محصولات فروشي اندرویدچه

هدست متا کوئست ۴ قرار است در اواخر سال ۲۰۲۶ با تغییرات عمده‌ای وارد بازار شود. تازه‌ترین شایعات حاکی از آن است که این مدل از طراحی بسیار سبک‌تر و باریک‌تر، نمایشگر با وضوح بالاتر و فناوری‌های پیشرفته‌تری در زمینه ردیابی چشم و چهره برخوردار خواهد بود. یکی از بزرگ‌ترین تغییرات این نسخه، احتمال حذف کنترلرهای سنتی است؛ چرا که گفته می‌شود متا کوئست ۴ تمرکز خود را بر ورودی مبتنی بر ردیابی حرکات دست و چشم قرار خواهد داد. قیمت پایه این دستگاه بدون کنترلرها حدود ۸۰۰ دلار اعلام شده است.

در مورد طراحی حرکتی و جلوه‌های بصری نیز گفته می‌شود تغییر انیمیشن از حالت خطی (با سرعت ثابت) به حالت نرم و تدریجی (آغاز آرام، افزایش سرعت، سپس کاهش تدریجی) باعث ایجاد حس روان‌تر در رابط کاربری شده است. این ویژگی در نسخه به‌روزشده‌ی کد HTML به‌وضوح قابل مشاهده است.

این تغییر رویکرد، انحراف قابل‌توجهی از خط تولید فعلی هدست‌های متا به شمار می‌رود؛ چرا که در مدل‌های کنونی، کنترلرها به‌صورت پیش‌فرض همراه دستگاه عرضه می‌شوند. به عنوان مثال، مدل کوئست 3S در حال حاضر با قیمت ۲۴۹ دلار و به‌همراه تمامی تجهیزات به فروش می‌رسد. با این حال، افزایش قیمت در متا کوئست ۴ بیانگر ارتقای سخت‌افزاری چشمگیر و تغییر راهبرد متا در زمینه تعاملات واقعیت مجازی است.

هدف متا کوئست ۴ رفع یکی از بزرگ‌ترین مشکلات هدست‌های واقعیت مجازی یعنی وزن زیاد دستگاه است. طبق گزارش‌ها، متا در حال استفاده از طراحی جدیدی موسوم به Puck است که بخش‌های محاسباتی و باتری در آن تعبیه شده و این بخش در بیرون از هدست قرار می‌گیرد. در نتیجه، وزن بخش روی سر کاربر به‌شدت کاهش می‌یابد. با ترکیب این طراحی با فناوری‌های پیشرفته‌ی ردیابی چشم و چهره برای ثبت طبیعی حالات صورت و ناوبری رابط کاربری مبتنی بر نگاه، تجربه کاربری بسیار راحت‌تر و طبیعی‌تر خواهد شد؛ به‌گونه‌ای که حس استفاده از یک عینک سبک را تداعی می‌کند نه یک هدست سنگین.

نمایشگر نیز با افزایش رزولوشن و تراکم پیکسلی بهبود یافته است تا وضوح و عمق بیشتری در تصویر ایجاد شود. همچنین، متا در حال تقویت قابلیت‌های واقعیت ترکیبی (Mixed Reality) با بهبود فناوری Passthrough و نقشه‌برداری فضایی است؛ موضوعی که می‌تواند دامنه کاربرد این هدست را از بازی‌های ویدیویی فراتر برده و به حوزه‌های کاری و حرفه‌ای، به‌ویژه محیط‌های هیبریدی، گسترش دهد.

تصمیم احتمالی برای حذف کنترلرهای همراه نشان می‌دهد که متا روی ورودی‌های طبیعی سرمایه‌گذاری بزرگی انجام داده است. فناوری ردیابی دست و چشم در نسخه‌های اخیر پیشرفت قابل‌توجهی داشته، اما هنوز مشخص نیست آیا این فناوری‌ها می‌توانند دقت و بازخورد فیزیکی کنترلرهای سنتی را به‌طور کامل جایگزین کنند یا خیر. احتمال دارد متا کنترلرها را به‌صورت جداگانه برای کاربرانی که روش سنتی تعامل را ترجیح می‌دهند یا برای برخی کاربردهای خاص به آن نیاز دارند، عرضه کند.

در مقایسه با رقبایی همچون اپل ویژن پرو با قیمت ۳۵۰۰ دلار یا پلی‌استیشن VR 2 از شرکت سونی، قیمت ۸۰۰ دلاری متا کوئست ۴ آن را در رده‌ای میان‌رده قرار می‌دهد. هرچند این افزایش نسبت به مدل‌های فعلی قابل‌توجه است، اما همچنان گزینه‌ای دسترس‌پذیرتر نسبت به بسیاری از رقبا محسوب می‌شود. باید دید، زمانی که متا کوئست ۴ در اواخر سال ۲۰۲۶ رسماً معرفی شود، کاربران حاضر خواهند بود مبلغ بیشتری برای هدستی بدون کنترلر پرداخت کنند یا خیر.

تلسکوپ فضایی جیمز وب احتمالاً موفق به شناسایی قدیمی‌ترین و دورترین سیاه‌چاله شناخته‌شده کیهان شده است؛ سیاه‌چاله‌ای عظیم در مرکز کهکشان GHZ2 که تنها چند صد میلیون سال پس از بیگ‌بنگ شکل گرفته. چنین کشفی می‌تواند درک ما درباره چگونگی شکل‌گیری نخستین سیاه‌چاله‌ها را دگرگون کند.

به‌گفته اخترشناسانی که داده‌های تلسکوپ جیمز وب را بررسی کرده‌اند، این سیاه‌چاله کلان جرم آن‌قدر از ما دور است که آن را در زمانی می‌بینیم که جهان فقط ۳۵۰ میلیون سال از عمرش گذشته بود. جزئیات این پژوهش ۴ نوامبر در پایگاه arXiv منتشر شده، اما هنوز مورد بررسی دقیق قرار نگرفته است. برای این بررسی، پژوهشگران از داده‌های ابزار طیف‌نگار فروسرخ نزدیک (NIRSpec) و ابزار فروسرخ میانی (MIRI) استفاده کرده‌اند؛ ابزارهایی که می‌توانند نور مرئی و فرابنفشی را که در اثر انبساط کیهان به ناحیه فروسرخ کشیده شده است را شناسایی کنند.

اسکار چاوز اورتیز (Oscar Chavez Ortiz)، نویسنده اصلی مقاله و دانشجوی دکتری دانشگاه تگزاس، می‌گوید:

GHZ2 در دوره‌ای از تاریخ کیهان قرار دارد که جهان هنوز بسیار جوان بود؛ دوره‌ای که در آن فرصت چندانی برای رشد هم‌زمان یک سیاه‌چاله کلان جرم و کهکشان میزبانش وجود نداشته است. در جهان نزدیک به ما، می‌دانیم که سیاه‌چاله‌ها و کهکشان‌ها به‌طور هم‌زمان تکامل پیدا می‌کنند؛ اما مشاهده چنین سامانه‌ای در دوره آغازین کیهان، پرسش‌های مهمی را درباره این‌که سیاه‌چاله‌ها چگونه می‌توانند در زمانی به این کوتاهی جرم بگیرند و رشد کنند، مطرح می‌کند.

اسرار خطوط طیفی

از زمان گزارش شناسایی GHZ2 در سال ۲۰۲۲، تلسکوپ جیمز وب ده‌ها کهکشان دوردست را آشکار کرده است؛ بااین‌حال، GHZ2 به‌دلیل برخورداری از خطوط نشری (emission lines) بسیار قوی، همچنان موردی شاخص به شمار می‌رود. خطوط نشری نوارهای درخشانی از نور هستند که زمانی پدید می‌آیند که الکترون‌های اتم‌ها برانگیخته می‌شوند و سپس با بازگشت به سطح انرژی پایین‌تر، انرژی آزاد می‌کنند. این خطوط، سرنخ‌های مهمی درباره فرایندهای فیزیکی و شیمیایی درون کهکشان‌ها در اختیار پژوهشگران می‌گذارند.

خورخه زاوالا (Jorge Zavala)، استاد دانشگاه ماساچوست و نویسنده دیگر این پژوهش، می‌گوید:

ما خطوطی را مشاهده می‌کنیم که تولیدشان به انرژی بسیار زیادی نیاز دارد؛ خطوطی با درجه یونش بالا که معمولاً انتظار نمی‌رود با چنین شدتی در مناطق زایش ستاره‌ها ظاهر شوند.

تلسکوپ جیمز وب دوباره خبرساز شد: کشف نخستین سیاه‌چاله کیهان - دیجینوی

چنین خطوطی غالباً در هسته‌های فعال کهکشانی (AGN) دیده می‌شوند؛ ناحیه‌ای که در آن سیاه‌چاله‌های فعال با تابش‌های بسیار پرانرژی خود گاز پیرامون را تا حد زیادی یونیزه می‌کنند.

یکی از شاخص‌ترین نشانه‌ها، شناسایی خط نشری C IV λ۱۵۴۸ بود؛ خطی که از کربن سه‌بار یونیزه‌شده سرچشمه می‌گیرد. چاوز اورتیز می‌گوید:

برداشتن سه الکترون از یک اتم کربن به میدان تابشی بسیار شدید نیاز دارد؛ شدتی که به‌سختی می‌توان آن را صرفاً با فرآیندهای ستاره‌ای توضیح داد.

قدرت این خط نشان می‌داد که GHZ2 احتمالاً میزبان یک سیاه‌چالهٔ فعال است و همین امر محققان را به انجام تحلیل دقیق‌تر واداشت.

متمایز بودن GHZ2

به‌دلیل ویژگی‌های غیرعادی GHZ2، پژوهشگران مدل‌های دقیقی ایجاد کردند تا مشخص کنند چه مقدار از نور کهکشان از ستاره‌ها و چه مقدار از هسته‌های فعال کهکشانی ناشی می‌شود.

تحلیل‌ها نشان داد که گرچه بخش زیادی از خطوط طیفی با تشکیل ستاره‌ها قابل توضیح است، اما شدت بسیار بالای خط کربن تنها در حضور یک سیاه‌چالهٔ فعال قابل توجیه است.

با این حال، زاوالا اشاره کرد که GHZ2 برخی از نشانه‌های معمول هسته‌های فعال کهکشانی را ندارد. بنابراین احتمال دارد که انرژی اصلی کهکشان بیشتر از ستاره‌ها تأمین شود؛ یا ستاره‌هایی پرجرم با صدها تا هزاران برابر جرم خورشید، یا فرایند ستاره‌زایی که در GHZ2 بسیار متفاوت از آنچه امروز می‌شناسیم، رخ داده باشد.

کشتی موش رقصان (Dancing Mouse) که با کاروان نظامی درگیر شد و در سال ۱۹۴۲ (۱۰ اسفند ۱۳۲۰) به اعماق دریا رفت، پس از بیش از هشت دهه دوباره کشف شد. این ناوشکن که با نام رسمی USS Edsall شناخته می‌شود، همراه با بیش از ۲۰۰ نفر از نیروهای آمریکایی در جریان جنگ جهانی دوم غرق شد و اکنون به‌طور اتفاقی توسط نیروی دریایی سلطنتی استرالیا شناسایی شده است.

ناوشکن USS Edsall از کلاس Clemson در سال ۱۹۲۰ وارد خدمت نیروی دریایی آمریکا شد و تا ۱ مارس ۱۹۴۲ (۱۰ اسفند ۱۳۲۰) در آب‌های آسیا فعالیت داشت. این کشتی در تمرین‌های نظامی زیادی شرکت کرد و حتی در یک عملیات موفق توانست یک زیردریایی ژاپنی را غرق کند. اما در یکی از مأموریت‌ها، یک بمب عمقی که زودتر از موعد رها شده بود، منفجر شد و به بدنه آسیب رساند. این حادثه توانایی مانور کشتی را کاهش داد و آن را برای نبرد مستقیم ناتوان ساخت.

پس از این اتفاق، Edsall بیشتر به مأموریت‌های اسکورت کاروان‌ها اختصاص یافت. با این حال، کاپیتان جاشوا نیکس (Joshua Nix) در نهایت با یک کاروان نظامی ژاپنی وارد درگیری شد. طبق گزارش تاریخی رسمی که توسط دریادار بازنشسته ساموئل کاکس (Samuel Cox)، رئیس مرکز تاریخ و میراث نیروی دریایی آمریکا، تهیه شده، مسئولان ژاپنی، کشتی Edsall را به «موش رقصان ژاپنی» تشبیه کرده‌اند؛ حیوان خانگی محبوبی که در آن زمان شناخته می‌شد.

این کشتی با تغییر سرعت، تغییر جهت‌های ناگهانی و استفاده از دود برای پوشش، مانورهای پیچیده‌ای انجام داد. نیکس حتی با وجود محدودیت تسلیحات، به سمت کشتی‌های ژاپنی آتش گشود و با ۹ اژدر موجود چندین حمله انجام داد. او توانست بیش از یک ساعت از دست ناوهای مجهزتر ژاپنی فرار کند. اما در نهایت، ۲۶ بمب‌افکن ژاپنی وارد عمل شدند و یکی از بمب‌ها ضربه نهایی را وارد کرد و ناوشکن USS Edsall را غرق نمود.

کارولین کندی (Caroline Kennedy)، سفیر آمریکا در استرالیا، در بیانیه‌ای گفت: «کاپیتان جاشوا نیکس و خدمه‌اش شجاعانه جنگیدند.»

در زمان حمله، کشتی آمریکایی احتمالاً در حال حرکت به سمت نفت‌کش USS Pecos بود تا به آن کمک کند؛ کشتی‌ای که صدها نفر از بازماندگان کشتی‌های آسیب‌دیده را حمل می‌کرد. طبق گفته لیزا فرانچتی (Lisa Franchetti)، فرمانده عملیات نیروی دریایی آمریکا، در آن زمان ۱۸۵ نیروی دریایی و ۳۱ خلبان نیروی هوایی ارتش آمریکا روی Edsall حضور داشتند. محل دقیق کشتی و بیشتر خدمه تا سال‌ها ناشناخته باقی مانده بود، به‌جز تعداد اندکی که بعدها در اردوگاه‌های ژاپنی کشته شدند.

ناوشکن افسانه‌ای جنگ جهانی دوم پس از ۸۲ سال از دل اقیانوس پیدا شد - دیجینوی

اکنون با کشف جدید، راز سال‌ها ناشناخته به حقیقت تبدیل شد. نیروی دریایی سلطنتی استرالیا در جریان یک مأموریت غیرمرتبط، به‌طور اتفاقی موفق به شناسایی کشتی غرق‌شده شد. مارک هموند (Mark Hammond)، فرمانده نیروی دریایی سلطنتی استرالیا، اعلام کرد که این کشف با استفاده از «سیستم‌های پیشرفته رباتیک و خودکار که معمولاً برای نقشه‌برداری هیدروگرافی به کار می‌روند» انجام شده است.

پس از شناسایی اولیه در اواخر سال ۲۰۲۳ (۱۴۰۲)، کارشناسان نزدیک به یک سال با بهره‌گیری از سونار و ربات‌های زیرآبی محل کشتی را بررسی کردند. تیم تحقیقاتی در نهایت تأیید کرد که کشتی کشف‌شده همان USS Edsall است و نه USS Pillsbury که در نزدیکی همان منطقه غرق شده بود. این خبر به‌طور رسمی در روز یادبود سربازان (Veterans Day) سال ۲۰۲۴ (۱۴۰۳) اعلام شد.

این ناوشکن ۳۱۴ فوتی تقریباً سالم باقی مانده و به‌صورت عمودی در کف دریا، در حدود ۲۰۰ مایلی شرق جزیره کریسمس (جنوب جاوه، اندونزی) قرار دارد. هموند در بیانیه‌ای گفت: «USS Edsall و خدمه آن در جنگ جهانی دوم، به‌ویژه در نبردهای اولیه اقیانوس آرام، شجاعانه خدمت کردند. این کشتی در کنار ناوهای استرالیایی از سواحل ما دفاع کرد و در غرق کردن زیردریایی ژاپنی ۱۱۲۴ در نزدیکی داروین نقش داشت. همکاری مشترک در نبردهایی مانند نبرد دریای مرجان و دفاع از سرزمین‌های متحدان در اقیانوس آرام، پیوندی میان ملوانان آمریکایی و استرالیایی ایجاد کرد که تا امروز ادامه دارد.»

ساموئل کاکس (Samuel Cox) نیز در گفت‌وگو با واشنگتن پست توضیح داد: «پیش از آنکه نیکس دستور ترک کشتی را بدهد، آن را به سمت جنگنده‌های ژاپنی هدایت کرد. این حرکت مانند یک ژست اعتراضی در دریا بود.»

این روایت نشان می‌دهد که کشف ناوشکن Edsall نه‌تنها یک یافته تاریخی است، بلکه یادآور شجاعت و مقاومت نیروهایی است که در سخت‌ترین شرایط جنگ جهانی دوم ایستادگی کردند.

آوی لوب (Avi Loeb)، استاد دانشگاه هاروارد، معتقد است احتمال اعلام رسمی وجود هوش فرازمینی در آینده‌ای نزدیک آن‌قدر جدی است که حاضر شده روی آن شرط‌بندی کند. او در قالب برنامه «شرط‌های بلندمدت» (Long Bets) بنیاد لانگ‌نو، یک چالش ۱۰۰۰ دلاری را پذیرفته است. این شرط میان لوب و مایکل شرمر (Michael Shermer)، ناشر مجله اسکپتیک (Skeptic)، بسته شده و موضوع آن تأیید یا عدم تأیید وجود موجودات هوشمند فرازمینی تا پایان سال ۲۰۳۰ (۱۰ دی ۱۴۰۹) توسط نهادهای علمی معتبر است.

شرط‌بندی میان این دو دانشمند با شرایطی روشن تعریف شده است: تا تاریخ ۳۱ دسامبر ۲۰۳۰ (۱۰ دی ۱۴۰۹)، دست‌کم دو نهاد علمی معتبر از میان ناسا (NASA)، بنیاد ملی علوم ایالات متحده (National Science Foundation) و انجمن اخترشناسی آمریکا (American Astronomical Society) باید تأیید کنند که کشف هوش فرازمینی در قالب پدیده‌های ناشناخته هوایی (UAPs)، اشیای پرنده ناشناس (UFOs) یا دیگر اجرام میان‌ستاره‌ای انجام شده است.

آوی لوب (Avi Loeb) این شرط را یک حدس ساده نمی‌داند، بلکه آن را پیش‌بینی علمی مبتنی بر کشفیات اخیر و پیشرفت سریع فناوری عنوان می‌کند. او توضیح می‌دهد: «جست‌وجوی آثار فناوری و وجود بیگانگان در سال ۲۰۲۵ به‌طور جدی با کشف جرم میان‌ستاره‌ای غیرعادی 3I/ATLAS، آغاز به کار رصدخانه روبین (Rubin Observatory) و ساخت سه رصدخانه پروژه گالیله (Galileo Project Observatories) آغاز شد.» به زبان ساده، ابزارهای علمی برای شناسایی فناوری‌های احتمالی بیگانگان اکنون بسیار دقیق‌تر و قدرتمندتر شده‌اند.

لوب همچنین به تعداد شگفت‌انگیز سیارات شبیه زمین در کهکشان اشاره می‌کند. او یادآور می‌شود که میلیاردها منظومه ستاره‌ای بسیار قدیمی‌تر از منظومه خورشیدی وجود دارند و فضاپیماهای وویجر (Voyager) ساخته دست بشر روزی در سراسر کهکشان راه شیری پراکنده خواهند شد. از نگاه او، بعید است که انسان تنها گونه‌ی تولیدکننده فناوری در جهان باشد.

در مقابل، مایکل شرمر (Michael Shermer) قانع نشده است. او با اشاره به دهه‌ها پیش‌بینی بی‌نتیجه طرفداران یوفو، استدلال می‌کند که ادعاهای جسورانه همواره بدون شواهد کافی بوده‌اند. شرمر می‌گوید: «افراد بارها در رسانه‌ها پیش‌بینی کرده‌اند که تا پایان فلان سال مدرکی از تماس با بیگانگان خواهیم داشت. اما ۳۳ سال گذشته و هنوز منتظر همان مدرک هستم.»

آیا تا سال ۲۰۳۰ ناسا وجود موجودات فضایی را تایید خواهد کرد؟ - دیجینوی

این شرط‌بندی در واقع ادامه‌ای بر سنت شرط‌بندی‌های علمی مشهور است؛ همان‌طور که پیش‌تر استیون هاوکینگ (Stephen Hawking) و کیپ تورن (Kip Thorne) درباره سیاه‌چاله‌ها شرط بسته بودند.

از دیدگاه شرمر، این شرط یک آزمون واقعیت است؛ او می‌گوید اگر کسی واقعاً باور دارد افشا و کشف وجود بیگانگان نزدیک است، باید حاضر باشد روی آن شرط ببندد. این شرط‌بندی نیز مانند نمونه‌های پیشین در تاریخ علم، از بحث‌های هاوکینگ و تورن گرفته تا پیش‌بینی‌های بلندمدت درباره خطرات زیستی و آگاهی، در همان مسیر قرار می‌گیرد. در این مورد، مبلغ مالی مورد شرط به بنیاد پروژه گالیله اختصاص خواهد یافت.

پیامدهای این شرط‌بندی بسیار گسترده است. اگر لوب برنده شود، بشریت برای نخستین بار تأیید خواهد کرد که تنها نیستیم. اگر شرمر برنده شود، معنایش این خواهد بود که مسیر جست‌وجو باید با دقت و داده‌های بیشتر ادامه یابد.

لوب حتی فراتر از شرط‌بندی به آینده‌ای هنری فکر کرده است. او از مجسمه‌ساز گرگ وایات (Greg Wyatt) پایه‌ای دریافت کرده که قصد دارد روی آن مجسمه‌ای برنزی با عنوان «بیگانه» بسازد؛ اثری که موجودی با هوش تقویت‌شده، چابکی بالا و هوش برتر را به تصویر می‌کشد. اینکه چنین موجودی واقعاً وجود دارد یا نه، هنوز ناشناخته است.

در نهایت، تا تاریخ ۳۱ دسامبر ۲۰۳۰ (۱۰ دی ۱۴۰۹)، یکی از این دو اندیشمند ثابت خواهد کرد که حق با اوست. نتیجه این شرط می‌تواند نگاه بشر به جهان و جایگاه خود در آن را برای همیشه دگرگون کند.

بعد از سال‌ها رقابت تنگاتنگ، اپل امسال توانسته از سامسونگ جلو بزند و در مسیر تبدیل شدن به بزرگ‌ترین سازنده گوشی هوشمند جهان قرار گیرد. این تغییر بزرگ در بازار موبایل چندان عجیب نیست، چون بسیاری از کارشناسان پیش‌بینی کرده بودند که دیر یا زود اپل با نوآوری‌هایش به صدر خواهد رسید.

بر اساس پیش‌بینی‌ها، اپل دست‌کم تا سال ۲۰۳۰ در صدر بازار باقی خواهد ماند. اگر این شرکت همچنان با نوآوری‌های هوشمندانه پیش برود، سلطه آن می‌تواند حتی فراتر از این تاریخ ادامه یابد. این موفقیت نشان می‌دهد اپل توانسته نیازهای بازار را بهتر از سامسونگ درک کند، در حالی که سامسونگ باید برای جبران عقب‌ماندگی تلاش بیشتری کند.

در شرایطی که بازار گوشی‌ها پر از شباهت و نوآوری‌های محدود است، مصرف‌کنندگان به دنبال محصولاتی تازه و متفاوت هستند. سری آیفون ۱۷ دقیقاً چنین ویژگی‌هایی دارد؛ طراحی جدید آیفون ۱۷ پرو هرچند بحث‌برانگیز بود، اما فروش بالای آن نشان داد تغییرات جسورانه مورد استقبال قرار گرفته‌اند. سال‌ها ظاهر آیفون تقریباً بدون تغییر مانده بود و همین کاربران را ناراضی کرده بود. ارتقاهای جزئی مانند بهبود در کیفیت عکس‌برداری گوشی یا پردازنده سریع‌تر برای بسیاری کافی نبود تا گوشی خود را هر سال عوض کنند.

اپل با معرفی آیفون ۱۷ پرو، آیفون ۱۷ پرو مکس و مدل کاملاً جدید آیفون ایر توانست هیجان تازه‌ای ایجاد کند. حتی مدل پایه آیفون ۱۷ نیز به‌عنوان یک محصول قدرتمند و مقرون‌به‌صرفه عرضه شد. همین ترکیب باعث شد سری آیفون ۱۷ در سراسر جهان با استقبال گسترده روبه‌رو شود.

سامسونگ هم تجربه مشابهی داشت؛ عرضه گلکسی Z Fold 7 به‌عنوان یک گوشی تاشوی مدرن و قدرتمند توانست بازار را تکان دهد و فروش بالایی برای این شرکت رقم بزند. اما در مقابل، گلکسی S25 با وجود کیفیت بالا، نوآوری خاصی نداشت و بیشتر شبیه تکرار مدل‌های قبلی بود. همین تفاوت باعث شد اپل موفق‌تر عمل کند و توجهات بیشتری را از بازار جهانی به دست آورد.

اپل پس از یک دهه در حال پیشی گرفتن از سامسونگ است - دیجینوی

اپل برای سه سال آینده برنامه‌ای مشخص کرده تا یکنواختی سال‌های گذشته را از بین ببرد و دلایل واقعی برای ارتقای گوشی‌ها به کاربران بدهد. این برنامه شامل معرفی آیفون تاشو در سال آینده، عرضه آیفون ۱۸ با فناوری فیس آیدی زیر نمایشگر، و سپس رونمایی از آیفون پرو تمام‌شیشه‌ای در سال ۲۰۲۷ (۱۴۰۶) است. چنین نوآوری‌هایی می‌توانند بازار گوشی‌های هوشمند را به‌طور جدی متحول کنند و مسیر تازه‌ای برای رقابت ایجاد نمایند.

اپل همچنین توجه بیشتری به بازار گوشی‌های اقتصادی نشان داده است. پیش‌تر کاربران با بودجه محدود مجبور بودند چند سال منتظر عرضه مدل جدید آیفون SE بمانند، اما اکنون سری e به‌صورت سالانه عرضه می‌شود. نخستین مدل این سری، آیفون ۱۶e، در سال جاری معرفی شد و قرار است هر سال یک نسخه جدید ارائه شود. این اقدام باعث افزایش فروش اپل در بازارهای در حال توسعه خواهد شد و دسترسی به گوشی‌های مدرن را برای کاربران بیشتری فراهم می‌کند.

در مقابل، اگر سامسونگ همچنان هر سال گوشی‌هایی مشابه عرضه کند، دیگر نمی‌تواند جایگاه نخست را پس بگیرد. در حال حاضر، نوآوری‌های اپل الهام‌بخش سامسونگ شده‌اند، اما این شرکت با تغییر رویکرد و تمرکز بر نوآوری‌های واقعی می‌تواند دوباره پیشتاز شود.

تراشه ۲ نانومتری Exynos 2600 که تقریباً برای سری گلکسی S26 تأیید شده، گامی مثبت است و نشان می‌دهد سامسونگ در زمینه سخت‌افزار در حال پیشرفت است. با این حال، مصرف‌کنندگان انتظار دارند تغییرات ملموس‌تری مانند طراحی‌های تازه یا قابلیت‌های جدید ببینند. نمونه‌ای از این انتظارات، گلکسی S25 اج بود که گزارش‌ها از لغو جانشین آن خبر می‌دهند و همین موضوع باعث ناامیدی برخی کاربران شده است.

درنتیجه پیام روشن است: سامسونگ باید بیشتر روی محصولاتی مانند گلکسی Z Fold 7 تمرکز کند؛ محصولاتی که نوآوری و تفاوت را به‌طور واقعی نشان می‌دهند، نه فقط روی کاغذ یا در نمودارهای فنی. این همان چیزی است که مردم می‌خواهند و می‌تواند سامسونگ را دوباره به صدر بازار جهانی گوشی‌های هوشمند بازگرداند.

امینم (Eminem) در ماه خرداد امسال شکایتی بزرگ علیه شرکت متا (Meta) و مدیرعامل آن، مارک زاکربرگ (Mark Zuckerberg)، مطرح کرد. موضوع این شکایت نقض گسترده حقوق نشر آثار موسیقی اوست که می‌تواند یکی از مهم‌ترین پرونده‌های حقوقی میان صنعت موسیقی و فناوری باشد.

به نقل از وب‌سایت مترو و گزارش‌های منتشرشده در یونیلاد، شرکت نشر موسیقی امینم با نام Eight Mile Style در تاریخ ۳۰ مه ۲۰۲۵ (۹ خرداد ۱۴۰۴) شکایتی رسمی در دادگاه میشیگان ثبت کرد. در این شکایت، متا متهم شده است که بدون دریافت مجوز قانونی، ۲۴۳ قطعه موسیقی امینم را در پلتفرم‌های خود از جمله فیسبوک، اینستاگرام و واتس‌اپ ذخیره، بازتولید و منتشر کرده است. این آثار در ویدیوها و محتوای تولیدشده توسط کاربران مورد استفاده قرار گرفته‌اند، بدون آنکه حق نشر یا مجوزی از صاحب اثر دریافت شود.

امینم (Eminem) که نام اصلی او مارشال ماترز (Marshall Mathers) است، در این شکایت تأکید کرده که متا با انتشار ابزارهایی که به کاربران امکان استفاده از موسیقی بدون مجوز می‌دهد، عملاً زمینه نقض گسترده حقوق نشر را فراهم کرده است. او و شرکت Eight Mile Style به همین دلیل خواستار دریافت ۱۰۹ میلیون دلار غرامت بابت خسارت‌های وارده شدند. این مبلغ بر اساس ارزش تجاری آثار و میزان استفاده غیرقانونی آن‌ها محاسبه شده است.

این پرونده نه‌تنها برای امینم اهمیت شخصی دارد، بلکه می‌تواند تأثیرات گسترده‌ای بر آینده صنعت موسیقی و همکاری هنرمندان با پلتفرم‌های دیجیتال داشته باشد. کارشناسان حقوقی معتقدند نتیجه این دعوی ممکن است به‌عنوان یک نمونه حقوقی مهم در زمینه حفاظت از آثار موسیقی در فضای مجازی ثبت شود و مسیر تعامل میان هنرمندان و شرکت‌های فناوری را تغییر دهد.

از سوی دیگر، این شکایت بار دیگر بحث‌های قدیمی درباره مسئولیت پلتفرم‌های بزرگ در قبال محتوای کاربران را زنده کرده است. بسیاری از هنرمندان پیش‌تر نیز از استفاده غیرمجاز آثارشان در شبکه‌های اجتماعی انتقاد کرده بودند، اما شکایت امینم به‌دلیل گستردگی و مبلغ بالای غرامت، توجه ویژه‌ای را به خود جلب کرده است.

برند لوکس سوارووسکی (Swarovski) در آوریل ۲۰۲۵ (فروردین ۱۴۰۴) کمپین جدید خود با عنوان «Metamorphosis» را معرفی کرد. این کمپین با حضور خواننده مشهور آریانا گرانده (Ariana Grande) به‌عنوان سفیر جهانی برند، نگاه تازه‌ای به تبلیغات فشن ارائه داد. مخاطبان با دیدن حیوانات در نقش مدل‌های اصلی کمپین شگفت‌زده شدند، اما شرکت اعلام کرد که این تصاویر و ویدیوها به‌طور کامل با هوش مصنوعی ساخته شده‌اند.

به نقل از وب‌سایت رسمی سوارووسکی و گزارش‌های منتشرشده در Remix Magazine و Goldbook Magazine، برند سوارووسکی (Swarovski) با کمپین «Metamorphosis» مسیر تازه‌ای در تبلیغات لوکس را به نمایش گذاشت. حضور آریانا گرانده (Ariana Grande) به‌عنوان سفیر جهانی برند، جلوه‌ای پررنگ به این پروژه بخشید، اما آنچه بیش از همه نگاه‌ها را جلب کرد، استفاده از حیوانات نمادین و موجودات افسانه‌ای دیجیتال به‌جای مدل‌های انسانی بود. همین انتخاب غیرمنتظره باعث شد مخاطبان با شگفتی و کنجکاوی به این کمپین واکنش نشان دهند و آن را نمونه‌ای از تغییرات آینده‌نگر در صنعت مد بدانند.

در ادامه ویدیوی مربوط به این کمپین را می‌توانید مشاهده نمایید:

کمپین «Metamorphosis» با الهام از فضای پاپ آرت دهه ۶۰ میلادی ساخته شد و جهانی پر از رنگ، انرژی و جلوه‌های هنری را به نمایش گذاشت. کریستال‌های سوارووسکی در این تصاویر نه‌تنها به‌عنوان زیورآلات، بلکه به‌عنوان نماد قدرت و زیبایی معرفی شدند. در این پروژه، حیواناتی مثل طاووس با تزئینات کریستالی و سایر حیوانات با پوشش جواهرآلات این برند جایگزین مدل‌های انسانی شدند. تصاویر توسط مرت آلاس (Mert Alas) و مارکوس پیگوت (Marcus Piggott)، دو عکاس شناخته‌شده صنعت مد، ثبت شد و کارگردانی هنری آن را جیووانا انگلبرت (Giovanna Engelbert)، مدیر خلاق سوارووسکی، بر عهده داشت.

انتشار این تصاویر موجی از شگفتی در میان مخاطبان ایجاد کرد. بسیاری تصور کردند حیوانات واقعی در تبلیغات حضور دارند، اما سوارووسکی در بیانیه رسمی خود توضیح داد که تمام ویدیوها و تصاویر با استفاده از فناوری هوش مصنوعی ساخته شده‌اند و هیچ حیوان واقعی در این پروژه به کار گرفته نشده است. این توضیح نشان داد برند قصد دارد با ابزارهای دیجیتال تجربه‌ای تازه و متفاوت خلق کند، تجربه‌ای که هم آینده‌نگری را در دستور کار قرارداده و هم با ترندهای جدید دنیای مد و فشن هماهنگ است.

کارشناسان مد و فشن معتقدند این کمپین می‌تواند نشانه‌ای از آینده مدلینگ باشد؛ آینده‌ای که در آن تبلیغات لوکس به سمت استفاده از موجودات غیرانسانی، حیوانات نمادین و مدل‌های دیجیتال حرکت می‌کند. حضور آریانا گرانده (Ariana Grande) در کنار این نمادهای غیرانسانی، ترکیبی جذاب از چهره انسانی و تجربه‌های دیجیتال را به نمایش گذاشت و نشان داد صنعت مد در حال فاصله گرفتن از الگوهای سنتی و ورود به دوره‌ای تازه است.

برودکام (Broadcom) در نوامبر ۲۰۲۵ (آبان ۱۴۰۴) همکاری تازه‌ با شرکت هوش مصنوعی CAMB.AI را اعلام کرد. این همکاری با هدف توسعه فناوری‌های هوش مصنوعی روی دستگاه‌های خانگی انجام شده و امکان ترجمه و دوبله آفلاین را بدون نیاز به اینترنت فراهم می‌کند.

به نقل از وب‌سایت TVBEurope، شرکت CAMB.AI و برودکام همکاری مشترکی را آغاز کرده‌اند که طی آن مدل‌های هوش مصنوعی CAMB.AI برای چیپست‌های System-on-Chip (SoC) برودکام بهینه‌سازی می‌شوند. این اقدام به دستگاه‌های مجهز به چیپست‌های برودکام اجازه می‌دهد قابلیت‌هایی مانند ترجمه هم‌زمان، دوبله، زیرنویس و توضیحات صوتی زنده را به‌طور مستقیم و بدون نیاز به پردازش ابری اجرا کنند.

بر اساس گزارش WebProNews، این فناوری توانایی پشتیبانی از ۱۵۰ زبان را دارد. اجرای پردازش روی خود دستگاه علاوه بر افزایش سرعت، مزیت مهمی در زمینه حفظ حریم خصوصی کاربران ایجاد می‌کند؛ چراکه داده‌ها دیگر نیازی به ارسال به سرورهای ابری ندارند. این ویژگی به‌ویژه برای تلویزیون‌ها و ست‌تاپ باکس‌ها طراحی شده و می‌تواند تجربه تماشای محتوای جهانی را برای میلیون‌ها کاربر ساده‌تر و امن‌تر کند.

همچنین چیپست‌های جدید برودکام قادر خواهند بود ترجمه صوتی، دوبله و توضیحات محتوای تصویری را به‌صورت آفلاین انجام دهند. این قابلیت علاوه بر افزایش دسترس‌پذیری، مزایای مهمی در زمینه کارایی و امنیت داده‌ها دارد و نشان‌دهنده حرکت صنعت فناوری به سمت هوش مصنوعی روی دستگاه (On-Device AI) است؛ رویکردی که بسیاری از شرکت‌های بزرگ فناوری نیز به‌عنوان آینده پردازش هوش مصنوعی از آن یاد می‌کنند.

این همکاری می‌تواند نقطه عطفی در صنعت رسانه و سرگرمی باشد. کارشناسان معتقدند کاربران در آینده قادر خواهند بود بدون نیاز به اینترنت، محتوای چندزبانه را با دوبله و ترجمه هم‌زمان تجربه کنند؛ موضوعی که نه‌تنها استفاده از رسانه را آسان‌تر می‌کند، بلکه امکان دسترسی به محتوای جهانی را برای مخاطبان بیشتری فراهم خواهد ساخت.

مریخ‌نورد Perseverance ناسا موفق به شناسایی تخلیه‌های الکتریکی در جو سیاره مریخ شده است؛ رویدادی که نخستین سند ثبت‌شده از این نوع پدیده در سیاره سرخ به شمار می‌آید. این سیگنال‌ها از طریق داده‌های صوتی و الکترومغناطیسی ابزار SuperCam درون دهانه Jezero، جایی که این مریخ‌نورد از سال ۲۰۲۱ تاکنون مشغول فعالیت است، ثبت شده‌اند.

نخستین رعد و برق در مریخ مشاهده شد - دیجینوی

پژوهشگران با بررسی ۲۸ ساعت داده صوتی، توانستند ۵۵ مورد تخلیه الکتریکی را طی دو سال مریخی شناسایی کنند؛ رخدادهایی که اغلب با عبور گردبادهای غبارآلود و جبهه‌های طوفان‌های غبار مرتبط بوده‌اند. این جرقه‌ها که تنها چند میلی‌متر طول دارند، ظاهراً ناشی از اصطکاک میان دانه‌های بسیار ریز غبار در محیط خشک و آشفته مریخ هستند. این کشف می‌تواند درک دانشمندان از اقلیم مریخ، شیوه جابه‌جایی غبار و همچنین ارزیابی خطرات بالقوه برای ماموریت‌های رباتیک و انسانی آینده را دگرگون سازد.

مشاهدات تازه نشان داده‌اند که پانداهای بزرگ قادرند شاخه‌ها و تکه‌های بامبو را بشکنند و از آن‌ها به‌عنوان ابزار برای خاراندن بخش‌هایی از بدن که دسترسی به آن‌ها دشوار است استفاده کنند. این رفتار به کمک انگشت شست به طور ابتدایی و متفاوت انجام می‌شود؛ ویژگی تکاملی خاصی که دیگر گونه‌های خرس‌ها ندارند و همین توانایی، دیدگاه پژوهشگران درباره توانایی‌های شناختی پانداها را تغییر داده است.

پانداهای بزرگ برای من نخستین بار به‌طور رسمی در حال استفاده از ابزار دیده شده‌اند. پیش‌تر تنها یک گزارش قدیمی وجود داشت که نشان می‌داد این حیوانات خاک را به بدن خود می‌مالند، اما اکنون پژوهشگران در چین توانسته‌اند رفتار استفاده از ابزار را ثبت کنند. بین یانگ (Bin Yang) از مؤسسه جانورشناسی شانشی در چین می‌گوید: «از آنجا که پانداها بیشتر وقت خود را صرف خوردن و استراحت می‌کنند، معمولاً به‌عنوان حیواناتی تنبل، خوش‌خوراک و بامزه شناخته می‌شوند. اما کشف توانایی استفاده از ابزار دیدگاه ما را نسبت به آن‌ها تغییر داد.»

یانگ و همکارانش هنگام انجام پژوهش‌، متوجه این رفتار شدند و تصمیم گرفتند آن را دقیق‌تر بررسی کنند. آن‌ها طی ۵۰ روز مشاهده، ۳۵۳ مورد استفاده از ابزار را در میان ۱۸ پاندا بزرگ در یک باغ‌وحش طبیعی در چین ثبت کردند. این پانداها شامل نر و ماده بودند و تقریباً همیشه شاخه‌ها یا تکه‌های بامبو را برای خاراندن بدن خود به کار می‌بردند. این ابزارها به آن‌ها امکان می‌داد بخش‌هایی از بدن را که بدون ابزار دسترسی به آن سخت بود، راحت‌تر بخارانند.

از آنجا که پانداهای این باغ‌وحش در محیطی طبیعی زندگی می‌کنند، یانگ معتقد است احتمالاً پانداهای وحشی نیز چنین رفتاری دارند، هرچند تاکنون هیچ مشاهده مستقیمی از پانداهای وحشی در این زمینه گزارش نشده است.

برخلاف دیگر گونه‌های خرس، پانداها دارای یک «شست کاذب» هستند؛ انگشتی کوتاه و متفاوت که شباهتی به شست انسان دارد و به آن‌ها امکان می‌دهد اشیاء را بگیرند و کنترل کنند. پژوهشگران توضیح می‌دهند که شکستن شاخه‌ها و استفاده از آن‌ها به‌عنوان ابزار نشانه‌ای از نوعی برنامه‌ریزی کوتاه‌مدت است؛ رفتاری که معمولاً در حیواناتی با مغز بزرگ‌تر مانند انسان‌ها دیده می‌شود.

بین یانگ (Bin Yang) می‌گوید: «پانداها ممکن است توانایی‌های شناختی و رفتاری پیچیده‌تری داشته باشند، فراتر از آنچه پیش‌تر تصور می‌کردیم.» او همچنین تأکید می‌کند که برای شناخت دقیق‌تر این رفتار به مطالعات بیشتری نیاز است؛ از جمله بررسی اینکه آیا می‌توان پانداها را به استفاده هدایت‌شده از ابزار آموزش داد یا خیر.