لامبورگینی سال‌ها با خودروهای بنزینی پرقدرت و پرصدا شناخته می‌شد؛ ماشین‌هایی با موتورهای V12 و V10 که صدای آن‌ها همچون سمفونی سوخت و آتش در خیابان‌ها می‌پیچید. اما امروز این برند وارد عصر برقی‌سازی شده و سه مدل هیبریدی پلاگین را معرفی کرده است: شاسی‌بلند اوروس (URUS SE)، مدل پرچمدار ریووئلتا (Revuelto) و تازه‌ترین مدل با نام تمراریو (Temerario). لامبورگینی این خودروها را PHEV نمی‌نامد، بلکه آن‌ها را HPEV یا «خودروهای برقی با عملکرد بالا» معرفی می‌کند؛ زیرا تمرکز اصلی بر قدرت و هیجان رانندگی است، هرچند بهره‌وری نیز در این مجموعه دیده می‌شود.

در ابتدا بسیاری از منتقدان باور نداشتند که یک هیبریدی از لامبورگینی بتواند همان سطح هیجان و جذابیت مدل‌های پیشین را ارائه دهد، اما آمار و مشخصات فنی خلاف این تصور را نشان می‌دهند. کافی است تمراریو (Temerario) را با خودرویی که جایگزین آن شده، یعنی هوراکان (Huracan)، مقایسه کنید. اختلاف قدرت به‌تنهایی چشمگیر است؛ تمراریو با موتور جدید V8 توئین‌توربو ۴.۰ لیتری و سه موتور الکتریکی مجموعاً ۹۰۷ اسب‌بخار تولید می‌کند، در حالی که قدرتمندترین نسخه‌های هوراکان با موتور V10 تنها به ۶۳۱ اسب‌بخار می‌رسیدند. اما این پرسش مطرح می‌شود که آیا تمراریو می‌تواند به محبوبیت هوراکان، پرفروش‌ترین سوپراسپرت تاریخ لامبورگینی، دست یابد؟

روون موهر (Rouven Mohr)، مدیر ارشد فنی لامبورگینی، پاسخ مثبت می‌دهد و می‌گوید: «تمراریو خودرویی بسیار پخته‌تر است. سطح عملکردی دارد که پیش‌تر هرگز امکان‌پذیر نبود. این مدل در سطحی متفاوت قرار گرفته و حتی رانندگی با آن لذت بیشتری دارد.» تمراریو نخستین سوپراسپرت لامبورگینی است که به حالت دریفت مجهز شده است. با فشردن دکمه‌ای روی فرمان، خودرو آماده اجرای دریفت می‌شود. این مدل با تایرهای پوتنزا اسپرت که به‌طور مشترک با بریجستون (Bridgestone) توسعه یافته‌اند، به‌راحتی در پیست به‌صورت عرضی حرکت می‌کند، گویی روی یخ در حال لغزش است.

لامبورگینی تمراریو؛ هیولای هیبریدی با دریفت سه‌مرحله‌ای + تصاویر - دیجینوی

موهر توضیح می‌دهد که سیستم هیبریدی تمراریو کاملاً جدید است و هیچ بخشی از قوای محرکه هوراکان به آن منتقل نشده. این مدل از طراحی Hot V استفاده می‌کند؛ جایی که توربوشارژرها داخل زاویه V موتور قرار می‌گیرند و نسبت به حالت Cold V سریع‌تر وارد مدار می‌شوند. در Cold V توربوها دورتر از منبع حرارت هستند و حداکثر تا ۷۵۰۰ دور در دقیقه کار می‌کنند، اما Hot V با مسیر کوتاه‌تر گازهای خروجی باعث کاهش لگ توربو و افزایش کارایی می‌شود.

لامبورگینی اعلام کرده که تمراریو نخستین موتور سوپراسپرت تولیدی است که به ۱۰ هزار دور در دقیقه می‌رسد؛ رقمی که معمولاً فقط در موتورهای مسابقه‌ای دیده می‌شود. حتی فراری 12Cilindri با موتور V12 غیرهیبریدی تنها به ۹۵۰۰ دور می‌رسد. برای رسیدن به این عملکرد، مهندسان لامبورگینی از صفر شروع کردند و توربوشارژرهای بزرگ‌تری به‌کار بردند تا در دورهای بالا قدرت بیشتری ایجاد شود، در حالی که سه موتور الکتریکی محوری (دو موتور روی چرخ‌های جلو و یکی بین موتور و گیربکس هشت‌سرعته دوکلاچه) لگ توربو را کاهش می‌دهند. این موتورها که توسط شرکت یاسا (YASA) ساخته شده‌اند، ۵۰ درصد سبک‌تر و ۲۰ درصد باریک‌تر از موتورهای شعاعی معمولی هستند و توان زیادی را در ابعاد کوچک ارائه می‌دهند.

موهر می‌گوید هنگام اولین رانندگی با تمراریو مجبور شده سبک رانندگی خود را تغییر دهد، چون این خودرو ترکیبی از رفتار موتورهای تنفس طبیعی و توربو را ارائه می‌دهد؛ یعنی هم در دورهای پایین گشتاور بالایی دارد و هم در دورهای بالا قدرتی خطی و نفس‌گیر تولید می‌کند. او تأکید می‌کند بازه ۶۰۰۰ تا ۱۰ هزار دور تجربه‌ای کم‌نظیر است و تنها موتورهای پایه فرمول ۱ رفتاری مشابه دارند.

به گفته او، تمراریو منحنی توان بی‌پایانی دارد و ابتدا ناخودآگاه در ۶۰۰۰ دور تعویض دنده می‌کرد، اما بعد فهمید باید روی پدال بماند تا قدرت واقعی خودرو را حس کند. او یادآور می‌شود که موتورهای تنفس طبیعی کمی در جهان به ۱۰ هزار دور می‌رسند و در میان موتورهای توربو تنها نمونه قابل مقایسه، موتورهای فرمول ۱ است.

لامبورگینی تمراریو؛ هیولای هیبریدی با دریفت سه‌مرحله‌ای + تصاویر - دیجینوی

موهر همچنین تأکید می‌کند شخصیت تمراریو کاملاً متفاوت از ریووئلتا (Revuelto) است. ریووئلتا با موتور V12 تنفس طبیعی ۶.۵ لیتری و سه موتور الکتریکی، پرچمدار گران‌قیمت برند است، اما تمراریو برای استفاده روزمره طراحی شده و بدنه، آیرودینامیک و موتور آن برای تجربه‌ای راحت‌تر و سرگرم‌کننده‌تر تنظیم شده‌اند.

برای نخستین بار در تاریخ لامبورگینی، حالت دریفت واقعی به‌صورت کارخانه‌ای به تمراریو اضافه شده است. راننده می‌تواند از طریق دکمه فرمان بین سه سطح دریفت انتخاب کند. سطح ۱ امکان اوراستیر (Oversteer) با زاویه محدود را فراهم می‌کند. سطح ۲ زاویه دریفت را تا ۳۰ درجه افزایش می‌دهد و سطح ۳ آن را به ۴۰ درجه می‌رساند. موهر توضیح می‌دهد: «شاید بگویید سایر خودروسازان چنین قابلیتی داشته‌اند، اما ما آن را به شیوه‌ای متفاوت اجرا کرده‌ایم. ما از ترمز استفاده نمی‌کنیم، بلکه با تقسیم گشتاور در محور جلو کنترل را به‌دست می‌گیریم و همین حس طبیعی‌تری ایجاد می‌کند.»

تمام این ویژگی‌ها تجربه‌ای درخور نام لامبورگینی خلق کرده‌اند. اگر آینده سوپراسپرت‌های هیبریدی چنین باشد، باید گفت دوران تازه‌ای آغاز شده است.

تراشه‌های فوتونیکی جدید هوش مصنوعی چین به دستاوردهای چشمگیر در سرعت و بهره‌وری دست یافته‌اند، اما تنها برای بارهای کاری بسیار محدود و تعریف‌شده. دانشمندان چینی بنا بر گزارش‌ها مجموعه‌ای از ریزتراشه‌های فوتونیکی جدید مبتنی بر نور توسعه داده‌اند که از نظر سرعت و بهره‌وری می‌توانند پردازنده‌های گرافیکی پیشرو هوش مصنوعی انویدیا را با اختلافی بیش از ۱۰۰ برابر پشت سر بگذارند.

بر اساس این ادعاها، تراشه‌های جدید قادرند در برخی وظایف مولد خاص، از جمله تولید ویدئو و سنتز تصویر، به‌راحتی از فناوری‌های پیشرو انویدیا عملکرد بهتری ارائه دهند. هرچند این موضوع چشمگیر به نظر می‌رسد، اما درک این نکته ضروری است که این تراشه‌ها جایگزین مستقیم پردازنده‌های گرافیکی به سبک انویدیا برای کاربردهای عمومی محسوب نمی‌شوند.

در عوض، در صورت صحت ادعاها، تراشه‌های مذکور نمایانگر یک معماری محاسباتی جدید برای بارهای کاری هوش مصنوعی بسیار محدود و مشخص هستند، به‌ویژه برای وظایفی مانند بینایی ماشین و تولید تصویر مولد.

پردازنده‌های گرافیکی انویدیا، مانند مدل محبوب NVIDIA A100، برای انجام محاسبات از الکترون‌هایی استفاده می‌کنند که از میان ترانزیستورها عبور می‌کنند. این رویکرد امکان اجرای دستورات به‌صورت گام‌به‌گام را فراهم می‌کند و انعطاف‌پذیری بسیار بالایی دارد، به این معنا که می‌توانند به‌طور هم‌زمان برنامه‌های متعددی را اجرا کنند.

با این حال، چنین تراشه‌هایی مصرف انرژی بسیار بالایی دارند و می‌توانند در مدت‌زمان کوتاهی به شدت داغ شوند. همچنین تولید آن‌ها مستلزم استفاده از فرایندهای ساخت بسیار پیشرفته است.

این تراشه‌های فوتونیکی جدید چینی، مانند اکسل (ACCEL) و لایت‌جن (LightGen)، به جای الکترون‌ها از فوتون‌ها برای عملکرد خود بهره می‌برند. آن‌ها محاسبات را از طریق تداخل نوری انجام می‌دهند، امری که موجب دستیابی به سرعتی فوق‌العاده بالا و بهره‌وری انرژی بسیار چشمگیر می‌شود.

با این وجود، در مقایسه با پردازنده‌های گرافیکی انویدیا، از نظر انعطاف‌پذیری محدودتر هستند. در مقابل، می‌توان آن‌ها را نسبتاً آسان‌تر و با استفاده از فرایندهای ساخت قدیمی‌تر تولید کرد.

برای درک بهتر تفاوت، می‌توان پردازنده‌های گرافیکی انویدیا را به ماشین‌حساب‌های قابل برنامه‌ریزی تشبیه کرد، در حالی که این تراشه‌های فوتونیکی جدید بیشتر به ماشین‌های آنالوگ اختصاصی با هدفی مشخص شباهت دارند.

تراشه اکسل که توسط دانشگاه تسینگ‌هوا توسعه یافته، یک تراشه هیبریدی متشکل از مؤلفه‌های فوتونیکی و بخش‌هایی از تراشه‌های الکترونیکی آنالوگ است. این تراشه‌ها می‌توانند با استفاده از فناوری‌های قدیمی‌تر شرکت Semiconductor Manufacturing International Corporation ساخته شوند و نشان داده شده که توان پردازشی ۴.۶ پتافلاپس را با مصرف انرژی بسیار اندک ارائه می‌دهند.

برای مقایسه، هر پتافلاپس معادل یک کوادریلیون، یعنی ۱۰^۱۵، عملیات ممیز شناور در ثانیه است. این رقم بسیار قابل توجه به نظر می‌رسد، اما باید توجه داشت که این تراشه‌ها کد اجرا نمی‌کنند و عملیات سنگین مبتنی بر حافظه را، آن‌گونه که اغلب از تراشه‌های انویدیا انتظار می‌رود، انجام نمی‌دهند.

آن‌ها صرفاً عملیات ریاضی آنالوگ از پیش تعیین‌شده را اجرا می‌کنند که برای وظایفی مانند تشخیص تصویر، بینایی در نور کم و موارد مشابه کاملاً مناسب است. چنین تراشه‌هایی هرگز قادر نخواهند بود کارهایی مانند اجرای برنامه‌ها، آموزش مدل‌ها یا جایگزینی پردازنده‌های گرافیکی، یا حتی پردازنده‌های مرکزی، در دستگاه‌های الکترونیکی را انجام دهند.

تراشه دیگر، لایت‌جن، توسط یک تیم مشترک از دانشگاه شانگهای جیائو تونگ و دانشگاه تسینگ‌هوا توسعه داده شده است. برخلاف اکسل، این تراشه کاملاً نوری بوده و بیش از ۲ میلیون نورون فوتونیکی را در خود جای داده است.

این تراشه بنا بر ادعاها قادر است وظایفی مانند تولید تصویر، انتقال سبک، حذف نویز و دست‌کاری تصاویر سه‌بعدی را انجام دهد. در مقایسه با تراشه‌های متداول‌تر مانند محصولات انویدیا، لایت‌جن می‌تواند این وظایف را با سرعتی بیش از ۱۰۰ برابر و در عین حال با مصرف تنها کسری از انرژی مورد نیاز انجام دهد.

در همین راستا، تیم پژوهشی توضیح می‌دهد که لایت‌جن تاکنون قوی‌ترین شاهد بر این است که فوتونیک می‌تواند هوش مصنوعی مولد واقعی را محقق کند، هرچند تنها در حوزه‌هایی با محدودیت‌های بسیار سخت‌گیرانه.

اکسل و لایت‌جن نشان می‌دهند که سخت‌افزار هوش مصنوعی مبتنی بر نور می‌تواند برای وظایف هوش مصنوعی محدود، با اختلاف مرتبه‌ای از پردازنده‌های گرافیکی پیشی بگیرد. با این حال، این تراشه‌ها ماشین‌های آنالوگ تخصصی هستند و جایگزین‌های عمومی محسوب نمی‌شوند، و همین تمایز اهمیت بنیادین دارد.

هنگامی که شارژ باتری پهپادها تمام می‌شود، به سمت مبدا پرواز می‌کنند یا سقوط می‌کنند. با این حال، یک فناوری جدید ممکن است به این وسایل نظامی اجازه دهد در حین پرواز شارژ شوند. استارتاپ PowerLight Technologies در تاریخ ۱۶ دسامبر در یک بیانیه مطبوعاتی اعلام کرد که آزمایش‌های اولیه سیستم انتقال توان لیزری را برای وسایل هوایی بدون سرنشین به پایان رسانده است. این پروژه که هزینه‌های آن توسط وزارت دفاع ایالات متحده پرداخت شده، ترکیبی از یک فرستنده پرقدرت با یک گیرنده سبک‌وزن است تا پهپادها را از راه دور شارژ کند. تام ناگنت (Tom Nugent)، مدیر ارشد فناوری پاورلایت گفت: “این چیزی فراتر از انتقال توان نقطه به نقطه با استفاده از لیزر است؛ ما در حال ساخت یک شبکه انرژی هوشمند هستیم.”

طرح‌های آماده‌شده برای شارژ بی‌سیم پهپادها در حین پرواز

پهپادهای نظامیفرستنده استارتاپ پاورلایت در حین آزمایش برد در دسامبر سال ۲۰۲۵

یک گیرنده با وزن تقریبی ۲.۷ کیلوگرم (۶ پوند) روی پهپاد نصب شده است که از مبدل‌های توان لیزری برای تشخیص لیزرها و تبدیل آن‌ها به برق بهره می‌برد. یک ماژول کنترل اضافی نیز به برقراری ارتباط وسیله با ایستگاه زمینی کمک می‌کند. استارتاپ پاورلایت اعلام کرد که در تست‌های اخیر، این سیستم موفق شد لیزرها را به پهپادهایی که تا ارتفاع ۵۰۰۰ فوت (۱۵۲۴ متر) پرواز می‌کردند منتقل کند. این اجزا یک خط انرژی بی‌سیم را تشکیل می‌دهند که به‌صورت نوری هواپیما را ردیابی کرده و کیلووات‌ها انرژی را به باتری نصب‌شده در پهپاد منتقل می‌کند. ناگنت در ادامه گفت: “فرستنده ما با پهپاد ارتباط برقرار کرده، سرعت و جهت آن را ردیابی می‌کند و انرژی را دقیقا به جایی که نیاز است، منتقل خواهد کرد. ما اکنون الگوریتم‌های انتقال نیرو و ردیابی را با موفقیت آزمایش کرده‌ایم و معماری اصلی مورد نیاز برای نمایش‌های پروازی آینده‌مان نیز آماده است.”

فناوری انتقال انرژی از طریق لیزر

پهپادهای نظامیطرح مفهومی سیستم انتقال انرژی از فرستنده زمینی به گیرنده تعبیه‌شده روی پهپاد

این فناوری جدید بخشی از طرح “انتقال توان از طریق لیزر به پهپاد” وزارت دفاع آمریکا برای ایجاد تکنیک‌های این چنینی به منظور تامین انرژی سیستم‌های هوایی خودران است. فاطمه حمدانی، مدیرعامل شرکت Kraus Hamdani Aerospace که شریک پاورلایت در این پروژه است، در این بیانیه گفت: “وسیله‌ای که برای سوخت‌گیری یا شارژ مجدد نیازی به فرود نداشته باشد، وسیله‌ای است که هرگز از کار نمی‌افتد.” البته این اولین باری نیست که پاورلایت با دولت آمریکا همکاری می‌کند. سال گذشته، این استارتاپ به شرکت بلو اوریجین جف بزوس در طراحی یک سیستم انتقال توان از طریق لیزر برای شارژ ربات‌های کاوشگر در ماه پیوست. پاورلایت همچنین قرار است نخستین دور از تست‌های پرواز خود را در اوایل سال ۲۰۲۶ آغاز کند تا قابلیت پرواز بی‌پایان پهپادها را به نمایش بگذارد.

سال‌هاست انسان‌ها با یکی از سخت‌ترین و طاقت‌فرساترین کارهای حوزه لجستیک یعنی تخلیه کانتینرها و کامیون‌های پر از جعبه‌های سنگین دست و پنجه نرم می‌کنند. این کار تکراری، خسته‌کننده و پرخطر است و آسیب‌های جسمی زیادی به کارگران وارد می‌کند، اما اکنون ربات‌ها وارد میدان شده‌اند؛ شرکت پیکل روبات با استفاده از ربات‌های تک‌دست مجهز به هوش مصنوعی مولد توانسته فرآیند تخلیه کامیون‌ها را به‌طور خودکار انجام داده و جعبه‌هایی تا وزن ۳۰ کیلوگرم را بلند کرده و روی نوار نقاله قرار دهند.

این ربات‌ها هم‌اکنون در شرکت‌های بزرگی مانند UPS، ریوبی تولز و یوسن لاجیستیک به کار گرفته شده‌اند و توانسته‌اند فشار جسمی طاقت‌فرسای تخلیه بار را از دوش کارگران انسانی بردارند. شرکت پیکل روبات توسط فارغ‌التحصیلان MIT یعنی ای‌جی مایر (AJ Meyer)، آریانا آیزنستاین (Ariana Eisenstein) و دن پالوسکا (Dan Paluska) پایه‌گذاری شد. این ربات‌ها ترکیبی از هوش مصنوعی مولد، الگوریتم‌های یادگیری ماشین، حسگرهای پیشرفته، دوربین‌های دقیق و نرم‌افزارهای بینایی ماشین را به کار می‌گیرند. همین ترکیب باعث می‌شود ربات‌ها از همان روز نخست بتوانند در محیط‌های جدید انبار فعالیت کنند و با گذشت زمان عملکرد خود را به‌طور مستمر ارتقا دهند.

بخش قابل توجهی از سخت‌افزار این سیستم توسط شرکای صنعتی باسابقه تامین می‌شود، از جمله بازوی رباتیک سبزرنگی که معمولاً در خطوط تولید خودرو دیده می‌شود و اکنون در این پروژه نقشی کلیدی ایفا می‌کند.

گوگل، آمازون و xAI در حال رقابت برای ایجاد سامانه‌های هوش مصنوعی مبتنی بر فضا هستند. شبکه‌های مداری می‌توانند تأخیر و فشار وارد بر مصرف انرژی روی زمین را کاهش دهند. قرارگیری هوش مصنوعی در مدار می‌تواند اتصال شبکه را در حوزه‌هایی همچون اینترنت مناطق دورافتاده و واکنش اضطراری در بحران‌ها بهبود دهد.

در فاصله‌ای کوتاه و طی چند ماه، تلاش برای انتقال هوش مصنوعی به فضا از یک رؤیای دور به اولویتی استراتژیک و فوری تبدیل شده است. پروژه Suncatcher گوگل، پروژه Leo متعلق به آمازون برای توسعه اینترنت ماهواره‌ای، و اقدامات xAI متعلق به ایلان ماسک برای ایجاد محیط‌های پردازشی مداری، همگی به یک جهت اشاره دارند: جهش بزرگ بعدی در مسیر هوش مصنوعی ممکن است نه روی زمین، بلکه در مدار نزدیک زمین رخ دهد.

با آن‌که این چشم‌انداز در نگاه نخست غیرواقعی به نظر می‌رسد، در پس این بیانیه‌های تبلیغاتی و دیدگاه‌های بلندپروازانه، حجم قابل‌توجهی از مهندسی واقعی و قابل اتکا قرار دارد. این تلاش‌ها ناشی از فشار بی‌سابقه‌ای است که زیرساخت‌های فعلی در برابر گسترش مدل‌های هوش مصنوعی و افزایش تقاضا تجربه می‌کنند. مراکز داده، شبکه‌های فیبر نوری و شبکه‌های تأمین انرژی که ستون فقرات دیجیتال جهان را تشکیل می‌دهند، نشانه‌های ملموسی از فشار و محدودیت بروز داده‌اند. منابع انرژی جدید نیز به سختی توان پاسخ‌گویی دارند. افزون بر این، مسائلی مانند تأخیر ارتباط، خطرهای اقلیمی و موانع سیاسی نیز به عنوان عوامل تشدیدکننده مطرح‌ هستند.

پروژه گوگل با نام Suncatcher به دنبال ایجاد گره‌های پردازشی مداری است؛ گره‌هایی که با برخورداری از تابش تقریباً پیوسته خورشید و خنک‌سازی مبتنی بر خلأ فضا فعالیت می‌کنند. ایده اصلی این است که ماهواره‌هایی مجهز به واحدهای پردازشی Tensor گوگل بتوانند برای اجرای مدل‌های یادگیری ماشینی، کارآمدتر از مراکز داده زمینی عمل کنند؛ به‌ویژه در وظایفی که نیازی به تعامل لحظه‌ای با انسان ندارند. در مدار زمین، پنل‌های خورشیدی بازده بیشتری دارند، خنک‌سازی ساده‌تر است و هیچ توفان یا خاموشی زمینی فعالیت آن‌ها را مختل نمی‌کند.

در پروژه Amazon Leo، این شرکت در حال ایجاد شبکه پهن‌باند جهانی متشکل از هزاران ماهواره مدار نزدیک زمین است که در نهایت با زیرساخت ابری و هوش مصنوعی مرتبط خواهند شد. بخشی از این ماهواره‌ها ممکن است در آینده قادر باشند محاسبات لبه‌ای را برای وظایف هوش مصنوعی در مناطقی که به خدمات ابری دسترسی محدود یا بدون دسترسی دارند، پشتیبانی کنند.

در همین حال، ایلان ماسک در حال ترسیم طرح‌هایی برای ایجاد مزارع پردازشی مداری برای xAI و SpaceX است؛ مزارعی که نه‌تنها مدل‌ها را اجرا، بلکه آن‌ها را آموزش نیز خواهند داد. این امر از نظر فنی بسیار دشوارتر است، اما برای وظایف فوق‌سنگینی که به انرژی پیوسته و محیطی ایزوله نیاز دارند، شاید توجیه‌پذیر باشد. اگر هدف، آموزش مدلی با چند تریلیون پارامتر بدون محدودیت‌های پهنای‌باند زمینی یا گلوگاه‌های زیرساختی باشد، فضا گزینه‌ای جذاب می‌شود.

این پروژه‌ها می‌توانند برای تعداد زیادی از مردم تغییرات بزرگی ایجاد کنند. مدارس مناطق دورافتاده قادر خواهند بود به ابزارهای ابری پرسرعت دسترسی پیدا کنند، و سامانه‌های پایش آب‌وهوا می‌توانند با استفاده از قابلیت تحلیل بلادرنگ هوش مصنوعی مداری، وقوع سیل ناگهانی را پیش‌بینی کرده و مسیر انتقال کمک‌رسانی را اصلاح نمایند.

همچنین با استفاده از گره‌های خورشیدی فعال در فضا، شرکت‌ها می‌توانند وابستگی کمتری به شبکه‌های زمینی با مصرف کربن بالا داشته باشند. ایده بهره‌گیری از انرژی فضایی مدت‌ها پیش از آغاز برنامه‌های فضایی مطرح شده بود. اکنون ممکن است تقاضای عظیم هوش مصنوعی همان نقطه تحول باشد که سرمایه‌گذاری در چنین پروژه‌هایی را قابل‌توجیه می‌کند.

ارتش ایالات متحده در حال آماده‌سازی برای معرفی نسل جدیدی از پهپادها است که مجهز به تسلیحات لیزری با انرژی بالا هستند و قادر به از کار انداختن سنسورها، ذوب کردن تجهیزات الکترونیکی و ساقط کردن پهپادها در آسمان خواهند بود.

این اقدام یکی از مهم‌ترین تغییرات در طراحی پهپادهای نظامی از زمان معرفی MQ-1C Gray Eagle به شمار می‌رود. این اتفاق در حالی رخ می‌دهد که پنتاگون حرکت خود را به سمت سیستم‌های انرژی هدایت‌شونده را شتاب بخشیده است و اکنون لیزرهای با انرژی بالا در میان شش اولویت برتر فناوری این سازمان قرار دارند.

بر اساس گزارش Breaking Defense، ارتش ایالات متحده می‌خواهد نسل بعدی سیستم‌های هوایی بدون سرنشین خود را به بارهای ماژولار مجهز کند. این شامل تسلیحات قدرتمند لیزری می‌شود که قادر به ساقط کردن پهپادها با کسری از هزینه‌ی رهگیرهای سنتی هستند.

انتظار می‌رود این برنامه شامل پهپادهای گروه ۴ و ۵ باشد. البته یک مقام ارتش آمریکا اعلام کرده که هر پهپاد گروه ۴/۵ این قابلیت را نخواهد داشت و این تسلیحات یک بار اضافی خاص برای صحنه نبرد خواهد بود. این مقام ارتش آمریکا تأیید کرد که یک سلاح لیزری به‌طور قطع بخشی از مجموعه قابلیت‌ها خواهد بود. این سیستم احتمالاً از ابتکار دفاع هوایی Golden Dome دولت ترامپ حمایت خواهد کرد که هدف آن ایجاد حفاظت لایه‌ای در برابر پهپادها، موشک‌ها و توپخانه است.

پهپادهای با سلاح‌های لیزری، به ناوگان بدون سرنشین ارتش آمریکا ملحق می‌شوند - دیجینوی

همچنین انتظار نمی‌رود ناوگان آینده پهپادهای ارتش آمریکا کاملاً از ابتدا ساخته شود. جنرال اتمیکس، سازنده Gray Eagle، قبلاً به یک رقیب احتمالی با پلتفرم STOL Mojave اشاره کرده بود که ویژگی‌های طراحی کلیدی MQ-1C با برد طولانی را به همراه دارد.

مارک برینکلی، سخنگوی جنرال اتمیکس، گفته است تا زمانی که این پلتفرم به ارتش آمریکا ارائه شود، راهکار STOL آنها آزمایش و اصلاح خواهد شد و این شرکت صرفاً وعده نمی‌دهد.

سخنگوی شرکت تأکید کرد هدف ایجاد یک ابرسلاح نیست که هدفش انفجار Death Star باشد، بلکه می‌توان با آن اپتیک را کور کرد، پلاستیک را ذوب نمود، هدف‌گیری را مختل کرد و تجهیزات الکترونیکی را بیش از حد داغ نمود.

شرکت مستقر در سن دیگو تاکنون چندین پروژه داخلی لیزری را اجرا کرده و در حال گفتگو با نهادهای دولتی برای ادغام راهکارهای پرانرژی است. همچنین گزارش شده که استارتاپ‌ها نیز به این فرصت توجه نشان داده‌اند.

یکی از آنها به نام Aurelius Systems ادعا کرده که لیزر Archimedes زیر ۱۰ کیلووات این شرکت، به‌صورت فنی برای ادغام روی پایه Gray Eagle تأیید شده است. داستین هیکس، رئیس توسعه Aurelius Systems، گفت که واحد Archimedes سبک و جمع‌وجور است و می‌تواند روی یکی از پایه‌های خارجی Gray Eagle نصب شود.

ارتش آمریکا از طریق برنامه سرمایه‌گذاری FUZE در اکتبر مبلغ ۶۲,۰۰۰ دلار به Aurelius اختصاص داد و این شرکت موفق شد چند پهپاد کوچک را از زمین ساقط کند.

انتظار می‌رود به‌زودی یک درخواست اطلاعات از سوی ارتش آمریکا منتشر شود. شرکت‌ها پنجره زمانی کوتاهی برای پاسخ خواهند داشت قبل از آن که ارتش یک فراخوان رسمی ارائه دهد.

Vision Meta Turismo به‌عنوان تازه‌ترین کانسپت کیا معرفی شد؛ خودرویی چهاردر و برقی که قصد دارد تجربه رانندگی، تعامل دیجیتال و طراحی خودروهای برقی را بازتعریف کند. این مدل، ترکیبی از خطوط تیز، نمایش‌های واقعیت افزوده و الهام از گرندتورهای کلاسیک را در قالبی مدرن و نوآورانه ارائه می‌دهد.

کیا به مناسبت هشتادمین سالگرد تأسیس خود، کانسپت جدیدی به نام Vision Meta Turismo را معرفی کرده است. این کانسپت در محل Kia Vision Square در یونگین کره‌جنوبی رونمایی شد و محور جشن سالگرد این شرکت بود.

کیا با معرفی کانسپت «Vision Meta Turismo» قصد دارد قواعد گرند تورینگ را از نو تعریف کند - دیجینوی

کابینی علمی‌تخیلی با جوی‌استیک

این خودرو بر اساس سه ایده اصلی طراحی شده است: تجربه رانندگی عملکردمحور، کابینی دیجیتال و فضایی داخلی که بیشتر شبیه یک سالن راحت و لوکس است تا یک خودروی معمولی. این کانسپت حال‌وهوای خودروهای گرندتور دهه ۶۰ را با رویکردی بازتعریف‌شده برای دنیای مدرن بازمی‌گرداند؛ دنیایی که در آن خودرو از طریق نمایشگرهای بزرگ دیجیتال و تصاویر متحرک با راننده ارتباط برقرار می‌کند.

نمای جلو خودرو بسیار جسورانه است؛ دماغه تیز آن جریان هوا را می‌شکافد، نمای جلوی ساده و چراغ‌های باریک تا آینه‌های جانبی دیجیتال امتداد یافته‌اند. کاپوت کوتاه و کم‌ارتفاع به شیشه جلو شیب‌دار متصل شده و کل بدنه به شکل یک گوه طولانی و یکپارچه جلوه می‌کند. از نمای جانبی، خطوط تیز روی شانه‌های بزرگ بالای چرخ‌های عقب کشیده شده و خط کمربندی بالا، حالتی اسپرت به خودرو می‌بخشد. سقف شیشه‌ای چندضلعی، سطح بالای بدنه را به بخش‌های زاویه‌دار تقسیم کرده و جلوه‌ای مدرن و آینده‌نگر به خودرو می‌دهد.

نمای عقب خودرو ساده‌تر طراحی شده و با خطوط تمیز، باله یکپارچه و چراغ‌های عقب بومرنگ‌شکل، همراه با سپر و دیفیوزر تیره، تعادل و هماهنگی ظاهری ایجاد می‌کند. کل بدنه همچنان با زبان طراحی “Opposites United” هماهنگ است و ترکیبی از خطوط نرم در بخش بالایی و فرم‌های دقیق در پایین ارائه می‌دهد. رینگ‌ها نیز با تمرکز بر اصول آیرودینامیک طراحی شده و ظاهری دیدنی و چشم‌نواز دارند.

کیا با معرفی کانسپت «Vision Meta Turismo» قصد دارد قواعد گرند تورینگ را از نو تعریف کند - دیجینوی

داخل کابین، خودرو بیشتر شبیه یک سالن دیجیتال و متحرک است تا یک خودروی معمولی. خبری از داشبورد حجیم با نمایشگرهای متعدد نیست؛ به جای آن، فرمان باریک D شکل روبه‌روی یک صفحه کوچک قرار گرفته و اطلاعات اصلی به صورت تصاویر دیجیتال روی شیشه جلو و در فضای کابین نمایش داده می‌شوند. شیشه جلو نقش صفحه اصلی را ایفا می‌کند و نمایشگر واقعیت افزوده، داده‌های رانندگی و محیط پیرامون را به شکل سه‌بعدی ارائه می‌دهد و تجربه‌ای مشابه خودروهای مفهومی لوکس و آینده‌نگر خلق می‌کند.

کیا تجربه رانندگی را بر پایه سه حالت دیجیتال طراحی کرده است؛ “Speedster” برای رانندگی پرهیجان و نمایش داده‌های مسابقه‌ای، “Dreamer” برای سفر آرام و محیطی کم‌تنش و حالت “Gamer” برای تجربه تعاملی بازی‌های سه‌بعدی روی شیشه جلو با صداهای فراگیر. تمامی این اطلاعات از طریق شیشه هوشمند منتقل می‌شوند و حس شناور بودن جلوه‌های دیجیتال را به راننده القا می‌کنند.

کیا با معرفی کانسپت «Vision Meta Turismo» قصد دارد قواعد گرند تورینگ را از نو تعریف کند - دیجینوی

کنترل‌ها به شکل یک جوی‌استیک کوچک روی دسته کنسول مرکزی تعبیه شده و وظایف مختلف از جمله تغییر حالت رانندگی را انجام می‌دهند. صندلی راننده زرد روشن و صندلی‌های باریک سرنشینان زیر سقف شیشه‌ای قرار دارند و با حذف ستون B، هنگام باز شدن درها فضایی باز و تماشایی ایجاد می‌شود. این جزئیات نشان می‌دهند که خودرو بیشتر یک نمایش کانسپت است، اما ایده اصلی را به خوبی منتقل می‌کند.

آیا این استینگر جدید است؟

کیا هنوز جزئیات فنی دقیقی ارائه نکرده، اما این کانسپت را یک خودروی برقی عملکردمحور توصیف می‌کند. با توجه به توانایی‌های فعلی این برند در مدل‌هایی مانند EV6 GT که قدرتی حدود ۶۴۱ اسب‌بخار دارد و ظرف ۳.۳ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت می‌رسد احتمال دارد نسخه‌ای واقعی از Meta Turismo از همان مسیر پیروی کند.

البته پرسش اصلی بسیاری از علاقه‌مندان همچنان این است: آیا این استینگر جدید است؟ کیا با انتشار تیزرهای یک سدان اسپرت، به این گمانه‌زنی دامن زده بود، اما شرکت تأکید می‌کند که Meta Turismo در اصل یک بیانیه درباره طراحی و فناوری است و نه نسخه‌ای آماده برای تولید. این کانسپت بیشتر شبیه هدیه‌ای برای تولد شرکت است تا وعده عرضه یک مدل جدید.

جانی آیو، طراح نام‌آشنای اپل و سم آلتمن، مدیرعامل OpenAI، تایید کردند که نمونه اولیه دستگاه هوشمند و بی‌صفحه‌ای که مدت‌ها به صورت محرمانه توسعه می‌دادند اکنون آماده نمایش است.

پس از خرید استارتاپ طراحی آیو به نام io با ارزش ۶.۵ میلیارد دلار، پروژه سخت‌افزاری مدت‌ها در حد شایعه OpenAI شکل روشن‌تری به خود گرفته است. آیو و آلتمن اکنون جزئیات اولیه‌ای از این دستگاه ارائه کرده‌اند؛ دستگاهی که به گفته آنها قرار است حتی ساده‌تر از آیفون باشد. آلتمن آیفون را «اوج دستاورد محصولات مصرفی» توصیف کرد و گفت همچنان همین گوشی را بیش از هر دستگاه دیگری استفاده و دوست دارد، اما سخت‌افزار جدید OpenAI قرار است یک گام فراتر برود و تجربه‌ای رادیکال، مینیمال و کاملا متمرکز بر هوش مصنوعی ارائه کند.

فلسفه طراحی این دستگاه تازه، تضاد آشکاری با گوشی‌های هوشمند امروز دارد. سم آلتمن تجربه استفاده از فناوری‌های مدرن را به «قدم زدن در تایمز اسکوئر» تشبیه کرد؛ پر از اعلان‌ها و شلوغی بصری که به گفته او مانع آرامش و تمرکز انسان می‌شود. او و جانی آیو می‌خواهند به جای افزودن امکانات بیشتر، همه چیز را به هوش مصنوعی بسپارند تا در پس‌زمینه و بی‌صدا کار کند و تجربه‌ای مینیمال و بدون مزاحمت فراهم آورد.

آلتمن توضیح داد که سادگی این دستگاه کاملا عمدی است؛ قرار است هوش مصنوعی آنقدر از بار کار کم کند که بسیاری از کارکردهای سنتی گوشی‌های هوشمند «به مرور کنار بروند». آیو نیز همین نگاه را تاکید کرد و گفت طراحی‌هایی را دوست دارد که «در مرز ساده‌لوحانه شدن قرار می‌گیرند» و اجازه می‌دهند کاربر بی‌واسطه و غریزی با دستگاه ارتباط بگیرد.

این دو تاکید کردند که سخت‌افزار تازه پیرامون ایده‌ای ساخته شده که در آن هوش مصنوعی تقریبا همه چیز را درباره کاربر می‌داند: آنچه خوانده، گفته یا حتی فکر کرده است؛ تا بتواند کارها را بی‌اصطکاک انجام دهد. رویکرد طراحی آنها نیز غیرمعمول بوده است؛ آلتمن با شوخی گفت یکی از معیارهای موفقیت نمونه اولیه این بوده که آیا «میل گاز گرفتن» آن را دارد یا نه؛ نسخه‌های اولیه چنین حسی ایجاد نمی‌کردند، اما نمونه‌های بعدی بالاخره این آزمون را پس دادند.

با وجود این جزئیات، آلتمن و آیو همچنان از نشان دادن شکل نهایی محصول طفره می‌روند. انتظار می‌رود این دستگاه سال آینده رونمایی شود. روند توسعه نیز سرعت گرفته و گزارش‌ها حاکی است OpenAI برای ساخت آن تعدادی از مهندسان کلیدی اپل را جذب کرده است.

وزارت دفاع بریتانیا (UK Ministry of Defence) اعلام کرده است که سامانه لیزری پرقدرت دراگون‌فایر (DragonFire) طی آزمایش‌های اخیر در میدان هیبریدز اسکاتلند توانسته پهپادهایی با سرعت ۶۵۰ کیلومتر بر ساعت را هدف قرار دهد. این وزارتخانه همچنین قراردادی به ارزش ۴۱۳ میلیون دلار (۳۱۶ میلیون پوند) با شرکت MBDA UK امضا کرده تا این سامانه از سال ۲۰۲۷ (۱۴۰۶) روی ناوشکن‌های کلاس Type 45 نیروی دریایی سلطنتی نصب شود؛ اقدامی که پنج سال زودتر از برنامه اولیه انجام خواهد شد.

در این آزمایش‌ها، وزارت دفاع بریتانیا گزارش داده که دراگون‌فایر برای نخستین بار در این کشور توانسته پهپادهای پرسرعت را در فاصله فراتر از افق شناسایی و منهدم کند. هزینه هر شلیک این سامانه حدود ۱۰ پوند (معادل ۱۳ دلار) اعلام شده و گفته می‌شود قادر است از فاصله یک کیلومتری به دقت یک سکه یک پوندی را هدف بگیرد؛ سکه‌ای که کمی کوچک‌تر از یک سکه ۲۵ سنتی آمریکا است. این قرارداد بخشی از برنامه بازنگری راهبردی دفاعی بریتانیا محسوب می‌شود و ایجاد حدود ۶۰۰ شغل تخصصی در انگلستان و اسکاتلند را به همراه خواهد داشت.

سامانه دراگون‌فایر توسط شرکت MBDA با همکاری شرکت‌های QinetiQ و Leonardo توسعه داده می‌شود. وزارت دفاع بریتانیا اعلام کرده این سامانه در قالب یک چرخه خرید تسریع‌شده (پنج سال زودتر از زمان‌بندی اولیه) روی یک ناوشکن Type 45 نصب خواهد شد؛ هرچند انتظار می‌رود قرارداد شامل نصب روی چند کشتی باشد، اما فعلاً فقط نصب نخستین سامانه در سال ۲۰۲۷ (۱۴۰۶) تأیید شده است.

لوک پولارد (Luke Pollard)، وزیر آمادگی و صنعت دفاع بریتانیا، گفت: «این لیزر پرقدرت نیروی دریایی سلطنتی ما را در خط مقدم نوآوری در ناتو قرار می‌دهد و توانمندی پیشرفته‌ای برای دفاع از بریتانیا و متحدانمان در عصر جدید تهدیدها فراهم می‌کند.»

این سامانه به‌عنوان یک راهکار سخت‌افزاری (Hard-kill solution) معرفی شده که جایگزینی مقرون‌به‌صرفه برای موشک‌های ضد هوایی سنتی خواهد بود؛ موشک‌هایی که معمولاً هر بار استفاده از آن‌ها، صدها هزار پوند هزینه دارند. ارزش دراگون‌فایر به توانایی تولید پایدار انرژی و رهگیری دقیق وابسته است، زیرا این سلاح نیازمند خط دید مستقیم بوده و تحت تأثیر شرایط جوی قرار می‌گیرد. وزارت دفاع بریتانیا هنوز برد نهایی یا توان خروجی لیزر در مرحله آزمایش را اعلام نکرده است.

بریتانیا پیش‌تر یک سلاح انرژی هدایت‌شده رادیویی نصب‌شده روی خودرو برای مقابله با حملات گروهی پهپادها و همچنین یک سامانه لیزری زمینی با نام وولفهاند (Wolfhound) را آزمایش کرده بود که در سال گذشته میلادی (۱۴۰۳ شمسی) در آزمایش‌های میدانی موفقیت کامل داشت. نقش دراگون‌فایر در کشتی‌ها مقابله دقیق با تهدیدهای هوایی پرسرعت است (پهپادها)؛ جایی که تحرک و اثرات گسترده سامانه‌های دیگر کاربرد کمتری دارند.

اولین بار این سامانه در سال ۲۰۲۷ (۱۴۰۶) روی ناوشکن Type 45 نصب می‌شود تا در شرایط واقعی دریا آزمایش شود؛ مثل حرکت کشتی، میزان مصرف برق و تاثیر آب‌وهوا. اگر این آزمایش‌ها موفق باشند، سامانه روی کشتی‌های بیشتری از نیروی دریایی سلطنتی نصب خواهد شد.

پژوهشگران دانشگاه سوینبرن (Swinburne) به روشی دست یافته‌اند که می‌تواند تنها با یک لپ‌تاپ معمولی و در چند دقیقه، درستی خروجی یکی از پیچیده‌ترین کامپیوترهای کوانتومی، یعنی نمونه‌بردار بوزونی گاوسی (Gaussian Boson Samplers) را بررسی کند. این کامپیوتر کوانتومی با استفاده از فوتون‌ها محاسبات احتمالی بسیار پیچیده‌ای را انجام می‌دهد.

درحالی‌که پردازش همین محاسبات با ابررایانه‌های کلاسیک بیش از ۹ هزار سال زمان می‌برد. این روش حتی توانست در یک آزمایش نویزهایی را شناسایی کند که با روش‌های معمول قابل تشخیص نبودند.

این پژوهش تازه به یک پرسش اساسی پاسخ می‌دهد: رایانش کوانتومی می‌تواند مسائل غیرقابل حل در حوزه‌هایی مانند فیزیک، پزشکی و رمزنگاری را حل کند، اما چگونه می‌توان از درستی این پاسخ‌ها مطمئن شد؟ تلاش‌ها برای ساخت اولین رایانه کوانتومی در مقیاس بزرگ و بدون خطا هر روز بیشتر می‌شود و همین موضوع اهمیت روش‌های اعتبارسنجی نتایج را دوچندان کرده است.

الکساندر دلیوس (Alexander Dellios)، پژوهشگر مرکز علوم و فناوری کوانتومی سوینبرن، می‌گوید:

برخی مسائل چنان پیچیده‌اند که حتی سریع‌ترین ابررایانه‌ها برای حل آن‌ها به میلیون‌ها یا میلیاردها سال زمان نیاز دارند. بنابراین برای اعتبارسنجی رایانه‌های کوانتومی باید روش‌هایی وجود داشته باشد که بدون انتظار طولانی، نتایج را با نظریه مقایسه کنند.

محققان دانشگاه سوینبرن روشی برای بررسی دقت خروجی یکی از رایانه‌های کوانتومی به نام نمونه‌بردار بوزونی گاوسی (GBS) ارائه کرده‌اند.

این روش جدید در چند دقیقه روی یک لپ‌تاپ نشان می‌دهد آیا خروجی GBS درست است یا نه و چه خطاهایی در آن وجود دارد.

پاسخ به این پرسش‌ها راه را برای ساخت ابررایانه‌های کوانتومی بدون خطا هموار می‌کند؛ هدفی که دلیوس امیدوار است در آن نقش داشته باشد. او توضیح می‌دهد:

ساخت چنین رایانه‌هایی می‌تواند حوزه‌هایی مانند توسعه دارو، هوش مصنوعی، امنیت سایبری و درک ما از جهان فیزیکی را متحول کند.