تصور کنید وارد نمایشگاه CES 2026 شوید، روبروی یک آینه هوشمند بنشینید، یک سلفی ۳۰ ثانیه‌ای بگیرید و سپس نمره‌ای دریافت کنید که نشان دهد شما چقدر پیر شده‌اید.

این آینه هوشمند خاص که Longevity Mirror نام دارد توسط شرکت Nuralogix ساخته شده و با قیمت ۸۹۹ دلار عرضه می‌شود. این دستگاه از فناوری موسوم به «تصویربرداری اپتیکال ترنس‌درمال» استفاده می‌کند تا الگوهای جریان خون در صورت شما را اندازه‌گیری نماید. بر اساس این داده‌ها، مجموعه‌ای از شاخص‌های سلامت شامل ضربان قلب، فشار خون، ریسک بیماری‌های قلبی عروقی، سلامت متابولیک، سن فیزیولوژیک و حتی سلامت روان ارزیابی می‌شوند. تمام این شاخص‌ها سپس در قالب یک امتیاز طول عمر از ۱ تا ۱۰۰ ارائه می‌گردند. هرچه عدد بالاتر باشد، وضعیت بهتر است.

شرکت Nuralogix همچنین در حال توسعه یک سرویس مشاوره سلامت است که شما را به یک متخصص سلامت متصل می‌کند تا بینش بیشتری درباره نتایج خود دریافت کنید. این سرویس سالانه ۳۹۹ دلار هزینه خواهد داشت. در غیر این صورت، یک دستیار هوش مصنوعی داخلی به شما کمک خواهد کرد نتایج را تحلیل کنید. انتظار می‌رود این دستگاه در سه‌ماهه اول ۲۰۲۶ عرضه شود و قیمت ۸۹۹ دلاری شامل اولین سال سرویس است. پس از آن، هزینه سالانه ۹۹ دلار خواهد بود.

فناوری‌های مرتبط با طول عمر به نظر می‌رسد که یکی از ترندهای نوظهور حوزه سلامت در CES امسال باشند. شرکت Withings نیز ترازوی هوشمند جدیدی معرفی کرده که آن را «ایستگاه طول عمر» می‌نامد، در حالی که شرکت‌های دیگر از طریق تحلیل هورمونی ادرار وارد مسیر پیشگیری در حوزه سلامت شده‌اند. شرکت‌هایی مانند Whoop و Oura نیز اخیراً شاخص‌های مرتبط با طول عمر را به ردیاب‌های سلامت خود اضافه کرده‌اند. نکته جالب Longevity Mirror این است که روشی بدون تماس با بدن بوده و مهم‌تر از آن، هیچ مایعات بدنی مانند خون، ادرار یا بزاق در آن دخیل نیست. باید دید آیا افراد تمایل دارند در مسیر زندگی خود، چنین ارزیابی سلامتی را تجربه کنند یا خیر.

فحش دادن، برخلاف آنچه تصور می‌شود لغزش ساده‌ای در آداب اجتماعی باشد، یک واکنش بازتابی است که ریشه‌ای عمیق در ساختار بدن انسان دارد و از شبکه‌هایی در مغز و دستگاه عصبی خودمختار نشات می‌گیرد؛ شبکه‌هایی که در روند تکامل برای کمک به بقا در برابر درد و شوک شکل گرفته‌اند.

پژوهش‌ها نشان می‌دهند که به‌کار بردن یک فحش به‌جا می‌تواند درد را کاهش دهد، ضربان قلب را تنظیم کند و به بدن در بازیابی پس از استرس کمک برساند. به نظر می‌رسد فوران‌های گاه‌به‌گاه کلامی نه یک شکست اخلاقی، بلکه واکنشی محافظتی باشند که به‌طور ذاتی در وجود ما سیم‌کشی شده‌اند.

میل به فحش دادن در سطحی بسیار پایین‌تر از گفتار آگاهانه آغاز می‌شود. بیشتر زبان روزمره در قشر مخ شکل می‌گیرد؛ جایی که ایده‌ها به واژه تبدیل می‌شوند. اما ناسزاگویی شبکه‌ای بسیار قدیمی‌تر را فعال می‌کند، یعنی دستگاه لیمبیک که مسئول هیجان، حافظه و پاسخ‌های بقا است.

بخش‌های مهم دستگاه لیمبیک شامل آمیگدال و عقده‌های قاعده‌ای هستند؛ مجموعه‌ای از ساختارهای به‌هم‌پیوسته که به کنترل حرکت و رفتارهای خودکار، از جمله آواسازی غریزی، کمک می‌کنند. این نواحی پیش از آنکه بخش متفکر مغز فرصت واکنش پیدا کند، سیگنال‌های سریعی را از طریق ساقه مغز ارسال می‌کنند. به همین دلیل است که واژه‌ها با چنین سرعتی از دهان خارج می‌شوند؛ این بخشی از یک رفلکس باستانی است که بدن را برای واکنش به شوک یا درد ناگهانی آماده می‌کند.

چرا فحش دادن برای سلامتی مفید است؟ - دیجینوی

این فوران کلامی دستگاه عصبی خودمختار را فعال می‌کند و به‌طور موقت باعث افزایش ضربان قلب، فشار خون و سطح هوشیاری می‌شود. عضلات منقبض می‌شوند، زیرا قشر حرکتی و مسیرهای نخاعی اندام‌ها را برای نوعی حالت دفاعی آماده می‌کنند. سپس صدا وارد عمل می‌شود؛ صدایی که با انقباض شدید دیافراگم و عضلات بین‌دنده‌ای نیرو می‌گیرد و هوا را در یک بازدم انفجاری از میان حنجره عبور می‌دهد.

در اعماق مغز، غده هیپوفیز و ناحیه خاکستری اطراف مجرای مغزی، که ستونی از ماده خاکستری در مغز میانی است، بتا-اندورفین‌ها و انکفالین‌ها را که مسکن‌های طبیعی بدن هستند، آزاد می‌کنند. این مواد شیمیایی درد را کاهش می‌دهند و احساسی خفیف از رهایی ایجاد می‌کنند و زبان را به کنشی جسمانی تبدیل می‌نمایند؛ کنشی که تنفس، عضلات و جریان خون را بسیج کرده و سپس بدن را به آرامش بازمی‌گرداند. این پاسخ یکپارچه، از مغز تا عضله و پوست، توضیح می‌دهد که چرا یک ناسزای تند می‌تواند به‌طور همزمان غریزی و رضایت‌بخش احساس شود.

آنچه کمتر روشن شده، مسیر دقیق این اثر است؛ اینکه آیا این پدیده کاملاً فیزیولوژیک است یا بخشی از آن جنبه روان‌شناختی دارد و شامل کاهش خودآگاهی، افزایش اعتمادبه‌نفس یا حواس‌پرتی از درد می‌شود. نکته مهم این است که این اثر در افرادی که به‌طور عادت‌گونه ناسزا نمی‌گویند، قوی‌تر به نظر می‌رسد.

چرا فحش دادن برای سلامتی مفید است؟ - دیجینوی

فحش دادن همچنین به بدن کمک می‌کند تا از استرس ناگهانی بازیابی شود. هنگام شوک یا آسیب، هیپوتالاموس و هیپوفیز آدرنالین و کورتیزول را وارد جریان خون می‌کنند و بدن را برای واکنش آماده می‌سازند. اگر این افزایش انرژی تخلیه نشود، دستگاه عصبی می‌تواند در حالت برانگیختگی بالا باقی بماند؛ حالتی که با اضطراب، اختلالات خواب، تضعیف ایمنی و فشار اضافی بر قلب مرتبط است.

از دیدگاه کالبدشناسی، فحش دادن یکی از چندین کنش آواسازی بازتابی، در کنار نفس‌نفس زدن، خندیدن و فریاد کشیدن است، که همگی توسط مدارهای عصبی باستانی شکل گرفته‌اند. سایر نخستی‌ها نیز در هنگام درد یا تهدید، صداهای تند تولید می‌کنند و همان نواحی مغز میانی را فعال می‌سازند که هنگام فحش دادن انسان‌ها فعال می‌شود.

فرقی نمی‌کند که تابستان‌های بسیار گرم را ترجیح می‌دهید یا زمستان‌های به‌شدت سرد را؛ تغییرات شدید دما برای بدن انسان اثرات بدی می‌توانند داشته باشند. انسان‌ها جاندارانی همودرم هستند، به این معنا که دمای مرکزی بدن آن‌ها به‌طور معمول تقریباً ثابت باقی می‌ماند. افت دماهایی که این تعادل را بر هم می‌زنند، می‌توانند اختلالات جدی در بدن ایجاد کنند؛ بدنی که برای عملکرد در دمای طبیعی حدود ۳۷ درجه سلسیوس آماده شده است.

زمانی که بدن سرد می‌شود، واکنش‌های دفاعی مختلفی را فعال می‌کند؛ از جمله کاهش جریان خون به پوست، لرز برای تولید گرما و ایجاد سیخ‌شدن موها به‌منظور به دام انداختن هوای گرم در نزدیکی سطح پوست. با این حال، در شرایط بسیار شدید، این سازوکارهای گرمایشی درونی از کار می‌افتند و دمای بدن شروع به کاهش می‌کند. زمانی که دمای مرکزی بدن به کمتر از ۳۵ درجه سلسیوس برسد، بدن رسماً وارد وضعیت هیپوترمی می‌شود.

کاهش دمای مرکزی می‌تواند پیامدهای ویرانگری برای بدن داشته باشد، اما در شرایط نادری، ورود کنترل‌شده به هیپوترمی می‌تواند حتی مفید باشد و در برخی روش‌های پزشکی، عمداً چنین وضعیتی ایجاد می‌شود. هیپوترمی خفیف، یعنی دمای بدن بین ۳۲ تا ۳۵ درجه سلسیوس، با نشانه‌هایی ظریف همراه است. بیماران ممکن است احساس گرسنگی، تهوع یا گیجی را گزارش کنند و پوست آن‌ها رنگ‌پریده و خشک شود. در دماهای پایین‌تر از ۳۲ درجه سلسیوس، بدن وارد مرحله هیپوترمی متوسط می‌شود. در این وضعیت، فرد دچار بی‌حالی می‌گردد و ضربان قلب و سرعت تنفس کاهش می‌یابد. مغز و سامانه تنظیم دمای درونی آن در این دماها دچار اختلال می‌شوند و این امر می‌تواند به رفتارهای عجیب، از جمله پدیده‌ای مانند درآوردن متناقض لباس، منجر شود.

در هیپوترمی شدید، یعنی زمانی که دمای درونی بدن به کمتر از ۲۸ درجه سلسیوس می‌رسد، بدن به‌تدریج شروع به خاموش‌کردن عملکردهای حیاتی خود می‌کند. همچنین فشار خون و ضربان قلب بیش از پیش سقوط می‌کنند. با در نظر گرفتن این نشانه‌ها، زنده‌ ماندن یک انسان در چنین شرایطی شگفت‌انگیز به نظر می‌رسد. با این حال، در سال ۱۹۹۹ میلادی، رادیولوژیستی به نام آنا باگنهولم پس از آنکه دمای بدنش به حدود ۱۳.۷ درجه سلسیوس کاهش یافت، به‌طور کامل بهبود پیدا کرد. این پایین‌ترین دمای بدن است که یک فرد بزرگسال تاکنون خارج از محیط بیمارستان توانسته از آن جان سالم به در ببرد.

فقط یک مورد هیپوترمی تصادفی وجود دارد که از نظر شدت، از تجربه آنا باگنهولم فراتر می‌رود. در زمستان سال ۲۰۱۴ میلادی، کودک لهستانی به نام آدام از خانه مادربزرگش در روستای راچلاویتسه، در شمال کراکوف، خارج شد. دمای هوا در آن زمان حدود منفی ۷ درجه سلسیوس بود. آدام چند ساعت بعد در حالی پیدا شد که بیهوش و کاملاً بی‌حرکت بود. بدن او آن‌چنان سفت شده بود که امدادگران قادر به انجام لوله‌گذاری تنفسی نبودند. همانند باگنهولم، او به بیمارستان منتقل و به دستگاهی متصل شد که عمل تنفس را برایش انجام می‌داد. با وجود آنکه دمای بدنش به حدود ۱۱.۸ درجه سلسیوس کاهش یافته بود، آدام به‌طور کامل بهبود پیدا کرد و پس از دو ماه از بیمارستان مرخص شد.

این پرسش مطرح می‌شود که آدام و آنا باگنهولم چگونه برخلاف تمام احتمالات زنده ماندند. نیکلاس نیلسن، متخصص بیهوشی در دانشگاه لوند سوئد، توضیح می‌دهد که جامعه پزشکی دهه‌هاست از اثرات بالقوه محافظتی دمای پایین بدن آگاه است. جراحان در بسیاری از موارد، برای محافظت از اندام‌های حیاتی در جریان جراحی‌های مغز یا قلب، دمای مرکزی بدن بیماران را به‌طور عمدی کاهش می‌دهند.

مثلا پزشکان در جراحی قلب باز، این اندام را با مایعی به نام کاردیوپلژیا پر می‌کنند. این مایع به‌طور موقت قلب را متوقف و سرد می‌کند. این کار به جراحان فرصت می‌دهد تا روی قلبی بی‌حرکت کار کنند، در حالی که یک دستگاه خارجی گردش خون را بر عهده دارد. پایین‌ترین دمای ثبت‌شده‌ای که بدن یک انسان در اثر هیپوترمی القاشده به آن رسیده و با حفظ عملکرد مغزی زنده مانده است، حدود ۴.۲ درجه سلسیوس بوده که این مورد به یک پرونده پزشکی در سال ۱۹۶۱ میلادی بازمی‌گردد.

به گفته نیلسن، این مطالعات نشان می‌دهند که دماهای پایین نباید تیم درمانی را به این نتیجه برسانند که بیمار دیگر شانسی برای بهبودی ندارد.‌ بعید به نظر می‌رسد که رکورد دمای سال ۱۹۶۱ هرگز شکسته شود. پزشکی مدرن به‌خوبی می‌داند که کاهش دمای بدن همان‌قدر که می‌تواند مفید باشد، خطرناک نیز است. به همین دلیل، روش‌های جدید تلاش می‌کنند میزان سردسازی را به حداقل برسانند تا از عوارض جانبی جلوگیری شود. این عوارض شامل افزایش خطر عفونت‌هایی مانند ذات‌الریه، مشکلات لخته‌شدن خون و اختلالات کلیوی هستند.

خارج از محیط بیمارستان، باید به یاد داشت که بسیاری از افراد در شرایطی جان خود را از دست داده‌اند که آنا و آدام موفق به زنده‌ماندن در آن‌ها شدند. برای ما انسان‌های همودرم، بسیار عاقلانه‌تر است که یک شب زمستانی را در فضای بسته و گرم سپری کنیم.

اطلاعات موجود درباره پیامدهای بلندمدت خالکوبی بر سلامت انسان همچنان اندک است، اما نتایج چند پژوهش تازه نشان می‌دهد که این شیوه هنری می‌تواند موجب التهاب طولانی‌مدت در بدن شود.

مطابق پژوهشی که بر روی موش‌ها انجام شده است، جوهر خالکوبی در گره‌های لنفاوی تجمع پیدا می‌کند و با ایجاد اختلال در عملکرد سیستم ایمنی، موجب تغییرات ماندگار در سازوکارهای دفاعی بدن می‌شود. در این مطالعه، موش‌هایی که خالکوبی شده بودند، التهاب مزمن در گره‌های لنفاوی خود نشان دادند. این گره‌ها، با ذرات جوهر رنگین شده بودند و واکنش پادتن آن‌ها به واکسن‌ها نیز دستخوش تغییر شد. گره‌های لنفاوی کسانی نیز که از افراد دارای خالکوبی نمونه‌برداری شده بود، حتی سال‌ها پس از انجام خالکوبی، نشانه‌های مشابهی از التهاب و تغییر رنگ را نشان می‌داد.

این نتایج، احتمال ارتباط میان خالکوبی و افزایش خطر ابتلا به بیماری‌ها را مطرح می‌کند و بیانگر نیاز به انجام تحقیقات بیشتر است. این نکته را سانتیاگو گونزالس از دانشگاه لوگانو در سوئیس مطرح می‌کند.

او با اشاره به این موضوع می‌گوید که طی فرآیند خالکوبی، جوهر مستقیما وارد بدن می‌شود و موضوع صرفا یک تغییر ظاهری در سطح پوست نیست، بلکه پیامدهایی در دستگاه ایمنی ایجاد می‌گردد. گونزالس توضیح می‌دهد که التهاب مزمن در درازمدت می‌تواند موجب فرسودگی سیستم ایمنی شود و این امر احتمال بروز عفونت‌ها یا برخی سرطان‌ها را افزایش می‌دهد. از این رو، پرسش‌های بسیاری وجود دارد که نیازمند بررسی بیشتر هستند.

خالکوبی در سال‌های اخیر در سراسر جهان به یک روند گسترده تبدیل شده است. اکنون میان ۳۰ تا ۴۰ درصد افراد در اروپا و ایالات متحده دست‌کم یک خالکوبی دارند. اگرچه گونزالس خود خالکوبی ندارد، اما ارزش هنری آن را درک می‌کند و آن را از نظر زیبایی‌شناختی جذاب می‌داند. با این حال، اطلاعات علمی درباره اثرات بلندمدت خالکوبی، به‌ویژه پیامدهای آن بر سیستم ایمنی، همچنان محدود است.

گونزالس می‌گوید او و همکارانش زمانی متوجه موضوع شدند که در جریان یک پروژه جداگانه درباره التهاب در موش‌ها، مشاهده کردند حیواناتی که برای شناسایی دارای خالکوبی کوچک شده بودند، واکنش‌های التهابی شدید و غیرمنتظره نشان دادند. همین موضوع سبب شد که آنها بررسی‌های دقیق‌تری انجام دهند.

پژوهشگران با استفاده از جوهرهای تجاری استاندارد در رنگ‌های مشکی، قرمز و سبز، بخشی به مساحت ۲۵ میلی‌متر مربع از پوست پای عقب چندین موش را خالکوبی کردند. آنها با کمک تجهیزات تصویربرداری پیشرفته مشاهده کردند که جوهر از طریق عروق لنفاوی به سرعت، و در بسیاری موارد طی چند دقیقه، به سوی گره‌های لنفاوی نزدیک حرکت می‌کند.

در آنجا، ماکروفاژها که از مهم‌ترین سلول‌های ایمنی برای پاک‌سازی بقایا، عوامل بیماری‌زا و سلول‌های مرده هستند، ذرات جوهر را جذب کرده و باعث رنگ‌ گرفتن گره‌ها و ایجاد التهاب حاد می‌شوند. حدود ۲۴ ساعت بعد، این ماکروفاژها می‌میرند و جوهر را آزاد می‌کنند؛ سپس ماکروفاژهای دیگر آن را جذب کرده و همین چرخه مرگ و جذب جوهر بارها تکرار می‌شود. این روند سبب ایجاد التهابی مزمن و چشمگیر می‌شود که مدت‌ها پس از بهبود محل خالکوبی ادامه می‌یابد.

گونزالس می‌گوید که پس از پایان آزمایش و با گذشت دو ماه از زمان خالکوبی، میزان شاخص‌های التهابی در گره‌های لنفاوی موش‌های خالکوبی‌شده همچنان تا پنج برابر بیش از حد طبیعی بود.

برای بررسی تأثیر این التهاب بر عملکرد سیستم ایمنی، پژوهشگران واکسن‌ها را به طور مستقیم در محل پوست خالکوبی‌شده تزریق کردند. واکنش پادتنی موش‌های خالکوبی‌شده به واکسن mRNA کووید-۱۹ ضعیف‌تر از موش‌های گروه کنترل بود، اما واکنش آنها به واکسن آنفلوآنزا قوی‌تر شد.

بررسی‌های بیشتر نشان داد که ماکروفاژهای گره لنفاوی در موش‌های خالکوبی‌شده چنان از جوهر پر شده‌اند که مقدار کمتری از واکسن کووید-۱۹ را جذب می‌کنند؛ واکسنی که برای فعال‌شدن نیازمند پردازش توسط ماکروفاژهاست. در مقابل، واکسن پروتئین‌محور آنفلوآنزا با افزایش التهاب، واکنش پادتنی بیشتری ایجاد کرده که شاید دلیل آن افزایش سلول‌های ایمنی فراخوانده‌شده به محل خالکوبی باشد. گونزالس می‌گوید که پاسخ ایمنی ممکن است به نوع واکسن بستگی داشته باشد.

در گام بعد، پژوهشگران مجموعه‌ای محدود از نمونه‌برداری‌های گره لنفاوی در انسان‌هایی را بررسی کردند که در نواحی نزدیک به گره‌ها خالکوبی داشته‌اند. حتی دو سال پس از خالکوبی، این گره‌ها همچنان حاوی ذرات رنگ بودند و ماکروفاژهای موجود در آنها همان الگوی مشاهده‌شده در موش‌ها را نشان می‌دادند. به گفته گونزالس، گره‌های لنفاوی این افراد کاملا از جوهر پر شده بود.

او اضافه کرد که این جوهر احتمالا تا پایان عمر در گره‌های لنفاوی باقی خواهد ماند، حتی اگر فرد اقدام به پاک‌کردن خالکوبی خود روی پوست کند؛ زیرا حذف جوهر از پوست ممکن است، اما حذف آن از گره‌های لنفاوی امکان‌پذیر نیست.

کریستل نیلسن از دانشگاه لوند در سوئد می‌گوید این یافته‌ها دیدگاه مهمی درباره ارتباط احتمالی میان خالکوبی و دستگاه ایمنی ارائه می‌دهد. او و همکارانش در ماه گذشته تحقیقی منتشر کردند که افزایش خطر ملانوم را در افراد دارای خالکوبی گزارش می‌داد. نیلسن توضیح می‌دهد که یکی از فرضیه‌های آنها نقش التهاب در گره‌های لنفاوی بود و نتایج این پژوهش جدید شواهد قانع‌کننده‌ای در تأیید این فرضیه ارائه می‌کند. او این مطالعه را گامی مهم در فهم ارتباط میان خالکوبی و بیماری‌ها می‌داند.

مایکل جیولبوداگیان از موسسه فدرال ارزیابی خطر آلمان در برلین نیز معتقد است این پژوهش تصویری دقیق‌تر از نحوه تعامل رنگ‌دانه‌های خالکوبی با سیستم ایمنی ارائه می‌دهد. با این حال تأکید می‌کند که نتایج حاصل از موش‌ها لزوما قابل تعمیم کامل به انسان نیست؛ به‌ویژه با در نظر گرفتن تفاوت‌های قابل توجه میان پوست انسان و موش. او می‌گوید اهمیت این موضوع برای سلامت انسان، به‌خصوص پس از بهبودی کامل زخم، نیازمند بررسی‌های گسترده‌تر است.

اگر در کودکی مادر شما هشدار می‌داد که چشم‌هایتان را لوچ نکنید وگرنه همان‌طور باقی می‌مانند، پاسخ علمی‌اش برخلاف آن هشدار است. به بیان روشن، چنین اتفاقی رخ نمی‌دهد و می‌توانید بدون نگرانی چشم‌هایتان را به صورت عمدی لوچ کنید. این موضوع را دکتر مینال آگاروال، اپتومتریست ساکن تورنتو، تأیید می‌کند.

او می‌گوید والدین گاهی وقتی می‌بینند فرزندشان هنگام راه رفتن پاهایش را به سمت داخل می‌چرخاند، واکنش نشان می‌دهند و از او می‌خواهند چنین رفتاری نداشته باشد، اما این حرکات نه در پاها و نه در چشم‌ها باعث ایجاد تغییر دائمی نمی‌شوند و از نظر فیزیکی قادر نیستند ساختار حرکت چشم یا پا را به‌طور همیشگی تغییر دهند.

چشم انسان به لطف وجود شش عضله‌ی حرکتی خارجی توانایی حرکت در جهات بالا، پایین، طرفین و همچنین وضعیت لوچ شدن را دارد. هنگامی که فرد چشم‌هایش را عمدی به سمت داخل می‌چرخاند، عضله‌ی رکتوس داخلی نقش اصلی را ایفا می‌کند. این عضله در هر چشم در بخش داخلی و مجاور بینی قرار دارد. ما در دید معمولی نیز به طور مداوم از این عضله استفاده می‌کنیم؛ زیرا هنگام نگاه کردن به چپ یا راست، این عضله هر چشم را به سمت داخل می‌چرخاند. هنگامی که فرد عمداً چشم‌هایش را لوچ می‌کند، در واقع هر دو عضله‌ی رکتوس داخلی را به طور هم‌زمان منقبض می‌نماید تا کره‌ی چشم‌ها به سمت یکدیگر متمایل شوند.

آیا لوچ کردن چشم‌ها واقعاً برای انسان مضر است؟ - دیجینوی

با وجود این مکانیسم، دکتر آگاروال تأکید می‌کند که استفاده‌ی همزمان از این دو عضله هیچ‌گاه سبب نمی‌شود که چشم‌ها در وضعیت لوچ دائمی باقی بمانند و هیچ پیامد زیان‌باری برای فرد ایجاد نخواهد شد.

زمانی که لوچ شدن چشم نشانه‌ی وجود مشکل است

تفاوت مهمی میان لوچ کردن اختیاری هنگام شوخی و لوچ شدن غیرارادی وجود دارد. حالت دوم می‌تواند نشانه‌ی یک مشکل پزشکی باشد و نیازمند بررسی است.

در نوزادان: اگر چشم‌های نوزاد به صورت مداوم به سمت داخل متمایل باشند یا این انحراف بسیار مشهود بوده و طی ماه‌های نخست زندگی برطرف نشود، ممکن است نشان‌دهنده‌ی یک مشکل اساسی باشد. دکتر آگاروال توصیه می‌کند والدین در چنین شرایطی کودک را برای ارزیابی دقیق نزد پزشک ببرند. در برخی موارد، لوچی پایدار در نوزادان به مداخله‌ی جراحی نیاز دارد و تشخیص و درمان زودهنگام برای رشد صحیح بینایی اهمیت حیاتی دارد. او می‌گوید در مواردی که انحراف واضح و شدید است، معمولاً خودبه‌خود برطرف نمی‌شود.

در کودکان: دوربینی اصلاح‌نشده یکی از دلایل رایج لوچ شدن چشم است. دکتر آگاروال می‌گوید در کار بالینی خودش این مشکل را معمولاً در کودکان ۳ تا ۵ ساله که برای نخستین بار معاینه‌ی چشم انجام می‌دهند مشاهده می‌کند. زمانی که دوربینی با عینک اصلاح نشود، چشم تلاش می‌کند برای جبران تمرکز ناکافی، عضلات را بیش‌ازحد فعال کند و این موضوع باعث چرخش یک یا هر دو چشم به سمت داخل می‌شود. استفاده از عینک معمولاً این مشکل را برطرف می‌کند؛ زیرا با اصلاح دید، فشار عضلانی کاهش یافته و چشم به موقعیت طبیعی بازمی‌گردد.

در بزرگسالان: بروز ناگهانی لوچ شدن چشم می‌تواند نشانه‌ی جدی سکته باشد و سکته ممکن است باعث چرخش غیرارادی چشم به سمت داخل شود. دکتر آگاروال توضیح می‌دهد که اگر مثلاً مردی حدود ۵۰ ساله به طور ناگهانی چشمش به سمت داخل منحرف شود، این وضعیت یک هشدار جدی محسوب می‌شود و فرد باید فوراً به اورژانس منتقل شود؛ زیرا احتمال وقوع سکته وجود دارد. بسته به شدت سکته و روند توان‌بخشی، معمولاً چشم به موقعیت معمول خود بازمی‌گردد، اما او اشاره می‌کند که در برخی بیماران این رویداد با از دست رفتن کامل بینایی همراه بوده است.

در هر سنی: مشکلات مرتبط با مغز از جمله تومورها، ضایعات یا التهاب در نواحی مرتبط با اعصاب کنترل‌کننده‌ی حرکت چشم نیز می‌توانند سبب ایجاد لوچی شوند. به گفته‌ی دکتر آگاروال، چشم‌ها دریچه‌ای برای مشاهده‌ی وضعیت بدن هستند و نشانه‌های مهمی ارائه می‌دهند.

نتیجه‌گیری

اگر چشم‌های شما یا فرزندتان به طور ناگهانی و بدون اراده به سمت داخل منحرف شوند، مراجعه به پزشک ضروری است. اما اگر تنها برای شوخی یا تفریح، چشم‌هایتان را عمداً لوچ می‌کنید، هیچ خطری شما را تهدید نمی‌کند و این حرکت هرگز موجب باقی ماندن دائمی چشم‌ها در این وضعیت نمی‌شود.