پهپادهای نظامی بدون سرنشین (Unmanned Combat Aerial Vehicles – UCAVs) در حال متحول کردن میدان نبرد هستند. این پهپادهای پیشرفته توانایی‌هایی در زمینه حملات دقیق، شناسایی و عملیات‌های مراقبتی ایجاد کرده‌اند که در گذشته هرگز امکان‌پذیر نبود. نکته مهم این است که تمامی این قابلیت‌ها بدون به خطر افتادن جان اپراتورهای انسانی انجام می‌شود.

پهپادها که زمانی تنها ابزاری خاص و محدود محسوب می‌شدند، اکنون به یکی از دارایی‌های حیاتی در هر زرادخانه نظامی تبدیل شده‌اند. تقاضا برای این پلتفرم‌های سریع، مرگبار و خودکار هیچ‌گاه به اندازه امروز بالا نبوده است و بسیاری از ارتش‌ها بهترین پهپادهای نظامی را در تعداد زیاد سفارش می‌دهند.

چه صحبت از پهپاد ام‌کیو ۹ ریپر (MQ-9 Reaper) باشد که سال‌ها در میدان‌های جنگ امتحان خود را پس داده، چه از پهپاد بیرقدار (Bayraktar TB2) که با هزینه کمتر توان تخریبی بالایی دارد، یا حتی از پلتفرم‌های نوظهور چین و روسیه، همه این‌ها نشان می‌دهند که پهپادهای نظامی در حال شکل دادن به آینده جنگ‌های هوایی هستند و این فناوری‌های پیشرفته مسیر تازه‌ای برای نبردهای مدرن ایجاد کرده‌اند. در ادامه قصد داریم به بررسی فناوری‌های پیشرفته پنج پهپاد رزمی برتر جهان در سال ۲۰۲۵ بپردازیم و ببینیم هر یک چه قابلیت‌هایی دارند و چگونه توانسته‌اند جایگاه ویژه‌ای در ارتش‌های مختلف به دست آورند.

۵. پهپاد Kronshtadt Orion (روسیه)

رتبه‌بندی بهترین پهپادهای نظامی جهان در سال ۲۰۲۵ - دیجینوی

پهپاد کرونشتات اوریون (Kronshtadt Orion) نخستین پهپاد MALE (با ارتفاع متوسط و قابلیت پرواز طولانی) است که به‌طور کامل در داخل روسیه طراحی و تولید شده است. روند توسعه این پهپاد از سال ۲۰۱۱ توسط گروه کرونشتات آغاز شد و پس از چندین سال آزمایش و اصلاح، نخستین پرواز آزمایشی آن در سال ۲۰۱۶ انجام گرفت. در نهایت، این پهپاد در سال ۲۰۲۰ به‌طور رسمی وارد خدمت وزارت دفاع روسیه شد. این پهپاد با طول تقریبی ۸ متر طراحی شده و توانایی حمل چهار بمب هدایت‌شونده یا چهار موشک با مجموع ظرفیت ۲۵۰ کیلوگرم را دارد.

با وجود اینکه اوریون به اندازه برخی دیگر از پلتفرم‌های شناخته‌شده در این فهرست موفقیت‌های گسترده‌ای کسب نکرده، اما ویژگی‌های مهمی دارد که آن را در سال ۲۰۲۵ به یکی از پهپادهای برجسته نظامی تبدیل کرده است:

قابلیت پرواز طولانی: توانایی پرواز مداوم تا ۲۴ ساعت، این پهپاد را برای مأموریت‌های طولانی‌برد و عملیات‌هایی که نیازمند حضور مستمر در آسمان هستند، بسیار ارزشمند می‌کند.قابلیت چندمنظوره: این پهپاد می‌تواند مأموریت‌های متنوعی از جمله شناسایی و جمع‌آوری اطلاعات، اجرای حملات هوایی دقیق و انجام عملیات جنگ الکترونیک را پوشش دهد. این تنوع عملکردی باعث شده که در میدان نبرد انعطاف‌پذیر باشد.نخستین MALE روسی: به‌عنوان اولین پهپاد رزمی MALE تولید داخل روسیه، اوریون نقطه عطفی در صنعت پهپاد این کشور محسوب می‌شود. این پهپاد شکاف میان پهپادهای تاکتیکی کوچک و سامانه‌های بزرگ راهبردی را پر کرده و جایگاهی تازه در توانمندی‌های نظامی روسیه ایجاد کرده است.سازگاری با مهمات روسی: استفاده از بمب‌ها و موشک‌های هدایت‌شونده ساخت داخل، به اپراتورهای روسی این امکان را می‌دهد که بدون وابستگی به سامانه‌های تسلیحاتی غربی عملیات انجام دهند و زنجیره تأمین تسلیحات خود را مستقل نگه دارند.

هرچند ظرفیت حمل مهمات اوریون کمتر از پهپاد وینگ لونگ ۲ (Wing Loong II) است، اما از نظر توان رزمی با پهپادهای بیرقدار و آنکا قابل مقایسه است. ترکیب تسلیحاتی این پهپاد می‌تواند شامل بمب‌های هدایت‌شونده KAB-20/50، بمب‌های غیرهدایت‌شونده FAB-50، موشک‌های هدایت‌شونده X-50، موشک‌های ضدتانک Kornet-D (که معادل روسی موشک آمریکایی هلفایر محسوب می‌شود) و همچنین پادهای جنگ الکترونیک باشد. این تنوع تسلیحاتی باعث شده اوریون بتواند مأموریت‌های مختلفی را با کارایی بالا انجام دهد.

در حال حاضر، پهپاد اوریون تنها توسط ارتش روسیه مورد استفاده قرار می‌گیرد. با این حال، شرکت کرونشتات به‌طور فعال در تلاش است تا مشتریان بین‌المللی برای این پلتفرم جذب کند. نسخه صادراتی این پهپاد با نام اوریون-E معرفی شده و تاکنون به کشورهای آفریقایی، آسیایی و خاورمیانه پیشنهاد شده است. این نسخه به‌عنوان جایگزینی برای پهپادهای ساخت چین یا ترکیه تبلیغ می‌شود و نشان‌دهنده تلاش روسیه برای ورود جدی‌تر به بازار جهانی پهپادهای نظامی است.

جزئیات عملکرد و هزینه

نوع مأموریت (Role): پهپاد رزمی MALE برای شناسایی، مراقبت و حمله هوایی دقیق (ISR & Strike)ظرفیت حمل (Payload): ۲۵۰ کیلوگرم شامل بمب‌های هدایت‌شونده KAB-20 و KAB-50، همچنین موشک‌های هوا به زمین Vikhr-1کاربرد رزمی (Combat use): مورد استفاده ارتش روسیه در عملیات‌های نظامی سوریه و اوکراینهزینه (Cost): بین ۵ تا ۱۰ میلیون دلار برای هر واحد


۴. پهپاد CAIG Wing Loong II (چین)

رتبه‌بندی بهترین پهپادهای نظامی جهان در سال ۲۰۲۵ - دیجینوی

پهپاد وینگ لونگ ۲ توسط شرکت Chengdu Aircraft Industry Group (CAIG) در چین توسعه یافته است. این پهپاد رزمی در دسته MALE (ارتفاع متوسط با مقاومت بالا) قرار می‌گیرد و برای انجام مأموریت‌های متنوعی از عملیات‌های شناسایی و جمع‌آوری اطلاعات گرفته تا حملات هوایی دقیق طراحی شده است. این پهپاد که به‌عنوان جایگزین مقرون‌به‌صرفه‌ای برای ام کیو ۹ ریپر شناخته می‌شود، توجه گسترده‌ای در خاورمیانه، آفریقا و آسیا به خود جلب کرده است.

این پهپاد نخستین بار در سال ۲۰۱۵ معرفی شد و در سال ۲۰۱۷ نخستین پرواز خود را انجام داد و همان سال وارد خدمت شد. اگرچه طراحی و قابلیت‌های آن به‌شدت از پهپاد آمریکایی ام کیو ۹ ریپر الهام گرفته شده است، اما چین توانسته این پهپاد را با هزینه‌ای بسیار کمتر تولید کند.

برخی ویژگی‌های کلیدی که وینگ لونگ ۲ را به یکی از بهترین پهپادهای نظامی سال ۲۰۲۵ تبدیل کرده‌اند عبارت‌اند از:

مقرون‌به‌صرفه بودن: توانایی‌هایی مشابه پهپاد ام کیو ۹ ریپر دارد، اما با هزینه‌ای بسیار کمتر.ظرفیت حمل گسترده: توانایی حمل حدود دو برابر مهمات نسبت به بیرقدار TB2 و آنکا شامل حداکثر ۱۲ موشک هوا به زمین.قابلیت پرواز طولانی: قابلیت پرواز تا ۳۲ ساعت، هرچند در سرعت حداکثر ۲۰۰ نات تنها ۲۰ ساعت دوام دارد.پتانسیل صادراتی بالا: یکی از پرصادرات‌ترین پهپادهای رزمی چین محسوب می‌شود. ادغام آسان با سامانه‌های تسلیحاتی ساخت چین، مزیت بزرگی برای متحدان این کشور ایجاد کرده است.

پهپاد وینگ لونگ ۲ توسط نیروی هوایی ارتش آزادی‌بخش خلق چین (PLAAF) مورد استفاده قرار می‌گیرد، اما در سطح بین‌المللی نیز مشتریان زیادی پیدا کرده است؛ به‌ویژه کشورهایی که به دلیل محدودیت‌های سیاسی امکان خرید پهپادهای غربی را ندارند. از جمله کاربران این پهپاد می‌توان به عربستان سعودی، مصر، امارات متحده عربی، پاکستان و چندین کشور دیگر اشاره کرد.

جزئیات عملکرد و هزینه

نوع مأموریت (Role):: پهپاد رزمی برای مأموریت‌های حمله و شناسایی (Strike & Surveillance)ظرفیت حمل (Payload): ظرفیت ۴۸۰ کیلوگرم شامل موشک‌های ضدتانک HJ-10 و بمب‌های هدایت‌شونده دقیقکاربرد رزمی (Combat use): مورد استفاده کشورهای مختلف از جمله امارات متحده عربی و عربستان سعودی در جنگ‌های یمن و لیبیهزینه (Cost): بین ۱ تا ۵ میلیون دلار برای هر واحد


۳. پهپاد TAI Anka (ترکیه)

رتبه‌بندی بهترین پهپادهای نظامی جهان در سال ۲۰۲۵ - دیجینوی

پهپاد آنکا یکی از محصولات ساخت ترکیه است که اگرچه به اندازه پهپاد بیرقدار به‌طور گسترده مورد استفاده قرار نگرفته، اما از نظر توانایی‌ها یک گام جلوتر محسوب می‌شود. این پهپاد با ترکیب پرواز طولانی و ظرفیت حمل بالاتر، ابتدا به‌عنوان یک پهپاد شناسایی و مراقبت هوایی دوربرد طراحی شد، اما به مرور زمان به یک پلتفرم رزمی مجهز به تسلیحات تبدیل گشت.

نخستین پرواز آزمایشی آنکا در سال ۲۰۱۰ انجام شد و در سال ۲۰۱۶ با نسخه آنکا-A وارد خدمت نیروی هوایی ترکیه شد. نسخه آنکا-B که در سال ۲۰۱۵ پرواز کرد، قابلیت فرود خودکار داشت و ظرفیت حمل آن بسیار بیشتر از آنکا-A بود و همین ویژگی راه را برای تسلیح این پهپاد هموار کرد. در نهایت، نسخه آنکا-S به‌عنوان پیکربندی تولید انبوه معرفی شد که مجهز به آنتن ارتباط ماهواره‌ای (SATCOM) و گزینه‌های متنوعی برای حمل مهمات است.

ویژگی‌های برجسته‌ای که آنکا را به یکی از بهترین پهپادهای نظامی امروز تبدیل کرده‌ عبارت‌اند از:

قابلیت پرواز طولانی: با بیش از ۳۰ ساعت زمان پرواز، این پهپاد قادر به انجام مأموریت‌های طولانی و پرواز در مسافت‌های بیشتر نسبت به پهپاد بیرقدار است.ظرفیت حمل بالاتر: اگرچه به اندازه بهبود ام کیو ۹ ریپر آمریکایی توان حمل ندارد، اما نسبت به پهپاد بیرقدار ارتقا محسوسی در ظرفیت محموله ارائه می‌دهد.قابلیت خودکنترلی پیشرفته: توانایی انجام مأموریت‌های پیچیده با حداقل دخالت انسانی دارد و نسخه آنکا-S می‌تواند از طریق ارتباط ماهواره‌ای کنترل شود.عملکرد چندمنظوره: قابلیت انجام مأموریت‌های متنوع از جمله شناسایی و مراقبت (ISR)، حملات دقیق، جنگ الکترونیک و نظارت دریایی را دارد.

علاوه بر ترکیه، چندین کشور از جمله چاد، قزاقستان و تونس این پهپاد را وارد چرخه نظامی خود کرده‌اند. همچنین سفارش‌هایی از سوی اندونزی، ازبکستان، پاکستان و الجزایر برای این پهپاد ثبت شده است. در حالی که آنکا هنوز در حال تلاش برای تثبیت جایگاه خود در نیروهای دفاعی جهانی است، ترکیه برنامه جانشین آن را آغاز کرده است. پهپاد آنکا ۳ قرار است یک پهپاد پنهانکار مافوق صوت با دو موتور جت باشد و طبق برنامه‌ریزی‌ها در سال ۲۰۲۶ وارد خدمت شود.

جزئیات عملکرد و هزینه

نوع مأموریت (Role): پهپادی با ارتفاع متوسط و قابلیت پرواز طولانی برای مأموریت‌های شناسایی، مراقبت و حمله (ISR & Strike)ظرفیت حمل (Payload): ظرفیت ۳۵۹ کیلوگرم شامل سامانه‌های شناسایی SAR/EO/IR و محموله‌های جنگ الکترونیک SIGINT/COMINTکاربرد رزمی (Combat use): کارایی اثبات‌شده در عملیات‌های نظامی ترکیه و لیبیهزینه (Cost): بین ۱۰ تا ۲۰ میلیون دلار برای هر واحد


۲. پهپاد Bayraktar TB2 (ترکیه)

رتبه‌بندی بهترین پهپادهای نظامی جهان در سال ۲۰۲۵ - دیجینوی

پهپاد بیرقدار TB2 یکی از پرکاربردترین پهپادهای نظامی در جنگ‌های مدرن محسوب می‌شود. این پهپاد توسط شرکت Baykar Defense در ترکیه توسعه یافته و با فراهم کردن قدرت هوایی مقرون‌به‌صرفه، کارآمد و قابل استقرار سریع، انقلابی در شیوه استفاده از پهپادها در میدان نبرد ایجاد کرده است؛ به‌ویژه برای کشورهایی که توانایی خرید پهپادهای گران‌قیمت غربی را ندارند.

نخستین پرواز آزمایشی این پهپاد در سال ۲۰۰۹ انجام گرفت و در سال ۲۰۱۴ وارد خدمت ارتش ترکیه شد. این پهپاد به‌دلیل موفقیت‌های رزمی در سوریه، لیبی، قره‌باغ و اوکراین به‌عنوان یکی از بهترین پهپادهای نظامی جهان شناخته می‌شود.

دلایل اصلی برجسته بودن پهپاد بیرقدار در سال ۲۰۲۵ عبارت‌اند از:

هزینه پایین و تأثیر بالا: پهپادی مقرون‌به‌صرفه که ثابت کرده برای کشورهایی که هزینه خرید پهپاد ام کیو ۹ ریپر برای‌شان بسیار سنگین است، یک ابزار حیاتی محسوب می‌شود.عملیات و استقرار آسان: قابلیت برخاستن از باندهای ساده و نیاز کم به تعمیر و نگهداری، آن را به گزینه‌ای عملیاتی و قابل اعتماد تبدیل کرده است.اثبات‌شده در نبرد: حتی در برابر ارتش‌های قدرتمند، این پهپاد توانسته عملکرد موفقی داشته باشد و سامانه‌های دفاع هوایی روسیه، تانک‌ها و خودروهای زرهی را از کار بیندازد.به‌روزرسانی‌های مستمر: مشابه ام کیو ۹ ریپر، این پهپاد به‌طور مداوم ارتقا می‌یابد تا کارآمدتر و مقاوم‌تر شود.

پهپاد بیرقدار به‌طور گسترده توسط ترکیه مورد استفاده قرار می‌گیرد، اما نقش مهمی نیز در جنگ اوکراین ایفا کرده است. علاوه بر این، کشورهایی مانند جمهوری آذربایجان، قطر، اتیوپی و لیبی نیز از این پهپاد بهره‌برداری کرده‌اند و لهستان نخستین کشور عضو ناتو بود که آن را خریداری کرد. از زمان ورود به خدمت تاکنون، بیرقدار بیش از یک میلیون ساعت پرواز ثبت کرده و بیش از ۶۰۰ فروند از آن تولید شده است.

جزئیات عملکرد و هزینه

نوع مأموریت (Role): پهپاد رزمی برای مأموریت‌های شناسایی، مراقبت و حمله دقیق (ISR & Precision Strike)ظرفیت حمل (Payload): ظرفیت ۱۵۰ کیلوگرم شامل مهمات هدایت‌شونده MAM-L و MAM-Cکاربرد رزمی (Combat use): کارایی اثبات‌شده در عملیات‌های نظامی سوریه، لیبی، قره‌باغ و اوکراینهزینه (Cost): بین ۵ تا ۱۰ میلیون دلار برای هر واحد


۱. پهپاد General Atomics MQ-9 Reaper (آمریکا)

رتبه‌بندی بهترین پهپادهای نظامی جهان در سال ۲۰۲۵ - دیجینوی

پهپاد ام کیو ۹ ریپر (MQ-9 Reaper) به‌عنوان استاندارد طلایی پهپادهای رزمی شناخته می‌شود. این پهپاد به‌خاطر چندمنظوره بودن، قابلیت پرواز طولانی و توانایی حمل حجم بالای تسلیحات شهرت دارد و بارها در میدان‌های نبرد کارایی خود را ثابت کرده است. پهپاد ام کیو ۹ ریپر به‌عنوان جانشین پهپاد ام کیو ۱ پردتور طراحی شد و امروز یکی از دارایی‌های حیاتی ارتش آمریکا و متحدانش در سراسر جهان محسوب می‌شود.

این پهپاد توسط شرکت جنرال اتمیک در اوایل دهه ۲۰۰۰ توسعه یافت و نخستین پرواز خود را در سال ۲۰۰۱ انجام داد و در سال ۲۰۰۷ وارد خدمت نیروی هوایی آمریکا شد. از آن زمان تاکنون، به‌طور مداوم با حسگرهای پیشرفته‌تر، قابلیت‌های خودکار مبتنی بر هوش مصنوعی و توانایی‌های ارتقایافته به‌روزرسانی شده است.

ویژگی‌های کلیدی که ام کیو ۹ ریپر را در سال ۲۰۲۵ به یکی از بهترین پهپادهای نظامی جهان تبدیل کرده‌اند عبارت‌اند از:

پرواز طولانی: توانایی پرواز تا ۲۷ ساعت با برد بیش از ۱۰۰۰ مایل دریایی.ظرفیت حمل بالا: قابلیت حمل تا ۱۷۰۰ کیلوگرم تسلیحات شامل بمب‌ها و موشک‌های هدایت‌شونده دقیق.قابلیت‌های چندمنظوره: توانایی انجام مأموریت‌های شناسایی و مراقبت (ISR)، پشتیبانی نزدیک هوایی، حملات دقیق و عملیات جنگ الکترونیک.حسگرها و سامانه‌های هدف‌گیری پیشرفته: استفاده از رادار دهانه ترکیبی (SAR)، دوربین‌های الکترواپتیکال/مادون‌قرمز (EO/IR) و سامانه‌های هدف‌گیری لیزری.خودکنترلی و شبکه‌محور بودن: قابلیت انجام عملیات نیمه‌خودکار و کنترل از راه دور از طریق ارتباط ماهواره‌ای.اثبات‌شده در نبرد: حضور فعال در تمامی مناطق درگیری بزرگ از سال ۲۰۰۷ تاکنون.

در حال حاضر، پهپاد ام کیو ۹ ریپر توسط ۱۰ کشور مورد استفاده قرار می‌گیرد و همچنان توجه جهانی را به خود جلب می‌کند. ایالات متحده بزرگ‌ترین کاربر این پهپاد با بیش از ۳۰۰ فروند در ناوگان خود است، اما این پهپاد به ارتش‌های کشورهای دیگری همچون فرانسه، بریتانیا، ایتالیا، هلند، اسپانیا، هند و چند کشور دیگر نیز فروخته شده است.

جزئیات عملکرد و هزینه

نوع مأموریت (Role): پهپاد رزمی با قابلیت پرواز بلندمدت برای مأموریت‌های حمله، شناسایی و مراقبت (Long endurance strike, surveillance, and reconnaissance)ظرفیت حمل (Payload): ظرفیت تقریبی ۱۷۰۰ کیلوگرم شامل موشک‌های هلفایر، بمب‌های هدایت‌شونده JDAMs و بمب‌های GBU-12 Pavewayکاربرد رزمی (Combat use): به‌طور گسترده در افغانستان، عراق، سوریه، یمن و سومالی مورد استفاده قرار گرفته استهزینه (Cost): بین ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلار برای هر واحد

در اواسط دهه ۱۹۲۰، ساتیندرا نات بوز و آلبرت انیشتین، نظریه‌ای درباره وجود یک حالت کوانتومی عجیب از ماده را ارائه دادند که در نهایت چگالش بوز-انیشتین (BEC) نام گرفت. این دو دانشمند فکر می‌کردند که اگر ذرات تا تا دماهای فوق سرد (کمتر از صفر مطلق) سرد شده و در چگالی‌های پایین نگه داشته شوند، مجموعه‌ای از اجزای غیرقابل تفکیک را تشکیل می‌دهند. حدود ۷۰ سال بعد، دانشمندان درستی این نظریه را اثبات کردند. از آن زمان، چگالش بوز-انیشتین ابزاری مهم برای کاوش در خواص کوانتومی اتم‌ها بوده و پیشرفت‌های مختلف، چه خنک‌تر کردن ذرات و چه تبدیل آن‌ها به مولکول‌های دو اتمی را برای یافتن فیزیک بنیادی حاکم بر جهان، مفیدتر کرده است.

اکنون فیزیکدانان با ایجاد یک چگالش سدیم-سزیم که تنها پنج نانوکلوین بالاتر از صفر مطلق است، مهم‌ترین بخش این آزمایش این است که چگالش بوز-انیشتین حاصل دو قطبی است، یعنی هم بار مثبت و هم بار منفی دارد. ایان استیونسون یکی از نویسندگان این پژوهش است، در بیانیه‌ای گفت: “با کنترل این برهمکنش‌های دوقطبی، امیدواریم حالت‌ها و فازهای کوانتومی جدیدی از ماده ایجاد کنیم. به گفته تایس کارمن، محقق دانشگاه رادبود، اظهار داشت که ریزموج‌ها می‌توانند مانند سپر عمل کرده و مولکول‌ها را از برخوردهای اتلافی محافظت کنند، در حالی که مولکول‌های داغ از ماده حذف می‌شوند؛ این اتفاق یک اثر خنک‌کنندگی کلی دارد.

اگرچه این تکنیک در سال ۲۰۲۳ آزمایش شد، اما پژوهش جدید دانشمندان یک میدان ریزموج دوم به‌وجود آورد که در ایجاد چگالش بوز-انیشتین نقش بیشتری دارد. کارمن، در یک بیانیه مطبوعاتی اعلام کرد: “ما واقعا ایده خوبی از برهمکنش‌ها در این مجموعه داریم که برای مراحل بعدی مانند کاوش در فیزیک چندپیکره دو قطبی نیز ضروری است. ما طرح‌های پیشنهادی برای کنترل برهمکنش‌ها را از نظر تئوری آزمایش کرده و در تست آن‌ها را پیاده‌سازی کرده‌ایم.” براساس مقاله فیزیکدانان، ایجاد یک BEC دو قطبی، امکان به‌وجود آوردن بسیاری از اشکال عجیب ماده مانند قطرات دو قطبی، فازها کریستالی خودسازمانده و مایعات اسپین دو قطبی در شبکه‌های نوری را فراهم می‌کند. به گفته جون یه، این موضوع می‌تواند تاثیرات بزرگی بر شیمی کوانتومی داشته باشد. حالت پنجم از ماده که کمتر شناخته شده است، بیش از از یک قرن پس از معرفی شگفت‌انگیزش به دنیای فیزیک، همچنان ما را شگفت‌زده می‌کند.

یکی از بزرگ‌ترین رازهای ناشناخته در تاریخ بشر، زمان و چگونگی نخستین مهاجرت اجداد انسان از قاره آفریقاست. تلاش برای کشف این روایت اسرارآمیز، دانشمندان را به کشور گرجستان در غرب آسیا رسانده است؛ جایی که قدیمی‌ترین فسیل‌های شناخته‌شده انسان‌تبار در اروپا در محوطه باستانی دمانیسی واقع در جنوب‌غربی تفلیس کشف شده‌اند. این فسیل‌ها که قدمتی حدود ۱.۸ میلیون سال دارند، به شاخه‌ای از گونه هومو ارکتوس (Homo erectus) نسبت داده می‌شوند؛ گونه‌ای که اغلب به‌عنوان نخستین انسان‌تبار مهاجر به اروپا و آسیا به‌شمار می‌رود.

در محوطه دمانیسی، باستان‌شناسان مجموعه‌ای از فسیل‌های حیوانی، ابزارهای سنگی و مهم‌تر از همه بقایای انسان‌تباران را کشف کردند. تفسیر معنای این یافته‌ها دهه‌ها زمان برده است. در سال ۲۰۰۰ میلادی، گروهی از دانشمندان با استناد به تفاوت در اندازه و شکل نمونه‌ها این نظریه را مطرح کردند که این منطقه احتمالاً محل سکونت دو گونه انسانی بوده است.

برای بررسی دقیق‌تر، پژوهشگران دانشگاه سائوپائولو (University of São Paulo) و دانشگاه ایالتی اوهایو (Ohio State University) تاج دندان‌های این نمونه‌ها را مطالعه کردند تا مسیر تکاملی آن‌ها روشن‌تر شود. آن‌ها یک نمونه فک بالا و ۷۱ نمونه فک پایین را بررسی کردند که در مجموع شامل ۵۸۳ دندان بود. تیم تحقیقاتی با استفاده از روش آنالیز تشخیصی خطی (Linear Discriminant Analysis) که یک تکنیک یادگیری ماشین برای طبقه‌بندی است، به این نتیجه رسید که تفاوت‌های موجود تنها با پدیده تفاوت‌های میان دو جنس قابل توضیح نیست و به احتمال زیاد دست‌کم دو گونه از جنس هومو (Homo) در این منطقه زندگی می‌کرده‌اند.

پژوهشگران نوشتند: «ما نتیجه گرفتیم که تفاوت در ابعاد تاج دندان‌ها فرضیه وجود دو گونه متمایز در محوطه دمانیسی را تأیید می‌کند؛ گونه‌هایی که پیش‌تر به‌عنوان هومو جورجیکوس (Homo georgicus) و هومو کائوکاسی (Homo caucasi) معرفی شده بودند. این فرضیه پیامدهای مهمی برای درک مهاجرت انسان‌تبارها از آفریقا در آغاز دوره پلیستوسن دارد.»

با این حال، حل یک پرسش، پرسش‌های تازه‌ای را به وجود آورد؛ یکی از چالش‌های جدید این است که برخی نمونه‌ها نشان می‌دهند شکل دندان‌های هومو جورجیکوس (Homo georgicus) شباهت زیادی به آسترالوپیت‌ها (Australopiths) دارد؛ گونه‌هایی که پیش از شاخه هومو (Homo) وجود داشته‌اند. این موضوع پرسشی مهم را مطرح می‌کند: آیا مهاجرت‌های اولیه از آفریقا پیش از ظهور هومو ارکتوس (Homo erectus) رخ داده‌اند؟

پژوهشگران افزودند: «با شواهد موجود نمی‌توان به‌طور قطعی مشخص کرد که هومو جورجیکوس (Homo georgicus) و هومو کائوکاسی (Homo caucasi) از اجداد هومو ارکتوس (Homo erectus) تکامل یافته‌اند یا از اجداد شبیه به آسترالوپیت‌ها، اما سناریوهای جایگزین ارزش بررسی دارند و باید با کشف فسیل‌های جدید انسان‌تبار در آسیا مورد توجه قرار گیرند.»

به بیان دیگر، داستان تکامل هومو ارکتوس (Homo erectus) با توانایی‌های شناختی پیشرفته و راه‌رفتن روی دو پا که امکان سازگاری با محیط‌های تازه را فراهم کرد، تنها بخشی از روایت مهاجرت انسان‌تبارها از آفریقا است. احتمال دارد که در طول تاریخ، پدیده کلادوژنز (cladogenesis) یا انشعاب یک گونه به دو گونه، بارها رخ داده باشد؛ به‌ویژه زمانی که جمعیت‌های انسانی برای هزاران یا ده‌ها هزار سال از یکدیگر جدا بوده‌اند و ویژگی‌های متفاوتی پیدا کرده‌اند. در نهایت، پژوهشگران نتیجه گرفتند که مدل‌های کنونی مهاجرت انسان باید بازنگری و به‌روزرسانی شوند.

ایالات متحده دوربردترین مهمات ویژه بالگردهای نظامی جهان را آزمایش کرد؛ مهماتی که قادر است اهداف را در فاصله‌ای حدود ۱۰ برابر بیشتر از موشک Hellfire مورد اصابت قرار دهد. این برنامه که با عنوان LRAM شناخته می‌شود، با هدف افزایش چشمگیر برد بالگردهای نیروی تفنگداران دریایی ایالات متحده طراحی شده و تمرکز آن بر توانمندسازی بالگردها برای انجام حملات از فواصل بسیار دورتر نسبت به سامانه‌های فعلی است.

نیروی تفنگداران دریایی آمریکا در تازه‌ترین آزمایش پروازی در ارتفاع پایین، یک مهمات جدید دوربرد را شلیک کرد که به‌طور خاص برای گسترش شعاع عملیاتی بالگردهای تهاجمی طراحی شده است. این آزمایش در محدوده اقیانوس اطلس انجام و طی آن وسیله پرتابی Red Wolf ساخت شرکت L3Harris Technologies از یک بالگرد AH-1Z Viper شلیک شد. این مهمات توانست با موفقیت یک هدف مستقر بر روی دریا را مورد اصابت قرار دهد و بدین ترتیب، یک نقطه عطف مهم در نمایش توانمندی عملیاتی موشک Long Range Attack Missile یا LRAM برای نیروی تفنگداران دریایی رقم بخورد.

طرح LRAM با هدف فراهم‌سازی توان حمله از فواصل بسیار بیشتر برای هواگردهای نیروی تفنگداران دریایی ارائه می‌شود؛ قابلیتی که در تسلیحات فعلی وجود ندارد. مهمات متداول پرتاب‌شونده از بالگردها، از جمله AGM-114 Hellfire و Joint Air-to-Ground Missile–Medium Range، به ترتیب دارای برد مؤثر حدود ۳۴ و ۱۶ کیلومتر هستند. در مقابل، Red Wolf برای عبور از این محدودیت‌ها طراحی شده و به خدمه پروازی امکان می‌دهد خارج از محدوده پوشش سامانه‌های پدافند هوایی دشمن عملیات انجام دهند.

این وسیله مجهز به موتور توربوجت، حدود ۱.۸ متر طول دارد و دارای بالچه‌های تاشونده برای پایداری و کنترل پرواز است. Red Wolf می‌تواند محموله‌ای با وزن حداکثر ۱۱.۴ کیلوگرم حمل کند. به گفته L3Harris، این سامانه با سرعت زیرصوت پرواز می‌کند و در ارتفاع پایین، بردی بیش از ۳۷۰ کیلومتر دارد و مداومت پروازی آن از ۶۰ دقیقه فراتر می‌رود. این برد به Red Wolf اجازه می‌دهد خارج از محدوده درگیری سامانه‌های مدرن موشک زمین‌به‌هوای دریایی و شبکه‌های منع دسترسی ساحلی که بخش مهمی از راهبردهای نظامی چین و روسیه هستند، عمل کند.

در یک سناریوی بالقوه درگیری در اقیانوس آرام، Red Wolf می‌تواند برای ایجاد اختلال موقت در حسگرها یا ارتباطات یک ناو جنگی به کار رود و بدین ترتیب، مسیر را برای حملات بعدی توسط تسلیحات بزرگ‌تر و پرهزینه‌تر مانند Long-Range Anti-Ship Missile یا Joint Strike Missile هموار کند. بر اساس اعلام شرکت سازنده، این سامانه از سال ۲۰۲۰ تاکنون بیش از ۴۰ بار از پلتفرم‌های مختلف شامل هواگردهای بال‌ثابت سرنشین‌دار و بدون سرنشین، بالگردها و پرتابگرهای زمینی مورد آزمایش پروازی قرار گرفته است؛ موضوعی که نشان‌دهنده بلوغ فنی نسبتاً بالای آن در مقایسه با بسیاری از برنامه‌های نوظهور پنتاگون است.

هزینه تخمینی هر واحد Red Wolf حدود ۳۰۰,۰۰۰ دلار اعلام شده و L3Harris قصد دارد به نرخ تولید سالانه تا ۱,۰۰۰ واحد دست یابد؛ قیمتی که به‌مراتب کمتر از موشک‌های کروز دوربرد با هزینه چند میلیون دلاری است. بر اساس گزارش‌های صنعتی، انتظار می‌رود این سامانه در سال ۲۰۲۶ برای استقرار عملیاتی اولیه آماده شود؛ در حالی که نیروی تفنگداران دریایی و پنتاگون به دنبال گسترش ذخایر تسلیحات دوربرد و مقرون‌به‌صرفه برای مواجهه با درگیری‌های پرشدت احتمالی هستند.

برای اولین بار در سطح جهان، زنبورهای بدون نیش در منطقه آمازون کشور پرو به حقوق قانونی رسمی دست یافتند تا به‌عنوان موجوداتی دارای حق زندگی، تکثیر و رشد در اکوسیستم‌های سالم شناخته شوند. این اقدام بی‌سابقه که در دو شهرداری محلی پرو به تصویب رسیده، یک پیشینه حقوقی جدید برای حفاظت از حشرات در سراسر دنیا ایجاد می‌کند و این گرده‌افشان‌های بومی را تحت حمایت مستقیم قانون قرار می‌دهد.

این تصمیم بزرگ که با تلاش‌های گسترده گروه‌های زیست‌محیطی و محققان به ثمر نشسته، نگاه به طبیعت را از یک منبع صرف، به موجودیتی دارای حق تغییر داده است. برخلاف زنبورهای عسل اروپایی که برای اکثر ما شناخته شده‌اند، این گونه‌های بومی آمازون فاقد نیش بوده و برای قرن‌ها توسط جوامع بومی منطقه پرورش داده شده‌اند. کارشناسان بر این باورند که چنین حکمی می‌تواند سیاست‌های تنوع زیستی را در فراتر از مرزهای آمریکای جنوبی تحت تاثیر قرار دهد، چرا که زنبورهای بدون نیش مسئولیت گرده‌افشانی بیش از ۸۰ درصد گیاهان جنگل‌های بارانی از جمله کاکائو، قهوه و آووکادو را بر عهده دارند.

در سال‌های اخیر، جمعیت این حشرات ارزشمند به دلیل تغییرات اقلیمی، تخریب زیستگاه‌ها، استفاده گسترده از سموم کشاورزی و هجوم زنبورهای عسل غیربومی با کاهش شدیدی روبرو شده است. دانشمندان هشدار می‌دهند که بدون مداخلات قانونی و حفاظتی، بسیاری از این گونه‌ها در خطر انقراض دائمی قرار می‌گیرند. کونس‌تانزا پریتو، مدیر بخش آمریکای لاتین در Earth Law Center، این مصوبه را یک نقطه عطف در رابطه انسان با طبیعت توصیف کرده که زنبورها را به‌عنوان سوژه‌های دارای حق به رسمیت می‌شناسد و نقش حیاتی آن‌ها را در حفظ اکوسیستم‌ها تایید می‌کند.

شاخصجزئیات فنی و وضعیتدامنه نفوذ گرده‌افشانیبیش از ۸۰ درصد گیاهان آمازونمحصولات وابستهقهوه، کاکائو، آووکادوتهدیدات اصلیسموم شیمیایی، تغییر اقلیم، گونه‌های مهاجمجایگاه قانونی جدیدموجودیت دارای حق (Rights-bearing entities)مرجع علمی تحقیقAmazon Research Internacional

جرقه اصلی این حمایت قانونی از تحقیقات رزا واسکز اسپینوزا، زیست‌شیمی‌دان برجسته، در سال ۲۰۲۰ زده شد. او زمانی که روی خواص دارویی عسل این زنبورها در دوران پاندمی مطالعه می‌کرد، متوجه وجود مولکول‌هایی با خواص ضدالتهابی، ضد‌ویروسی و حتی ضد‌سرطانی در تولیدات این حشرات شد. این یافته‌های علمی در کنار هشدارهای جوامع بومی که اعلام کردند یافتن کندوها در جنگل به جای چند دقیقه، حالا ساعت‌ها زمان می‌برد، ضرورت تغییر قوانین را بیش از پیش نمایان کرد. آزمایش‌های آزمایشگاهی حتی در مناطقی که فاصله زیادی با مزارع صنعتی داشتند، بقایای سموم دفع آفات را در عسل‌ها نشان داد که گویای آلودگی گسترده محیطی است.

تا پیش از این، قوانین پرو تنها زنبورهای عسل اروپایی را به رسمیت می‌شناختند و زنبورهای بومی بدون نیش هیچ جایگاه رسمی در بودجه‌های حفاظتی نداشتند. با ابلاغ قوانین جدید، راه برای بازسازی زیستگاه‌ها، کنترل شدیدتر بر مواد شیمیایی کشاورزی و گسترش تحقیقات علمی هموار می‌گردد. حقوق‌دانان پیش‌بینی می‌کنند این مدل حقوقی به‌زودی توسط سایر کشورهای حوزه آمازون و حتی در قاره‌های دیگر برای حمایت از گرده‌افشان‌های در معرض خطر الگوبرداری شود.

در حالی که استخوان‌های ما قادر به بازسازی پس از شکستگی هستند، دندان‌ها این شانس را ندارند و همین امر باعث می‌شود میلیون‌ها نفر در سراسر جهان با نوعی از بی‌دندانی مواجه باشند. اکنون محققان ژاپنی داروی امیدوارکننده‌ای برای رشد مجدد دندان‌ها تست کرده‌اند. اگر این آزمایش موفقیت‌آمیز باشد، پژوهشگران امیدوارند تا حدود سال ۲۰۳۰ برای انواع بی‌دندانی، راه حلی بسیار مفید ارائه دهند.

دندان‌ها، استخوان نیستند. اگرچه آن‌ها از برخی از همان مواد استخوانی ساخته شده‌اند و سخت‌ترین ماده در بدن انسان هستند (به لطف لایه محافظ مینای دندان)، اما توانایی حیاتی ترمیم و بازسازی خود را ندارند. اما این وضعیت ممکن است همیشگی نباشد. محققان ژاپنی دارویی آزمایش کرده‌اند که وعده رشد مجدد دندان‌های انسان را می‌دهد.

کاتسو تاکاهشی، رئیس بخش دندان‌پزشکی مؤسسه تحقیقات پزشکی بیمارستان کیتانو در اوساکا، گفت: «ما می‌خواهیم کاری انجام دهیم تا به کسانی که از دست دادن یا فقدان دندان رنج می‌برند کمک کنیم. در حالی که تاکنون هیچ درمانی برای ارائه درمان دائمی وجود نداشته، احساس می‌کنیم انتظارات مردم برای رشد دندان‌ها بالا است.»

این پیشرفت، حاصل سال‌ها مطالعه روی آنتی‌بادی ویژه‌ای به نام Uterine sensitization–associated gene-1 (USAG-1) است که نشان داده مانع رشد دندان در خرگوش‌های صحرایی و موش‌ها می‌شود. در سال ۲۰۲۱، دانشمندان دانشگاه کیوتو، آنتی‌بادی مونوکلونال (که معمولاً در مقابله با سرطان استفاده می‌شود) را کشف کردند که تعامل بین USAG-1 و مولکول‌های معروف به پروتئین مورفوژنتیک استخوان یا BMP را مختل می‌کند.

تاکاهاشی در این باره گفت: «ما می‌دانستیم سرکوب USAG-1 برای رشد دندان مفید است. چیزی که نمی‌دانستیم این بود که آیا این کافی خواهد بود یا نه. خرگوش‌های صحرایی حیواناتی دوفک با الگوهای دندانی مشابه انسان هستند.» اکنون دانشمندان قرار است ببینند این شباهت چقدر واقعی بوده، زیرا انسان‌ها تحت آزمایشی مشابه قرار دارند. این مطالعه که ۱۱ ماه طول می‌کشد، روی ۳۰ مرد بین سنین ۳۰ تا ۶۴ سال متمرکز است که هر کدام حداقل یک دندان از دست داده‌اند. دارو به صورت وریدی تزریق خواهد شد تا اثربخشی و ایمنی آن اثبات شود و خوشبختانه در مطالعات حیوانی پیشین هیچ عارضه جانبی گزارش نشده است.

اگر همه چیز خوب پیش برود، بیمارستان کیتانو درمان را به کودکان بین ۲ تا ۷ سال که حداقل چهار دندان از دست داده‌اند ارائه خواهد داد. هدف نهایی آن‌‌ها ارائه داروی رشد دندان تا سال ۲۰۳۰ است. در حالی که این درمان‌ها فعلا بر بیمارانی با کمبود دندان مادرزادی تمرکز دارند، تاکاهشی امیدوار است که این دارو برای هر کسی که دندانی از دست داده نیز در دسترس قرار گیرد.

هر سال با آغاز پاییز، سنجاب‌ها هزاران آجیل و خوراکی دیگر را برای زمستان ذخیره می‌کنند. بقای این موجودات کوچک به توانایی آن‌ها در یافتن این ذخایر غذایی پس از گذشت ماه‌ها وابسته است. تحقیقات نشان می‌دهد سنجاب‌ها با استفاده از حافظه قوی، بویایی، نشانه‌های دیداری و حتی رفتار اجتماعی، بخش بزرگی از ذخایر خود را دوباره پیدا می‌کنند. این یافته‌ها باور رایج درباره فراموشی سنجاب‌ها و نقش آن‌ها در کاشت درختان را به چالش می‌کشد.

سنجاب‌ها از مجموعه‌ای کامل از توانایی‌ها شامل بویایی، بینایی، حافظه و حتی دزدی از یکدیگر برای یافتن غذا استفاده می‌کنند. حافظه فضایی نقش مهمی در این فرآیند دارد و مطالعات میدانی نشان داده‌اند که سنجاب‌ها درصد بالایی از ذخایر خود را دوباره کشف می‌کنند.

برخلاف شوخی‌های رایج، سنجاب‌ها معمولاً فراموش نمی‌کنند که آجیل‌های خود را کجا دفن کرده‌اند. برای نمونه، در یک آزمایش، محققان تلاش کردند با ایجاد مخازن جعلی و جابه‌جایی نشانه‌های محیطی، سنجاب‌ها را فریب دهند، اما این حیوانات توانستند مکان دقیق ذخایر واقعی خود را تشخیص دهند. این نشان می‌دهد حافظه آن‌ها به اندازه‌ای دقیق است که حتی از نشانه‌های بویایی فراتر می‌رود.

سنجاب‌ها تنها به آجیل بسنده نمی‌کنند و انواع خوراکی‌ها مانند جوانه برگ‌ها، میوه‌های وحشی، تخم پرندگان، پوست درختان و حتی قارچ‌های خشک‌شده را ذخیره می‌کنند. دامنه فعالیت آن‌ها گسترده است؛ یک سنجاب می‌تواند در منطقه‌ای به وسعت شش تا هشت هکتار، که تقریباً برابر با چهار زمین فوتبال است، تا سه هزار خوراکی پنهان کند.

در مناطق سردتر، سنجاب‌ها گاهی به جای دفن آجیل در زمین، آن‌ها را در حفره‌های درخت یا شاخه‌ها ذخیره می‌کنند تا مجبور نباشند زیر برف و یخ جست‌وجو کنند. در مناطق گرم‌تر دفن در خاک آسان‌تر است، اما در هر شرایطی سنجاب‌ها برای زمستان ذخیره‌سازی می‌کنند.

سنجاب‌ها قادرند ۸۵ درصد از آجیل‌های پنهان‌شده خود را دوباره پیدا کنند - دیجینوی

رفتار اجتماعی نیز نقش مهمی دارد. سنجاب‌ها گاهی محل دفن یکدیگر را زیر نظر می‌گیرند و از ذخایر دیگران سرقت می‌کنند؛ رفتاری که دانشمندان آن را pilfering می‌نامند. برای جلوگیری از سرقت، برخی سنجاب‌ها وانمود می‌کنند در یک نقطه آجیل دفن کرده‌اند، اما در واقع آن را در جای دیگری پنهان می‌کنند.

مطالعات نشان داده‌اند سنجاب‌های خاکستری شهری حدود ۸۵ درصد از ذخایر خود را دوباره پیدا می‌کنند. پژوهش تازه‌ای در سال ۲۰۲۳ نیز نشان داد سنجاب‌های قرمز در پارک‌های شهری توانسته‌اند بخش بزرگی از ذخایر خود را حتی در شرایط رقابتی بازیابی کنند. علاوه بر این، سنجاب‌ها می‌توانند مکان ذخایر را تا دو ماه به خاطر بسپارند و حتی زمان مصرف آجیل‌ها را مدیریت کنند؛ به‌طور مثال، بلوط‌های سفید که سریع‌تر جوانه می‌زنند زودتر خورده می‌شوند، در حالی که بلوط‌های قرمز دیرتر جوانه می‌زنند و برای ذخیره طولانی‌مدت مناسب‌ترند.

این توانایی‌ها باعث می‌شود سنجاب‌ها زمان زیادی را صرف جست‌وجوی غذا نکنند و فرصت بیشتری برای استراحت، مراقبت اجتماعی و فعالیت‌های دیگر داشته باشند. در نتیجه، سیستم ذخیره‌سازی آن‌ها بسیار کارآمد است.

در مورد هوش سنجاب‌ها، تامی تاکر، سنجابی خاکستری شرقی که در سال ۱۹۴۴ توسط خانواده‌ای پذیرفته شد، نشان داد که سنجاب‌ها می‌توانند هوش بالا و رفتارهای پیچیده‌ای داشته باشند. تامی تاکر بیش از صد دست لباس دست‌دوز داشت و حتی در فروش اوراق قرضه جنگی مشارکت کرد. پس از جنگ، او به سفرهای جاده‌ای رفت و در سال ۱۹۴۹ در گرند کنیون درگذشت.

لباس‌ها و یادگارهای او امروز در آرشیو اسمیتسونین نگهداری می‌شوند و همچنان به‌عنوان یک نماد فرهنگی شناخته می‌شوند.

خورشید بزرگ‌ترین جرم منظومه‌ی شمسی است و قطری در حدود ۱٫۴ میلیون کیلومتر دارد؛ رقمی که بیش از ۱۰۰ برابر قطر زمین است. با وجود این اندازه عظیم، ستاره ما اغلب در دسته «کوتوله‌ها» قرار می‌گیرد. این موضوع پرسش مهمی را مطرح می‌کند: چرا خورشید با چنین ابعاد و درخششی، همچنان به‌عنوان یک ستاره کوتوله شناخته می‌شود؟

از نظر علمی، خورشید در رده ستاره‌های رشته اصلی با نوع طیفی G2V قرار می‌گیرد. حرف «V» در این دسته‌بندی نشان‌دهنده جایگاه آن در گروه ستاره‌های کوتوله است. تونی وانگ (Tony Wong)، استاد اخترشناسی دانشگاه ایلینوی اربانا-شمپین، توضیح می‌دهد که این نام‌گذاری ریشه در کارهای اخترشناس دانمارکی اینار هرتسپرونگ (Ejnar Hertzsprung) در اوایل قرن بیستم دارد. هرتسپرونگ متوجه شد که ستاره‌های سرخ یا درخشندگی بسیار بالایی دارند یا بسیار کم‌نور هستند. او برای تمایز این دو گروه، ستاره‌های پرنور را «غول» و ستاره‌های کم‌نور را «کوتوله» نامید. خورشید به دلیل شباهت بیشتر به دسته دوم، در گروه کوتوله‌ها جای گرفت.

حرف «G» در این رده‌بندی به رنگ زرد ستاره اشاره دارد؛ یعنی دمای سطحی آن در محدوده ۵۱۲۵ تا ۵۷۲۵ درجه سلسیوس قرار می‌گیرد. لوکاس جولیانو (Lucas Guliano)، اخترشناس مرکز اخترفیزیک هاروارد-اسمیتسونین، توضیح می‌دهد که خورشید با دمای تقریبی ۵۵۲۵ درجه سلسیوس دقیقاً در این بازه جای می‌گیرد. با این حال، رنگ واقعی خورشید سفید است، زیرا تمام طول موج‌های نور مرئی را منتشر می‌کند. آنچه ما از سطح زمین به رنگ زرد می‌بینیم، نتیجه پراکندگی نور در جو زمین است و نه رنگ ذاتی خورشید.

خورشید همانند دیگر ستاره‌های رشته اصلی، انرژی خود را از طریق فرایند همجوشی هسته‌ای تأمین می‌کند. در این واکنش‌ها، هیدروژن به هلیوم تبدیل می‌شود و انرژی عظیمی آزاد می‌گردد که منبع نور و گرمای خورشید است. رنگ ستاره‌ها در این دسته‌بندی به جرم آن‌ها وابسته است؛ ستاره‌های کم‌جرم‌تر به رنگ نارنجی یا قرمز و ستاره‌های پرجرم‌تر به رنگ آبی مشاهده می‌شوند. کارلس بادنس (Carles Badenes)، استاد فیزیک و اخترشناسی دانشگاه پیتسبورگ، اشاره می‌کند که خورشید در میانه این طیف قرار دارد و به همین دلیل در گروه زرد طبقه‌بندی شده است.

خورشید از آغاز عمر خود تاکنون حدود ۱۰ درصد بزرگ‌تر شده و روند رشد آن همچنان ادامه دارد. با این وجود، تا زمانی که سوخت هیدروژن در هسته‌اش باقی بماند، در دسته ستاره‌های کوتوله قرار خواهد داشت. پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد که در حدود ۵ میلیارد سال آینده، خورشید ذخایر هیدروژن خود را مصرف کرده و وارد مرحله غول سرخ می‌شود. در این مرحله، خورشید به‌قدری متورم خواهد شد که مدار سیاره زهره و احتمالاً زمین را در بر می‌گیرد، همچنین سطح آن نیز سردتر شده و به رنگ قرمز درمی‌آید.

این تغییرات نشان می‌دهد که اصطلاح «کوتوله» برای خورشید به معنای کوچک بودن یا کم‌اهمیت بودن نیست، بلکه صرفاً جایگاه آن را در نظام رده‌بندی ستاره‌ها مشخص می‌کند. خورشید با وجود عظمت و نقش حیاتی‌اش در منظومه شمسی، تا پایان عمر خود در دسته ستاره‌های کوتوله باقی خواهد ماند و تنها در مرحله پایانی، با تبدیل شدن به یک غول سرخ، چهره‌ای کاملاً متفاوت به خود خواهد گرفت.

دانشمندان در پایان سال یک کشف جذاب دیگر را برای علاقه‌مندان به فضا منتشر کردند. با استفاده از تلسکوپ فضایی هابل، اخترشناسان تصویری خیره‌کننده از بزرگ‌ترین دیسک پیش‌سیاره‌ای مشاهده‌شده تاکنون ثبت کرده‌اند؛ دیسکی عظیم از گاز و غبار که به شکل یک ساندویچ کیهانی دیده می‌شود. این ساختار که دیسک دراکولا (Dracula’s Chivito) نام گرفته، در فاصله حدود هزار سال نوری از زمین قرار دارد و نزدیک به ۴۰۰ میلیارد مایل گسترده شده است؛ یعنی تقریباً ۴۰ برابر قطر منظومه شمسی ما.

علاوه بر ظاهر غیرمعمول و جالب این دیسک، پژوهشگران تأکید می‌کنند که بررسی دقیق‌تر آن می‌تواند سرنخ‌های تازه‌ای از روند شکل‌گیری منظومه‌های سیاره‌ای، حتی منظومه شمسی خودمان، در اختیار دانشمندان قرار دهد. آن‌ها بر این باورند که این دیسک بی‌ثبات و متفاوت شاید «نسخه بزرگ‌نمایی‌شده از منظومه شمسی اولیه» باشد و مطالعه آن می‌تواند به بازسازی تصویری روشن‌تر از گذشته کیهانی کمک کند. یافته‌های جدید این تیم نیز هفته گذشته در مجله معتبر آستروفیزیکال ژورنال منتشر شد.

دیسک‌های سیاره‌ای که گاهی از آن‌ها با عنوان «مهد سیاره‌ها» یاد می‌شود، اساس و بنیان شکل‌گیری منظومه‌های خورشیدی هستند. همه منظومه‌ها در ابتدا با دیسکی از گاز و غبار پیرامون ستاره‌های جوان آغاز می‌شوند و سپس سیاره‌ها از تجمع و فشرده شدن این مواد ساخته می‌شوند. دیسک مورد بحث که به‌طور رسمی IRAS 23077+6707 نام‌گذاری شده، جرمی بین ۱۰ تا ۳۰ برابر سیاره مشتری دارد و هم بزرگ‌ترین و هم یکی از غیرمعمول‌ترین دیسک‌های مشاهده‌شده تاکنون به شمار می‌رود. ویژگی‌های رشته‌ای که تنها در یک سوی آن دیده می‌شوند، نشان می‌دهد این دیسک تحت تأثیر فرآیندهای پویا مانند ورود تازه گاز و غبار قرار گرفته و ترکیبی «آشفته و متلاطم» پیدا کرده است.

کریستینا مونش (Kristina Monsch)، پژوهشگر مؤسسه اسمیت سونیان، در بیانیه‌ای توضیح داد: «این تصاویر تازه هابل نشان می‌دهند که مهدهای سیاره‌ای می‌توانند بسیار فعال‌تر و آشفته‌تر از آنچه پیش‌تر تصور می‌کردیم باشند و این موضوع نگاه ما به روند شکل‌گیری سیاره‌ها را تغییر می‌دهد.»

کشف بزرگ‌ترین دیسک سیاره‌ای با ظاهری شبیه ساندویچ در فضا - دیجینوی

نام مستعار «دیسک خون‌آشام» نیز به ریشه‌های جغرافیایی پژوهشگران اشاره دارد؛ یکی از آن‌ها اهل ترانسیلوانیا است (اشاره به دراکولا) و دیگری از اروگوئه، کشوری که غذای ملی آن ساندویچ «چیویتو» است. تیم تحقیق می‌گوید تصویر دیسک تخت‌شده بیشتر شبیه همبرگر است، هرچند برخی آن را به هات‌داگ تشبیه کرده‌اند و همین موضوع باعث شده این کشف رنگ و بوی فرهنگی و طنزآمیز هم پیدا کند.

تلسکوپ هابل که در سال ۱۹۹۰ به فضا پرتاب شد، با وجود فناوری قدیمی‌تر نسبت به تلسکوپ فضایی جیمز وب، همچنان دستاوردهای علمی مهمی ارائه می‌دهد و جایگاه خود را حفظ کرده است. در همین سال، هابل برخورد سنگ‌های بزرگ فضایی را ثبت کرد، مشاهده‌ای از یک کوتوله سفید که جرمی شبیه پلوتو را بلعید و بزرگ‌ترین موزاییک تصویری از کهکشان آندرومدا تهیه کرد. این دستاوردها نشان می‌دهند که هابل هنوز هم می‌تواند نقش مهمی در کشف‌های علمی ایفا کند.

پژوهشگران آزمایشگاه ملی بروکهِیون در نیویورک با استفاده از یک لیدار بسیار دقیق توانسته‌اند ساختار لایه‌های بالایی ابرها را با وضوحی بی‌سابقه بررسی کنند. این نتایج نشان می‌دهد رفتار قطرات آب در بالاترین بخش ابرها بسیار پیچیده‌تر از مدل‌های فعلی است و می‌تواند بر پیش‌بینی بارش و بازتاب نور خورشید تأثیر بگذارد.

اگر تجربه پرواز داشته باشید، احتمالاً ظاهر بالای ابرها برایتان آشناست؛ معمولاً سفید و پف‌دار با بخش‌هایی آبی‌ـ‌خاکستری. با این حال، فیزیک لایه‌های بالایی ابرها سال‌ها برای دانشمندان معما بود تا اینکه اکنون پاسخی روشن‌تر پیدا شده است.

در تأسیسات آزمایشگاه ملی بروکهِیون در لانگ آیلندِ نیویورک، پژوهشگران نوع جدیدی از لیدار، یعنی یک ابزار سنجش از دور مبتنی بر لیزر، توسعه داده‌اند. این لیدار قادر است جزئیات بسیار ریز ساختار ابرها را در مقیاسی حدود یک سانتی‌متر ثبت کند؛ وضوحی که بین ۱۰۰ تا ۱۰۰۰ برابر بیشتر از ابزارهای سنتی است. در مطالعه‌ای که اخیراً در مجله نشنال آکادمی منتشر شده، تیم بروکهِیون این لیدار را با آزمایش‌های اتاقک ابر ترکیب کرده است. این پژوهش نخستین توصیف تجربی است که تفاوت میان ساختارهای آبی در بالای ابر و بخش‌های داخلی آن را مشخص می‌کند؛ ساختارهایی که تعیین می‌کنند ابرها چگونه شکل می‌گیرند، بارش چگونه تولید می‌شود و چه تأثیری بر تعادل انرژی زمین دارند.

به گفته پژوهشگران، این لیدار جدید تصاویری فوق‌العاده با وضوح بالا از پویایی ابرها ارائه می‌دهد. نکته چشمگیر این است که دستگاه می‌تواند فوتون‌های منفرد (ذرات بدون جرم حامل نور) را که پس از برخورد پالس‌های لیزری فوق‌سریع از ابر خارج می‌شوند، شناسایی و شمارش کند. سپس یک الگوریتم نمونه‌برداری داده، این سیگنال‌های فوتونی را به یک پروفایل دقیق از ساختار ابر تبدیل می‌کند. فان یانگ (Fan Yang)، نویسنده اصلی مطالعه و پژوهشگر بروکهِیون، این لیدار را «میکروسکوپی برای ابرها» توصیف کرده است.

تیم پژوهشی دستگاه را به اتاقک ابر در میشیگان برد؛ جایی که می‌توان ابرها را در شرایط کنترل‌شده دما و رطوبت به‌صورت مصنوعی تولید کرد. این محیط کنترل‌شده به آن‌ها اجازه داد فیزیک دقیق نحوه توزیع قطرات آب در بخش‌های مختلف یک ابر را ثبت کنند. نتایج نشان داد مدل‌های فعلی در توصیف فیزیک ابرها دقت کافی ندارند. اندازه‌گیری‌های لیدار نشان داد که در لایه بالایی ابر، توزیع قطرات آب بسیار متغیر است، در حالی که در بخش‌های داخلی ابر این توزیع یکنواخت‌تر دیده می‌شود.

پژوهشگران معتقدند این تفاوت به دو فرآیند «اختلاط» و «رسوب‌گذاری» مربوط است. در فرآیند اختلاط، هوای خشک و صاف بالای ابر به سمت پایین کشیده می‌شود و باعث ایجاد توزیع لکه‌ای قطرات در لایه بالایی ابر می‌شود. هم‌زمان، رسوب‌گذاری قطرات را بر اساس اندازه مرتب می‌کند؛ قطرات بزرگ‌تر سریع‌تر به داخل ابر سقوط می‌کنند و قطرات کوچک‌تر مدت بیشتری در بالا باقی می‌مانند.

در مقابل، بخش داخلی و حجیم ابر معمولاً دچار آشفتگی شدید است و همین باعث می‌شود قطرات آب به سرعت با هم ترکیب شده و توزیع یکنواختی پیدا کنند. اما در لایه بالایی ابر، شدت آشفتگی بسیار کمتر است و تنها قطرات کوچک‌تر می‌توانند در آن ناحیه معلق بمانند. یانگ توضیح می‌دهد که «بسیاری از مدل‌های جوی، رسوب‌گذاری قطرات را نادیده می‌گیرند یا همه قطرات با اندازه‌های مختلف را با سرعت سقوط یکسان در نظر می‌گیرند. این ساده‌سازی در بخش داخلی ابر که آشفتگی شدید است قابل قبول محسوب می‌شود، اما در لایه بالایی ابر که آشفتگی ضعیف‌تر است، دقت مدل را کاهش می‌دهد.»

به گفته پژوهشگران، این یافته‌ها پیامدهای مهمی برای علم جوّ دارد. برای مثال، نمایش نادرست فیزیک لایه بالایی ابرها می‌تواند عدم قطعیت قابل توجهی در پیش‌بینی مدل‌ها درباره میزان بازتاب نور خورشید و آغاز بارش ایجاد کند. پژوهشگران امیدوارند این لیدار در آینده برای اندازه‌گیری مستقیم ابرها در جو واقعی نیز به کار گرفته شود و به بهبود مدل‌های فعلی کمک کند. البته آن‌ها اذعان داشتند که اتاقک ابر هنوز نسخه‌ای کامل از رفتار واقعی ابرها نیست، اما پیشرفت‌های فناوری باعث شده بتوانند به شکل بی‌سابقه‌ای به شرایط واقعی نزدیک شوند.