یک کوزه مرمری قدیمی که در موزه دانشگاه ییل قرار دارد، حقیقتی مخفی را آشکار کرد: مصرف تریاک بخشی از فرهنگ جامعه در مصر باستان بوده است. یکی از محققان این دانشگاه در بیانیه‌ای گفت: “یافته‌های ما در کنار تحقیقات قبلی نشان می‌دهند که استفاده از تریاک در فرهنگ‌های مصر باستان و سرزمین‌های اطراف آن، بیشتر آنکه تصادفی باشد، بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی روزمره بوده است.” محققان باور دارند که مصرف این ماده مخدر احتمالا آنقدر رایج بوده که خود پادشات تات نیز آن را نوشیده است.

آن‌ها فکر می‌کنند احتمالا کوزه‌های یافت شده در مقبره این پادشاه، به عنوان بخشی از یک سنت باستانی، حاوی تریاک هستند. کوزه هشت اینچی و ۱.۲ لیتری که موجب آغاز این تحقیق شد، مدت‌ها در دانشگاه ییل مخفی شده بود. تیمی از محققان پس از بررسی رسوب معطر و قهوه‌ای درون این کوزه، مطلبی را درباره یافته‌های خود منتشر کردند. تجزیه شیمیایی رسوب، وجود نوسکاپین، هیدروکوتارنین، مورفین، تبائین و پاپاورین در آن را نشان می‌دهد که همگی جزئی از تریاک هستند. همچنین چهار زبان باستانی روی کوزه اشاره شده به دوران خشایارشاه مربوط می‌شوند.

علاوه‌بر این، ماده قهوه‌ای یافت‌شده در ظروف مرمری و کوزه‌های کوچک مربوط به پادشاهی جدید قرن‌های ۱۱ تا ۱۶ پیش از میلاد است. محقق دانشگاه ییل می‌گوید: “ما اکنون اثر شیمیایی مواد افیونی را پیدا کرده‌ایم که نشان می‌دهد کوزه‌های مرمری مصری در جوامع نخبه بین‌النهرین و همچنین شرایط فرهنگی عادی مصر باستان استفاده می‌شدند.” همچنین این سوال مطرح می‌شود که چه تعداد از ظروف دیگر در مقبره‌های مصری حاوی آثار تریاک هستند. او گفت ممکن است آن‌ها ظروفی نمادین برای مصرف تریاک در گذشته باشند، همانطور که قلیان‌های امروزی برای مصرف تنباکو مورد استفاده قرار می‌گیرند.

هنگامی که مقبره شاه تات در سال ۱۹۲۲ کشف شد، آنالیز شیمایی به اندازه امروز دقیق نبود. وقتی آلفرد لوکاس در سال ۱۹۳۳ ظروف مصری را بررسی نمود، متوجه شد بسیاری از آن‌ها حاوی ماده‌ای چسبناک، قهوه‌ای رنگ و معطر هستند اما نتوانست تشخیص دهد که این ماده چیست. سارقان مقبره پیش از آنکه هاوارد کارتر آن را کشف کند، واردش شدند بودند و در تلاش بودند تا محتویات ظروف را بیرون بیاورند. داخل بیشتر ظروف مرمری، جای انگشت وجود داشت که این موضوع نشان می‌دهد غارتگران سعی داشتند محتویات اشیای دفن‌شده را بیرون بکشند.

ظروف مرمرین شاه تات از آن زمان تاکنون مورد بررسی قرار نگرفته‌اند و اکنون در موزه بزرگ مصر نگهداری می‌شوند. البته علاقه به خشخاش محدود به فرهنگ مصر نبود. مصرف تریاک به دنیای معنوی فرهنگ‌ها از بین‌النهرین باستان گرفته تا مصر گسترش یافته بود. در دوران زندگی پادشاه تات، مردم کرت الهه خشخاش را می‌پرستیدند. بررسی محتویات کوزه‌های موجود در مقبره این پادشاه، اطلاعات بیشتری درباره نقش تریاک در جوامع باستانی آن زمان در اختیار محققان خواهد گذاشت.

یکی از بزرگ‌ترین رازهای ناشناخته در تاریخ بشر، زمان و چگونگی نخستین مهاجرت اجداد انسان از قاره آفریقاست. تلاش برای کشف این روایت اسرارآمیز، دانشمندان را به کشور گرجستان در غرب آسیا رسانده است؛ جایی که قدیمی‌ترین فسیل‌های شناخته‌شده انسان‌تبار در اروپا در محوطه باستانی دمانیسی واقع در جنوب‌غربی تفلیس کشف شده‌اند. این فسیل‌ها که قدمتی حدود ۱.۸ میلیون سال دارند، به شاخه‌ای از گونه هومو ارکتوس (Homo erectus) نسبت داده می‌شوند؛ گونه‌ای که اغلب به‌عنوان نخستین انسان‌تبار مهاجر به اروپا و آسیا به‌شمار می‌رود.

در محوطه دمانیسی، باستان‌شناسان مجموعه‌ای از فسیل‌های حیوانی، ابزارهای سنگی و مهم‌تر از همه بقایای انسان‌تباران را کشف کردند. تفسیر معنای این یافته‌ها دهه‌ها زمان برده است. در سال ۲۰۰۰ میلادی، گروهی از دانشمندان با استناد به تفاوت در اندازه و شکل نمونه‌ها این نظریه را مطرح کردند که این منطقه احتمالاً محل سکونت دو گونه انسانی بوده است.

برای بررسی دقیق‌تر، پژوهشگران دانشگاه سائوپائولو (University of São Paulo) و دانشگاه ایالتی اوهایو (Ohio State University) تاج دندان‌های این نمونه‌ها را مطالعه کردند تا مسیر تکاملی آن‌ها روشن‌تر شود. آن‌ها یک نمونه فک بالا و ۷۱ نمونه فک پایین را بررسی کردند که در مجموع شامل ۵۸۳ دندان بود. تیم تحقیقاتی با استفاده از روش آنالیز تشخیصی خطی (Linear Discriminant Analysis) که یک تکنیک یادگیری ماشین برای طبقه‌بندی است، به این نتیجه رسید که تفاوت‌های موجود تنها با پدیده تفاوت‌های میان دو جنس قابل توضیح نیست و به احتمال زیاد دست‌کم دو گونه از جنس هومو (Homo) در این منطقه زندگی می‌کرده‌اند.

پژوهشگران نوشتند: «ما نتیجه گرفتیم که تفاوت در ابعاد تاج دندان‌ها فرضیه وجود دو گونه متمایز در محوطه دمانیسی را تأیید می‌کند؛ گونه‌هایی که پیش‌تر به‌عنوان هومو جورجیکوس (Homo georgicus) و هومو کائوکاسی (Homo caucasi) معرفی شده بودند. این فرضیه پیامدهای مهمی برای درک مهاجرت انسان‌تبارها از آفریقا در آغاز دوره پلیستوسن دارد.»

با این حال، حل یک پرسش، پرسش‌های تازه‌ای را به وجود آورد؛ یکی از چالش‌های جدید این است که برخی نمونه‌ها نشان می‌دهند شکل دندان‌های هومو جورجیکوس (Homo georgicus) شباهت زیادی به آسترالوپیت‌ها (Australopiths) دارد؛ گونه‌هایی که پیش از شاخه هومو (Homo) وجود داشته‌اند. این موضوع پرسشی مهم را مطرح می‌کند: آیا مهاجرت‌های اولیه از آفریقا پیش از ظهور هومو ارکتوس (Homo erectus) رخ داده‌اند؟

پژوهشگران افزودند: «با شواهد موجود نمی‌توان به‌طور قطعی مشخص کرد که هومو جورجیکوس (Homo georgicus) و هومو کائوکاسی (Homo caucasi) از اجداد هومو ارکتوس (Homo erectus) تکامل یافته‌اند یا از اجداد شبیه به آسترالوپیت‌ها، اما سناریوهای جایگزین ارزش بررسی دارند و باید با کشف فسیل‌های جدید انسان‌تبار در آسیا مورد توجه قرار گیرند.»

به بیان دیگر، داستان تکامل هومو ارکتوس (Homo erectus) با توانایی‌های شناختی پیشرفته و راه‌رفتن روی دو پا که امکان سازگاری با محیط‌های تازه را فراهم کرد، تنها بخشی از روایت مهاجرت انسان‌تبارها از آفریقا است. احتمال دارد که در طول تاریخ، پدیده کلادوژنز (cladogenesis) یا انشعاب یک گونه به دو گونه، بارها رخ داده باشد؛ به‌ویژه زمانی که جمعیت‌های انسانی برای هزاران یا ده‌ها هزار سال از یکدیگر جدا بوده‌اند و ویژگی‌های متفاوتی پیدا کرده‌اند. در نهایت، پژوهشگران نتیجه گرفتند که مدل‌های کنونی مهاجرت انسان باید بازنگری و به‌روزرسانی شوند.

در جریان کاوش‌های باستان‌شناسی در ویرانه‌های باستانی شهر بونونیا (Bononia) در شمال‌غربی بلغارستان، یک حلقه ازدواج رومی از جنس طلا کشف شد. این حلقه که وزنی نزدیک به ۲۳ گرم دارد، با شیارهای موازی در دو طرف و تصویری از یک زوج در مرکز خود تزئین شده است. این یافته ارزشمند می‌تواند اطلاعات تازه‌ای درباره آیین‌های ازدواج رومیان در این منطقه ارائه دهد.

این حلقه ازدواج رومی در عمق حدود ۲۰ فوتی زمین و در لایه‌ای باستانی کشف شد؛ لایه‌ای که بر اساس بررسی‌های علمی به اواخر قرن دوم یا اوایل قرن سوم میلادی تعلق دارد. اهمیت این کشف در آن است که چنین آثار نادری می‌توانند پنجره‌ای تازه به سوی شناخت دقیق‌تر سنت‌های اجتماعی، آیین‌های فرهنگی و حتی باورهای روزمره رومیان در این بخش از امپراتوری بگشایند و نشان دهند که چگونه زندگی خصوصی و نمادهای وفاداری زناشویی در مناطق دورافتاده نیز رواج داشته است.

شهر باستانی بونونیا (Bononia) که در قرن نخست میلادی به‌عنوان یک دژ نظامی بنا شد، امروز پس از گذشت نزدیک به دو هزار سال همچنان رازهای فراوانی در دل خود دارد. این شهر اکنون یازدهمین سال متوالی کاوش‌های باستان‌شناسی را پشت سر گذاشته است. با پایان فصل کاری و آغاز زمستان، فعالیت‌ها به‌طور موقت متوقف گردیده و برنامه‌ریزی شده است که تیم باستان‌شناسی در سال آینده دوباره به این منطقه بازگردد تا پرده‌های بیشتری از تاریخ این شهر مستحکم کنار زده شود و یافته‌های تازه‌ای در اختیار پژوهشگران قرار گیرد.

این حلقه در آخرین روز فصل کاوش توسط تیم باستان‌شناسی کشف شد؛ بر اساس لایه باستانی، جنس حلقه از طلای خالص بوده و وزن آن ۲۳.۶۳ گرم اندازه‌گیری شده است؛ وزنی قابل‌توجه که نشان می‌دهد این حلقه احتمالاً به فردی ثروتمند یا خانواده‌ای صاحب‌نفوذ تعلق داشته است.

باستان‌شناسان در بلغارستان حلقه ازدواج رومی ۱۸۰۰ ساله از جنس طلا کشف کردند - دیجینویباستان‌شناسان در بلغارستان حلقه ازدواج رومی ۱۸۰۰ ساله از جنس طلا کشف کردند - دیجینوی

در مرکز حلقه به‌جای سنگ‌های قیمتی، تصویری ظریف و حکاکی‌شده از یک زوج دیده می‌شود؛ تصویری که به‌عنوان نمادی از پیوند زناشویی و وفاداری طراحی شده است. بدنه حلقه نیز با شیارهای موازی در دو طرف تزئین شده و بخش بیضی‌شکل مرکزی با دقت و مهارت به بدنه اصلی جوش داده شده است. باستان‌شناسان بر این باورند که این حلقه احتمالاً به‌طور محلی ساخته شده و منشأ آن شهر راتیاریا (Ratiaria) بوده است؛ شهری که امروزه با نام روستای آرچار (Archar) شناخته می‌شود.

مدیر کاوش‌ها، زدراوکو دیمیتروف (Zdravko Dimitrov)، این کشف را «حلقه وفاداری زناشویی» توصیف کرد؛ حلقه‌ای که یکی از اعضای زوج تازه ازدواج‌کرده به دیگری هدیه می‌داده است. چنین حلقه‌هایی در سراسر امپراتوری روم به‌عنوان نماد وفاداری و پیوند زناشویی مورد استفاده قرار می‌گرفتند و نشان‌دهنده اهمیت این سنت در فرهنگ رومیان بودند.

فرهنگ ایران باستان بیش از هزار سال، از حدود ۵۵۰ پیش از میلاد تا ۶۵۱ میلادی، تأثیر گسترده‌ای بر سراسر خاور نزدیک و حتی فراتر از آن گذاشت. بسیاری از جنبه‌های این فرهنگ نه‌تنها در همان دوران، بلکه در دوره‌های بعدی نیز الهام‌بخش تمدن‌های دیگر شدند و تا امروز نیز اثرات آن ادامه دارد.

نخستین حکومت ایرانی، امپراتوری هخامنشی (حدود ۵۵۰ تا ۳۳۰ پیش از میلاد) بود؛ حکومتی که با قدرت و سازمان‌دهی گسترده توانست بخش بزرگی از جهان شناخته‌شده آن زمان را تحت سلطه خود درآورد، اما در نهایت به دست اسکندر مقدونی (Alexander the Great) سقوط کرد. پس از مرگ اسکندر، سرزمین‌های ایرانی به امپراتوری هلنیستی سلوکیان (۳۱۲ تا ۶۳ پیش از میلاد) واگذار شد. با وجود سلطه سلوکیان و نفوذ فرهنگ یونانی، سنت‌ها و ارزش‌های ایرانی همچنان زنده ماند و با ظهور امپراتوری اشکانی دوباره به جایگاه اصلی خود بازگشت. این فرهنگ در دوران امپراتوری ساسانی (۲۲۴ تا ۶۵۱ میلادی) به اوج شکوفایی رسید و تا زمان فتح ایران به دست اعراب مسلمان ادامه یافت.

در ادامه، به برخی از حقایق جالب ایران باستان می‌پردازیم.

ایران نام اصلی است و پرشیا نامی یونانی

۱۰ حقیقت باورنکردنی و جذاب از ایران باستان - دیجینوی

ایران باستان در منابع غربی همچنان با نام «پرشیا» شناخته می‌شود، زیرا این عنوان برای مورخان و پژوهشگران راهی بوده تا تاریخ کهن این سرزمین را از هویت مدرن آن جدا کنند و به‌طور مشخص به دوره‌های باستانی اشاره داشته باشند. نام اصلی ایران در متون اوستایی، کتاب مقدس زرتشتیان، «ایریانم» ذکر شده است؛ واژه‌ای که در شکل‌های «ایران» یا «ایرانیا» نیز آمده و معنای «سرزمین آریایی‌ها» را در خود دارد. این نام به نخستین قبایل مهاجر به منطقه در حدود هزاره سوم پیش از میلاد اشاره می‌کند. واژه «آریایی» در آن زمان به معنای «نجیب» یا «آزاد» بود و بیشتر به یک طبقه اجتماعی اطلاق می‌شد تا یک ملیت مشخص.

یکی از این قبایل آریایی در سرزمین «پارس» یا «پرسیس» (منطقه فارس امروزی) سکونت گزید. از همین‌جا بود که هرودوت، تاریخ‌نگار یونانی، مردم این منطقه را «پرشین» یا «پرشین‌ها» نامید. پس از او، دیگر نویسندگان یونانی و رومی نیز همین اصطلاح را به کار بردند و نتیجتاً در غرب، ایرانیان باستان با نام «پرشین‌ها» شناخته شدند.

اختراع نخستین یخچال و سیستم تهویه هوا

۱۰ حقیقت باورنکردنی و جذاب از ایران باستان - دیجینوی

ایرانیان باستان نخستین سیستم سرمایش و نگهداری مواد غذایی را با ساخت «یخچال» یا همان یخچال‌های گنبدی ابداع کردند؛ سازه‌هایی عظیم که از گل و خشت ساخته می‌شدند و در ابتدا تنها برای ذخیره یخ در فصل‌های سرد مورد استفاده قرار می‌گرفتند. با گذشت زمان، این بناها کارکرد گسترده‌تری پیدا کردند و به محلی برای نگهداری مواد غذایی در دمای پایین تبدیل شدند، به‌گونه‌ای که می‌توان آن‌ها را نخستین نمونه‌های سردخانه در تاریخ دانست. اختراع یخچال معمولاً به دوران کوروش دوم نسبت داده می‌شود، اما شواهد تاریخی نشان می‌دهد که این فناوری پیش‌تر توسط ایرانیان یا حتی مردم ایلام، که نوآوری‌های متعددی به فرهنگ ایران افزودند، پایه‌گذاری شده بود.

جبرگرایی به‌عنوان یک موتیف ادبی

۱۰ حقیقت باورنکردنی و جذاب از ایران باستان - دیجینوی

یکی دیگر از دستاوردهای فرهنگی ایرانیان، که کمتر مورد توجه قرار گرفته، معرفی موتیف ادبی «جبرگرایی» است. این مفهوم بعدها در ادبیات لاتین با عبارت Vitae summa brevis spem nos vetat incohare longam (زندگی کوتاه امید به دوام طولانی را برنمی‌تابد) شناخته شد و به‌عنوان یکی از پایه‌های اندیشه فلسفی و ادبی در غرب جای گرفت. ریشه این اندیشه در شاخه‌ای از آیین زرتشتی به نام «زوروانیسم» بود؛ آیینی که در آن زوروان به‌عنوان خدای زمان بی‌نهایت پرستیده می‌شد. از آنجا که زمان در این باور قابل تغییر نبود، چنین نگرشی به شکل‌گیری مفهوم جبرگرایی انجامید؛ یعنی این اندیشه که سرنوشت انسان از پیش تعیین شده و پایان زندگی امری اجتناب‌ناپذیر است.

این موتیف بعدها در آثار ادبی بزرگان ایرانی جایگاهی ویژه یافت. حکیم عمر خیام در رباعیات خود بارها به ناپایداری زندگی و سرنوشت محتوم انسان اشاره کرد و فردوسی بزرگ نیز در شاهنامه با روایت‌های حماسی، مفهوم جبر و تقدیر را در قالب سرنوشت پهلوانان و شاهان بازتاب داد. این اندیشه نه‌تنها در ادبیات ایرانی بلکه در آثار نویسندگان یونانی و رومی نیز اقتباس شد و به‌تدریج به یکی از موتیف‌های ماندگار در ادبیات جهان تبدیل گردید.

جشن تولد و دِسر

۱۰ حقیقت باورنکردنی و جذاب از ایران باستان - دیجینوی

جشن تولد در ایران باستان در آغاز تنها به‌عنوان آیینی ویژه برای بزرگداشت روز تولد شاه برگزار می‌شد، اما به‌مرور این رسم از دربار فراتر رفت و میان مردم نیز رواج پیدا کرد تا همه بتوانند روز تولد خود را با شکوه و شادی جشن بگیرند. در حقیقت، ایرانیان با گسترش این سنت، مفهوم «مهمانی تولد» را ابداع کردند و آن را به بخشی از فرهنگ اجتماعی خود تبدیل نمودند. در این جشن‌ها، غذاهای خاص و متنوع برای مهمان اصلی آماده می‌شد و پس از صرف غذا، کیکی با شمع‌های روشن به او تقدیم می‌کردند؛ نمادی از آرزو و روشنایی که در فرهنگ ایرانی جایگاه ویژه‌ای داشت. هرچند ممکن بود کیک مخصوص برای این مراسم تهیه شود، اما سنت خوردن شیرینی و خوراکی‌های خوش‌طعم پس از شام، بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی روزمره ایرانیان بود و نشان‌دهنده علاقه آنان به لذت بردن از طعم‌های شیرین و خوشایند بود.


حقوق زنان

۱۰ حقیقت باورنکردنی و جذاب از ایران باستان - دیجینوی

زنان ایرانی در مقایسه با دیگر تمدن‌های باستانی، به‌جز مصر، بیشترین حقوق و امتیازات را داشتند و این جایگاه ویژه در منابع تاریخی و اسناد باقی‌مانده به‌وضوح دیده می‌شود. هرچند ادعای صدور نخستین «اعلامیه حقوق بشر» توسط ایرانیان از طریق منشور کوروش همچنان مورد بحث و بررسی پژوهشگران است، اما تردیدی وجود ندارد که زنان در ایران باستان از احترام و حقوقی برخوردار بودند که در بسیاری از تمدن‌های هم‌دوره کمتر دیده می‌شد. زنان خاندان سلطنتی با جایگاهی ممتاز مواجه بودند و حتی در طبقات پایین‌تر جامعه نیز مردان و زنان در مشاغل مشابه دستمزدی برابر دریافت می‌کردند.

اسناد خزانه و استحکامات مربوط به دوران داریوش یکم (۵۲۲ تا ۴۸۶ پیش از میلاد ) نشان می‌دهد که زنان نه‌تنها در فعالیت‌های اقتصادی حضور داشتند، بلکه می‌توانستند بر کار مردان نظارت کنند. کسانی که توانایی مدیریتی و مهارت برجسته داشتند، با عنوان «آراشِشارا» (به معنای رئیس بزرگ) شناخته می‌شدند؛ عنوانی که نشان‌دهنده قدرت و نفوذ زنان در ساختار اداری و اجتماعی آن زمان بود.


یکتاپرستی و تسامح دینی

۱۰ حقیقت باورنکردنی و جذاب از ایران باستان - دیجینوی

دین ایرانیان اولیه چندخدایی بود و مردم خدایان بسیاری را پرستش می‌کردند که در رأس آن‌ها اهورامزدا، «خدای خرد»، قرار داشت. این وضعیت تا زمانی ادامه یافت که پیامبر زرتشت (حدود ۱۵۰۰ تا ۱۰۰۰ پیش از میلاد) مفهوم یکتاپرستی را معرفی کرد و تحولی بنیادین در باورهای دینی ایرانیان ایجاد نمود. هرچند فرعون مصری آخناتون (۱۳۵۳ تا ۱۳۳۶ پیش از میلاد) نیز به یکتاپرستی گرایش داشت، زرتشت این اندیشه را مستقل از او مطرح کرد، آن را به‌طور کامل بسط داد و چنان استوار ساخت که تا امروز باقی مانده است.

در آیین زرتشتی، خدایان و الهه‌های پیشین نه حذف و نه کنار گذاشته شدند، بلکه در قالب جلوه‌ها و مظاهر گوناگون اهورامزدا بازتعریف شدند. مردم نیز به پیروی از اصل ساده و بنیادین «پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک» تشویق شدند؛ اصلی که هم فرد را به تعالی شخصی سوق می‌داد و هم جامعه را به سوی نظم و اخلاق جمعی هدایت می‌کرد.

با وجود باور ایرانیان به وحی الهی و پذیرش یکتاپرستی، آنان هرگز پیروان دیگر ادیان را مورد آزار قرار ندادند. در طول سه امپراتوری بزرگ ایران، از هخامنشیان تا اشکانیان و ساسانیان، همه مذاهب مورد احترام بودند و این تسامح دینی یکی از ویژگی‌های برجسته فرهنگ ایرانی به شمار می‌رفت. چنین رویکردی نشان می‌دهد که ایران باستان نه‌تنها در عرصه دین و فلسفه، بلکه در زمینه همزیستی و احترام به تنوع فرهنگی نیز پیشگام بوده است.

یکی از عوامل مهم در شکل‌گیری تسامح دینی و اجتماعی در ایران باستان، ارزش بنیادین «راستگویی» در فرهنگ ایرانی بود. حقیقت جایگاهی چنان والا داشت که سربازان هنگام ورود به خدمت نظامی، سوگند به راستگویی یاد می‌کردند و این اصل را به‌عنوان معیار وفاداری و شرافت می‌پذیرفتند. واژه ایرانی «آسا» یا «ارتا» به معنای حقیقت، در بسیاری از نام‌های ایرانی دیده می‌شود؛ از جمله در نام شاهان بزرگ همچون اردشیر و اردشیر دوم (Artaxerxes)، که نشان‌دهنده پیوند مستقیم قدرت سیاسی با ارزش اخلاقی صداقت است. حتی نویسندگان یونانی، با وجود دشمنی‌هایشان با ارزش‌های ایرانی، به این ویژگی اذعان کرده‌اند و نوشته‌اند که ایرانیان دروغ‌گویان را تحقیر می‌کردند و بدهکاران را خوار می‌شمردند، زیرا بدهکاران برای فرار از پرداخت بدهی به دروغ متوسل می‌شدند.


ابتکار در سازمان نظامی و یونیفورم‌ها

۱۰ حقیقت باورنکردنی و جذاب از ایران باستان - دیجینوی

واحدهای نظامی نخستین بار توسط مادها و شاه ایشان هووخشتره پایه‌گذاری شد و به‌عنوان نخستین تلاش سازمان‌یافته برای ایجاد ارتشی منظم شناخته می‌شود. با این حال، کوروش بزرگ این مدل اولیه را اصلاح کرد و آن را به شکلی کارآمدتر و منظم‌تر درآورد. او ارتش را بر اساس نظام ده‌دهی سازمان داد: ۱۰ نفر یک دسته، ۱۰ دسته یک گردان، ۱۰ گردان یک لشکر و ۱۰ لشکر یک سپاه کامل. این ساختار سلسله‌مراتبی باعث شد ارتش ایران باستان از انسجام و هماهنگی بیشتری برخوردار شود و توانایی مدیریت نیروهای گسترده در میدان نبرد افزایش یابد.

برای تمایز میان واحدها، فرماندهی ایرانی یونیفورم‌های رنگی متفاوت مانند زرد، آبی و بنفش تعیین کرد و همچنین نشانه‌های ارتباطی میان سپاه‌ها را تنظیم نمود تا فرماندهان بتوانند در شرایط پیچیده جنگی ارتباط مؤثر برقرار کنند. این نوآوری‌ها ارتش ایران را به یکی از پیشرفته‌ترین نیروهای نظامی دوران باستان تبدیل کرد. نکته قابل توجه این است که زنان نیز می‌توانستند در ارتش خدمت کنند و نقش‌های مهمی بر عهده بگیرند. از جمله زنان شناخته‌شده می‌توان به آرتونیس اشاره کرد که در میدان‌های نبرد حضور داشت، پانته‌آ ارتشبُد که در زمان کوروش بزرگ در تشکیل واحد نخبه «گارد جاویدان» نقش کلیدی ایفا کرد و آرتمیس یکم کاریا که در نبرد سالامیس شجاعت و توانایی نظامی چشمگیری نشان داد.

این نمونه‌ها نشان می‌دهند که ارتش ایران باستان نه‌تنها از نظر سازمان‌دهی و نوآوری نظامی پیشگام بود، بلکه در زمینه مشارکت زنان نیز دیدگاهی متفاوت و پیشرفته داشت؛ دیدگاهی که حضور آنان را در عرصه‌های نظامی و مدیریتی به رسمیت می‌شناخت.


فتح مصر با استفاده از گربه‌ها

۱۰ حقیقت باورنکردنی و جذاب از ایران باستان - دیجینوی

ایرانیان در تاکتیک‌های نظامی نیز نوآوری‌های چشمگیری داشتند و توانستند با بهره‌گیری از شناخت عمیق فرهنگ‌ها و باورهای مردمان دیگر، پیروزی‌های بزرگی به دست آورند. در سال ۵۲۵ پیش از میلاد، کمبوجیه دوم به مصر حمله کرد؛ رویدادی که هرودوت (Herodotus) آن را واکنشی به توهین فرعون مصری دانسته، اما در واقع می‌توان آن را ادامه سیاست توسعه‌طلبانه کوروش بزرگ دانست.

کمبوجیه در شهر غیرقابل نفوذ پلوزیوم با مقاومت شدید روبه‌رو شد و می‌دانست که بدون تلفات سنگین امکان فتح آن وجود ندارد. او با آگاهی از فرهنگ مصری و مقدس بودن گربه‌ برای آن‌ها، تصمیمی هوشمندانه گرفت. دستور داد سربازان تصویر الهه باستت (Bastet)، که در باور مصریان به شکل گربه یا زنی با سر گربه تجسم می‌شد، را بر سپرهای خود نقاشی کنند. همچنین حیوانات ولگرد، از جمله گربه‌ها، گردآوری شدند و به سمت شهر رانده شدند. مصریان که بیم داشتند آسیبی به این حیوانات وارد شود یا بی‌احترامی به باستت رخ دهد، تسلیم شدند و بدین ترتیب کمبوجیه دوم مصر را بدون خونریزی به قلمرو امپراتوری هخامنشی افزود.

این نمونه نشان می‌دهد که ایران باستان نه‌تنها در عرصه دین و فرهنگ، بلکه در سازمان نظامی و تاکتیک‌های جنگی نیز نوآوری‌های ماندگاری داشته است. بهره‌گیری از شناخت روان‌شناسی دشمن و استفاده از باورهای مذهبی و اجتماعی آنان در میدان نبرد، یکی از جلوه‌های برجسته هوش نظامی ایرانیان بود که آنان را از بسیاری تمدن‌های هم‌دوره متمایز می‌کرد.


سیستم پستی و بیمارستان

۱۰ حقیقت باورنکردنی و جذاب از ایران باستان - دیجینوی

نخستین سیستم پستی پیشرفته در جهان توسط ایرانیان و در دوران داریوش یکم ایجاد شد و به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین نوآوری‌های اداری و ارتباطی در تاریخ شناخته می‌شود. داریوش دستور داد شبکه‌ای گسترده از جاده‌ها ساخته شود تا سفر و ارتباط میان پایتخت‌ها و اردوگاه‌های مختلف آسان‌تر گردد و سپس سامانه‌ای طراحی شد که در آن سواران پیام‌ها را میان این مراکز منتقل می‌کردند. برای این پیک‌های سوارکار، ایستگاه‌هایی در مسیر در نظر گرفته شده بود تا خود و اسب‌هایشان استراحت کند و تجدید قوا نمایند. این پیک‌ها چنان به مأموریت خود وفادار بودند که در هیچ شرایطی توقف نمی‌کردند. هرودوت (Herodotus) در نوشته‌هایش این سیستم را ستود و نوشت: «چه برف ببارد، چه باران، چه گرمای شدید باشد یا تاریکی شب، آنان هرگز از انجام مأموریت خود بازنمی‌مانند و در کوتاه‌ترین زمان ممکن به مقصد می‌رسند.» این جمله بعدها با اندکی تغییر از سال ۱۹۱۴ میلادی به شعار غیررسمی اداره پست ایالات متحده آمریکا تبدیل شد و نشان داد که میراث ایرانیان حتی در ساختارهای مدرن نیز ادامه یافته است.

ایرانیان همچنین پایه‌گذار نخستین بیمارستان‌ها بودند. این روند از دوران شاپور یکم (حکومت ۲۴۰ تا ۲۷۰ میلادی) آغاز شد؛ او «آموزشگاه گُندی‌شاپور» را بنیان نهاد که به مرکزی علمی و فرهنگی تبدیل شد و نه‌تنها در پزشکی بلکه در فلسفه، ریاضیات و علوم طبیعی نیز نقش مهمی ایفا کرد. این آکادمی پذیرای پزشکان و اندیشمندان از ملیت‌های گوناگون بود و به مکانی برای تبادل دانش میان تمدن‌های مختلف بدل شد. در دوران شاه ساسانی خسروی یکم (حکومت ۵۳۱ تا ۵۷۹ میلادی)، این مرکز به نخستین بیمارستان آموزشی جهان تبدیل شد؛ جایی که دانشجویان پزشکی زیر نظر استادان آموزش می‌دیدند و بیماران هم‌زمان درمان می‌شدند.

این دستاوردها نشان می‌دهند که ایران باستان نه‌تنها در عرصه نظامی و سیاسی، بلکه در زمینه‌های اداری، علمی و اجتماعی نیز پیشگام بوده و میراثی ماندگار برای تمدن جهانی به‌جا گذاشته است.


سایر ابداعات

۱۰ حقیقت باورنکردنی و جذاب از ایران باستان - دیجینوی

افزون بر موارد یادشده، ایرانیان ساز زهی «سِتار» را که پیش‌درآمد گیتار امروزی محسوب می‌شود، اختراع کردند و با این نوآوری سهمی مهم در تاریخ موسیقی جهان داشتند. آنان همچنین سیستم آبیاری «قنات» را توسعه دادند؛ روشی هوشمندانه که با بهره‌گیری از جریان طبیعی آب زیرزمینی، زمین‌های کشاورزی را حاصلخیز می‌کرد و هنوز هم در بسیاری از مناطق به کار می‌رود. بسیاری از واژه‌ها و مفاهیم شناخته‌شده امروزی ریشه در فرهنگ ایران دارند؛ از جمله واژه انگلیسی paradise که از واژه ایرانی «پَیری‌دَئِزا» به معنای باغ محصور گرفته شده است. افزون بر آن، واژه‌هایی چون صندل، فرش، قالی، مفهوم «جادو»، و نام‌هایی چون یاس بنفش و لاله نیز از میراث ایرانی سرچشمه گرفته‌اند.

ایرانیان نوشیدن چای روزانه را رایج کردند و استفاده از بخور در آیین‌های مذهبی را گسترش دادند؛ آیینی که علاوه بر جنبه معنوی، نمادی از پاکی و ارتباط با نیروهای الهی بود. آنان همچنین به تربیت و نگهداری اسب‌ها و سگ‌ها اهمیت ویژه‌ای می‌دادند. سگ‌ها چنان ارزشمند بودند که باور داشتند سرنوشت نهایی انسان در جهان پس از مرگ تا حدی بر اساس رفتار او با این حیوان تعیین می‌شود (نشانه‌ای از جایگاه اخلاقی و معنوی حیوانات در فرهنگ ایرانی).

با سقوط امپراتوری ساسانی در سال ۶۵۱ میلادی به دست اعراب، فرهنگ ایرانی در ابتدا سرکوب شد و بسیاری از آیین‌ها و سنت‌ها ممنوع گردید. اما در گذر زمان، فرهنگ ایران نه‌تنها از میان نرفت، بلکه توسط فاتحان جذب شد و در سراسر خاور نزدیک و فراتر از آن گسترش یافت. در قرن هجدهم میلادی، شاعران و دانشمندان اروپایی به فرهنگ ایران علاقه‌مند شدند و همین امر توجه گسترده‌تری از سوی غرب را برانگیخت.