محصولات فروشي اندرویدچه

گروهی از باستان‌شناسان موفق شده‌اند بقایای یک شهر قرون‌وسطایی را پیدا کنند که زیر آب‌های دریاچه ایسیک کول در شرق قرقیزستان پنهان مانده بود.

آخرین مرحله از این کاوش‌ها از پاییز ۲۰۲۵ آغاز شد و تمرکز آن بر مجموعه غرق‌شده تورواگیر در بخش شمال‌باختری دریاچه بود. در همین منطقه باستان‌شناسان یک گورستان قرون‌وسطایی، ظرف‌های بزرگ سفالی و بخش‌هایی از سازه‌ای از آجر پخته پیدا کردند که احتمالا مسجد یا حمام بوده است.

دریاچه ایسیک کول، هشتمین دریاچه عمیق جهان، در گذشته بر مسیر جاده ابریشم قرار داشت و این شهر غرق‌شده نیز به احتمال زیاد یکی از ایستگاه‌های مهم این مسیر بوده است. اما در آغاز سده پانزدهم، زمین‌لرزه‌ای بزرگ شهر را به زیر آب برد و بقایای آن تا امروز همان‌جا مانده است.

بقایای غرق‌شده یک شهر قرون‌وسطایی در دریاچه ایسیک کول

طبق اعلام انجمن جغرافیایی روسیه، که هزینه این پروژه را تامین کرده، این اکتشاف چهار بخش از دریاچه را دربر می‌گرفت؛ در عمق‌هایی بین حدود یک تا چهار متر. در بخش نخست، چندین سازه آجری شناسایی شد. یکی از این سازه‌ها سنگ آسیابی داشت که برای خرد کردن و آسیاب گندم استفاده می‌شد.

در ادامه سازه‌ای پیدا شد که احتمالا مسجد، حمام یا مدرسه اسلامی بوده است. در کنار این ساختمان‌ها، چند ساختار سنگی و تیرهای چوبی نیز کشف شد. قرار است این تیرها برای سن‌سنجی رادیوکربن و تحلیل دندروکرونولوژی ارسال شوند تا قدمت دقیق آنها مشخص شود.

بقایای غرق‌شده یک شهر قرون‌وسطایی در دریاچه ایسیک کول

در بخش دوم، باستان‌شناسان یک گورستان مسلمان متعلق به سده سیزدهم یا چهاردهم را پیدا کردند که به شدت بر اثر شوری آب دریاچه فرسایش یافته بود.

ماکسیم منشی‌کوف، سرپرست گروه کاوش، گفت: «در سده سیزدهم، با نفوذ اردوی زرین، اسلام در این منطقه گسترش یافت. احتمالا گورستانی که در بستر دریاچه پیدا کرده‌ایم به همین دوره مربوط است.»

باستان‌شناسان همچنین چند تدفین نزدیک این گورستان پیدا کردند که همگی بر اساس سنت اسلامی انجام شده بودند؛ با اسکلت‌هایی رو به شمال و صورت‌هایی که به سوی کعبه در مکه قرار داشت. دو اسکلت، یکی متعلق به یک مرد و دیگری یک زن، برای بررسی‌های تکمیلی بیرون آورده شده‌اند.

بخش سوم دریاچه شامل چند نمونه سفال قرون‌وسطایی بود و بخش چهارم سازه‌های گرد و چهارگوشی را در خود داشت که از خشت ساخته شده بودند.

بازخوانی تاریخ شهری که زمانی در کنار دریاچه ایسیک کول قد برافراشته بود

این شهر قرون‌وسطایی در مسیر جاده ابریشم قرار داشت؛ مسیری راهبردی که صدها سال محل رفت‌وآمد بازرگانان و مسافران از آسیای شرقی تا اروپا بود. به نظر می‌رسد این محوطه تازه کاوش‌شده یکی از ایستگاه‌های مهم کاروان‌ها در مسیر چین بوده است.

والری کولچنکو، پژوهشگر آکادمی علوم قرقیزستان، به هریتیج دیلی گفت: «محوطه‌ای که در حال مطالعه آن هستیم شهری بزرگ یا یک مرکز تجاری مهم در یکی از کلیدی‌ترین بخش‌های جاده ابریشم بوده است.»

برای روشن شدن پیشینه تاریخی این شهر، پژوهشگران علاوه بر کاوش‌های زیرآبی، اسناد قرون‌وسطایی را نیز بررسی کردند. یافته‌ها نشان می‌دهد که در سده دهم، دودمانی ترک به نام دولت قراخانیان قدرت‌گیری در این منطقه را آغاز کرده بود.

منشی‌کوف افزود: «در اینجا مردم دین‌های گوناگون داشتند: تنگری‌باوری، بودیسم، مسیحیت نسطوری. نخبگان حاکم گرچه در دوره‌های مختلف به اسلام گرایش داشتند، اما اسلام تنها از سده سیزدهم در آسیای مرکزی گسترش یافت. پیش از آن بیشتر دین طبقه فرمانروا و گروه‌های فعال در اقتصاد بود.»

اما رونق این شهر ناگهان در آغاز سده پانزدهم پایان یافت؛ زمانی که زمین‌لرزه‌ای ویرانگر آن را به زیر آب‌های دریاچه ایسیک کول فرستاد.

کولچنکو گفت: «پس از این فاجعه، جمعیت منطقه به طور چشمگیری تغییر کرد و تمدن شکوفای این شهر قرون‌وسطایی از میان رفت.»

باستان‌شناسان با بهره‌گیری از روش‌های تحقیقاتی علوم جنایی تأیید کردند که اسکلت متعلق به سده ۱۳ میلادی که در سال ۱۹۱۵ کشف شده بود، در واقع پیکر دوک به قتل رسیده مجارستانی، بلای ماسکو (Béla of Mascó) است. تیم پژوهشی صحنه و دقایق پایانی‌مرگ این دوک جوان بیست‌وچند ساله را بازسازی کرد. پژوهشگران دریافتند که دوک بلای ماسکو به‌وسیله سه مهاجم و در قالب یک عملیات ترور هماهنگ‌شده به قتل رسیده است.

لحظات پایانی زندگی دوک بلای ماسکو در ماه نوامبر سال ۱۲۷۲، یک ترور خشونت‌آمیز توسط سه مهاجم با شمشیر بود. چندین قرن بعد، بقایای اسکلتی زیر کف یک صومعه مربوط به سده ۱۳ در جزیره مارگارت واقع در بوداپست کشف شد و کارشناسان احتمال دادند که این پیکر همان دوکِ به‌ قتل‌ رسیده باشد. دهه‌ها بعد، به لطف گروهی از پژوهشگران مجارستانی، این فرضیه تأیید شد.

در هنگام کشف اولیه در سال ۱۹۱۵، گمان می‌رفت که این استخوان‌ها متعلق به دوک، نوه‌ی پادشاه بلای چهارم از خاندان آرپاد مجارستان و پسر دوک روستیسلاو از دودمان روریک باشد. مطالعه‌ای که در مجله Forensic Science International: Genetics به‌وسیله تیم مذکور منتشر شده، بیان می‌کند که اکنون داده‌های کامل باستان‌شناسی و جنایی برای اثبات آن حدس اولیه در دست است.

تیم بین‌المللی پژوهشگران، به سرپرستی گروهی از دانشگاه اتوش لوراند، نوشت که آنان «رویکردی پیچیده را برای شناسایی فرد و بازسازی شرایط مرگ او به کار گرفتند.»‌ با شروع از بستر فیزیکی محل کشف اسکلت، تیم پژوهش با استفاده از تاریخ‌گذاری رادیوکربنی تأیید کرد که این تدفین متعلق به میانه سده ۱۳ میلادی است. ویژگی‌های استخوان‌شناسی نشان داد که فرد یک مرد بالغ در دهه سوم زندگی بوده و تحلیل جرم سخت‌ شده روی دندان‌ها نیز نشان داد که رژیم غذایی او از نوع اشرافی و غنی از پروتئین‌های حیوانی (به‌ویژه ماهی)، غلات گندم و جو بوده است.

تحلیل DNA باستانی، هم تبار مستقیم از پادشاه بلای سوم و هم وابستگی کروموزوم Y به دودمان روریک را تأیید کرد. تیم پژوهشی اظهار داشت که داده‌های DNA آشکارا نشان می‌دهد که این بقایا متعلق به دوک بلای ماسکو است و او از نسل چهارم پادشاه بلای سوم محسوب می‌شود. تقریباً نیمی از پس‌زمینه ژنتیکی او شامل مؤلفه‌های اسکاندیناویایی و بخش‌هایی از شرق مدیترانه (به‌همراه مقدار اندکی از اروپای مرکزی اوایل قرون وسطی) بوده که با تبار روریک و سلسله خانوادگی او هماهنگ است.

با ترکیب این داده‌های ژنتیکی با شواهد تاریخی که بیان می‌کند دوک بلا در نوامبر ۱۲۷۲ به دست بنی هنریک از خاندان هدر و همراهان او ترور شده و سپس پیکر او توسط خواهر و خواهرزاده‌اش در صومعه دفن گردیده است، هویت این فرد با قطعیت تعیین شد.

هنریک و همراهانش هنگام حمله کاملاً مطمئن بوده‌اند، زیرا ۲۳ زخم شمشیر ، شامل ضربات مرگبار به سر ، روی اسکلت دوک یافت شد. این آسیب‌ها نشان می‌دهد که دوک در یک دوئل کشته نشده، بلکه توسط چند مهاجم که او را محاصره کرده بودند مورد حمله قرار گرفته و ضربات وارده حتی پس از سقوط او بر زمین ادامه یافته است.

الگوی آسیب‌ها نشان‌دهنده برنامه‌ریزی و درگیری شدید بوده است. پژوهشگران نوشتند که یافته‌های آنان «اولین شناسایی ژنتیکی یک عضو خاندان سلطنتی در دوره قرون وسطی را ارائه کرده و یک مسئله باستان‌شناسی ۱۰۰ ساله را حل می‌کند و قدرت روش‌های میان‌رشته‌ای را برای تأیید فرضیات تاریخی و بازسازی مرگ‌های خشونت‌آمیز گذشته با جزئیاتی بی‌سابقه نشان می‌دهد.»

شواهد جنایی وجود ۲۶ جراحت را آشکار کرد که بیانگر یک حمله هماهنگ و از پیش طراحی‌ شده توسط حداقل سه مهاجم است. با احتساب ۹ زخم به جمجمه و ۱۷ زخم به بدن، تیم پژوهشی معتقد است که یک مهاجم از روبه‌رو به قربانی حمله کرده و دو نفر دیگر به‌طور همزمان از چپ و راست به او ضربه زده‌اند. محل جراحات نشان می‌دهد که دوک با مهاجمان درگیر شده و تلاش کرده از خود دفاع کند. با این حال، عمق جراحات نشان می‌دهد که او زره به تن نداشته است. مهاجمان از دو نوع سلاح متفاوت برای قتل استفاده کردند که احتمالاً یک شمشیر بلند و یک قمه خمیده بوده است.

بازسازی صحنه نشان می‌دهد که حمله با ضربات شمشیر به سر و بخش بالایی بدن آغاز شده است. سپس، هنگامی که قربانی تلاش کرده ضربات بیشتر را دفع کند، دچار جراحات شدید دفاعی شده است. ضربات جانبی ادامه یافته و پس از افتادن دوک بر زمین، آسیب‌های مرگبار به سر و صورت وارد شده است.

شدت خشونت و تعداد زیاد ضربات به سر و صورت، از درگیری شدید حکایت دارد، درحالی‌که هماهنگی دقیق حمله نشان می‌دهد که این اقدام کاملاً از پیش برنامه‌ریزی شده بود. یک قرن پس از کشف این پیکر، و بیش از ۷۵۰ سال پس از مرگ او، اکنون تصویری بسیار روشن‌تر از دقایق پایانی زندگی دوک بلای ماسکو و پاسخی قطعی برای یک پرونده جنایی ۱۰۰ ساله در اختیار داریم.

شستن مرغ خام ممکن است در ظاهر رفتاری بهداشتی به نظر برسد، اما در واقع نه‌تنها ضرورتی ندارد، بلکه می‌تواند خطرآفرین باشد.

مرغی که از فروشگاه تهیه می‌شود از پیش شسته شده است. افزون بر این، پژوهش‌های اخیر نشان می‌دهد که این کار تأثیر چندانی در حذف عوامل بیماری‌زا ندارد و حتی ممکن است موجب پراکندگی میکروب‌ها شود.

در ارتباط با موضوعی مشابه، گزارش شده که ۱ مورد از هر ۵ عفونت مجاری ادراری به رعایت‌نکردن بهداشت در آشپزخانه مرتبط است. جولیان کاکس، معاون شورای اطلاع‌رسانی ایمنی غذایی استرالیا، هم‌زمان با برگزاری هفته ایمنی غذایی این کشور در ماه نوامبر، هشدار می‌دهد که شستن مرغ خام پیش از پختن نه‌تنها توصیه نمی‌شود بلکه می‌تواند کاملاً مضر باشد.

به گفته او، این کار احتمال پخش‌شدن باکتری‌ها در نقاط مختلف آشپزخانه را افزایش می‌دهد و در نتیجه خطر ابتلا به بیماری‌های ناشی از مواد غذایی را بالا می‌برد.

این هشدار تنها محدود به استرالیا نیست. در سال ۲۰۲۲، یک نظرسنجی آنلاین نشان داد که از میان ۱۸۲۲ مصرف‌کننده در ایالات متحده، ۷۳ درصد اعلام کرده‌اند که مرغ خام را می‌شویند. تنها ۳۰ درصد از این افراد از نادرست‌بودن این کار اطلاع داشته‌اند. آموزش ناکافی درباره این موضوع، مردم را در معرض خطر قرار داده است.

هر سال در ایالات متحده حدود ۴۷.۸ میلیون مورد بیماری ناشی از مواد غذایی گزارش می‌شود و رایج‌ترین ماده غذایی مرتبط با این موارد، مرغ خام است. هرچند شستن مرغ لزوماً علت مستقیم بیماری نیست، اما خطر را افزایش می‌دهد.

در سال ۲۰۱۹، پژوهشی از وزارت کشاورزی ایالات متحده نشان داد که ۲۶ درصد از شرکت‌کنندگان که مرغ خام را شسته بودند، بعدها هنگام شستن سالاد در همان سینک، باکتری‌ها را به غذای خود منتقل کردند.

در حالی که شستن کامل سینک با آب داغ و مواد شوینده امکان‌پذیر است، اما کاری غیرضروری و پرزحمت به شمار می‌آید. بر اساس برآوردهای سال ۲۰۱۸ که از سوی مرکز کنترل و پیشگیری بیماری‌های ایالات متحده منتشر شده، تقریباً ۱ بسته از هر ۲۵ بسته مرغ عرضه‌شده در فروشگاه‌ها به باکتری سالمونلا آلوده بوده است.

به‌تازگی نیز پژوهشی نگران‌کننده نشان داده است که ۱ از هر ۵ مورد عفونت مجاری ادراری می‌تواند به دلیل نگهداری یا آماده‌سازی نادرست گوشت خام در آشپزخانه ایجاد شود.

برای محافظت هرچه بهتر در برابر سالمونلا و اشرشیاکُلی در آشپزخانه، وزارت کشاورزی ایالات متحده توصیه می‌کند که:

گوشت خام را نشویید.از تخته‌برشِ اختصاصی برای گوشت خام استفاده کنید.دستان خود را پس از تماس با گوشت خام، دست‌کم به مدت ۲۰ ثانیه با صابون بسابید.از دماسنج مواد غذایی استفاده کنید تا مطمئن شوید که مرغ حداقل تا دمای ۷۴ درجه سانای گراد پخته شده است.

شایان ذکر است که این توصیه‌ها برای بوقلمون خام نیز صدق می‌کند.

پس از یک سال پرهیاهو از معاملات و شایعات مربوط به عرضه اولیه سهام، بررسی‌های مالی پیرامون شرکت OpenAI شدت گرفته است. اسناد فاش‌شده که توسط وبلاگ‌نویس فناوری اد زترون (Ed Zitron) به دست آمده‌اند، جزئیات بیشتری از وضعیت مالی OpenAI به‌ویژه در زمینه درآمد و هزینه‌های محاسباتی این شرکت طی دو سال گذشته ارائه می‌دهد.

زترون این هفته گزارش داد که در سال ۲۰۲۴، مایکروسافت مبلغ ۴۹۳.۸ میلیون دلار از محل سهم درآمدی خود از OpenAI دریافت کرده است. در سه فصل نخست سال ۲۰۲۵، این رقم به ۸۶۵.۸ میلیون دلار افزایش یافته است.

بر اساس گزارش‌ها، OpenAI حدود ۲۰ درصد از درآمد خود را با مایکروسافت به اشتراک می‌گذارد؛ توافقی که در پی سرمایه‌گذاری بیش از ۱۳ میلیارد دلار توسط این غول نرم‌افزاری در استارتاپ قدرتمند هوش مصنوعی شکل گرفت. (نه OpenAI و نه مایکروسافت تاکنون این درصد را به‌طور عمومی تأیید نکرده‌اند.)

با این حال، موضوع پیچیده‌تر می‌شود؛ زیرا مایکروسافت نیز بخشی از درآمد خود را با OpenAI تقسیم می‌کند؛ به‌طوری‌که حدود ۲۰ درصد از درآمدهای حاصل از بینگ (Bing) و Azure OpenAI Service را به این شرکت بازمی‌گرداند. بینگ توسط OpenAI پشتیبانی می‌شود و سرویس Azure OpenAI دسترسی ابری به مدل‌های OpenAI را برای توسعه‌دهندگان و کسب‌وکارها فراهم می‌کند.

منبعی آگاه به TechCrunch گفته است که پرداخت‌های فاش‌شده مربوط به سهم خالص درآمدی مایکروسافت هستند. به عبارت دیگر، این ارقام شامل مبالغی که مایکروسافت از محل بینگ و Azure به OpenAI پرداخت کرده، نمی‌شوند و مایکروسافت این ارقام را از گزارش‌های داخلی خود کسر می‌کند.

مایکروسافت در صورت‌های مالی خود میزان درآمد دقیق حاصل از بینگ و Azure OpenAI را تفکیک نمی‌کند، بنابراین برآورد میزان بازگشت درآمد به OpenAI دشوار است. با وجود این، اسناد فاش‌شده تصویری روشن‌تر از یکی از داغ‌ترین شرکت‌های بازار خصوصی امروز نه‌تنها در زمینه میزان درآمد، بلکه در مقایسه با هزینه‌های سنگین این شرکت نیز ارائه می‌دهد.

بر اساس آمار منتشرشده و همان سهم ۲۰ درصدی درآمد، می‌توان نتیجه گرفت که درآمد OpenAI در سال ۲۰۲۴ دست‌کم ۲.۵ میلیارد دلار و در سه فصل نخست سال ۲۰۲۵ حدود ۴.۳۳ میلیارد دلار بوده است (هرچند احتمالاً بیشتر از این رقم است). گزارش‌های پیشین از The Information درآمد OpenAI در سال ۲۰۲۴ را حدود ۴ میلیارد دلار و درآمد نیمه نخست ۲۰۲۵ را ۴.۳ میلیارد دلار برآورد کرده بودند.

سم آلتمن (Sam Altman) مدیرعامل OpenAI اخیراً اعلام کرده است که درآمد این شرکت بیش از گزارش‌های مربوط به ۱۳ میلیارد دلار در سال است و پیش‌بینی کرده که درآمد سالانه این شرکت تا پایان سال از ۲۰ میلیارد دلار فراتر رود. او همچنین گفته است که درآمد OpenAI می‌تواند تا سال ۲۰۲۷ به ۱۰۰ میلیارد دلار برسد.

بر اساس تحلیل زترون، OpenAI در سال ۲۰۲۴ حدود ۳.۸ میلیارد دلار برای هزینه‌های استنتاج (Inference) صرف کرده است. این هزینه در نه ماه نخست سال ۲۰۲۵ به حدود ۸.۶۵ میلیارد دلار افزایش یافته است (استنتاج به محاسباتی گفته می‌شود که برای اجرای مدل‌های آموزش‌دیده و تولید پاسخ‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد).

OpenAI به‌طور تاریخی تقریباً به‌طور کامل به Microsoft Azure برای دسترسی محاسباتی متکی بوده است، هرچند این شرکت قراردادهایی با CoreWeave و Oracle و اخیراً با AWS و گوگل کلود نیز منعقد کرده است.

گزارش‌های پیشین کل هزینه محاسباتی OpenAI در سال ۲۰۲۴ را حدود ۵.۶ میلیارد دلار و «هزینه درآمد» این شرکت در نیمه نخست ۲۰۲۵ را ۲.۵ میلیارد دلار اعلام کرده بودند.

منبعی آگاه به TechCrunch گفته است که هزینه‌های آموزش OpenAI عمدتاً غیرنقدی هستند؛ به این معنا که با اعتبارات اختصاصی مایکروسافت به‌عنوان بخشی از سرمایه‌گذاری این شرکت پرداخت می‌شوند. اما هزینه‌های استنتاج عمدتاً نقدی هستند. هرچند این تصویر کامل نیست، اما ارقام نشان می‌دهند که OpenAI ممکن است برای هزینه‌های استنتاج بیش از درآمد خود خرج کرده باشد.

این موضوع بار دیگر بحث‌های مربوط به «حباب هوش مصنوعی» را در محافل نیویورک و سیلیکون‌ولی داغ کرده است. اگر غول مدل‌های هوش مصنوعی همچنان در اجرای مدل‌های خود زیان‌ده باشد، این مسئله چه معنایی برای سرمایه‌گذاری‌های عظیم با ارزش‌گذاری‌های حیرت‌انگیز در سایر بخش‌های دنیای هوش مصنوعی خواهد داشت؟

OpenAI از اظهار نظر خودداری کرد. مایکروسافت نیز به درخواست TechCrunch برای توضیح پاسخی نداد.

در تازه‌ترین آپدیت و گزارش پایگاه معتبر Global Firepower در سال ۲۰۲۵، ایران توانسته جایگاهی مهم در میان قدرت‌های نظامی جهان به دست آورد. این گزارش که هر ساله با بررسی دقیق شاخص‌های متنوع منتشر می‌شود، امسال ایران را با امتیاز ۰.۳۰۴۸ در رتبه شانزدهم جهان قرار داده است. اهمیت این جایگاه زمانی بیشتر آشکار می‌شود که بدانیم ایران در کنار قدرت‌های بزرگی چون ایالات متحده آمریکا، روسیه و چین در فهرست بیست ارتش برتر جهان حضور دارد. تثبیت این رتبه بیانگر آن است که توان دفاعی و ظرفیت‌های راهبردی ایران نه‌تنها در سطح منطقه‌ای بلکه در عرصه جهانی نیز مورد توجه قرار گرفته و جایگاهی پایدار یافته است.

بر اساس گزارش رسمی پایگاه معتبر Global Firepower در سال ۲۰۲۵، جمهوری اسلامی ایران توانسته جایگاه شانزدهم را در میان ۱۴۵ کشور جهان در رده‌بندی قدرتمندترین ارتش‌های جهان به دست آورد. این رتبه با امتیاز ۰.۳۰۴۸ در شاخص قدرت نظامی (PowerIndex) ثبت شده و نشان‌دهنده تثبیت موقعیت ایران در میان بیست ارتش برتر جهان است. شاخص وبسایت Global Firepower هر ساله با بررسی بیش از ۶۰ معیار مختلف از جمله توان رزمی زمینی، هوایی و دریایی، ظرفیت انسانی، بودجه دفاعی، منابع طبیعی، موقعیت جغرافیایی و زیرساخت‌های لجستیکی منتشر می‌شود و به‌عنوان یکی از معتبرترین مراجع در زمینه ارزیابی قدرت نظامی کشورها شناخته می‌شود.

در صدر این فهرست، سه کشور ایالات متحده آمریکا، روسیه و چین قرار دارند. ایالات متحده آمریکا با بودجه دفاعی عظیم، فناوری‌های پیشرفته و حضور گسترده در تمامی عرصه‌های نظامی، همچنان قدرتمندترین ارتش جهان محسوب می‌شود. روسیه با توان بالای زمینی و زرادخانه گسترده تسلیحات راهبردی در جایگاه دوم ایستاده و چین نیز با ارتش بزرگ و سرمایه‌گذاری‌های کلان در حوزه فناوری‌های نوین دفاعی، رتبه سوم را به خود اختصاص داده است.

ایران در این جدول بالاتر از بسیاری از کشورهای مطرح قرار گرفته و تنها یک رتبه پایین‌تر از اسرائیل جای گرفته است. این جایگاه نشان‌دهنده اهمیت راهبردی ایران در معادلات منطقه‌ای و جهانی است. ترکیب ظرفیت انسانی گسترده، موقعیت ژئوپلیتیک ویژه و توانمندی‌های متنوع نظامی، ایران را در جایگاهی قرار داده که در کنار قدرت‌های بزرگ جهان، به‌عنوان یکی از ارتش‌های برتر شناخته شود.

این گزارش که به‌تازگی به‌روزرسانی شده، بار دیگر تأکید می‌کند که ایران توانسته با اتکا به منابع داخلی، زیرساخت‌های دفاعی و توان انسانی، جایگاهی پایدار در میان بیست ارتش برتر جهان به دست آورد. حضور ایران در رتبه شانزدهم، علاوه بر تثبیت موقعیت بین‌المللی، نشان‌دهنده قدرت و توان دفاعی این کشور در برابر چالش‌های منطقه‌ای و جهانی است.

شما در جهانی سه‌بعدی زندگی می‌کنید؛ همه ما همین‌گونه‌ایم. می‌توان در جهت‌های چپ، راست، جلو، عقب، بالا و پایین حرکت کرد. اکنون موجودی را تصور کنید که می‌تواند همانند فشار دادن یک کلید، در جهان شما ظاهر شود و سپس ناپدید گردد؛ موجودی که همچون استاد بی‌بدیل توهمات، از محدودیت‌های فیزیکی جهان ما رهاست و قادر است در لحظه، از فاصله‌هایی عظیم در فضا عبور کند و از میان ابعادی پنهان سفر نماید؛ ابعادی که برخی باور دارند در ورای ادراک ما نهفته‌اند.

اما اگر شما نیز به شکلی مشابه به این ابعاد بالاتر متصل بودید چه؟ اگر واژه دیگری که بتوان برای چنین موجود فراجهانی به کار برد، «آگاهی» بود؟

با وجود قرن‌ها مطالعه علمی، ماهیت آگاهی همچنان معما باقی مانده است. نظریه‌های گوناگونی برای توضیح این پدیده مطرح شده‌اند؛ از شبکه‌های عصبی مغز گرفته تا الگوریتم‌های پیچیده شناخت، اما هیچ‌یک نتوانسته‌اند به‌طور قطعی جوهره آن را روشن کنند. مایکل پراویکا، استاد فیزیک دانشگاه نوادا در لاس‌وگاس بر این باور است که برای توضیح آگاهی، باید به سراغ ابعاد پنهان رفت. از نگاه او، آگاهی در لحظه‌های اوج ادراک، توانایی عبور از مرزهای جهان فیزیکی را دارد. مفهوم او به نظریه «فرا‌بُعدی‌بودن» ارتباط پیدا می‌کند؛ یعنی این احتمال که جهان ما تنها از سه بُعد قابل‌ادراک ساخته نشده باشد، بلکه بخشی از مجموعه‌ای بسیار عظیم‌تر با ابعاد پنهان باشد.

اگر این نظریه درست باشد، باید بپذیریم که نه‌تنها برخی موجودات می‌توانند خارج از قلمرو فیزیکی و رها از محدودیت‌های فضا و زمان سکونت داشته باشند، بلکه آگاهی ما نیز شاید ظرفیتی مشابه داشته باشد.

پراویکا که مسیحی ارتدوکس و دارای مدرک دکترای هاروارد است، فرا‌بُعدی‌بودن را راهی برای پیوند دادن پس‌زمینه علمی خود با باورهای دینی‌اش می‌داند. او در حاشیه جریان اصلی علم حرکت می‌کند و ایده‌های پذیرفته‌شده‌تر را تا مرزهای دور می‌برد تا به موضوعات پیچیده فکر کند. پراویکا باور دارد که فرا‌بُعدی‌بودن مفهومی بسیار آشناتر از آن چیزی است که تصور می‌کنیم. برای نمونه، او معتقد است عیسی می‌توانسته موجودی فرا‌بُعدی باشد، و تنها نمونه هم نباشد.

آیا آگاهی از بُعدی بالاتر سرچشمه می‌گیرد؟ - دیجینوی

او در گفت‌وگویی در سال ۲۰۲۴ می‌گوید: «در کتاب مقدس آمده که عیسی ۴۰ روز پس از حضور در زمین، عروج کرد. اگر یک موجود چهار‌بعدی باشید، چگونه به آسمان عروج می‌کنید؟»

او ادامه می‌دهد: «اما اگر فرا‌بُعدی باشید، حرکت از جهان آشنا به جهان آسمانی، که ممکن است جهانی دارای ابعاد بالاتر یا حتی بی‌نهایت بُعد باشد، بسیار ساده است.»

پراویکا پیشنهاد می‌کند که ما نیز ممکن است توانایی اتصال به ابعاد برتر را داشته باشیم، زمانی که مغزمان را به شیوه‌های خاصی درگیر می‌کنیم؛ برای مثال هنگام خلق آثار هنری، انجام پژوهش علمی، تفکر فلسفی عمیق یا حتی در سفرهای گسترده‌ای که در رؤیا تجربه می‌کنیم. در چنین لحظه‌هایی، آگاهی ما پرده جهان فیزیکی را می‌شکافد و با ابعاد برتر هم‌نوا می‌شود و در پاسخ، امواجی از خلاقیت را دریافت می‌کند. او می‌گوید: «این واقعیت که ما می‌توانیم در ذهن و ریاضیات خود، ابعادی فراتر از چهار بُعد را تصور کنیم، یک موهبت است … چیزی که ورای زیست‌شناسی قرار می‌گیرد.»

این ایده که آگاهی با ابعاد بالاتر تعامل دارد، با پیشرفته‌ترین نظریه‌های فیزیک، از جمله نظریه ریسمان، پیوند می‌یابد. در این نظریه، همه چیز در جهان، از کوچک‌ترین ذرات تا نیروهایی که آنها را به هم پیوند می‌دهند، از ریسمان‌های بسیار ریز و مرتعش تشکیل شده است. ارتعاش این ریسمان‌ها در ابعاد نادیدنی و متعدد، منشأ تمام ذرات و نیروهایی است که مشاهده می‌کنیم.

پراویکا می‌گوید: «نظریه ریسمان اساساً نظریه‌ای درباره فرا‌بُعدی‌بودن است. این نظریه بررسی می‌کند که جهان در مقیاسی زیر‌کوانتومی چگونه ساخته شده است.»

فرا‌بُعدی‌بودن همچنین ممکن است به توضیح انحنای فضاـزمان کمک کند؛ همان پدیده‌ای که فضا و زمان را در اطراف اجرام عظیم مانند ستاره‌ها یا سیارات دچار خمیدگی می‌کند و منجر به گرانش می‌شود. پراویکا می‌گوید: «اگر فضاـزمان تخت نباشد و خمیده باشد، می‌توان احتمال داد که این خمیدگی از بُعدی بالاتر سرچشمه بگیرد.»

اگرچه فیزیک‌دانان به‌طور کلی نظریه‌های مرتبط با ابعاد برتر را پذیرفته‌اند، اما بسیاری با کوشش پراویکا برای پیوند دادن فرا‌بُعدی‌بودن به آگاهی مخالف‌اند. این رویکرد حتی ممکن است در جامعه علمی بدعت‌گونه تلقی شود.

استیون هالر، استاد فیزیک دانشگاه فوردهم در نیویورک، می‌گوید دیدگاه پراویکا به الهیاتی از نوع «خدای رخنه‌ها» منتهی می‌شود؛ حالتی که در آن «شکاف‌های دانش علمی به مداخله الهی نسبت داده می‌شود، به‌جای آنکه فرصتی برای پرسشگری و فهم بیشتر باشد.»

او در گفتگوی سال ۲۰۲۴ ادامه می‌دهد: «این یک سازوکار توضیحی ضعیف است که روح پرسشگری لازم برای علم را خفه می‌کند و می‌آموزد که گفتن “نمی‌دانم” پذیرفتنی نیست.»

به باور هالر، نادانی آغاز راه است، نه پایان آن. همچنین باید بهای نادیده گرفتن واقعیت را نیز در نظر گرفت.

او توضیح می‌دهد که نحوه پر شدن شکاف‌های دانشی را می‌توان در چگونگی فهم انسان‌ها از سازوکار منظومه شمسی مشاهده کرد. زمانی، مردم بر مدل بطلمیوسی (باور به مرکزی‌بودن زمین در جهان) تکیه می‌کردند. برای توجیه حرکت پس‌رونده سیارات، اخترشناسان به «افلاک تدویر» روی آوردند؛ یعنی افزودن مدارهای دایره‌ای کوچک بر مدارهای بزرگ‌تر سیارات. اما این مدل بیش از حد پیچیده شد و پذیرش مدل خورشیدمرکزی را به تأخیر انداخت.

هالر می‌گوید: «بهای این کار، انحراف پیچیده‌ای از واقعیت بود. تصور فضای فرا‌بُعدی جذاب است و ریاضیات پیشرفته از تعامل میان ابعاد بسیار بهره برده، اما آیا این ابعاد واقعاً وجود دارند یا نسخه‌های مدرن همان افلاک تدویر هستند؟»

این تردید درباره این ادعا نیز وجود دارد که توانایی ما برای تفکر نوآورانه ناشی از فرا‌بُعدی‌بودن باشد. هالر می‌گوید: «من هیچ‌کس را نمی‌شناسم که بتواند شیئی با بیش از سه بُعد فضایی را تصور کند.» همه عملیات ریاضی مربوط به ابعاد بالاتر، الگوریتمی‌اند؛ یعنی عملیات بر بُعد چهارم، دقیقاً به همان شکل انجام می‌شود که بر ابعاد یک، دو یا سه انجام می‌دهیم.

او می‌گوید: «قواعد همان‌اند. آنچه ما از چنین اشیائی در ذهن رسم می‌کنیم، صرفاً تصویری فرافکنی‌شده در سه بُعد است؛ همان‌طور که فرافکنی یک مکعب در دو بُعد به صورت مربع دیده می‌شود.»

هالر اذعان می‌کند که باورهای معنویِ سازگار با اصول علمی می‌توانند هم ایمان و هم علم را تقویت کنند. با این حال، او می‌گوید «فرا‌بُعدی‌بودن به مرزهای داستان علمی‌تخیلی نزدیک می‌شود.»

بررسی تجربی این قلمروها فراتر از توان کنونی علم است. حتی سازمان اروپایی پژوهش‌های هسته‌ای (سرن) نیز نتوانسته تصویری روشن از ابعاد بالاتر ارائه دهد. برخورددهنده بزرگ هادرونی، ذرات را با سرعت‌های بسیار بالا به یکدیگر می‌کوبد تا سازه‌های بنیادی جهان را بررسی کند. پژوهشگران با این ابزار به ابعادی بسیار کوچک‌تر از یک پروتون دسترسی پیدا می‌کنند. اگر یک تار موی انسان را تا پهنای یک زمین فوتبال بزرگ کنید، یک پروتون همچنان کوچک‌تر از دانه‌ای شن بر روی آن زمین خواهد بود. اما برای مشاهده ریسمان‌های فرا‌بُعدی پیش‌بینی‌شده در فیزیک کوانتومی، باید به مقیاس‌هایی بسیار ریزتر دست یافت؛ چیزی که شاید تنها با ساخت یک ابرشتاب‌دهنده یا سازه کیهانی عظیمی مانند «دایسون اسفر» ممکن شود.

پراویکا باور دارد که در طول عمر فرزندانش، ما راهی برای تولید انرژی‌های خارق‌العاده لازم برای بررسی ابعاد دیگر پیدا خواهیم کرد. او همچنان مدافع پرشور مفهوم فرا‌بُعدی‌بودن است.

او می‌گوید: «در غیر این صورت چه معنایی دارد؟ چرا باید مطالعه کرد؟ چرا باید زیست؟» فرا‌بُعدی‌بودن به او هدفی می‌دهد؛ نوعی شادی که «ورای این جهان» است.

آب قدرت زیادی دارد؛ تا جایی که برداشت آب‌های زیرزمینی زمین می‌تواند شیب و چرخش سیاره را تغییر دهد، باعث افزایش سطح دریا شود و دیگر پیامدهای تغییر اقلیمی به همراه داشته باشد.

بر اساس یافته‌های جدید، تأثیر استخراج آب‌های زیرزمینی بیش از آن چیزی است که پیش‌تر تصور می‌شد. اکنون، طبق مطالعه‌ای منتشرشده در مجله Geophysical Research Letters، مشخص شده است که زمین طی کمتر از دو دهه، در نتیجه استخراج آب‌های زیرزمینی ۳۱.۵ اینچ (حدود ۸۰ سانتی‌متر) دچار انحراف شده؛ رقمی که معادل ۰.۲۴ اینچ (۰.۶۱ سانتی‌متر) افزایش سطح دریا است.

کی-وئون سو (Ki-Weon Seo)، زمین‌فیزیک‌دان دانشگاه ملی سئول و نویسنده اصلی پژوهش، اعلام کرد:

محور چرخش زمین در واقع تغییرات زیادی دارد، مطالعه ما نشان می‌دهد که در میان عوامل مربوط به اقلیم، بازتوزیع آب‌های زیرزمینی بیشترین نقش را در رانش محور چرخش زمین دارد.

با جابه‌جا شدن محور چرخشی زمین، توزیع جرم نیز تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد. پژوهشگران در توضیح این پدیده می‌گویند:

این تغییر مانند آن است که مقدار بسیار اندکی وزن روی فرفره‌ای در حال چرخش اضافه کنید؛ آب وقتی جابه‌جا می‌شود، زمین نیز کمی متفاوت می‌چرخد.

در سال ۲۰۱۶ نیز ناسا نشان داده بود که تغییر توزیع آب در سیاره می‌تواند بر چرخش زمین تأثیر بگذارد. مطالعه جدید تلاش می‌کند این پدیده را با داده‌های ملموس‌تر توضیح دهد. سو می‌گوید:

خوشحالم که توانستیم دلیل ناشناخته کج شدن محور چرخش زمین را پیدا کنیم؛ اما از سوی دیگر، به‌عنوان ساکن زمین و همچنین یک پدر، نگران‌کننده است که استخراج آب‌های زیرزمینی به‌عنوان عامل دیگری برای افزایش سطح دریا شناخته می‌شود.

این مطالعه شامل داده‌های سال‌های ۱۹۹۳ تا ۲۰۱۰ بود و نشان داد استخراج حدود ۲۱۵۰ گیگاتن آب زیرزمینی باعث انحراف ۳۱.۵ اینچی در محور زمین شده است. بخش عمده این برداشت برای کشاورزی و مصرف انسانی انجام می‌شود و در نهایت آب استخراج‌شده وارد اقیانوس‌ها می‌شود.

پژوهشگران در این پروژه مدل‌های مختلفی از تغییرات محور چرخش زمین و حرکت آب‌ها را شبیه‌سازی کردند. تنها مدلی که با داده‌های واقعی هم‌خوانی داشت، مدلی بود که شامل جابه‌جایی ۲۱۵۰ گیگاتن آب زیرزمینی بود.

سورناندرا آدیکاری (Surendra Adhikari)، دانشمند آزمایشگاه پیشرانش جت ناسا (JPL) که در مطالعه سال ۲۰۱۶ مشارکت داشت، اهمیت این یافته‌ها را تأیید می‌کند. او توضیح می‌دهد:

پژوهشگران این مطالعه نقش برداشت آب‌های زیرزمینی در حرکت قطبی زمین را به‌طور کمی مشخص کرده‌اند، و این نقش کاملاً قابل‌توجه است.

محل استخراج و انتقال آب اهمیت زیادی دارد. جابه‌جایی آب از عرض‌های میانی بیشترین تأثیر را بر انحراف محور زمین می‌گذارد؛ از همین رو برداشت شدید آب در غرب آمریکای شمالی و شمال‌غرب هند نقش قابل‌توجهی در تغییرات اخیر داشته است.

اکنون مشخص شده است که تأثیر حرکت آب حتی در همین مدت کوتاه تا چه اندازه قابل توجه است، و بررسی داده‌های تاریخی می‌تواند روندها را روشن کرده و درک عمیق‌تری از اثرات حرکت آب‌های زیرزمینی فراهم آورد.

سو در پایان گفت:

مشاهده تغییرات محور چرخش زمین ابزاری ارزشمند برای درک تغییرات ذخایر آب در مقیاس قاره‌ای است.

این داده‌ها همچنین می‌تواند به متخصصان محیط‌زیست کمک کند تا راهکارهایی برای مهار افزایش سطح دریا و کاهش دیگر پیامدهای اقلیمی ارائه دهند.

وان‌پلاس ۱۵ در یک تست دوام باتری توانست عملکرد بهتری نسبت به آیفون ۱۷ پرو مکس و شیائومی ۱۷ پرو مکس ارائه دهد. با این حال، اوپو دستگاهی دارد که با اختلاف قابل توجهی از وان‌پلاس ۱۵ پیشی گرفته است. در تازه‌ترین تست دوام باتری که توسط یوتیوبر Lover of Tech انجام شد، گوشی اوپو Find X9 پرو توانست در مقایسه مستقیم با جدیدترین مدل‌های اپل و وان‌پلاس پیروز شود.

این آزمایش شامل فعالیت‌های پیچیده یا غیرمعمول نبود، بلکه مجموعه‌ای طولانی از وظایف سنگین پشت سر هم اجرا شد تا گوشی‌ها خاموش شوند. کارهایی مانند فیلم‌برداری 4K با نرخ ۶۰ فریم بر ثانیه به مدت یک ساعت، اسکرول بی‌پایان در ریلز تیک‌تاک و اینستاگرام، پخش ویدئو در یوتیوب، اجرای بازی Subway Surfers و Asphalt و در پایان یک تماس تصویری واتس‌اپ انجام شد (پس از پایان، این چرخه دوباره از ابتدا تکرار شد).

تمام این مراحل روی اینترنت موبایل انجام شد، روشی که واقع‌بینانه‌تر از اجرای همه فعالیت‌ها روی وای‌فای است؛ زیرا اینترنت موبایل به‌طور قابل توجهی منابع بیشتری مصرف می‌کند. همچنین تراشه‌های مختلف شامل A19 پرو، دیمن‌سیتی ۹۵۰۰ و اسنپدراگون ۸ الیت نسل ۵ هرکدام با مودم‌های متفاوتی همراه هستند که از نظر بهره‌وری تفاوت دارند.

در نتایج، وان‌پلاس ۱۵ عملکرد قابل قبولی داشت و پس از ۹ ساعت و ۳۹ دقیقه و ۲۸ ثانیه خاموش شد. این میزان برای یک روز کامل کافی است و حتی می‌تواند برای بیشتر کاربران حدود یک روز و نیم دوام بیاورد. در مقابل، اوپو Find X9 پرو توانست زمان استفاده را تا حدود ۱۱ ساعت افزایش دهد. همچنین آیفون ۱۷ پرو مکس نیز پس از ۷ ساعت و ۳۷ دقیقه و ۴۲ ثانیه از کار افتاد و خاموش شد.

نکته قابل توجه این است که وان‌پلاس بر حفظ ظرفیت کامل باتری ۷,۳۰۰ میلی‌آمپر ساعت در سطح جهانی تأکید کرده و هیچ‌گونه کاهش منطقه‌ای برای این مدل در نظر نگرفته است. شرکت اوپو نیز در گوشی Find X9 پرو همین سیاست را دنبال کرده است؛ بنابراین کاربران در هر منطقه‌ای که این دستگاه‌ها را خریداری کنند، باید عملکرد باتری مشابهی را تجربه کنند.

پس از آخرین بازطراحی در سپتامبر، اپلیکیشن جمینای اندروید (Gemini) ظاهر جدیدی برای صفحه اصلی و مکالمات خود دریافت کرده که ارائه این تغییرات از امروز شروع شده است. این بازطراحی شامل تغییر چیدمان دکمه‌ها، معرفی تم مشکی واقعی (True Black) و یک بخش جدید برای مدیریت محتوای تولید شده توسط کاربر است.

خلاصه و نکات کلیدی

🔹صفحه اصلی جدید: بازطراحی جمینای اندروید با چیدمان لیستی جدید برای دکمه‌های پیشنهاد (Create image, Write anything, …) همراه است.

🔹تم مشکی واقعی (True Black): در حالت تاریک (Dark Theme)، پس‌زمینه از خاکستری به مشکی مطلق تغییر کرده است.

🔹بخش جدید My Stuff: در منوی ناوبری، بخش «My Stuff» اضافه شده که تصاویر، ویدیوها و کارهای Canvas ساخته شده توسط شما را نشان می‌دهد.

🔹تغییرات مکالمه: دکمه سوییچ حساب کاربری حذف شده و گزینه‌هایی مانند Pin و Rename به یک منوی کشویی در کنار نام چت منتقل شده‌اند.

🔹در دسترس بودن: این تغییرات با برنامه گوگل نسخه 16.45 به طور گسترده برای اندروید در حال انتشار است و هنوز برای iOS یا وب در دسترس نیست.

صفحه اصلی Gemini با طراحی قدیمی

صفحه اصلی Gemini با طراحی جدید

صفحه اصلی جدید: چیدمان لیستی و تم مشکی واقعی

در موبایل، این بازطراحی صفحه اصلی همچنان با یک خوشامدگویی شروع می‌شود، اما اکنون در زیر آن عبارت «از کجا شروع کنیم؟» (?Where should we start) قرار گرفته است. «چیپ‌های قابلیت» (Capability Chips) اکنون در یک لیست چیده شده‌اند:

ایجاد تصویر (Create image)نوشتن هر چیزی (Write anything)ساختن یک ایده (Build an idea)تحقیق عمیق (Deep Research)ایجاد ویدیو (Create video)

یک تغییر کوچک دیگر این است که کلمه «Gemini» در نوار بالایی برنامه، پس از انتقال انتخابگر مدل (Model Switcher)، کمی بزرگتر شده است.

صفحه اصلی با تم مشکی و طراحی قدیمی

صفحه اصلی با تم مشکی و طراحی جدید

اگر تم تاریک (Dark Theme) را فعال کرده باشید، گوگل پس‌زمینه را از خاکستری به مشکی تغییر داده است، اگرچه رنگ کادر نوشتن متن (Prompt Box) و مکالمات تمام‌صفحه بدون تغییر باقی مانده‌اند که ظاهری دو رنگ (Dual-tone) ایجاد می‌کند. در همین حال، تم روشن (Light Theme) یک ته‌رنگ آبی/خاکستری به پس‌زمینه خود اضافه کرده است.

منوی جدید: «My Stuff»

منوی ناوبری (Navigation Drawer) به‌روزرسانی شده و شاهد بخش جدیدی به نام «My Stuff» (چیزهای من) است که تصاویر و ویدیوهایی را که شما تولید کرده‌اید، نشان می‌دهد. در کنار Gems و Chats، سه مورد از آخرین ساخته‌های خود را در مربع‌های گرد می‌بینید و با ضربه زدن روی فلش، به یک فید تمام‌صفحه منتقل می‌شوید.

بخش جدید My Stuff

تغییرات در صفحه مکالمه

بخش مکالمات نیز شاهد تغییراتی بوده‌اند. گوشه بالا سمت راست، دکمه تعویض حساب کاربری (Account Switcher) خود را از دست داده و یک دکمه چت جدید (New Chat Button) جایگزین آن شده است.

در همین حال، نام مکالمه اکنون به عنوان یک منوی کشویی (Dropdown Menu) عمل می‌کند که گزینه‌های اشتراک‌گذاری (Share)، پین کردن (Pin)، تغییر نام (Rename) یا حذف (Delete) را در خود جای داده است. این اقدامات قبلاً فقط از طریق منوی ناوبری اصلی در دسترس بودند.

بازطراحی اپلیکیشن جمینای اندروید

از امروز (۲۵ آبان ۱۴۰۴)، ما شاهد انتشار گسترده این بازطراحی جمینای اندروید با نسخه Google app 16.45 هستیم. هنوز این به‌روزرسانی برای کاربران نسخه وب یا iOS ارائه نشده است.

آمار مقایسه ترافیک مدل های هوش مصنوعی: ChatGPT کماکان رهبر بازار، Gemini درحال جبران عقب‌ماندگی

بازطراحی هوش مصنوعی Gemini اندروید یک گام مثبت در جهت کاربردی‌تر کردن این اپلیکیشن است. تغییر چیدمان صفحه اصلی به لیست، دسترسی به قابلیت‌ها را سریع‌تر می‌کند و افزودن بخش «My Stuff» مدیریت محتوای تولیدی را بسیار آسان‌تر خواهد کرد.

مهم‌تر از همه، استفاده از تم مشکی واقعی (True Black) خبر خوبی برای دارندگان گوشی‌های OLED است که به دنبال صرفه‌جویی در مصرف باتری و جلوگیری از خستگی چشم هستند.

آیا شما این تغییرات را دریافت کرده‌اید؟

بر اساس گزارش‌های منتشرشده از سوی زمین‌شناسان چینی، آنان اعلام کرده‌اند که در رشته‌کوه‌های کونلون واقع در منطقه خودمختار سین‌کیانگ اویغور، به یک ذخیره بالقوه بزرگ طلا دست یافته‌اند. مطابق این گزارش‌ها، این ذخیره جدید، در صورتی که صحت آن در مراحل بعدی اثبات شود، می‌تواند بازدهی بیش از ۱۰۰۰ تن طلا داشته باشد.

این ذخیره، نه به‌صورت یک توده واحد، بلکه به شکل یک کمربند شامل رگه‌های پراکنده توصیف شده است. این کشف هنوز در مرحله‌ای بسیار ابتدایی قرار دارد و در حال حاضر بیشتر به‌عنوان یک پتانسیل تلقی می‌شود تا یک ذخیره قطعی. این امر نشان می‌دهد که تنها بخشی از آن در نهایت ممکن است به سنگ معدن قابل استخراج تبدیل شود. بر این اساس، تخمین‌ها همچنان نظری باقی می‌مانند تا زمانی که دهه‌ها عملیات حفاری، پیوستگی، عیار و امکان استخراج در عمق را اثبات کنند.

در مقاله‌ای که در نشریه Acta Geoscientica Sinica منتشر شد، هه فوباو، مهندس ارشد تیم زمین‌شناسی، به همراه همکاران خود توضیح داد که «طرح کلی یک کمربند طلای با مقیاس هزار تن در غرب کونلون سین‌کیانگ اکنون در حال شکل‌گیری است.»

طبق گزارش South China Morning Post، این کشف سومین ذخیره طلای بالای ۱۰۰۰ تن بوده که طی یک سال گذشته در چین اعلام شده است. دو مورد دیگر در استان لیائونینگ در شمال‌شرق و استان هونان در مرکز چین گزارش شده‌اند.

ذخیره لیائونینگ دارای پتانسیل ۱۴۴۴ تن طلا گزارش شده است. مطابق گزارش‌ها، این ذخیره ممکن است میانگین عیار حدود ۰.56g/t داشته باشد که آن را به یک ذخیره کم‌عیار تبدیل می‌کند. این بدان معنی است که برای تولید هر ۱ گرم طلا باید نزدیک به ۲ تن سنگ استخراج شود. بنابراین، استخراج ۱۴۰۰ تن طلا نیازمند جابه‌جایی حدود ۲.۵ میلیون تن سنگ معدن است.

اگرچه حجم این ذخیره زیاد بوده، اما سودآوری آن به انرژی، نیروی کار و عملیات لجستیکی وابسته است. سومین ذخیره کشف‌شده، میدان وانگو، ظاهراً از نظر زمین‌شناسی اهمیت چشمگیری دارد. طبق گزارش‌ها، این ذخیره شامل چندین رگه عمیق است که در عمق ۲۰۰۰ متر تا ۳۰۰۰ متر قرار گرفته‌اند. برخی از نمونه‌ها دارای عیارهای بسیار بالا، برای نمونه 138g/t، هستند،پ؛ اما این موارد نقاط محدود و اصطلاحاً «نقاط شیرین» محسوب می‌شوند. مدل‌سازی‌های اولیه بیان می‌کند که ممکن است بیش از ۱۰۰۰ تن طلا در ساختار گسترده‌تر این سامانه وجود داشته باشد. با این حال، استخراج در چنین عمق‌هایی هزینه‌ای بسیار سنگین دارد. بنابراین، این ذخیره از نظر زمین‌شناسی امیدبخش‌ترین، اما از نظر اقتصادی پرهزینه‌ترین است.

پیش از این کشفیات، بزرگ‌ترین ذخایر شناخته‌شده طلا در جهان معمولاً تنها چند صد تن طلا داشتند. علاوه بر این، برآوردها نشان می‌داد که در سراسر چین تنها حدود ۳۰۰۰ تن طلا باقی‌ مانده که هنوز استخراج نشده است؛ رقمی که تقریباً معادل یک‌چهارم ذخایر باقی‌ مانده در روسیه و استرالیا محسوب می‌شود.

این موج سریع از کشفیات بالقوه طلا در چین بسیار مهم ارزیابی می‌شود، زیرا چین در چند سال اخیر به‌شدت دامنه اکتشافات زمین‌شناسی خود را گسترش داده است. پکن متعهد شده است که برای کاهش وابستگی خارجی و تأمین آنچه «ذخایر راهبردی ملی» توصیف می‌کند، به خودکفایی در حوزه فلزات برسد. بر این اساس، چین اکنون مناطق کمتر اکتشاف‌ شده را به‌شکلی تهاجمی مورد بررسی قرار می‌دهد.

گزارش‌ها نشان می‌دهد که پتانسیل زمین‌شناسی چین در حوزه طلا بیش از آن چیزی است که مدل‌های قدیمی غربی فرض کرده بودند. بسیاری از کمربندهای معدنی در مرکز و غرب چین تاکنون هیچ‌گاه حفاری‌های عمیق تجربه نکرده بودند.