محصولات فروشي اندرویدچه

گوشی شیائومی ۱۷ اولترا اخیراً در رندرهای رسمی به نمایش گذاشته شده بود، اما نمای جلوی این پرچم‌دار را نشان نمی‌داد. اکنون، در یک ویدیوی رسمی جدید، لو وایبینگ، رئیس این برند، برای اولین بار نگاهی کوتاه به جلوی این دستگاه انداخته است.

خلاصه در یک نگاه

🔹 رونمایی از نمای جلوی شیائومی ۱۷ اولترا در یک ویدیوی رسمی.

🔹 طراحی کلی دستگاه گردتر شده و حاشیه‌های نمایشگر بسیار باریک و یکنواخت هستند.

🔹 یک رنگ جدید بنفش (Violet) به گزینه‌های رنگی اضافه شد و تعداد آن‌ها را به چهار رساند.

🔹 رنگ سبز ستاره‌ای (Starry Green) به‌عنوان رنگ اصلی و برجسته در زمان عرضه خواهد بود.

🔹 رونمایی رسمی در تاریخ ۲۵ دسامبر (۴ دی) در چین.

نمای جلوی شیائومی ۱۷ اولترا چگونه است؟

همان‌طور که در ویدیو نشان داده شده، طراحی کلی گردتر شیائومی ۱۷ اولترا از نمای جلو بیشتر قابل‌توجه است. مانند سایر گوشی‌های این سری، حاشیه‌های نمایشگر بسیار باریک و در تمام طرف‌ها یکنواخت هستند. بااین‌حال، مشخص نیست که آیا حاشیه‌ها از نسل قبلی باریک‌تر شده‌اند یا خیر.

نمای جلوی شیائومی ۱۷ اولترا

نمای جلوی شیائومی ۱۷ اولترا

یک رنگ جدید غافلگیرکننده: بنفش!

علاوه‌بر نمایش جلوی گوشی، این ویدیوی رسمی نگاه دیگری به رنگ‌بندی‌های مختلفی که در دسترس خواهند بود، می‌اندازد. درحالی‌که شیائومی قبلاً سه رنگ را به نمایش گذاشته بود، به‌نظر می‌رسد که یک رنگ دیگر نیز به آن‌ها اضافه خواهد شد و برای اولین بار در این ویدیو ظاهر شده است.

این رنگ غافلگیرکننده دارای یک طیف بنفش (Violet) است و با این حساب، تعداد کل گزینه‌های رنگی موجود برای شیائومی ۱۷ اولترا به چهار می‌رسد. البته، رنگ سبز ستاره‌ای (Starry Green) در زمان عرضه، رنگ اصلی و برجسته خواهد بود و همان‌طور که در ویدیو نشان داده شده، عناصر درخشان آن باعث می‌شوند تا از بقیه متمایز شود.

رنگ‌بندی کامل شیائومی ۱۷ اولترا

رنگ‌بندی کامل Xiaomi 17 Ultra

البته، از تصاویر واقعی در این ویدیو، مشخص است که سه رنگ دیگر نیز کاملاً شیک و جذاب هستند. انتظار می‌رود اطلاعات رسمی بیشتری در مورد این پرچم‌دار دوربین‌محور، پیش از رویداد رونمایی در تاریخ ۲۵ دسامبر ۲۰۲۵ (۴ دی ۱۴۰۴) در چین، منتشر شود.

به‌نظر شما کدام‌یک از این چهار رنگ جذابیت بیشتری دارد؟

بفرست برای دوستات

در حالی که تکنولوژی با شتابی بی‌سابقه به پیش می‌راند، دو چهره تاثیرگذار این حوزه یعنی دِمیس هاسابیس و یان لکان بر سر ماهیت واقعی هوش مصنوعی و شباهت آن به توانمندی‌های انسانی وارد یک چالش جدی شده‌اند.

این روزها فضای مجازی و به‌ویژه شبکه اجتماعی ایکس به میدان نبرد فکری بزرگی تبدیل شده که حتی ایلان ماسک هم نتوانسته از کنار آن به سادگی عبور کند. ریشه این اختلاف نظر به مفهومی تحت عنوان هوش مصنوعی عمومی یا همان AGI بازمی‌گردد؛ هدفی که غول‌هایی نظیر گوگل و OpenAI تمام توان خود را برای رسیدن به آن به کار بسته‌اند. ایده اصلی این است که ابزارهایی مثل ChatGPT یا Gemini روزی به چنان سطحی از توانمندی برسند که حتی در مواجهه با مسائل کاملاً جدید و پیش‌بینی‌نشده، درست مانند یک انسان عمل نموده و با تکیه بر قدرت یادگیری لحظه‌ای، راهکار مناسب را بیابند.

محور مقایسهدیدگاه دِمیس هاسابیس (Google DeepMind)دیدگاه یان لکان (Meta)تعریف هوشمشابه ماشین تورینگ با قابلیت یادگیری بی‌پایانمجموعه‌ای از توانمندی‌های تخصصی و بیولوژیکامکان تحقق AGIهدفی قابل دسترس و منطقیمفهومی گمراه‌کننده و غیرواقعیمبنای یادگیریمدل‌های زبانی بزرگ و داده‌های گستردهتجربه حسی و حافظه بلندمدتحمایت‌هامورد تایید ایلان ماسکرویکردی مستقل و منتقدانه

در حال حاضر مدل‌های فعلی با وجود موفقیت در آزمون‌های دشوار ریاضی یا المپیادها، هنوز در برابر درک عمومی یک کودک ۱۰ ساله حرفی برای گفتن ندارند. همین تضاد میان توان محاسباتی بالا و ضعف در درک شهودی، یان لکان را بر آن داشته تا ادعای بحث‌برانگیزی را مطرح کند. او اعتقاد دارد که چیزی به نام هوش عمومی حتی در میان انسان‌ها هم وجود خارجی ندارد؛ چرا که هوش ما کاملاً تخصصی و برای بقا در شرایط بیولوژیک تکامل یافته است. لکان برای اثبات حرف خود به بازی شطرنج اشاره می‌کند؛ جایی که نابغه‌ای مثل مگنوس کارلسن تنها چند حرکت احتمالی را بررسی می‌نماید، در حالی که ماشین‌ها میلیون‌ها گزینه را در ثانیه زیر و رو می‌کنند.

دِمیس هاسابیس، برنده جایزه نوبل و مدیر دیپ‌مایند، در پاسخ به این دیدگاه، لکان را به خلط مبحث میان “هوش عمومی” و “هوش جهانی” متهم کرد. او مغز انسان را یکی از پیچیده‌ترین سیستم‌های یادگیری در جهان می‌شناسد که اگرچه محدودیت‌های فیزیکی دارد، اما در یادگیری طیف وسیعی از وظایف بی‌نظیر عمل می‌کند. هاسابیس با ارجاع به نظریه ماشین تورینگ، مدل‌های پیشرفته امروزی را نسخه‌های دیجیتالی از همین ایده می‌داند که پتانسیل یادگیری هر مهارتی را دارند. ایلان ماسک نیز با تایید صریح سخنان هاسابیس، بر این باور مهر تایید زد که رسیدن به فوق‌هوش مصنوعی صرفاً یک مسئله زمانی محسوب می‌گردد. با این حال، لکان همچنان بر موضع خود پافشاری نموده و معتقد است استفاده از واژه “عمومی” برای توصیف هوشی که اساساً تخصصی تکامل یافته، از نظر علمی دقیق به نظر نمی‌رسد.

همه ما فیلم Jaws را تماشا کرده‌ایم و در طول فیلم Cocaine Bear خندیده‌ایم؛ اما آیا در طبیعت حیواناتی وجود دارند که واقعا انسان‌ها را شکار کنند و بخورند؟ در این مطلب قصد داریم به بررسی این سوال و پاسخ آن بپردازیم.

شیرها

حیوانات

شیرها شکارچیان فوق‌العاده ماهری هستند؛ وزن آن‌ها می‌تواند بین ۱۵۰ تا ۲۵۰ کیلوگرم و قدشان تا شانه حدود ۱ تا ۱.۲ متر باشد. افزون‌بر این، با در نظر گرفتن قدرت بینایی، شنوایی و عضلانی عالی این گربه‌سانان، جای تعجبی ندارد که آن‌ها مهارت بالایی در شکار داشته باشد. براساس شواهد و گزارشات، شیرها می‌توانند به میل خود انسان‌ها را شکار کنند. در سال ۲۰۱۵، زنی در آفریقای جنوبی در جریان یک سفر اکتشافی از طریق پنجره ماشین مورد حمله شیر قرار گرفت و جان باخت. در تانزانیا، هر سال حدود ۵۰ نفر توسط شیرها کشته می‌شوند. بین سال‌های ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۴، این کشور ۵۶۳ مورد از این مرگ‌ها را گزارش کرده است؛ البته تانزانیا بیشتر جمعیت شیرها را در آفریقا دارد. یک زیست‌شناس در این‌باره می‌گوید: “به نظر می‌رسد جنوب تانزانیا تا حدود محل تجمع شیرهای آدم‌خوار است. این حملات بسیار ترسناک هستند و هنوز هم در بیشه‌ها اتفاق می‌افتند.”

خرس‌های قطبی

حیوانات

حمله خرس قطبی به انسان، پدیده‌ای بسیار نادر است، اما متاسفانه قبلا رخ داده است. در سال ۲۰۲۳، یک زن و پسرش در آلاسکا توسط یک خرس قطبی کشته شدند، در حالی که یک سال بعد نیز، یک کارگر در شمال کانادا مورد حمله این شکارچی بزرگ قرار گرفت. تحقیقی در سال ۲۰۱۷ نشان داد که بین سال‌های ۱۸۷۰ تا ۲۰۱۴، ۷۳ حمله خرس قطبی رخ داده که منجر به ۲۰ کشته و ۶۳ زخمی در سراسر کانادا، گرینلند، نروژ، روسیه و آمریکا بر جای گذاشته است. گفته می‌شود خرس‌های نز بالغ که نیاز به غذا دارند، بزرگ‌ترین تهدید احتمالی برای انسان‌ها محسوب می‌شوند. باتوجه به تهدیداتی که زیستگاه خرس‌های قطبی را در معرض خطر قرار داده است، این شکارچیان بیشتر از قبل در نزدیکی انسان‌ها زندگی می‌کنند.

کروکدیل‌ها

حیوانات

در حال حاضر، ۲۶ گونه از کروکدیل‌ها وجود دارد که تنها ۸ موردشان به عنوان شکارچیان انسان شناخته شده‌اند. البته شمار دقیقی از حملات تمساح‌ها به انسان‌ها که هرساله رخ می‌دهد، وجود دارد؛ هرچند احتمالا تعداد آن‌ها بسیار بیشتر از آن چیزی است که گزارش می‌شود زیرا بسیاری از این خزندگان در مناطقی زندگی می‌کنند که امکان تهیه گزارش در آن‌جا سخت‌تر است. براساس گزارشات، این حیوانات به عنوان شکارچیانی فرصت‌طلب عمل می‌کنند و به دنبال فرصتی برای حمله به انسان در مکان و زمان نامناسب هستند.

تمساح‌های آب شور و نیل بیشترین حمله به انسان‌ها را داشته‌اند. تمساحی با نام Osama و طول ۵ متر حداقل ۸۳ نفر را در اوگاندا خورده است. در نهایت، این خزنده غول‌پیکر توسط جنگلبانان گرفته شد و به یک محل پرورش حیوانات منتقل گردید. البته تعداد زیادی از حیوانات دیگر هم وجود دارند که هرساله انسان‌ها را می‌کشند. در حال حاضر، بعضی از آن‌ها واقعا ما را به عنوان طعمه می‌بینند، در حالی که برخی دیگر صرفا برای دفاع از خود یا بچه‌هایشان به انسان‌ها حمله می‌کنند. باوجود تمام افرادی که سالانه توسط حیوانات کشته می‌شوند، باید به خاطر داشته باشیم که انسان‌ها تعداد بیشتری از حیوانات را شکار می‌کنند.

تابستان امسال، تب جهانی عروسک لبوبو باعث شد میلیاردر چینی صنعت اسباب‌بازی، وانگ نینگ، ثروتمندتر از بنیان‌گذار مشهور علی‌بابا، جک ما، شود. اما در ماه‌های اخیر، این میلیاردر ۳۸ ساله شاهد کاهش ۱۱.۳ میلیارد دلاری از ثروت ۲۷.۵ میلیارد دلاری خود بوده است، زیرا نگرانی‌هایی درباره این عروسک خرگوشی با گوش‌های نوک‌تیز و لبخند شیطنت‌آمیز وجود دارد که ممکن است تنها یک مد زودگذر باشد.

رئیس هیئت‌مدیره و مدیرعامل گروه بین‌المللی پاپ مارت هنوز ثروتی دارد که فوربز آن را ۱۶.۲ میلیارد دلار برآورد کرده است. سهام پاپ مارت از اوج خود در ماه اوت حدود ۴۰ درصد کاهش یافته و همین موضوع باعث شده جک ما از علی‌بابا دوباره در رتبه‌بندی ثروتمندان اقتصاد دوم جهان بالاتر از وانگ قرار گیرد.

سال نو میلادی ممکن است چالش‌های قابل توجهی برای پاپ مارت به همراه داشته باشد. برخی از کلکسیونرها از بازار خارج شده‌اند، زیرا آن‌ها می‌خواستند با فروش لبوبوهای قبلاً انبارشده‌ی خود سود بیشتری کسب کنند. سخنگوی پاپ مارت از اظهار نظر درباره قیمت سهام این شرکت خودداری کرد اما به اصول بنیادی و پتانسیل رشد آن اشاره نمود. مارک تانر، مدیرعامل شرکت تحقیقات بازار می‌گوید بخشی از کاهش پیش‌بینی رشد درآمد پاپ مارت برای سال آینده میلادی، به‌خاطر استراتژی این شرکت چینی است.

او توضیح می‌دهد که این شرکت در حال افزایش عرضه اسباب‌بازی‌های خود است، زیرا می‌خواهد یک برند سرگرمی شبیه دیزنی باشد و ظاهرا نمی‌خواهد مشتریان را تنها از طریق بازاریابی کمبود به سمت خود جذب کند. لبوبوهایی که توسط سلبریتی‌هایی مانند ریحانا، کیم کارداشیان و لیزا از گروه کی‌پاپ Blackpink جمع‌آوری شدند، باعث صف‌های طولانی در فروشگاه‌ها در سراسر جهان گردیدند و مردم حتی برای به دست آوردن تعداد محدودی عروسک با هم رقابت می‌کردند. تانر می‌گوید: «من این تصور را دارم که پاپ مارت عمداً در حال دسترس‌پذیرتر کردن محصولاتش است تا مقیاس خود را گسترش دهد.»

سامی ژو، تحلیلگر دویچه بانک، موافق است که پاپ مارت تولید خود را افزایش داده است. این شرکت اکنون ماهانه ۵۰ میلیون عروسک تولید می‌کند، در حالی که اوایل ۲۰۲۵ این رقم ۱۰ میلیون بود. این تحلیلگر به پدیده «خستگی مد» اشاره کرده و می‌گوید مردم دیگر عجله‌ای برای خرید لبوبو ندارند. دویچه بانک توصیه‌ به نگهداری سهام پاپ مارت کرده است.

انسان‌ها همیشه در جست‌وجوی پاسخ به این پرسش بوده‌اند که آیا تمدن‌های فرازمینی وجود دارند یا خیر. به همین دلیل، کشف یک قطعه فلزی ناشناخته که نشانه‌هایی از منشأ غیرزمینی داشت، توجه دانشمندان را برانگیخت. این نمونه ابتدا به حادثه مشهور روزول در سال ۱۹۴۷ نسبت داده شد؛ رخدادی که بسیاری آن را سقوط یک بشقاب‌پرنده دانستند، اما بررسی‌ها نشان داد بقایای روزول در واقع متعلق به یک بالون نیروی هوایی آمریکا بوده که برای ردیابی آزمایش‌های هسته‌ای شوروی استفاده می‌شد.

منشأ واقعی این قطعه فلزی برای سال‌های طولانی موضوع بحث و جدل میان پژوهشگران بود. شکل و ترکیب غیرمعمول آن باعث شده بود برخی گمان کنند شاید با نمونه‌ای روبه‌رو هستند که نشانه‌ای از فناوری بیگانگان باشد. در نهایت، سازمان استارز آکادمی که توسط تام دلانج (Tom DeLonge)، خواننده گروه بلینک ۱۸۲ و علاقه‌مند جدی به پدیده‌های یوفو تأسیس شده، این قطعه را به دست آورد. پس از آن، دفتر رزولوشن آفیس که مسئولیت بررسی پدیده‌های ناشناخته پروازی (UAP) را برای دولت آمریکا بر عهده دارد، تحقیقات را ادامه داد. هدف اصلی آن‌ها این بود که ویژگی‌های فیزیکی و شیمیایی فلز را بررسی کنند تا مشخص شود آیا توانایی کاهش جرم اینرسی یا حتی امکان شناوری دارد یا خیر.

نتایج اولیه نشان داد این شیء در اصل یک آلیاژ منیزیم است که بخش عمده آن از منیزیم و روی تشکیل شده و در کنار آن مقادیر اندکی بیسموت، سرب و عناصر دیگر نیز وجود دارد. در سال ۲۰۲۲، رزولوشن آفیس از آزمایشگاه ORNL خواست تا نمونه را با دقت بیشتری تحلیل کند. دلیل این درخواست علاقه دانشمندان به روشن شدن منشأ زمینی یا غیرزمینی این قطعه و همچنین بررسی احتمال استفاده از بیسموت آن به‌عنوان «موج‌بر تراهرتز» بود؛ ابزاری فلزی که توانایی هدایت امواج الکترومغناطیسی را دارد. آزمایشگاه ORNL که در دوران جنگ جهانی دوم برای تحقیقات مرتبط با سلاح‌های هسته‌ای تأسیس شده بود، امروز نیز در حوزه انرژی و مواد فعال است و پیش‌تر نمونه‌های مشکوک به منشأ فرازمینی را بررسی کرده است.

طبق یافته‌های دانشمندان، این قطعه فلزی «ویژگی‌های خارق‌العاده‌ای» از خود نشان می‌دهد. دانشمندان ORNL برای یافتن نشانه‌های حیات یا فناوری بیگانه، نمونه را از نظر «نشانه‌های زیستی» و «نشانه‌های فناورانه» بررسی کردند. آن‌ها ابتدا به دنبال امضاهای ایزوتوپی بودند تا مشخص شود عناصر موجود در آلیاژ از زمین آمده‌اند یا خیر. نتایج نشان داد نسبت ایزوتوپ‌های منیزیم و سرب با منشأ زمینی مطابقت دارد. منیزیم نمونه گرچه تحت فشار حرارتی و فرآیندهای شیمیایی تغییراتی داشته، اما همچنان در محدوده طبیعی منیزیم زمین قرار می‌گیرد. همچنین نسبت ایزوتوپ‌های منیزیم تنها در منظومه شمسی ما دیده می‌شود و این موضوع منشأ محلی آن را تقویت می‌کند. سرب موجود نیز دقیقاً با امضاهای ایزوتوپی زمین مطابقت داشت و حتی از ماه یا اجرام دیگر نمی‌توانست آمده باشد.

افشای راز فلزی مرموز که بسیاری فکر می‌کردند فناوری بیگانگان است - دیجینوی

با نبود نشانه‌های بیولوژیکی فرازمینی، دانشمندان ORNL به سراغ بررسی ساختار کریستالی منیزیم رفتند. میکروسکوپ الکترونی نشان داد این ساختار مشابه آلیاژهای منیزیم ساخته‌شده روی زمین است. سپس بررسی شد که آیا این نمونه می‌تواند بخشی از یک موج‌بر تراهرتز باشد یا خیر. موج‌برها اجسام فلزی هستند که امواج الکترومغناطیسی مانند مگنترون در اجاق‌های مایکروویو را منتقل می‌کنند. موج‌بر تراهرتز می‌تواند امواج بسیار قوی‌تری تولید کند که در صورت ساخت صحیح، حتی توانایی شناوری اجسام را داشته باشد.

آوی لوئب (Avi Loeb)، فیزیکدان دانشگاه هاروارد، در توضیحی گفت: «بر اساس فناوری‌های انسانی، موج‌برها تنها برای ارتباطات، جمع‌آوری داده یا گرمایش استفاده می‌شوند. اما فرضیه درباره UAP این بود که برای شناوری به کار می‌روند؛ فناوری‌ای که انسان‌ها هنوز ندارند.»

برای آنکه این نمونه به‌عنوان فناوری بیگانه شناخته شود، باید لایه‌ای خالص از بیسموت میان لایه‌های آلیاژ منیزیم وجود داشته باشد. بیسموت خالص قادر است امواج تراهرتز را هدایت کند. اما در این نمونه، بیسموت نه خالص بود و نه در یک لایه منفرد قرار داشت؛ بلکه چندین لایه بیسموت همراه با سرب میان لایه‌های منیزیم دیده شد که عملکرد موج‌بر را مختل می‌کرد.

گزارش ORNL تأکید کرد: «با اطمینان بالا می‌توان گفت داده‌ها نشان می‌دهند این ماده روی زمین ساخته شده و سپس تحت فشار مکانیکی و حرارتی آسیب دیده است.» پس از انتشار نتایج، سازمان استارز آکادمی بیانیه‌ای در وب‌سایت خود منتشر کرد و اعلام کرد قصد دارد جلسه‌ای با تیم ORNL برگزار کند. آن‌ها گفتند گزارش‌ها نتیجه قطعی درباره منشأ و هدف این ماده ارائه نمی‌دهند و پرسش‌های بیشتری باقی مانده است.

اگر علاقه‌مند به تجربه بازی‌های پلتفرمر موبایلی هستید، در این مطلب با بررسی بازی iOS و اندروید Level Devil همراه ویجیاتو باشید.

بازی موبایلی Level Devil یکی از آن بازی‌های موبایلی است که در نگاه اول ساده، حتی کودکانه به نظر می‌رسد، اما خیلی زود چهره واقعی خود را نشان می‌دهد. این بازی در قالب یک پلتفرمر دوبعدی عرضه شده و از همان عناصر آشنای ژانر استفاده می‌کند؛ شخصیت کوچک، مراحل کوتاه، موانع ساده و هدفی مشخص. اما تفاوت Level Devil در رویکرد آن به مفهوم طراحی مرحله و تعامل با بازیکن است. بازی نه‌تنها قصد ندارد منصف باشد، بلکه عمداً بازیکن را فریب می‌دهد و از انتظارات او علیه خودش استفاده می‌کند. همین ایده ساده اما هوشمندانه، هویت اصلی Level Devil را شکل می‌دهد و آن را از ده‌ها پلتفرمر مشابه روی موبایل متمایز می‌کند.

اتمسفر بازی Level Devil بر پایه بی‌اعتمادی بنا شده است. بازی جهانی رنگارنگ و ظاهراً بی‌خطر را به نمایش می‌گذارد، اما این ظاهر فریبنده تنها پوششی برای مجموعه‌ای از تله‌ها و شوخی‌های بی‌رحمانه است. هیچ چیز در محیط کاملاً قابل اعتماد نیست؛ زمین ممکن است ناگهان فرو بریزد، تیغ‌ها از جایی ظاهر شوند که انتظارش را ندارید و حتی دروازه پایان مرحله می‌تواند به دام مرگ تبدیل شود. راستش را بخواهید، این تضاد میان ظاهر ساده و رفتار خشن بازی، فضایی خاص ایجاد می‌کند که بیشتر از آنکه بر هیجان تکیه داشته باشد، بر غافلگیری و شوک متکی است. بازی Level Devil عمداً بازیکن را در وضعیت دائمی تردید نگه می‌دارد.

گیم‌پلی Level Devil در هسته خود بسیار ساده است. حرکت به چپ و راست، پرش و رسیدن به خروجی مرحله تمام چیزی است که بازیکن در اختیار دارد. اما این سادگی ظاهری، بستری برای پیچیدگی روانی مراحل فراهم می‌کند. هر مرحله کوتاه است، اما تقریباً هیچ‌کدام آن‌طور که به نظر می‌رسند عمل نمی‌کنند. بازی دائماً قوانین نانوشته پلتفرمرها را زیر پا می‌گذارد و بازیکن را مجبور می‌کند دوباره و دوباره از نو فکر کند. این طراحی باعث می‌شود شکست بخشی طبیعی از تجربه باشد، نه یک مانع آزاردهنده. بازی عمداً شما را می‌کشد تا به شما یاد بدهد که به آن اعتماد نکنید.

مهم‌ترین ویژگی Level Devil استفاده هوشمندانه از فریب است. مراحل طوری طراحی شده‌اند که بازیکن را به استفاده از عادت‌های رایج خود سوق دهند و سپس همان عادت‌ها را تنبیه کنند. جایی که انتظار دارید بپرید، باید صبر کنید و جایی که فکر می‌کنید امن است، خطر در کمین نشسته. این رویکرد باعث می‌شود تجربه بازی بیشتر ذهنی باشد تا مهارتی. واکنش سریع مهم است، اما مهم‌تر از آن یادگیری الگوهای فریب و شک‌کردن به بدیهیات است. Level Devil در واقع یک بازی درباره شک و آزمون است؛ هر حرکت یک فرضیه است و هر مرگ نتیجه آزمایش اشتباه.

بازی Level Devil – NOT A Troll Game یک عنوان کاملا آفلاین موبایلی است

Level Devil به‌خوبی با پلتفرم موبایل سازگار شده است. کنترل‌ها ساده و دقیق هستند و واکنش‌پذیری لمس صفحه برای چنین بازی‌ای اهمیت زیادی دارد که خوشبختانه به‌درستی پیاده‌سازی شده است. کوتاه بودن مراحل باعث می‌شود بازی برای تجربه‌های کوتاه و مقطعی کاملاً مناسب باشد، اما ماهیت اعتیادآور آن به‌راحتی بازیکن را وارد چرخه تلاش‌های پیاپی می‌کند. بازی بدون نیاز به آموزش طولانی یا تنظیمات پیچیده، خیلی سریع بازیکن را وارد هسته اصلی تجربه می‌کند و این یکی از نقاط قوت مهم آن روی موبایل است.

از نظر بصری، Level Devil سبک ساده و کارتونی دارد که کاملاً در خدمت طراحی فریبکارانه مراحل است. رنگ‌ها شاد و محیط‌ها تمیز هستند، اما همین سادگی باعث می‌شود عناصر خطرناک به‌راحتی در نگاه اول تشخیص داده نشوند. انیمیشن‌ها روان و بدون اغراق هستند و مرگ‌های ناگهانی با افکت‌های کوتاه اما مؤثر نمایش داده می‌شوند. در بخش صوتی، بازی از افکت‌های مینیمال استفاده می‌کند. صداها بیشتر جنبه تأکیدی دارند و به تقویت شوخی تلخ بازی کمک می‌کنند. موسیقی نقش پررنگی ندارد و این انتخاب آگاهانه باعث می‌شود تمرکز بازیکن کاملاً روی محیط و واکنش‌ها باقی بماند.

بازی Level Devil نمونه‌ای موفق از بازی‌های موبایلی است که با یک ایده ساده اما اجرای دقیق، تجربه‌ای متفاوت خلق می‌کنند. این بازی نه به‌دنبال روایت است و نه می‌خواهد سیستم‌های پیچیده ارائه دهد؛ هدف آن به چالش کشیدن ذهن بازیکن از طریق فریب و برهم‌زدن انتظارات است. کوتاه بودن مراحل، کنترل دقیق، طراحی هوشمندانه و هویت مشخص باعث شده Level Devil به اثری به‌یادماندنی در میان بازی‌های پلتفرمر موبایلی تبدیل شود. این بازی برای کسانی مناسب است که از شکست ناامید نمی‌شوند و از خندیدن به اشتباهات خود لذت می‌برند.

دسته بندی:
پلتفرمر

سیستم عامل:
اندروید ، iOS

حجم:
۴۵۰ مگابایت

ویدیوی تازه‌ای از ربات خانگی EMO در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که توانایی این ربات کوچک در تعامل احساسی و واکنش‌های طبیعی را به نمایش می‌گذارد؛ گجتی رومیزی که با طراحی کارتونی و رفتارهای هوشمندانه‌اش جای خود را در میان کاربران پیدا کرده است.

در این ویدئو، EMO با حرکات ساده و چهره دیجیتالی خود به کاربر سلام می‌کند؛ رفتاری که نشان می‌دهد این ربات تنها یک اسباب‌بازی هوشمند نیست و می‌تواند نقش یک همراه کوچک دیجیتال را در خانه ایفا کند.

EMO توسط شرکت Living.AI ساخته شده و قابلیت‌هایی مانند تشخیص چهره، واکنش به صدا، نمایش احساسات، اجرای حرکات کوچک و تعامل با موسیقی را ارائه می‌دهد. این ربات با استفاده از هوش مصنوعی سبک، رفتارهای روزمره کاربر را یاد می‌گیرد و تلاش می‌کند پاسخ‌هایی طبیعی‌تر و شخصی‌سازی‌شده ارائه دهد.

در ادامه ویدیوی منتشر شده از این ربات بامزه را می‌توانید تماشا کنید:

بازنشر گسترده این ویدئو نشان می‌دهد که بازار ربات‌های خانگی تعاملی همچنان در حال رشد است و کاربران به‌دنبال گجت‌هایی هستند که علاوه بر سرگرمی، حس همراهی و حضور دیجیتال ایجاد کنند. با توجه به استقبال از این مدل محتوا، به‌نظر می‌رسد EMO همچنان یکی از چهره‌های محبوب در میان ربات‌های خانگی باقی بماند.

در سال‌های اخیر، گوشی‌های هوشمند شاید دیگر مثل گذشته هیجان‌انگیز نباشند، اما کاربران همچنان در موقعیت خوبی قرار دارند؛ زیرا بیشتر برندها تلاش می‌کنند تجربه سخت‌افزاری و نرم‌افزاری را با بهبودهای جزئی و دقیق ارتقا دهند. در همین دوره، هوش مصنوعی به یکی از محورهای اصلی رقابت تبدیل شده و شرکت‌هایی مانند گوگل نیز با سرعت بالا در حال افزودن قابلیت‌های هوش مصنوعی به برنامه‌ها و سرویس‌های خود هستند.

در چند سال گذشته، هوش مصنوعی به یکی از مهم‌ترین اولویت‌های صنعت موبایل تبدیل شده و بسیاری از برندها تلاش کرده‌اند ابزارهای هوش مصنوعی خود را در اختیار کاربران بیشتری قرار دهند. گوگل نیز از این روند عقب نمانده و قابلیت‌های مختلف هوش مصنوعی، از جمله جمینی، را به بخش بزرگی از برنامه‌ها و سرویس‌های خود اضافه کرده است؛ قابلیتی که حالا در بسیاری از تجربه‌های روزمره کاربران حضور دارد و نقش پررنگ‌تری نسبت به گذشته ایفا می‌کند. اما سؤال اینجاست که قدم بعدی چیست؟

براساس گزارشی که وب‌سایت Android Authority منتشر کرده، گوگل اکنون روی قابلیتی جدید کار می‌کند که می‌تواند رفتار بعدی شما را پیش‌بینی کند تا دستگاه اندرویدی‌تان پیش از نیاز شما، همه چیز را آماده داشته باشد. این قابلیت جدید Contextual Suggestions نام دارد؛ ویژگی‌ای که هدفش ایجاد نوعی پیش‌دستی هوشمندانه در تعامل با کاربر است. اما Contextual Suggestions دقیقاً چه کاری انجام می‌دهد؟

همان‌طور که در گزارش توضیح داده شده، اندروید تلاش می‌کند بر اساس موقعیت و الگوی رفتاری شما، موارد موردنیاز را از قبل آماده کند. برای مثال، اگر در حال رفتن به سمت خودرو باشید، گوشی می‌تواند به‌طور خودکار پلی‌لیست موسیقی‌تان را نمایش دهد و حتی گوگل مپز را نیز باز کند. این قابلیت در ظاهر ساده است، اما می‌تواند تجربه کاربری را روان‌تر و سریع‌تر کند و باعث شود بسیاری از کارهای تکراری روزانه بدون دخالت مستقیم شما انجام شوند.

گوگل مثال‌های دیگری هم ارائه کرده است؛ مانند اینکه وقتی به باشگاه می‌رسید، پلی‌لیست موردعلاقه‌تان به‌طور خودکار بارگذاری شود یا دستگاه در زمان و مکان مشخص، محتوای موردنظر را به تلویزیون شما ارسال کند. چنین رفتارهایی می‌تواند برای بسیاری از کاربران جذاب و کاربردی باشد، زیرا دستگاه عملاً به بخشی از عادت‌های روزمره تبدیل می‌شود و واکنش‌هایی هماهنگ با سبک زندگی کاربر نشان می‌دهد.

برای نمونه، این گزارش اشاره می‌کند که در اکثر کاربران در ۹۰ درصد مواقع هنگام خروج از خانه، یوتیوب موزیک را باز می‌کنند و هدفونش را می‌گذارند؛ بنابراین انجام خودکار این کارها می‌تواند زمان و انرژی را صرفه‌جویی کند. البته برای فعال شدن چنین قابلیتی، باید کنترل بیشتری به گوشی داده شود؛ موضوعی که شاید برای برخی کاربران قابل‌قبول نباشد و نگرانی‌هایی درباره میزان دسترسی سیستم به الگوهای رفتاری ایجاد کند.

گوگل می‌خواهد دستگاه اندرویدی شما حرکت بعدی‌تان را پیش‌بینی کند - دیجینوی

Android Authority توضیح می‌دهد که در بخش تنظیمات، پردازش Contextual Suggestions به‌صورت محلی روی دستگاه انجام می‌شود و داده‌ها نیز رمزگذاری شده‌اند. علاوه بر این، اطلاعات جمع‌آوری‌شده هر ۶۰ روز حذف می‌شوند و کاربر می‌تواند آن‌ها را به‌صورت دستی نیز پاک کند. این توضیحات نشان می‌دهد که گوگل تلاش کرده نگرانی‌های مربوط به حریم خصوصی را تا حدی کاهش دهد و شفافیت بیشتری درباره نحوه پردازش داده‌ها ارائه کند.

اگر این موارد هم کافی نباشد، کاربران امکان غیرفعال کردن کامل این قابلیت را خواهند داشت. در حال حاضر، این ویژگی فقط در نسخه بتا و همراه با سرویس گوگل پلی نسخه ۲۵.۴۹.۳۲ دیده شده است. اگر نسخه بتا را اجرا می‌کنید، می‌توانید از بخش All services و سپس Others به آن دسترسی پیدا کنید؛ مسیری که نشان می‌دهد این قابلیت هنوز در مراحل اولیه آزمایش قرار دارد. اما آیا این واقعاً آینده گوشی‌های هوشمند است؟

اگر این قابلیت برایتان آشنا به نظر می‌رسد، دلیلش این است که گوگل پیش‌تر در سری گوشی‌های پیکسل ۱۰ قابلیتی مشابه با نام Magic Cue معرفی کرده بود. هرچند ایده آن جذاب بود، اما در عمل عملکردی نامطمئن و ناهماهنگ داشت. حال باید دید Contextual Suggestions چه تفاوتی ایجاد می‌کند و آیا می‌تواند تجربه‌ای دقیق‌تر و قابل‌اعتمادتر ارائه دهد یا اینکه مانند نمونه قبلی، تنها در حد یک آزمایش باقی می‌ماند.

لامبورگینی سال‌ها با خودروهای بنزینی پرقدرت و پرصدا شناخته می‌شد؛ ماشین‌هایی با موتورهای V12 و V10 که صدای آن‌ها همچون سمفونی سوخت و آتش در خیابان‌ها می‌پیچید. اما امروز این برند وارد عصر برقی‌سازی شده و سه مدل هیبریدی پلاگین را معرفی کرده است: شاسی‌بلند اوروس (URUS SE)، مدل پرچمدار ریووئلتا (Revuelto) و تازه‌ترین مدل با نام تمراریو (Temerario). لامبورگینی این خودروها را PHEV نمی‌نامد، بلکه آن‌ها را HPEV یا «خودروهای برقی با عملکرد بالا» معرفی می‌کند؛ زیرا تمرکز اصلی بر قدرت و هیجان رانندگی است، هرچند بهره‌وری نیز در این مجموعه دیده می‌شود.

در ابتدا بسیاری از منتقدان باور نداشتند که یک هیبریدی از لامبورگینی بتواند همان سطح هیجان و جذابیت مدل‌های پیشین را ارائه دهد، اما آمار و مشخصات فنی خلاف این تصور را نشان می‌دهند. کافی است تمراریو (Temerario) را با خودرویی که جایگزین آن شده، یعنی هوراکان (Huracan)، مقایسه کنید. اختلاف قدرت به‌تنهایی چشمگیر است؛ تمراریو با موتور جدید V8 توئین‌توربو ۴.۰ لیتری و سه موتور الکتریکی مجموعاً ۹۰۷ اسب‌بخار تولید می‌کند، در حالی که قدرتمندترین نسخه‌های هوراکان با موتور V10 تنها به ۶۳۱ اسب‌بخار می‌رسیدند. اما این پرسش مطرح می‌شود که آیا تمراریو می‌تواند به محبوبیت هوراکان، پرفروش‌ترین سوپراسپرت تاریخ لامبورگینی، دست یابد؟

روون موهر (Rouven Mohr)، مدیر ارشد فنی لامبورگینی، پاسخ مثبت می‌دهد و می‌گوید: «تمراریو خودرویی بسیار پخته‌تر است. سطح عملکردی دارد که پیش‌تر هرگز امکان‌پذیر نبود. این مدل در سطحی متفاوت قرار گرفته و حتی رانندگی با آن لذت بیشتری دارد.» تمراریو نخستین سوپراسپرت لامبورگینی است که به حالت دریفت مجهز شده است. با فشردن دکمه‌ای روی فرمان، خودرو آماده اجرای دریفت می‌شود. این مدل با تایرهای پوتنزا اسپرت که به‌طور مشترک با بریجستون (Bridgestone) توسعه یافته‌اند، به‌راحتی در پیست به‌صورت عرضی حرکت می‌کند، گویی روی یخ در حال لغزش است.

لامبورگینی تمراریو؛ هیولای هیبریدی با دریفت سه‌مرحله‌ای + تصاویر - دیجینوی

موهر توضیح می‌دهد که سیستم هیبریدی تمراریو کاملاً جدید است و هیچ بخشی از قوای محرکه هوراکان به آن منتقل نشده. این مدل از طراحی Hot V استفاده می‌کند؛ جایی که توربوشارژرها داخل زاویه V موتور قرار می‌گیرند و نسبت به حالت Cold V سریع‌تر وارد مدار می‌شوند. در Cold V توربوها دورتر از منبع حرارت هستند و حداکثر تا ۷۵۰۰ دور در دقیقه کار می‌کنند، اما Hot V با مسیر کوتاه‌تر گازهای خروجی باعث کاهش لگ توربو و افزایش کارایی می‌شود.

لامبورگینی اعلام کرده که تمراریو نخستین موتور سوپراسپرت تولیدی است که به ۱۰ هزار دور در دقیقه می‌رسد؛ رقمی که معمولاً فقط در موتورهای مسابقه‌ای دیده می‌شود. حتی فراری 12Cilindri با موتور V12 غیرهیبریدی تنها به ۹۵۰۰ دور می‌رسد. برای رسیدن به این عملکرد، مهندسان لامبورگینی از صفر شروع کردند و توربوشارژرهای بزرگ‌تری به‌کار بردند تا در دورهای بالا قدرت بیشتری ایجاد شود، در حالی که سه موتور الکتریکی محوری (دو موتور روی چرخ‌های جلو و یکی بین موتور و گیربکس هشت‌سرعته دوکلاچه) لگ توربو را کاهش می‌دهند. این موتورها که توسط شرکت یاسا (YASA) ساخته شده‌اند، ۵۰ درصد سبک‌تر و ۲۰ درصد باریک‌تر از موتورهای شعاعی معمولی هستند و توان زیادی را در ابعاد کوچک ارائه می‌دهند.

موهر می‌گوید هنگام اولین رانندگی با تمراریو مجبور شده سبک رانندگی خود را تغییر دهد، چون این خودرو ترکیبی از رفتار موتورهای تنفس طبیعی و توربو را ارائه می‌دهد؛ یعنی هم در دورهای پایین گشتاور بالایی دارد و هم در دورهای بالا قدرتی خطی و نفس‌گیر تولید می‌کند. او تأکید می‌کند بازه ۶۰۰۰ تا ۱۰ هزار دور تجربه‌ای کم‌نظیر است و تنها موتورهای پایه فرمول ۱ رفتاری مشابه دارند.

به گفته او، تمراریو منحنی توان بی‌پایانی دارد و ابتدا ناخودآگاه در ۶۰۰۰ دور تعویض دنده می‌کرد، اما بعد فهمید باید روی پدال بماند تا قدرت واقعی خودرو را حس کند. او یادآور می‌شود که موتورهای تنفس طبیعی کمی در جهان به ۱۰ هزار دور می‌رسند و در میان موتورهای توربو تنها نمونه قابل مقایسه، موتورهای فرمول ۱ است.

لامبورگینی تمراریو؛ هیولای هیبریدی با دریفت سه‌مرحله‌ای + تصاویر - دیجینوی

موهر همچنین تأکید می‌کند شخصیت تمراریو کاملاً متفاوت از ریووئلتا (Revuelto) است. ریووئلتا با موتور V12 تنفس طبیعی ۶.۵ لیتری و سه موتور الکتریکی، پرچمدار گران‌قیمت برند است، اما تمراریو برای استفاده روزمره طراحی شده و بدنه، آیرودینامیک و موتور آن برای تجربه‌ای راحت‌تر و سرگرم‌کننده‌تر تنظیم شده‌اند.

برای نخستین بار در تاریخ لامبورگینی، حالت دریفت واقعی به‌صورت کارخانه‌ای به تمراریو اضافه شده است. راننده می‌تواند از طریق دکمه فرمان بین سه سطح دریفت انتخاب کند. سطح ۱ امکان اوراستیر (Oversteer) با زاویه محدود را فراهم می‌کند. سطح ۲ زاویه دریفت را تا ۳۰ درجه افزایش می‌دهد و سطح ۳ آن را به ۴۰ درجه می‌رساند. موهر توضیح می‌دهد: «شاید بگویید سایر خودروسازان چنین قابلیتی داشته‌اند، اما ما آن را به شیوه‌ای متفاوت اجرا کرده‌ایم. ما از ترمز استفاده نمی‌کنیم، بلکه با تقسیم گشتاور در محور جلو کنترل را به‌دست می‌گیریم و همین حس طبیعی‌تری ایجاد می‌کند.»

تمام این ویژگی‌ها تجربه‌ای درخور نام لامبورگینی خلق کرده‌اند. اگر آینده سوپراسپرت‌های هیبریدی چنین باشد، باید گفت دوران تازه‌ای آغاز شده است.

طی یک اتفاق کم‌سابقه در پاکستان، جسد مردی که ۲۸ سال پیش در دل یخچال‌های طبیعی منطقه کوهستانی ناپدید شده بود، به‌طور کاملاً سالم پیدا شد. این کشف غیرمنتظره نه‌تنها به یک جست‌وجوی طولانی پایان داد، بلکه بار دیگر نقش تغییرات اقلیمی و ذوب سریع یخچال‌ها را در آشکار شدن بقایای انسانی و تاریخی یادآوری کرد.

در ژوئن ۱۹۹۷، مردی ۳۱ ساله اهل پاکستان به نام نصیرالدین، هنگام سفر در دره سوپات در منطقه کوهستانی در شمال پاکستان، وارد یک غار شد و پس از آن دیگر دیده نشد. خانواده‌اش سال‌ها در جست‌وجوی نشانه‌ای از او بودند، اما تلاش‌های گسترده آن‌ها نتیجه‌ای نداشت. این ناپدیدشدن ناگهانی، سال‌ها به یک معمای تلخ خانوادگی تبدیل شد و هر بار که اعضای خانواده به منطقه بازمی‌گشتند، امیدی تازه اما کوتاه‌مدت در دلشان شکل می‌گرفت.

مالک عبید، برادرزاده نصیرالدین، در گفت‌وگو با خبرگزاری AFP توضیح داد: «خانواده ما طی این سال‌ها هر کاری از دستشان برمی‌آمد انجام دادند. عموها و پسرعموهایم بارها به محل گم شدن نصیرالدین رفتند تا شاید بتوانند جسد او را پیدا کنند، اما در نهایت چیزی نیافتند، چون امکان دسترسی وجود نداشت.» او توضیح داد که شرایط سخت جغرافیایی، سرمای شدید و خطرات طبیعی باعث می‌شد جست‌وجوها هر بار نیمه‌تمام بماند و خانواده با حس ناتمام‌بودن تلاش‌ها به خانه بازگردد.

پس از نزدیک به سه دهه، این جست‌وجوی طولانی بالاخره پایان یافت؛ زیرا در تاریخ ۳۱ ژوئیه، یک چوپان محلی به نام عمر خان در همان دره، جسد نصیرالدین را پیدا کرد؛ جسدی که هنوز کارت شناسایی همراهش بود. اما این تنها نکته شگفت‌انگیز ماجرا نبود و آنچه او مشاهده کرد، فراتر از انتظار هر کسی بود که سال‌ها درباره سرنوشت این مرد شنیده بود.

عمر خان در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی گفت: «آنچه دیدم باورکردنی نبود و جسد کاملاً سالم مانده بود. حتی لباس‌ها هم پاره نشده بودند.» او توضیح داد که ظاهر جسد به‌گونه‌ای بود که گویی زمان برای او متوقف شده و گذر سال‌ها هیچ اثری بر بدنش نگذاشته است؛ موضوعی که حتی برای ساکنان محلی که با یخچال‌ها آشنا هستند نیز غیرمعمول به نظر می‌رسید.

نصیرالدین طی ۲۸ سال در دل یخچال طبیعی به‌صورت مومیایی‌شده باقی مانده بود. او به‌سرعت منجمد شده و این انجماد سریع، بدنش را از رطوبت و اکسیژن دور نگه داشته بود. مالک عبید در ادامه گفت: «بالاخره پس از پیدا شدن جسدش کمی آرامش پیدا کردیم.» او توضیح داد که هرچند این کشف دردناک است، اما پایان یافتن بلاتکلیفی طولانی‌مدت برای خانواده نوعی آرامش به همراه داشته است.