پژوهشگران به تازگی به روشی نوآورانه دست یافته‌اند که می‌تواند تنها با تحلیل پیام‌های صوتی کوتاه در واتس‌اپ، نشانه‌های اولیه افسردگی را شناسایی کند. یک مدل جدید هوش مصنوعی نشان داده است که قادر است افسردگی را در زنان با دقتی نزدیک به ۹۲ درصد تشخیص دهد؛ آن هم بدون نیاز به مصاحبه‌های طولانی یا آزمایش‌های پیچیده بالینی.

بر اساس مطالعه‌ای که در نشریه PLOS Mental Health منتشر شده، این فناوری با گوش دادن به توضیح کوتاه افراد درباره وضعیت هفته‌ گذشته‌شان، الگوهای صوتی مرتبط با افسردگی را شناسایی می‌کند. این تحقیق توسط گروهی از محققان برزیلی به رهبری ویکتور هو اوتانی از دانشکده علوم پزشکی سانتا کاسا د سائوپائولو انجام شده است.

افسردگی تنها یک حالت ذهنی نیست؛ این اختلال می‌تواند خود را در ویژگی‌های ظریفی از صدا مانند آهنگ گفتار، سرعت صحبت‌کردن و میزان انرژی صوتی نشان دهد. هرچند تشخیص این تغییرات برای انسان دشوار است، اما الگوریتم‌های یادگیری ماشین توانایی شناسایی چنین الگوهای پنهانی را دارند.

محققان برای آموزش مدل‌های خود، به جای استفاده صرف از داده‌های آزمایشگاهی، از پیام‌های صوتی واقعی واتس‌اپ بهره بردند. این پیام‌ها شامل صدای افرادی با تشخیص افسردگی اساسی و همچنین افراد سالم در مکالمات روزمره بود. همین استفاده از گفتار طبیعی باعث شد نتایج به دنیای واقعی نزدیک‌تر باشد.

نتایج نشان داد این مدل در تشخیص افسردگی در زنان عملکرد بسیار بهتری دارد. دقت تشخیص برای زنان به ۹۱.۹ درصد رسید، در حالی که این عدد برای مردان حدود ۷۵ درصد بود. پژوهشگران معتقدند این اختلاف می‌تواند به دلیل تعداد بیشتر نمونه‌های زنانه در داده‌ها یا تفاوت در نحوه بروز صوتی افسردگی میان دو جنس باشد.

نکته جالب اینجاست که وقتی از شرکت‌کنندگان خواسته شد فقط از یک تا ده بشمارند، اختلاف دقت میان زنان و مردان کمتر شد. این موضوع نشان می‌دهد گفتار آزاد و توصیفی اطلاعات عاطفی بیشتری منتقل می‌کند، اما همزمان پیچیدگی تحلیل را هم افزایش می‌دهد.

کاربرد بالقوه این فناوری به‌ویژه در مناطقی که دسترسی به خدمات سلامت روان محدود یا پرهزینه است، بسیار قابل توجه است. این سیستم می‌تواند مانند یک هشدار اولیه عمل کند؛ نشانه‌ای کوچک اما مهم که فرد را به پیگیری وضعیت روانی خود تشویق می‌کند، پیش از آنکه شرایط بحرانی شود.

پژوهشگران تأکید می‌کنند که این ابزار قرار نیست جایگزین روان‌پزشک یا روان‌شناس شود، بلکه می‌تواند به‌عنوان یک روش غربالگری ساده، سریع و کم‌هزینه مورد استفاده قرار گیرد. آن هم از طریق اپلیکیشنی که میلیاردها نفر هر روز از آن استفاده می‌کنند.

در حال حاضر، تیم تحقیقاتی در تلاش است دامنه مطالعات خود را گسترش دهد و این مدل را روی زبان‌ها، فرهنگ‌ها و گروه‌های جمعیتی متنوع‌تری آزمایش کند.

فناوری نوین ویرایش ژن مبتنی بر کریسپر که قادر است کلسترول «بد» خون را کاهش دهد، مجوز ورود به مرحله نخست آزمایش‌های انسانی را دریافت کرده است. در صورت موفقیت، این روش می‌تواند به نخستین درمان تأییدشده‌ای تبدیل شود که با خاموش‌سازی ژنتیکی، نیاز به مصرف مادام‌العمر داروهای کاهنده کلسترول را از میان برمی‌دارد و خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی‌عروقی را کاهش می‌دهد.

درمان جدیدی با نام STX-1150 توسط شرکت زیست‌فناوری آمریکایی Scribe Therapeutics ارائه شده است. این روش با استفاده از تنظیمات اپی‌ژنتیکی، ژن PCSK9 را در سلول‌های کبدی غیرفعال می‌کند؛ ژنی که نقش مهمی در افزایش کلسترول LDL دارد. البته این نخستین تلاش برای هدف قرار دادن این ژن به شمار نمی‌رود.

به گزارش نیواطلس، STX-1150 یکی از عوامل اصلی بروز بیماری‌های قلبی‌عروقی آترواسکلروتیک را نشانه گرفته است. تفاوت مهم این درمان در آن است که بدون ایجاد تغییر دائمی در DNA، سطح LDL-C را کاهش می‌دهد.

بنجامین اوکس، مدیرعامل Scribe Therapeutics، می‌گوید این درمان با هدف عبور از محدودیت‌های داروهای فعلی طراحی شده و می‌تواند شیوه کنترل خطر بیماری‌های قلبی‌عروقی را برای میلیون‌ها بیمار دگرگون کند.

برخلاف روش‌های متداول که بر برش یا اصلاح همیشگی DNA متکی هستند، STX-1150 از طریق تغییرات شیمیایی مانند متیلاسیون در محل ژن PCSK9، بیان آن را خاموش می‌کند؛ فرآیندی که در صورت لزوم قابلیت بازگشت دارد.

اگرچه کاربرد پزشکی کریسپر هنوز در ابتدای مسیر خود قرار دارد، اما پیشرفت‌های چشمگیری در سال‌های اخیر حاصل شده است. از درمان موفق یک نوزاد مبتلا به بیماری ژنتیکی نادر گرفته تا تأیید رسمی نخستین درمان CRISPR/Cas9 برای کم‌خونی داسی‌شکل توسط FDA در سال ۲۰۲۴، همگی نشان‌دهنده سرعت بالای توسعه این فناوری هستند. با این حال، چالش‌های اخلاقی، نظارتی و اقتصادی همچنان پابرجاست.

هزینه بالای درمان‌ها یکی از موانع جدی به شمار می‌رود؛ برای مثال، درمان کم‌خونی داسی‌شکل بیش از ۲ میلیون دلار برای هر بیمار هزینه دارد. هرچند یک درمان یک‌باره برای کاهش کلسترول می‌تواند هزینه‌های طولانی‌مدت دارو را حذف کند، اما هنوز مشخص نیست آیا ده‌ها میلیون فرد مبتلا به کلسترول بالا به چنین درمانی دسترسی خواهند داشت یا نه.

با این حال، تاریخ پزشکی نشان داده که فناوری‌های نو در ابتدا گران‌قیمت بوده‌اند. پنی‌سیلین در دهه ۱۹۴۰ بسیار پرهزینه بود، اما بعدها به دارویی در دسترس همگان تبدیل شد. درمان‌های مبتنی بر کریسپر برای کنترل LDL-C نیز می‌توانند آغازگر موجی از درمان‌های ژنتیکی مقرون‌به‌صرفه در آینده باشند.

اوکس در پایان تأکید کرد که ورود STX-1150 به مرحله بالینی، نقطه عطفی هم برای شرکت Scribe Therapeutics و هم برای حوزه پزشکی ژنتیک محسوب می‌شود؛ گامی که می‌تواند استانداردهای فعلی درمان را به سطحی بالاتر ارتقا دهد.

پوهشگران موفق به طراحی نسل تازه‌ای از قرص‌های هوشمند شده‌اند که پس از بلعیده‌شدن، این موضوع را به‌صورت بی‌سیم گزارش می‌کنند. این فناوری نوین قابلیت افزودن به کپسول‌های دارویی رایج را دارد و می‌تواند تحول مهمی در نظارت بر مصرف دارو ایجاد کند.

این قرص به یک سامانه ارتباطی بسیار کوچک و زیست‌تجزیه‌پذیر مجهز است که پس از فعال‌شدن در معده، سیگنالی را مبنی بر مصرف دارو ارسال می‌کند و سپس به‌طور ایمن در بدن تجزیه می‌شود. این فناوری با هدف مقابله با یکی از چالش‌های جدی حوزه سلامت، یعنی عدم پایبندی بیماران به مصرف منظم دارو توسعه یافته است؛ مشکلی که هر ساله موجب صدها هزار مرگ قابل پیشگیری و تحمیل هزینه‌های سنگین به نظام‌های درمانی می‌شود.

مهندسان مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT) در ساخت این قرص از یک آنتن بی‌سیم زیست‌تخریب‌پذیر استفاده کرده‌اند که از فلز روی ساخته شده و درون ساختاری سلولزی قرار دارد. این آنتن به همراه یک تراشه بسیار کوچک ارتباط فرکانس رادیویی در داخل کپسول جاسازی شده است.

پوسته بیرونی کپسول به گونه‌ای طراحی شده که تا پیش از بلعیده‌شدن، مانع ارسال هرگونه سیگنال می‌شود. پس از ورود قرص به معده و حل‌شدن پوشش آن، سامانه فعال شده و فرآیند ارسال پیام تأیید آغاز می‌شود. مراحل عملکرد این قرص به این صورت است که پس از حل‌شدن کپسول، آنتن سیگنالی را از یک گیرنده خارجی مانند یک ابزار پوشیدنی دریافت می‌کند و سپس با کمک تراشه داخلی، پیام تأیید مصرف دارو را به خارج از بدن ارسال می‌کند. این روند در زمانی حدود ۱۰ دقیقه انجام می‌شود.

پس از ارسال پیام، اجزای زیست‌تخریب‌پذیر سامانه ظرف حدود یک هفته در معده حل می‌شوند و تراشه غیرقابل‌تجزیه نیز بدون ایجاد خطر، از طریق دستگاه گوارش دفع می‌گردد. برتری اصلی این روش نسبت به نمونه‌های پیشین، استفاده از موادی با ایمنی اثبات‌شده مانند روی و سلولز است که احتمال انسداد روده یا عوارض جانبی را به حداقل می‌رساند.

کاربرد این فناوری می‌تواند برای گروه‌های مختلف بیماران حیاتی باشد؛ از دریافت‌کنندگان پیوند عضو گرفته تا بیماران مبتلا به عفونت‌های مزمن، افرادی که داروهای ضدانعقاد مصرف می‌کنند و نیز بیماران دارای اختلالات روان که ممکن است مصرف دارو را به‌طور منظم فراموش کنند.

به گفته جیووانی تراورسو، استاد MIT و نویسنده ارشد این پژوهش، هدف نهایی از توسعه این قرص هوشمند آن است که بیماران درمان خود را به‌موقع دریافت کنند و از بیشترین اثر درمانی بهره‌مند شوند.

نتایج این مطالعه در نشریه Nature Communications منتشر شده و پژوهشگران امیدوارند در آینده نزدیک، آزمایش‌های انسانی این فناوری را آغاز کنند.

محققان دانشگاه موناش استرالیا در حال توسعه نسل جدیدی از حسگرهای زیستی هستند که می‌تواند سرطان را پیش از بروز هرگونه علامت بالینی شناسایی کند. این فناوری نوظهور با تکیه بر نانومواد پیشرفته، امکان تشخیص نشانگرهای ژنتیکی سرطان را تنها با یک آزمایش خون ساده فراهم می‌کند.

دانشگاه موناش و شبکه درمانی موناش هلث با دریافت کمک‌هزینه پژوهشی ۱۰۰ هزار دلاری از بنیاد «لاو یور سیستر»، پروژه‌ای را کلید زده‌اند که هدف آن طراحی یک حسگر زیستی مبتنی بر گرافن اکسید است. این حسگر با تمرکز بر شناسایی DNA توموری در گردش خون (ctDNA)، می‌تواند ردپای سرطان را در مراحل بسیار ابتدایی بیماری آشکار سازد.

این طرح که با نام GO-ctDNA شناخته می‌شود، نتیجه همکاری گسترده میان متخصصان حوزه‌های پزشکی سرطان، مهندسی، نانوفناوری، زیست‌شناسی مولکولی و زیرساخت‌های پژوهشی ملی استرالیاست. چنین هم‌افزایی علمی، پیوندی عملی میان نیازهای درمانی و توانمندی‌های فناوری‌های پیشرفته ایجاد کرده است.

دکتر گو یاو هو، رئیس آزمایشگاه ایمنی‌شناسی سرطان در موناش هلث، معتقد است این پروژه نمونه‌ای کم‌سابقه از همگرایی علوم پایه و پزشکی بالینی است. به گفته او، در صورت دستیابی به نتایج مطلوب، این حسگر زیستی قادر خواهد بود جهش‌های ژنتیکی مرتبط با سرطان را با دقتی بسیار بالا و از طریق روشی غیرتهاجمی شناسایی کند؛ آن هم در زمانی که هنوز هیچ نشانه ظاهری از بیماری بروز نکرده است.

تمرکز اصلی تیم پژوهشی بر ساخت حسگری کوچک، قابل‌حمل و مقرون‌به‌صرفه است که بتواند حتی مقادیر بسیار اندک DNA منشأگرفته از سلول‌های سرطانی را در نمونه‌های خون یا ادرار تشخیص دهد. این سامانه در صورت شناسایی جهش‌های هدف، سیگنال نوری قابل اندازه‌گیری تولید می‌کند که مبنای تشخیص خواهد بود.

در طراحی این حسگر، سطح گرافن اکسید به‌صورت هدفمند اصلاح می‌شود تا رشته‌های کوتاه DNA به‌عنوان گیرنده‌های مولکولی به آن متصل شوند. زمانی که این گیرنده‌ها با DNA سرطانی مواجه می‌شوند، واکنشی رخ می‌دهد که به تابش نور منجر می‌شود. ویژگی‌هایی مانند سطح فعال بالا، خواص نوری ویژه و سازگاری زیستی مناسب، گرافن اکسید را به بستری ایده‌آل برای چنین کاربردی تبدیل کرده است.

پژوهشگران برای افزایش دقت و کارایی این فناوری، از تجهیزات پیشرفته سینکروترونی و روش‌های دقیق نانوساخت استفاده خواهند کرد. این ابزارها امکان بررسی تعامل حسگر با نمونه‌های زیستی واقعی و بهینه‌سازی عملکرد آن را فراهم می‌سازند؛ مرحله‌ای حیاتی پیش از ورود فناوری به فازهای بالینی.

هدف نهایی این پروژه تنها توسعه یک ابزار آزمایشگاهی نیست. محققان چشم‌انداز خود را فراتر برده‌اند و امیدوارند این حسگرها در آینده به ابزارهایی قابل استفاده در مراکز درمانی سرپایی یا حتی مناطق کم‌برخوردار تبدیل شوند. چنین فناوری‌ای می‌تواند به پزشکان کمک کند روند پاسخ بیماران به درمان را به‌صورت مستمر پایش کرده و عود احتمالی سرطان را در نخستین مراحل شناسایی کنند.

این دستاورد بالقوه می‌تواند مسیر تشخیص و درمان سرطان را به‌سوی مراقبت‌های شخصی‌سازی‌شده، سریع‌تر و کم‌هزینه‌تر سوق دهد و نمونه‌ای روشن از نقش نانوفناوری در حل پیچیده‌ترین چالش‌های پزشکی عصر حاضر باشد.

تصور کنید وارد نمایشگاه CES 2026 شوید، روبروی یک آینه هوشمند بنشینید، یک سلفی ۳۰ ثانیه‌ای بگیرید و سپس نمره‌ای دریافت کنید که نشان دهد شما چقدر پیر شده‌اید.

این آینه هوشمند خاص که Longevity Mirror نام دارد توسط شرکت Nuralogix ساخته شده و با قیمت ۸۹۹ دلار عرضه می‌شود. این دستگاه از فناوری موسوم به «تصویربرداری اپتیکال ترنس‌درمال» استفاده می‌کند تا الگوهای جریان خون در صورت شما را اندازه‌گیری نماید. بر اساس این داده‌ها، مجموعه‌ای از شاخص‌های سلامت شامل ضربان قلب، فشار خون، ریسک بیماری‌های قلبی عروقی، سلامت متابولیک، سن فیزیولوژیک و حتی سلامت روان ارزیابی می‌شوند. تمام این شاخص‌ها سپس در قالب یک امتیاز طول عمر از ۱ تا ۱۰۰ ارائه می‌گردند. هرچه عدد بالاتر باشد، وضعیت بهتر است.

شرکت Nuralogix همچنین در حال توسعه یک سرویس مشاوره سلامت است که شما را به یک متخصص سلامت متصل می‌کند تا بینش بیشتری درباره نتایج خود دریافت کنید. این سرویس سالانه ۳۹۹ دلار هزینه خواهد داشت. در غیر این صورت، یک دستیار هوش مصنوعی داخلی به شما کمک خواهد کرد نتایج را تحلیل کنید. انتظار می‌رود این دستگاه در سه‌ماهه اول ۲۰۲۶ عرضه شود و قیمت ۸۹۹ دلاری شامل اولین سال سرویس است. پس از آن، هزینه سالانه ۹۹ دلار خواهد بود.

فناوری‌های مرتبط با طول عمر به نظر می‌رسد که یکی از ترندهای نوظهور حوزه سلامت در CES امسال باشند. شرکت Withings نیز ترازوی هوشمند جدیدی معرفی کرده که آن را «ایستگاه طول عمر» می‌نامد، در حالی که شرکت‌های دیگر از طریق تحلیل هورمونی ادرار وارد مسیر پیشگیری در حوزه سلامت شده‌اند. شرکت‌هایی مانند Whoop و Oura نیز اخیراً شاخص‌های مرتبط با طول عمر را به ردیاب‌های سلامت خود اضافه کرده‌اند. نکته جالب Longevity Mirror این است که روشی بدون تماس با بدن بوده و مهم‌تر از آن، هیچ مایعات بدنی مانند خون، ادرار یا بزاق در آن دخیل نیست. باید دید آیا افراد تمایل دارند در مسیر زندگی خود، چنین ارزیابی سلامتی را تجربه کنند یا خیر.

از طرح‌های مینیمال روی مچ دست گرفته تا خالکوبی‌های تمام‌ دست، اکنون هنر بدن آن‌قدر رایج شده که دیگر توجه خاصی را برنمی‌انگیزد. با این حال، در حالی که معنای شخصی یک خالکوبی ممکن است برای فرد کاملاً روشن باشد، پیامدهای زیستی آن بسیار کمتر قابل مشاهده هستند.

زمانی که جوهر خالکوبی وارد بدن می‌شود، در همان محل باقی نمی‌ماند. در زیر پوست، رنگ‌دانه‌های خالکوبی با سیستم ایمنی بدن، به شیوه‌هایی که دانشمندان تازه در آغاز شناخت آن‌ها هستند، برهم‌کنش پیدا می‌کنند.

خالکوبی‌ به طور کلی ایمن در نظر گرفته می‌شود، اما شواهد علمی زیادی نشان می‌دهند که جوهرهای خالکوبی از نظر زیستی خنثی نیستند. پرسش اصلی، دیگر این نیست که آیا خالکوبی مواد خارجی را وارد بدن می‌کند یا نه، بلکه این است که این مواد تا چه اندازه می‌توانند سمی باشند و این موضوع چه پیامدهایی برای سلامت بلندمدت دارد.

جوهرهای خالکوبی ترکیب‌های شیمیایی پیچیده‌ای هستند. این جوهرها شامل رنگ‌دانه‌هایی برای ایجاد رنگ، حامل‌های مایع برای کمک به توزیع یکنواخت جوهر، مواد نگه‌دارنده برای جلوگیری از رشد میکروبی، و مقادیر اندکی ناخالصی می‌شوند.

بسیاری از رنگ‌دانه‌هایی که امروزه مورد استفاده قرار می‌گیرند، در اصل برای کاربردهای صنعتی مانند رنگ خودرو، پلاستیک‌ها و تونر چاپگر توسعه یافته‌اند، نه برای تزریق به پوست انسان.

برخی از جوهرها حاوی مقادیر جزئی فلزات سنگین هستند، از جمله نیکل، کروم، کبالت و گاهی سرب. فلزات سنگین در سطوح معین می‌توانند سمی باشند و به خوبی به‌عنوان عوامل محرک واکنش‌های آلرژیک و حساسیت‌های ایمنی شناخته شده‌اند. جوهرهای خالکوبی همچنین می‌توانند شامل ترکیبات آلی باشند، از جمله رنگ‌های آزو و هیدروکربن‌های آروماتیک چندحلقه‌ای.

رنگ‌های آزو، رنگ‌زاهای مصنوعی هستند که به طور گسترده در صنایع نساجی و پلاستیک استفاده می‌شوند. این ترکیبات تحت شرایط خاصی، مانند قرارگیری طولانی‌مدت در معرض نور خورشید یا در جریان حذف خالکوبی با لیزر، می‌توانند به آمین‌های آروماتیک تجزیه شوند. این مواد شیمیایی در مطالعات آزمایشگاهی با سرطان و آسیب‌های ژنتیکی ارتباط داده شده‌اند.

هیدروکربن‌های آروماتیک چندحلقه‌ای که اغلب به صورت مخفف PAHs نامیده می‌شوند، در اثر سوختن ناقص مواد آلی تولید شده و در دوده، گازهای خروجی خودروها و مواد غذایی سوخته یافت می‌شوند. جوهرهای خالکوبی مشکی که معمولاً از کربن بلک ساخته می‌شوند، ممکن است حاوی این ترکیبات باشند که برخی از آن‌ها در دسته مواد سرطان‌زا طبقه‌بندی شده‌اند.

جوهرهای رنگی، به‌ویژه رنگ‌های قرمز، زرد و نارنجی، بیشتر با واکنش‌های آلرژیک و التهاب مزمن ارتباط دارند. این موضوع تا حدی به دلیل وجود نمک‌های فلزی و رنگ‌دانه‌های آزو است که می‌توانند به آمین‌های آروماتیک بالقوه سمی تجزیه شوند.

فرآیند خالکوبی شامل تزریق جوهر به عمق درم، یعنی لایه‌ای از پوست در زیر سطح خارجی آن است. بدن، ذرات رنگ‌دانه را به‌عنوان مواد خارجی شناسایی می‌کند. سلول‌های ایمنی تلاش می‌کنند آن‌ها را حذف کنند، اما این ذرات آن‌قدر بزرگ هستند که به طور کامل پاک‌سازی نمی‌شوند. در نتیجه، این ذرات درون سلول‌های پوستی به دام می‌افتند و همین موضوع باعث می‌شود خالکوبی‌ها دائمی باشند.

اگرچه ممکن است نتوانید از ابتلا به سرماخوردگی یا آنفولانزا جلوگیری کنید، اما می‌توانید احتمال وقوع این اتفاق را کاهش دهید. در ادامه شما را با بهترین توصیه‌های پزشکان برای حفظ سلامتی‌تان و دیگران در زمان شیوع این بیماری‌ها آشنا خواهیم کرد.

واکسن آنفولانزا بزنید

بهترین راه برای کاهش خطر ابتلا به آنفولانزای فصلی، واکسیناسیون سالانه است. بسیاری از متخصصان سلامت می‌گویند بهترین زمان برای انجام این کار، ماه سپتامبر یا اکتبر است؛ اما اگر این فرصت را از دست دادید، می‌توانید همین حالا اقدام کنید. دو متخصص بیماری‌های تنفسی موافق‌اند که هنوز فرصت کافی برای زدن واکسن آنفولانزا وجود دارد. به گفته آن‌ها، شیوع این بیماری در ماه‌های ژانویه و فوریه افزایش می‌یابد؛ بنابراین اکنون نیز می‌توانید واکسن آن را بزنید.

واکسن باعث ابتلای شما به آنفولانزا نمی‌شود

با وجود اینکه ممکن است پس از زدن واکسن آنفولانزا احساس ناخوشی کنید، اما نمی‌توانید از طریق آن به این بیماری مبتلا شوید. در اطلاعات بهداشت عمومی درباره واکسن‌های آنفولانزا، مرکز کنترل بیماری آمریکا تائید می‌کند که این واکسن‌ها نمی‌توانند موجب ابتلای افراد به بیماری شوند. واکسن‌های آنفولانزا از ویروس‌های غیرفعال یا تنها یک پروتئین از ویروس آنفولانزا تولید شده‌اند. با این حال، حداکثر دو هفته طول می‌کشد تا واکسن اثر کامل خود را بگذارد.

واکسن‌های آنفولانزا در جلوگیری از ابتلا به بیماری‌های حاد موثر هستند

واکسن آنفولانزا هرساله براساس گونه‌های ویروس که متخصصان فکر می‌کنند شیوع پیدا خواهند کرد، تغییر می‌کند. اگرچه این واکسن کاملا بی‌عیب و نقص نیست، اما در پیشگیری از ابتلا به بیماری‌های حادتر موثر است. برای مثال، دو نفر از کارمندان وزارت بهداشت ویرجینیا می‌گویند اثربخشی واکسن با مقایسه میزان پیامدهای بهداشتی مانند بستری شدن در بیمارستان یا مرگ در افراد واکسینه‌شده و واکسینه‌نشده سنجیده می‌شود. اگر اثربخشی واکسن ۵۰ درصد گزارش شود، یعنی افراد واکسینه‌شده در مقایسه با واکسینه‌نشده‌ها، با نصف احتمال نیاز به مراقبت‌های پزشکی مواجه بوده‌اند.

دست‌هایتان را بشویید و از افراد بیمار دوری کنید

شما می‌توانید اقدامات ساده‌ای برای کاهش احتمال ابتلا به آنفولانزا یا سرماخوردگی انجام دهید. یکی از آن‌ها، شستن مرتب دست‌ها با آب و صابون است. همچنین از لمس صورت خود خودداری کرده و از افراد بیمار دوری کنید. در فضاهای عمومی از ماسک استفاده کنید یا یک ماسک برای مواقع ضروری در جیب خود داشته باشید.

در خانه بمانید و برای سرفه از آرنج خود استفاده کنید

ماندن در خانه هنگام بیماری به کاهش سرعت شیوع ویروس‌ها کمک می‌کند. همچنین به جای دست، در گودی آرنج خود سرفه و عطسه کنید، زیرا این قسمت از آرنج به اندازه دست‌ها ویروس را به سایر سطوح منتقل نمی‌کند. اگر کسی در خانه شما بیمار است، تمیز کردن منظم سطوح پرتماس کار مفیدی است.

آیا استفاده از دستگاه تصفیه هوا ضروری است؟

در حال حاضر، هیچ یافته واضحی وجود ندارد که نشان دهد دستگاه‌های تصفیه هوا، شیوع عفونت‌های تنفسی را در شرایط واقعی کاهش می‌دهند. با این حال، یکی از متخصصان این حوزه می‌گوید این دستگاه‌ها کیفیت هوای داخل خانه را بهبود می‌بخشند و می‌توانند آلرژن‌ها، دود و سایر ذرات محرک را از بین ببرند.

فحش دادن، برخلاف آنچه تصور می‌شود لغزش ساده‌ای در آداب اجتماعی باشد، یک واکنش بازتابی است که ریشه‌ای عمیق در ساختار بدن انسان دارد و از شبکه‌هایی در مغز و دستگاه عصبی خودمختار نشات می‌گیرد؛ شبکه‌هایی که در روند تکامل برای کمک به بقا در برابر درد و شوک شکل گرفته‌اند.

پژوهش‌ها نشان می‌دهند که به‌کار بردن یک فحش به‌جا می‌تواند درد را کاهش دهد، ضربان قلب را تنظیم کند و به بدن در بازیابی پس از استرس کمک برساند. به نظر می‌رسد فوران‌های گاه‌به‌گاه کلامی نه یک شکست اخلاقی، بلکه واکنشی محافظتی باشند که به‌طور ذاتی در وجود ما سیم‌کشی شده‌اند.

میل به فحش دادن در سطحی بسیار پایین‌تر از گفتار آگاهانه آغاز می‌شود. بیشتر زبان روزمره در قشر مخ شکل می‌گیرد؛ جایی که ایده‌ها به واژه تبدیل می‌شوند. اما ناسزاگویی شبکه‌ای بسیار قدیمی‌تر را فعال می‌کند، یعنی دستگاه لیمبیک که مسئول هیجان، حافظه و پاسخ‌های بقا است.

بخش‌های مهم دستگاه لیمبیک شامل آمیگدال و عقده‌های قاعده‌ای هستند؛ مجموعه‌ای از ساختارهای به‌هم‌پیوسته که به کنترل حرکت و رفتارهای خودکار، از جمله آواسازی غریزی، کمک می‌کنند. این نواحی پیش از آنکه بخش متفکر مغز فرصت واکنش پیدا کند، سیگنال‌های سریعی را از طریق ساقه مغز ارسال می‌کنند. به همین دلیل است که واژه‌ها با چنین سرعتی از دهان خارج می‌شوند؛ این بخشی از یک رفلکس باستانی است که بدن را برای واکنش به شوک یا درد ناگهانی آماده می‌کند.

چرا فحش دادن برای سلامتی مفید است؟ - دیجینوی

این فوران کلامی دستگاه عصبی خودمختار را فعال می‌کند و به‌طور موقت باعث افزایش ضربان قلب، فشار خون و سطح هوشیاری می‌شود. عضلات منقبض می‌شوند، زیرا قشر حرکتی و مسیرهای نخاعی اندام‌ها را برای نوعی حالت دفاعی آماده می‌کنند. سپس صدا وارد عمل می‌شود؛ صدایی که با انقباض شدید دیافراگم و عضلات بین‌دنده‌ای نیرو می‌گیرد و هوا را در یک بازدم انفجاری از میان حنجره عبور می‌دهد.

در اعماق مغز، غده هیپوفیز و ناحیه خاکستری اطراف مجرای مغزی، که ستونی از ماده خاکستری در مغز میانی است، بتا-اندورفین‌ها و انکفالین‌ها را که مسکن‌های طبیعی بدن هستند، آزاد می‌کنند. این مواد شیمیایی درد را کاهش می‌دهند و احساسی خفیف از رهایی ایجاد می‌کنند و زبان را به کنشی جسمانی تبدیل می‌نمایند؛ کنشی که تنفس، عضلات و جریان خون را بسیج کرده و سپس بدن را به آرامش بازمی‌گرداند. این پاسخ یکپارچه، از مغز تا عضله و پوست، توضیح می‌دهد که چرا یک ناسزای تند می‌تواند به‌طور همزمان غریزی و رضایت‌بخش احساس شود.

آنچه کمتر روشن شده، مسیر دقیق این اثر است؛ اینکه آیا این پدیده کاملاً فیزیولوژیک است یا بخشی از آن جنبه روان‌شناختی دارد و شامل کاهش خودآگاهی، افزایش اعتمادبه‌نفس یا حواس‌پرتی از درد می‌شود. نکته مهم این است که این اثر در افرادی که به‌طور عادت‌گونه ناسزا نمی‌گویند، قوی‌تر به نظر می‌رسد.

چرا فحش دادن برای سلامتی مفید است؟ - دیجینوی

فحش دادن همچنین به بدن کمک می‌کند تا از استرس ناگهانی بازیابی شود. هنگام شوک یا آسیب، هیپوتالاموس و هیپوفیز آدرنالین و کورتیزول را وارد جریان خون می‌کنند و بدن را برای واکنش آماده می‌سازند. اگر این افزایش انرژی تخلیه نشود، دستگاه عصبی می‌تواند در حالت برانگیختگی بالا باقی بماند؛ حالتی که با اضطراب، اختلالات خواب، تضعیف ایمنی و فشار اضافی بر قلب مرتبط است.

از دیدگاه کالبدشناسی، فحش دادن یکی از چندین کنش آواسازی بازتابی، در کنار نفس‌نفس زدن، خندیدن و فریاد کشیدن است، که همگی توسط مدارهای عصبی باستانی شکل گرفته‌اند. سایر نخستی‌ها نیز در هنگام درد یا تهدید، صداهای تند تولید می‌کنند و همان نواحی مغز میانی را فعال می‌سازند که هنگام فحش دادن انسان‌ها فعال می‌شود.

هیچ راهی برای جلوگیری از گذر بی‌وفقه زمان وجود ندارد، اما افرادی که به سن ۱۱۰ سالگی می‌رسند، توانایی عجیبی در به تعویق انداختن اتفاقات اجتناب‌ناپذیر دارند. بررسی وضعیت سلامتی یکی از پیرترین افراد جهان، ماریا برانیاس، نشان می‌دهد یکی از دلایل زنده ماندنش تا سن ۱۱۷ سالگی، بهره‌مندی از ژنوم بسیار جوان است. دانشمندان می‌گویند اکنون از این یافته‌ها برای ارائه نگاهی نو به مبحث پیری انسان، پیشنهاد شاخص‌های زیستی برای پیری سالم و استراتژی‌های جدید جهت افزایش امید به زندگی استفاده می‌کنند. نتایج آن‌ها براساس نمونه‌های خون، بزاق، ادرار و مدفوعی است که برانیاس پیش از مرگش در سال ۲۰۲۴ اهدا کرده بود.

به گفته تیمی از دانشمندان، برخی از سلول‌های این زن به گونه‌ای رفتار می‌کردند که انگار جوان‌تر از سن او بودند. برانیاس ۳۰ سال بیشتر از میانگین امید به زندگی زنان در کاتالونیا زنده ماند. محققان می‌گویند این شخص در دوران پیری‌اش، از سلامت کلی خوبی برخوردار بود و با وجود سن بالایش، سیستم ایمنی و میکروبیوم روده‌اش هردو علائمی داشتند که با گروه‌های بسیار جوان‌تر مطابقت داشت. همچنین مقدار کمی کلسترول بد و تری‌گلیسیریدها در خونش وجود داشت و میزان کلسترول خوب او زیاد بود. براساس ادعای دانشمندان، طول عمر بسیار بالا که نمونه بارز آن افراد صدساله یا پیرتر هستند، موجب می‌شود آن‌ها وضعیت سلامتی نسبتا خوبی داشته باشند.

برانیاس از نظر ذهنی، اجتماعی و جسمی، زندگی فعالی داشت، اما نباید ژنتیک خوب او را فراموش کنیم. طول عمر این زن احتمالا تحت تاثیر مجموعه‌ای از متغیرهای ژنتیکی و محیطی قرار داشته است. پژوهشگران همچنین متوجه فرسایش بزرگی در کلاهک‌های انتهای کرموزوم‌های او شدند. این کلاهک‌ها از ماده ژنتیکی محافظت می‌کنند و نمونه‌های کوتاه‌تر آن‌ها با خطر مرگ بالا مرتبط هستند. تحقیقات نشان می‌دهند که در میان افراد پیر، داشتن تلومرها (کلاهک‌های کروموزوم) بسیار کوتاه ممکن است به برانیاس یک برتری داده باشند. دانشمندان می‌گویند طول عمر کوتاه سلول‌های او شاید مانع از تکثیر سرطان شده باشد، بنابراین سن بالا و سلامت ضعیف با یکدیگر مرتبط نیستند.

با این وجود، تحقیقات گسترده‌تر که در آن‌ها افراد بسیار پیر با انسان‌هایی که زودتر فوت کرده‌اند مقایسه می‌شوند، موجب کشف علائم زیستی‌ای شده‌اند که برخی از مردم را از یکدیگر متمایز می‌کنند؛ از جمله ویژگی‌های خاصی که شاید به آن‌ها کمک کند در برابر بیماری‌ها مقاومت کنند. افراد صدساله سریع‌ترین رشد جمعیتی در جهان را دارند، اما تنها یک نفر از هر ۱۰ نفری که به این سن می‌رسند، دهه بعدی زندگی‌اش را خواهد دید. آنچه که برانیاس به پژوهشگران ارائه داده، فرصتی نادر برای بررسی راه‌های احتمالی است که طول عمر بالای انسان را ممکن می‌سازد.

در حالی که استخوان‌های ما قادر به بازسازی پس از شکستگی هستند، دندان‌ها این شانس را ندارند و همین امر باعث می‌شود میلیون‌ها نفر در سراسر جهان با نوعی از بی‌دندانی مواجه باشند. اکنون محققان ژاپنی داروی امیدوارکننده‌ای برای رشد مجدد دندان‌ها تست کرده‌اند. اگر این آزمایش موفقیت‌آمیز باشد، پژوهشگران امیدوارند تا حدود سال ۲۰۳۰ برای انواع بی‌دندانی، راه حلی بسیار مفید ارائه دهند.

دندان‌ها، استخوان نیستند. اگرچه آن‌ها از برخی از همان مواد استخوانی ساخته شده‌اند و سخت‌ترین ماده در بدن انسان هستند (به لطف لایه محافظ مینای دندان)، اما توانایی حیاتی ترمیم و بازسازی خود را ندارند. اما این وضعیت ممکن است همیشگی نباشد. محققان ژاپنی دارویی آزمایش کرده‌اند که وعده رشد مجدد دندان‌های انسان را می‌دهد.

کاتسو تاکاهشی، رئیس بخش دندان‌پزشکی مؤسسه تحقیقات پزشکی بیمارستان کیتانو در اوساکا، گفت: «ما می‌خواهیم کاری انجام دهیم تا به کسانی که از دست دادن یا فقدان دندان رنج می‌برند کمک کنیم. در حالی که تاکنون هیچ درمانی برای ارائه درمان دائمی وجود نداشته، احساس می‌کنیم انتظارات مردم برای رشد دندان‌ها بالا است.»

این پیشرفت، حاصل سال‌ها مطالعه روی آنتی‌بادی ویژه‌ای به نام Uterine sensitization–associated gene-1 (USAG-1) است که نشان داده مانع رشد دندان در خرگوش‌های صحرایی و موش‌ها می‌شود. در سال ۲۰۲۱، دانشمندان دانشگاه کیوتو، آنتی‌بادی مونوکلونال (که معمولاً در مقابله با سرطان استفاده می‌شود) را کشف کردند که تعامل بین USAG-1 و مولکول‌های معروف به پروتئین مورفوژنتیک استخوان یا BMP را مختل می‌کند.

تاکاهاشی در این باره گفت: «ما می‌دانستیم سرکوب USAG-1 برای رشد دندان مفید است. چیزی که نمی‌دانستیم این بود که آیا این کافی خواهد بود یا نه. خرگوش‌های صحرایی حیواناتی دوفک با الگوهای دندانی مشابه انسان هستند.» اکنون دانشمندان قرار است ببینند این شباهت چقدر واقعی بوده، زیرا انسان‌ها تحت آزمایشی مشابه قرار دارند. این مطالعه که ۱۱ ماه طول می‌کشد، روی ۳۰ مرد بین سنین ۳۰ تا ۶۴ سال متمرکز است که هر کدام حداقل یک دندان از دست داده‌اند. دارو به صورت وریدی تزریق خواهد شد تا اثربخشی و ایمنی آن اثبات شود و خوشبختانه در مطالعات حیوانی پیشین هیچ عارضه جانبی گزارش نشده است.

اگر همه چیز خوب پیش برود، بیمارستان کیتانو درمان را به کودکان بین ۲ تا ۷ سال که حداقل چهار دندان از دست داده‌اند ارائه خواهد داد. هدف نهایی آن‌‌ها ارائه داروی رشد دندان تا سال ۲۰۳۰ است. در حالی که این درمان‌ها فعلا بر بیمارانی با کمبود دندان مادرزادی تمرکز دارند، تاکاهشی امیدوار است که این دارو برای هر کسی که دندانی از دست داده نیز در دسترس قرار گیرد.