردشگران، تقاضا برای مسکن را در این شهر به‌شدت افزایش داده است. همین موضوع باعث شده شاخص اجاره ۷۱.۰ از بالاترین‌ها در اروپا باشد و مسکن به اصلی‌ترین عامل فشار اقتصادی بر خانوارها تبدیل شود. علاوه بر آن، شاخص ترکیبی هزینه زندگی و اجاره ۷۷.۹ نشان می‌دهد که مجموع هزینه‌ها در لندن بسیار سنگین است و بخش بزرگی از درآمد شهروندان صرف تأمین نیازهای اولیه می‌شود.

در کنار مسکن، هزینه‌های روزمره مانند حمل‌ونقل عمومی، خدمات شهری و حتی سرگرمی‌ها نیز در سطح بالایی قرار دارند. قیمت رستوران‌ها و کالاهای مصرفی در لندن به‌گونه‌ای است که زندگی روزمره برای طبقه متوسط و جوانان مهاجر دشوارتر می‌شود. هرچند لندن فرصت‌های شغلی و فرهنگی گسترده‌ای ارائه می‌دهد، اما فشار اقتصادی ناشی از هزینه‌های بالا باعث شده این شهر همواره در صدر فهرست گران‌ترین نقاط جهان باقی بماند.


۵. اسلو، نروژ (Oslo)

رتبه‌بندی گران‌ترین شهرهای جهان در سال ۲۰۲۵؛ جایگاه تهران کجاست؟ - دیجینوی

اسلو به‌عنوان پایتخت نروژ، شهری مدرن و برخوردار از سطح بالای رفاه اجتماعی است، اما هزینه‌های روزمره در آن به‌طور محسوسی بالاست. این شهر به‌ویژه در بخش خوراک و خدمات شهری شهرت دارد؛ به‌گونه‌ای که شاخص مواد غذایی ۸۶.۱ و شاخص قیمت رستوران‌ها ۸۸.۶ از بالاترین‌ها در اروپا هستند. این ارقام نشان می‌دهند که حتی خرید ساده مواد غذایی یا صرف یک وعده غذایی در رستوران، در اسلو هزینه‌ای سنگین برای شهروندان به همراه دارد.

هرچند درآمدها و سطح دستمزدها در نروژ بالاست و قدرت خرید مردم در مقایسه با بسیاری از کشورهای اروپایی وضعیت مناسبی دارد، اما ترکیب هزینه‌های بالای خوراک، خدمات و انرژی باعث شده فشار اقتصادی بر ساکنان همچنان محسوس باشد. علاوه بر این، سبک زندگی مدرن و استانداردهای بالای رفاه اجتماعی، خود به افزایش هزینه‌ها دامن زده است. همین شرایط اسلو را در میان گران‌ترین شهرهای جهان قرار داده و زندگی در آن را برای بسیاری از خانواده‌ها و مهاجران پرهزینه کرده است.


۴. سنگاپور (Singapore)

رتبه‌بندی گران‌ترین شهرهای جهان در سال ۲۰۲۵؛ جایگاه تهران کجاست؟ - دیجینوی

سنگاپور به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مراکز اقتصادی و تجاری آسیا، شهری است که هزینه‌های زندگی در آن به‌طور چشمگیری بالاست. حضور شرکت‌های چندملیتی، جریان دائمی سرمایه‌گذاری خارجی و تقاضای بالای مهاجران حرفه‌ای باعث شده بازار مسکن در این شهر با فشار زیادی روبه‌رو باشد. همین امر موجب شده شاخص اجاره ۷۵.۱ و شاخص ترکیبی هزینه زندگی و اجاره ۸۰.۹ از بالاترین‌ها در منطقه باشند و مسکن به اصلی‌ترین عامل گرانی در سنگاپور تبدیل شود.

در مقابل، هزینه رستوران‌ها با شاخص ۵۴.۳ پایین‌تر از سایر بخش‌هاست و نشان می‌دهد که خدمات غذایی در مقایسه با مسکن فشار کمتری بر ساکنان وارد می‌کند. با این حال، مجموع هزینه‌های روزمره شامل حمل‌ونقل، انرژی، کالاهای مصرفی و خدمات عمومی، سنگاپور را در صدر فهرست گران‌ترین شهرهای آسیا قرار داده است. این شرایط باعث شده زندگی در سنگاپور برای بسیاری از خانواده‌ها و مهاجران پرهزینه باشد، هرچند فرصت‌های شغلی و اقتصادی گسترده همچنان این شهر را به مقصدی جذاب تبدیل کرده است.


۳. ریکیاویک، ایسلند (Reykjavík)

رتبه‌بندی گران‌ترین شهرهای جهان در سال ۲۰۲۵؛ جایگاه تهران کجاست؟ - دیجینوی

ریکیاویک، پایتخت ایسلند، شهری کوچک اما با هزینه‌های روزمره بسیار سنگین است. موقعیت جغرافیایی خاص این کشور و وابستگی شدید به واردات کالاها، به‌ویژه مواد غذایی، باعث شده قیمت‌ها در این شهر به‌طور محسوسی بالاتر از میانگین جهانی باشد. به همین دلیل، شاخص مواد غذایی ۱۰۲.۱ و شاخص قیمت رستوران‌ها ۱۰۶.۵ از بالاترین‌ها در جهان هستند و نشان می‌دهند که حتی خرید ساده مواد اولیه یا صرف یک وعده غذایی در رستوران، هزینه‌ای سنگین برای شهروندان دارد.

علاوه بر خوراک، هزینه‌های انرژی و خدمات عمومی نیز در ریکیاویک بالاست؛ چرا که شرایط آب‌وهوایی سرد و نیاز به زیرساخت‌های خاص، هزینه‌های زندگی را افزایش می‌دهد. هرچند قدرت خرید مردم در این شهر در سطح مناسبی قرار دارد، اما ترکیب هزینه‌های بالای خوراک، خدمات و مسکن باعث شده ریکیاویک در میان گران‌ترین شهرهای جهان جای گیرد. این شرایط زندگی روزمره را برای بسیاری از خانواده‌ها و مهاجران پرهزینه کرده و جایگاه ریکیاویک را به‌عنوان یکی از گران‌ترین پایتخت‌های جهان تثبیت کرده است.


۲. نیویورک، ایالات متحده آمریکا (New York)

رتبه‌بندی گران‌ترین شهرهای جهان در سال ۲۰۲۵؛ جایگاه تهران کجاست؟ - دیجینوی

نیویورک به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین مراکز مالی، فرهنگی و رسانه‌ای جهان، همواره معیار جهانی برای سنجش هزینه‌های زندگی محسوب می‌شود. این شهر با حضور وال‌استریت، شرکت‌های بین‌المللی و جریان دائمی مهاجران و گردشگران، تقاضای بالایی برای مسکن و خدمات شهری دارد. همین موضوع باعث شده شاخص اجاره ۱۰۰.۰ در سطح معیار جهانی قرار گیرد و مسکن به یکی از اصلی‌ترین عوامل فشار اقتصادی بر ساکنان تبدیل شود. در کنار آن، شاخص مواد غذایی ۱۰۰.۰ نشان می‌دهد که خرید روزمره در نیویورک، از کالاهای اساسی تا محصولات مصرفی، در بالاترین سطح جهانی قرار دارد.

هرچند قدرت خرید مردم نیز با رقم ۱۰۰.۰ در سطح معیار جهانی است، اما این تعادل میان درآمد و هزینه‌ها تنها به معنای فشار دائمی بر زندگی روزمره است. هزینه‌های حمل‌ونقل، خدمات عمومی، آموزش و حتی سرگرمی‌ها در نیویورک به‌گونه‌ای است که زندگی در این شهر برای طبقه متوسط و مهاجران تازه‌وارد بسیار دشوار می‌شود. در عین حال، فرصت‌های شغلی گسترده، تنوع فرهنگی و جایگاه جهانی نیویورک همچنان آن را به مقصدی جذاب تبدیل کرده است، اما هزینه‌های سنگین باعث شده این شهر همواره در صدر فهرست گران‌ترین نقاط جهان باقی بماند.


۱. زوریخ، سوئیس (Zurich)

رتبه‌بندی گران‌ترین شهرهای جهان در سال ۲۰۲۵؛ جایگاه تهران کجاست؟ - دیجینوی

زوریخ به‌عنوان قلب مالی سوئیس و یکی از مهم‌ترین مراکز بانکی جهان، در سال ۲۰۲۵ عنوان گران‌ترین شهر دنیا را به خود اختصاص داده است. این شهر با استانداردهای بالای زندگی، کیفیت خدمات عمومی و حضور گسترده شرکت‌های بین‌المللی، همواره مقصدی جذاب برای متخصصان و سرمایه‌گذاران بوده است. با این حال، هزینه‌های روزمره در زوریخ به‌طور چشمگیری بالاست. شاخص مواد غذایی ۱۱۳.۹ و شاخص قیمت رستوران‌ها ۱۱۰.۴ از بالاترین‌ها در جهان هستند و نشان می‌دهند که حتی خرید ساده مواد اولیه یا صرف یک وعده غذایی در رستوران، هزینه‌ای سنگین برای شهروندان دارد.

هرچند قدرت خرید مردم با رقم ۱۶۷.۳ بسیار بالاست و سطح درآمدها در این شهر از بسیاری نقاط جهان بیشتر است، اما هزینه‌های روزمره به حدی زیاد است که حتی این درآمدهای بالا نیز نمی‌توانند فشار اقتصادی را به‌طور کامل جبران کنند. علاوه بر خوراک و خدمات، اجاره مسکن و هزینه‌های انرژی نیز در زوریخ در سطح بالایی قرار دارند و همین موضوع باعث شده این شهر در صدر فهرست گران‌ترین نقاط جهان باقی بماند. ترکیب درآمدهای بالا با هزینه‌های سنگین، تصویری دوگانه از زوریخ ارائه می‌دهد: شهری با کیفیت زندگی ممتاز، اما با فشار اقتصادی دائمی بر ساکنان.


جایگاه تهران در این رده بندی کجاست؟

تهران به‌عنوان پایتخت ایران، در مقایسه با شهرهای گران جهان جایگاه بسیار پایین‌تری دارد و در رتبه ۳۷۴ قرار گرفته است. هزینه‌های زندگی در این شهر به‌طور کلی پایین‌تر از میانگین جهانی است، اما این موضوع بیشتر به دلیل سطح درآمدها و قدرت خرید محدود مردم است. شاخص هزینه‌های زندگی ۲۴.۴ نشان می‌دهد که کالاها و خدمات روزمره در تهران نسبت به شهرهای اروپایی و آمریکایی بسیار ارزان‌تر هستند. در کنار آن، شاخص اجاره ۱۲.۵ بیانگر آن است که هزینه مسکن در تهران در مقایسه با شهرهای گران جهان بسیار پایین‌تر است، هرچند همین هزینه‌ها برای بسیاری از خانواده‌ها با توجه به سطح درآمد همچنان سنگین محسوب می‌شود.

از سوی دیگر، شاخص قدرت خرید محلی ۲۶.۹ نشان می‌دهد که توان اقتصادی مردم در برابر هزینه‌ها محدود است. این یعنی اگرچه قیمت‌ها پایین‌تر از معیار جهانی هستند، اما درآمدها نیز به همان نسبت کمتر است و همین موضوع باعث می‌شود فشار اقتصادی بر طبقه متوسط و پایین همچنان محسوس باشد. در بخش خوراک و خدمات نیز شرایط مشابهی دیده می‌شود؛ شاخص مواد غذایی ۲۱.۲ و شاخص قیمت رستوران‌ها ۱۶.۷ نشان می‌دهد که هزینه‌ها در این بخش‌ها نسبت به شهرهای گران جهان بسیار پایین‌تر است، اما کیفیت و دسترسی به کالاها و خدمات نیز تفاوت‌هایی دارد.

به‌طور کلی، تهران در مقایسه با شهرهایی مانند زوریخ، نیویورک یا پاریس، شهری ارزان‌تر محسوب می‌شود، اما محدودیت قدرت خرید و سطح درآمد پایین باعث شده زندگی روزمره برای بسیاری از شهروندان همچنان چالش‌برانگیز باشد.

سال ۲۰۲۶ می‌تواند نقطه آغاز روندی باشد که در آن جایگاه جهانی دلار آمریکا به‌تدریج تضعیف می‌شود. استفاده مکرر واشنگتن از دلار به‌عنوان ابزار فشار سیاسی و اقتصادی، باعث شده بسیاری از کشورها به دنبال راه‌های جایگزین برای تجارت و پرداخت‌های بین‌المللی باشند. این تغییرات آرام اما پیوسته، نشانه‌ای از کاهش نقش دلار در اقتصاد جهانی است.

سهم آمریکا از تجارت جهانی که در سال ۲۰۰۰ حدود یک‌سوم بود، امروز به یک‌چهارم کاهش یافته و افزایش مبادلات میان اقتصادهای نوظهور، باعث شده دلار دیگر مرکز اصلی جریان کالاها محسوب نباشد. برای نمونه، تجارت میان هند و روسیه اکنون با روپیه، درهم و یوان تسویه می‌شود. بیش از نیمی از تجارت چین نیز از طریق سامانه پرداخت مرزی CIPS انجام می‌گیرد؛ سیستمی که جایگزین شبکه جهانی SWIFT شده و دیگر تحت سلطه بانک‌های غربی نیست. علاوه بر این، همکاری‌های تجاری میان کشورهایی مانند برزیل و آرژانتین، امارات و هند و اندونزی و مالزی نیز در حال آزمایش تسویه با ارزهای محلی است.

همزمان، بانک‌های مرکزی در سراسر جهان شروع به ذخیره ارزهایی غیر از دلار به‌عنوان ذخایر ارزی کرده‌اند. سهم دلار از ذخایر جهانی که در سال ۱۹۹۹ حدود ۷۲ درصد بود، امروز به ۵۸ درصد کاهش یافته و همچنان در حال افت است. ارزش یک ارز تنها زمانی حفظ می‌شود که امنیت آن درک شود، اما اکنون این برداشت در حال تغییر است.

کسری مالی آمریکا که برای سال ۲۰۲۵ (۱۴۰۴) حدود ۱.۹ تریلیون دلار برآورد شده است، در کنار شکاف حساب جاری نزدیک به ۶ درصد تولید ناخالص داخلی، فشار قابل‌توجهی بر دلار وارد می‌کند. چاپ بی‌رویه پول نیز اعتماد جهانی به این ارز را کاهش داده و جایگاه آن به‌عنوان ارز ذخیره غالب جهان را با تهدید روبه‌رو کرده است.

بازار اوراق خزانه‌داری آمریکا با بیش از ۲۷ تریلیون دلار در گردش دیگر نقدشوندگی و اعتبار گذشته را ندارد. بانک‌های بزرگ مانند جی.پی مورگان (JP.Morgan)، سیتی (CITI) و گلدمن (GoldMan) نتوانسته‌اند ظرفیت خود را متناسب با این حجم افزایش دهند و در شرایط بحرانی تنها دخالت فدرال رزرو مانع فروپاشی می‌شود؛ همان‌طور که در بحران مارس ۲۰۲۰ رخ داد.

در سال ۲۰۲۶، تهدید اصلی دلار نه از یک ارز واحد، بلکه از سیستم‌های پرداخت جایگزین خواهد بود. پروژه‌هایی مانند امبریج (mBridge) با همکاری چین، هنگ‌کنگ، تایلند، امارات و بریکس پی (Brics Pay) میان کشورهای عضو بریکس، امکان تسویه سریع و ارزان با ارزهای محلی را فراهم می‌کنند.

همچنین استیبل‌کوین‌ها به‌عنوان رقیب جدی زیرساخت دلاری مطرح شده‌اند. اگرچه بسیاری از آن‌ها به دلار متصل هستند، اما نسخه‌های چندارزی یا مبتنی بر یوان می‌توانند مسیرهای تسویه مستقل ایجاد کنند. چین نیز با عرضه استیبل‌کوین‌های مبتنی بر یوان از طریق هنگ‌کنگ و کشورهای حاشیه خلیج فارس، به دنبال استفاده از این ابزار در معاملات واقعی مانند پروژه‌های زیرساختی و تجارت انرژی است.

به‌طور سنتی جایگزینی یک ارز با ارز دیگر دهه‌ها زمان می‌برد، اما رشد فناوری و گسترش مالی دیجیتال این روند را تسریع کرده است. باوجوداینکه دلار همچنان ارز غالب جهان شناخته می‌شود، اما نشانه‌های تضعیف آن آشکار شده و در سال ۲۰۲۶ احتمال لغزش جایگاه آن بیش از هر زمان دیگری افزایش یافته است.

مردی از ایالت فلوریدا تنها چند روز پیش از کریسمس، پس از انتشار پیام‌هایی نگران‌کننده درباره ازدواج و شیطان در شبکه‌های اجتماعی، همسر خود را به قتل رساند و به دختر ناتنی‌اش شلیک کرد. جیسن کنی، ۴۷ ساله، ساکن شهر Polk، ساعاتی پیش از تیراندازی مرگبار، مطالبی هشداردهنده درباره رابطه‌اش منتشر کرده بود.

بر اساس گزارش The Sun، کریستال کنی، مادر سه فرزند، در جریان مشاجره‌ای درباره تماشای یک مسابقه NFL هدف گلوله قرار گرفت و جان خود را از دست داد. دختر ۱۳ ساله او دو بار مورد اصابت گلوله قرار گرفت اما زنده ماند. جیسن کنی زمانی که پلیس او را در ملک پدرش محاصره کرد، اقدام به خودکشی کرد.

درگیری زمانی آغاز شد که کریستال نمی‌خواست جیسن به تماشای مسابقه تیم San Francisco 49ers در داخل خانه ادامه دهد. پلیس اعلام کرد که جیسن در آن زمان مشروبات الکلی مصرف کرده بود. کریستال به پسر ۱۲ ساله‌اش گفت به خانه همسایه برود و با ۹۱۱ تماس بگیرد. این پسر در حالی که داشت می‌رفت، صدای شلیک گلوله‌ها را شنید.

ساعاتی پیش از تیراندازی، جیسن در فیس‌بوک درباره بازی تیم 49ers مطلبی منتشر کرده بود. اما پیش‌تر در همان روز، ویدئویی از یک کشیش را به اشتراک گذاشته بود که در آن ازدواج به میدان جنگ تشبیه شده است. این کشیش در ویدئو توضیح می‌داد که پس از ازدواج، نبردهای معنوی شدت می‌گیرند.

در توضیح ویدئو آمده بود که شیطان زنان را هدف قرار می‌دهد و اگر مردان هدایت خانواده را بر عهده نگیرند، شیطان این نقش را به دست خواهد گرفت. جیسن در این پست دوستی به نام شریل را همراه با یک ایموجی قلب تگ کرده بود. پس از تیراندازی، این فرد دوباره به همان پست بازگشت و نوشت که قلبش شکسته است. این حادثه تراژیک در ادامه‌ی مجموعه‌ای از پرونده‌های اخیر خشونت خانگی رخ داد که به مرگ انجامیده‌اند.

پلیس، دختر ۱۳ ساله کریستال را در یکی از اتاق‌خواب‌ها با زخم‌های ناشی از گلوله در صورت و شانه پیدا کرد. او به پلیس گفت که از جیسن التماس کرده بود به او شلیک نکند، اما با این حال مورد اصابت گلوله قرار گرفت. یکی از گلوله‌ها به بینی او برخورد کرده، از سرش عبور کرده و از بالای جمجمه خارج شده بود.

پلیس زنده ماندن او را معجزه‌ای در آستانه کریسمس توصیف کرد. این دختر اکنون در بیمارستان تحت درمان مناسب قرار دارد و انتظار می‌رود بهبود یابد. نوزاد یک‌ساله این زوج در حالی که در گهواره‌اش خوابیده بود، بدون هیچ آسیبی پیدا شد. پسر ۱۲ ساله کریستال نیز آسیبی ندید. پلیس یادداشتی را پیدا کرد که کریستال برای جیسن نوشته و در آن از او خواسته بود به دنبال کمک برود. در این یادداشت اشاره شده بود که او دوباره به مصرف الکل و کوکائین روی آورده و به خدا نیاز دارد. جیسن و کریستال به مدت دو سال با یکدیگر ازدواج کرده بودند. جیسن در مسیر رفتن به خانه پدرش با خواهرش تماس گرفته و به او گفته بود که کار بسیار بسیار بدی انجام داده است. هر سه کودک اکنون با والدین کریستال زندگی می‌کنند.

ظهران ممدانی، شهردار منتخب نیویورک، در دسامبر ۲۰۲۵ لیلا بزرگ را به‌عنوان معاون شهردار در حوزه مسکن و برنامه‌ریزی شهری معرفی کرد. این انتصاب در رسانه‌های معتبر آمریکا از جمله The Real Deal، Gothamist و NY1 بازتاب گسترده‌ای داشت و به‌عنوان یکی از مهم‌ترین تصمیم‌های تیم جدید شهرداری مطرح شد.

لیلا بزرگ، کارشناس باسابقه در حوزه مسکن و عدالت اجتماعی، پیش‌تر مدیر اجرایی مسکن در دوره اریک آدامز بود و تجربه همکاری با کمیسیون برنامه‌ریزی شهری نیویورک و وزارت مسکن و توسعه شهری آمریکا را در کارنامه دارد. او در طول فعالیت‌های خود بر توسعه مسکن مقرون‌به‌صرفه، حمایت از جوامع کم‌درآمد و اجرای سیاست‌های عدالت اجتماعی تمرکز داشته است. همین سابقه باعث شده نام او در میان متخصصانی مطرح شود که توانسته‌اند نگاه تازه‌ای به چالش‌های دیرینه مسکن در کلان‌شهرها ارائه دهند.

به‌عنوان معاون شهردار در امور مسکن و برنامه‌ریزی، لیلا بزرگ وظیفه دارد سیاست‌های کلان مسکن شهر نیویورک را هدایت کند، پروژه‌های توسعه شهری را با رویکرد عدالت اجتماعی پیش ببرد و هماهنگی میان نهادهای مختلف شهری را برای مقابله با بحران مسکن تقویت نماید.

یک ایرانی معاون شهردار نیویورک در امور مسکن و برنامه‌ریزی شد - دیجینوی

این نقش تنها به مدیریت پروژه‌ها محدود نمی‌شود، بلکه شامل طراحی راهبردهایی است که بتواند شکاف میان نیازهای واقعی شهروندان و ظرفیت‌های موجود شهری را کاهش دهد. رسانه‌های محلی تأکید کرده‌اند که حضور او می‌تواند مسیر سیاست‌های مسکن در نیویورک را تغییر دهد و به ایجاد فرصت‌های برابر برای شهروندان کمک کند، به‌ویژه برای خانواده‌هایی که سال‌ها با هزینه‌های سنگین اجاره و کمبود واحدهای مناسب روبه‌رو بوده‌اند.

شهردار منتخب، ظهران ممدانی، در معرفی او گفت که این انتصاب بخشی از تلاش‌های تیم جدید شهرداری برای بازتعریف سیاست‌های مسکن و برنامه‌ریزی شهری است؛ سیاست‌هایی که قرار است به نفع خانواده‌های کم‌درآمد و جوامع محروم عمل کند. او همچنین تأکید کرد که لیلا بزرگ با نگاه جامع و تجربه عملی خود می‌تواند پلی میان سیاست‌گذاری و اجرای واقعی ایجاد کند و به نیویورک کمک کند تا از یک بحران مزمن در حوزه مسکن عبور کند.

بر اساس مجموعه‌ای از نظرسنجی‌ها، از سال ۲۰۱۲ تاکنون به‌صورت پیوسته اعتقاد انسان‌ها به وجود موجودات فضایی افزایش یافته است. آمریکایی‌ها بیش از همه باور دارند فضایی‌ها به زمین آمده‌اند.

تقریباً نیمی از آمریکایی‌ها، معادل ۴۷ درصد، اعلام کرده‌اند که باور دارند موجودات فضایی قطعاً یا احتمالاً در مقطعی از زمان از زمین بازدید کرده‌اند. این نتیجه از یک نظرسنجی جدید مؤسسه YouGov به‌دست آمده است که در نوامبر ۲۰۲۵ انجام شد و ۱,۱۱۴ شرکت‌کننده بزرگسال داشت. این رقم در مقایسه با حدود یک‌سوم آمریکایی‌ها، یعنی ۳۶ درصد، که در سال ۲۰۱۲ توسط مؤسسه Kelton Research با دقیقاً همان حجم نمونه مورد پرسش قرار گرفته بودند، افزایش قابل توجهی را نشان می‌دهد. مؤسسه Gallup نیز در سال‌های ۲۰۱۹ و ۲۰۲۱ نظرسنجی‌هایی درباره همین پرسش منتشر کرد که آن‌ها نیز روندی صعودی را تأیید می‌کنند.

به‌نظر می‌رسد افراد در قبال این موضوع کمتر در وضعیت بلاتکلیفی باقی مانده‌اند و بیشتر به یکی از دو سوی باور داشتن یا ناباوری گرایش پیدا کرده‌اند. تنها ۱۶ درصد از آمریکایی‌ها در نظرسنجی جدید گفته‌اند که مطمئن نیستند آیا موجودات فضایی از زمین بازدید کرده‌اند یا نه، در حالی که این رقم در سال ۲۰۱۲ برابر با ۴۸ درصد بود. در همین حال، همزمان با افزایش باور به بازدید موجودات فضایی، تردید نیز رشد کرده؛ به‌طوری که نظرسنجی جدید نشان می‌دهد ۳۷ درصد از آمریکایی‌ها گفته‌اند که به احتمال زیاد زمین توسط موجودات فضایی بازدید نشده، رقمی که بیش از دو برابر ۱۷ درصد ثبت‌شده در سال ۲۰۱۲ است.

افزایش بی‌سابقه باور آمریکایی‌ها به ملاقات موجودات فضایی با زمین - دیجینوی

سوزان لپسلتر، نویسنده و دانشیار انسان‌شناسی و مطالعات آمریکایی در دانشگاه ایندیانا که به‌طور گسترده درباره باورهای مرتبط با موجودات فضایی و تجربه‌های مربوط به یوفو نوشته، توضیح می‌دهد که این نظرسنجی درباره باور است، نه درباره تجربه، تماس یا احساسات. او اضافه می‌کند که مشخص نیست میزان درگیری ذهنی افراد با این باور تا چه حد است یا اینکه آیا این باور برای آن‌ها تغییردهنده زندگی بوده یا نه و تنها نکته‌ای که می‌توان با قطعیت گفت این است که آمار از یک مجموعه باور به مجموعه‌ای دیگر تغییر یافته است.

با این حال، همچنان می‌توان درباره عوامل محرک این روند گمانه‌زنی کرد. یکی از عوامل آشکار، تغییر رویکرد منابع خبری نهادی مانند دولت ایالات متحده و رسانه‌های جریان اصلی قدیمی است که سرانجام پدیده‌های ناهنجار شناسایی‌نشده، یا همان UAP، را جدی گرفته‌اند.

این تغییر رویکرد با انتشار ویدئوهای مرموز UAP پنتاگون توسط روزنامه The New York Times در سال ۲۰۱۷ آغاز شد و از آن زمان با برگزاری مجموعه‌ای از جلسات استماع کنگره و انجام یک مطالعه مستقل ناسا درباره UAP شتاب بیشتری گرفته است. مستند تازه منتشرشده The Age of Disclosure که در آن مقام‌های پیشین نظامی ادعا می‌کنند دولت ایالات متحده شواهد مربوط به بازدید موجودات فضایی از زمین را پنهان کرده است، به این موضوع که پیش‌تر در حاشیه قرار داشت، مشروعیتی بی‌سابقه بخشیده است.

مقام‌های ارتش ایالات متحده آمریکا جزئیات تازه‌ای از برنامه تسلیحات هایپرسونیک دوربرد این کشور منتشر کرده‌اند. این اطلاعات در جریان بازدید وزیر دفاع آمریکا، پیت هگست (Pete Hegseth)، از پایگاه ردستون در ایالت آلاباما ارائه شد و تصویری روشن‌تر از برد و نقش عملیاتی نخستین سامانه ضربتی هایپرسونیک ارتش آمریکا به دست داد. در این بازدید، هگست اعلام کرد که پایگاه ردستون به مقر جدید فرماندهی فضایی ایالات متحده تبدیل خواهد شد.

در جریان این بازدید، فرماندهان ارشد ارتش آمریکا توضیحات مفصلی درباره مجموعه موشکی این کشور ارائه کردند که یکی از مهم‌ترین بخش‌های آن به سلاح هایپرسونیک دوربرد با نام Dark Eagle اختصاص داشت. این موشک که به‌صورت زمینی و با پرتابگرهای متحرک شلیک می‌شود، در دسته سلاح‌های هایپرسونیک از نوع بوست-گلاید قرار می‌گیرد و به‌طور ویژه برای هدف قرار دادن اهداف حساس، حیاتی و ارزشمند در فواصل بسیار طولانی طراحی شده است.

پس از شلیک، موشک یک سامانه گلاید را به سرعتی فراتر از ماخ ۵ می‌رساند. این سامانه پس از جدایی از موشک، با مانورهای پیچیده در جو به سمت هدف حرکت می‌کند. ترکیب سرعت فوق‌العاده بالا، توانایی مانور گسترده و مسیر پروازی پایین باعث می‌شود شناسایی و رهگیری آن توسط سامانه‌های پیشرفته دفاع هوایی و موشکی به‌شدت دشوار شود و عملاً زمان واکنش دشمن به حداقل برسد.

آمریکا با موشک هایپرسونیک «دارک ایگل» بازی را عوض می‌کند + جزئیات بیشتر - دیجینوی

ژنرال فرانسیسکو لوزانو (Francisco Lozano)، مدیر بخش هایپرسونیک نیروی هوایی آمریکا، در این نشست اعلام کرد که موشک Dark Eagle بردی در حدود ۳۵۰۰ کیلومتر دارد. این نشست که توسط C-SPAN ضبط شد، شامل توضیحات لوزانو بود که تأکید داشت این موشک در صورت شلیک از گوام قادر است به چین برسد و از اروپای غربی مسکو را هدف قرار دهد.

این اظهارات نشان‌دهنده بردی طولانی‌تر از آن چیزی است که پیش‌تر به‌طور عمومی اعلام شده بود. وزارت دفاع آمریکا پیش‌تر برد این موشک را حداقل ۲۷۷۵ کیلومتر عنوان کرده بود. هنوز مشخص نیست افزایش برد ناشی از تغییرات طراحی و نتایج آزمایش‌های جدید بوده یا به دلیل اعلام اعداد کمتر برای حفظ محرمانگی صورت گرفته است؛ رویکردی که در زمینه توانایی‌های موشکی حساس امری رایج محسوب می‌شود.

یکی دیگر از افسران ارتش آمریکا در این نشست درباره کلاهک موشک توضیح داد و اعلام کرد وزن آن کمتر از ۱۴ کیلوگرم است. این میزان در مقایسه با سلاح‌های متعارف دوربرد کوچک به نظر می‌رسد، اما مقام‌ها تأکید کردند که قدرت تخریبی Dark Eagle عمدتاً به انرژی جنبشی ناشی از سرعت بسیار بالای آن وابسته است. این افسر توضیح داد که وظیفه اصلی کلاهک پراکندن پرتابه‌هاست تا اثرات تخریبی در محدوده‌ای به اندازه یک پارکینگ بزرگ ایجاد شود و توانایی تخریب گسترده‌تری داشته باشد.

تحلیلگران نظامی مدت‌هاست اشاره کرده‌اند که سامانه‌های هایپرسونیک بوست-گلاید حتی با کلاهک‌های کوچک می‌توانند به دلیل نیروی برخورد شدید، خسارت قابل توجهی وارد کنند. استفاده از کلاهک انفجاری-ترکش‌زا که در این نشست مطرح شد، توانایی موشک را برای از کار انداختن اهداف نرم مانند سامانه‌های راداری، تجهیزات دفاع هوایی و مراکز فرماندهی و کنترل افزایش می‌دهد و آن را به ابزاری مؤثرتر در میدان نبرد تبدیل می‌کند.

آمریکا با موشک هایپرسونیک «دارک ایگل» بازی را عوض می‌کند + جزئیات بیشتر - دیجینوی

همان افسر ارتش افزود که موشک Dark Eagle قادر است حداکثر برد خود را در کمتر از ۲۰ دقیقه طی کند. این ویژگی اهمیت آن را برای مأموریت‌های ضربتی سریع علیه اهداف متحرک یا مناطق نظامی برجسته می‌کند. چنین سرعتی زمان هشدار و واکنش دشمن را به‌شدت کاهش می‌دهد و همین موضوع یکی از عوامل اصلی سرمایه‌گذاری آمریکا در توسعه تسلیحات هایپرسونیک به شمار می‌رود.

موشک Dark Eagle قرار است نخستین سلاح هایپرسونیک باشد که به‌طور عملیاتی در خدمت ارتش آمریکا قرار می‌گیرد. در همین حال، نیروی دریایی آمریکا نیز در حال توسعه سامانه‌ای مشابه با نام Intermediate-Range Conventional Prompt Strike است که از همان معماری موشکی برای پرتاب از کشتی‌های سطحی و زیردریایی‌ها استفاده می‌کند و به این ترتیب دامنه استفاده از فناوری هایپرسونیک در نیروهای مسلح آمریکا گسترده‌تر خواهد شد.

علاقه به میزان تخریب این سلاح به‌ویژه پس از گزارش‌هایی در سال گذشته افزایش یافت؛ گزارش‌هایی که نشان می‌داد آزمایش‌کنندگان وزارت دفاع آمریکا درباره کارایی آن در برابر برخی اهداف خاص پرسش‌هایی مطرح کرده‌اند. با این حال، آخرین اطلاعات منتشرشده نشان می‌دهد ارتش آمریکا همچنان اطمینان دارد که Dark Eagle به‌عنوان یک گزینه قدرتمند برای حملات متعارف دوربرد عمل خواهد کرد و به‌زودی به مرحله استقرار عملیاتی نزدیک می‌شود.

براساس گزارش وب‌سایت Wccftech، مقامات ایالات متحده یک شبکه قاچاق تراشه‌های هوش مصنوعی را شناسایی کرده‌اند که ظاهرا قصد داشته است تراشه‌های H100 و H200 انویدیا را به‌صورت غیرقانونی به چین ارسال کند. برای کسب جزئیات بیشتر پیشنهاد می‌شود ادامه مطلب را از دست ندهید.

بسته‌بندی مجدد و ارسال غیرقانونی تراشه‌های انویدیا به چین

از زمانی که هوش مصنوعی به مسئله‌ای امنیتی برای آمریکا تبدیل شده، کنترل صادرات نگرانی اصلی این کشور بوده است. از دوران ریاست جمهوری بایدن، شاهد تلاش مقامات ایالات متحده برای بستن راه‌های غیرقانونی صادرات از طریق مسدود کردن فروش تراشه‌های پیشرفته هوش مصنوعی انویدیا به کشورهایی مانند چین بوده‌ایم، اما با وجود چنین تلاش‌هایی، شبکه‌های قاچاق توانسته‌اند راه‌هایی برای ارسال این تراشه‌ها به کشورهایی که از نظر آمریکا متخاصم هستند، پیدا کنند. طبق بیانیه وزارت دادگستری ایالات متحده، یک شبکه قاچاق در هوستون به دلیل ارسال غیرقانونی تراشه‌های هوش مصنوعی به چین از طریق نقشه‌ای پیچیده منهدم شد.

رومن روژافسکی، معاون بخش ضد جاسوسی اف‌بی‌آی اعلام کرد: “گونگ و همدستانش ظاهرا یک نقشه پیچیده برای قاچاق پردازنده‌های گرافیکی قدرتمند به چین را رهبری می‌کردند که این کار، نقض قوانین صادرات ایالات متحده محسوب می‌شود. این پرونده نشان‌دهنده اهمیت همکاری بین سازمانی برای محافظت از فناوری آمریکا است. اف‌بی‌آی در کنار شرکای خود همچنان با جدیت این تخلفات را بررسی کرده و عاملان آن را به دست عدالت خواهد سپرد.” اسناد دادگاهی نشان می‌دهند که دو نفر، آلن هائو هسو و افراد شرکت او به نام Hao Global LLC با دستکاری اسناد رسمی و پنهان کردن مقصد نهایی پردازنده‌های گرافیکی، تلاش کرده‌اند تراشه‌های هوش مصنوعی H100 و H200 انویدیا با ارزش ۱۶۰ میلیون دلار را به چین صادر کنند.

تراشه‌های انویدیا

این شبکه در نهایت با کشف یک سند انتقال که توسط جمهوری خلق چین ارائه شده بود، لو رفت. تراشه‌های انویدیا ابتدا به انبارهای ایالات متحده ارسال گردیده و سپس از نام تجاری “SANDKYAN” برای آن‌ها استفاده شده است که این کار به افراد اجازه می‌دهد کالاها را به‌طور نادرست طبقه‌بندی کرده و در نهایت آن‌ها را صادر کنند. باتوجه به نیاز شدید چین به قدرت محاسباتی هوش مصنوعی، این کشور از راهکارهایی برای دور زدن محدودیت‌های صادراتی آمریکا استفاده کرده است که از آن‌ها می‌توان به بهره‌گیری از سرویس‌های اجاره‌ای، اسقرار مراکز داده در کشورهایی مانند سنگاپور و حتی راه‌اندازی شبکه قاچاق که از کشورهای جهان سوم استفاده می‌کند. این وضعیت نگرانی‌های حقوقی بزرگی برای ایالات متحده به همراه داشته است. به همین دلیل، دولت این کشور به‌طور جدی در شناسایی شبکه‌های قاچاق در حوزه هوش مصنوعی اقدام کرده و تلاش می‌کند تا آن‌ها را از بین ببرد.