از طرح‌های مینیمال روی مچ دست گرفته تا خالکوبی‌های تمام‌ دست، اکنون هنر بدن آن‌قدر رایج شده که دیگر توجه خاصی را برنمی‌انگیزد. با این حال، در حالی که معنای شخصی یک خالکوبی ممکن است برای فرد کاملاً روشن باشد، پیامدهای زیستی آن بسیار کمتر قابل مشاهده هستند.

زمانی که جوهر خالکوبی وارد بدن می‌شود، در همان محل باقی نمی‌ماند. در زیر پوست، رنگ‌دانه‌های خالکوبی با سیستم ایمنی بدن، به شیوه‌هایی که دانشمندان تازه در آغاز شناخت آن‌ها هستند، برهم‌کنش پیدا می‌کنند.

خالکوبی‌ به طور کلی ایمن در نظر گرفته می‌شود، اما شواهد علمی زیادی نشان می‌دهند که جوهرهای خالکوبی از نظر زیستی خنثی نیستند. پرسش اصلی، دیگر این نیست که آیا خالکوبی مواد خارجی را وارد بدن می‌کند یا نه، بلکه این است که این مواد تا چه اندازه می‌توانند سمی باشند و این موضوع چه پیامدهایی برای سلامت بلندمدت دارد.

جوهرهای خالکوبی ترکیب‌های شیمیایی پیچیده‌ای هستند. این جوهرها شامل رنگ‌دانه‌هایی برای ایجاد رنگ، حامل‌های مایع برای کمک به توزیع یکنواخت جوهر، مواد نگه‌دارنده برای جلوگیری از رشد میکروبی، و مقادیر اندکی ناخالصی می‌شوند.

بسیاری از رنگ‌دانه‌هایی که امروزه مورد استفاده قرار می‌گیرند، در اصل برای کاربردهای صنعتی مانند رنگ خودرو، پلاستیک‌ها و تونر چاپگر توسعه یافته‌اند، نه برای تزریق به پوست انسان.

برخی از جوهرها حاوی مقادیر جزئی فلزات سنگین هستند، از جمله نیکل، کروم، کبالت و گاهی سرب. فلزات سنگین در سطوح معین می‌توانند سمی باشند و به خوبی به‌عنوان عوامل محرک واکنش‌های آلرژیک و حساسیت‌های ایمنی شناخته شده‌اند. جوهرهای خالکوبی همچنین می‌توانند شامل ترکیبات آلی باشند، از جمله رنگ‌های آزو و هیدروکربن‌های آروماتیک چندحلقه‌ای.

رنگ‌های آزو، رنگ‌زاهای مصنوعی هستند که به طور گسترده در صنایع نساجی و پلاستیک استفاده می‌شوند. این ترکیبات تحت شرایط خاصی، مانند قرارگیری طولانی‌مدت در معرض نور خورشید یا در جریان حذف خالکوبی با لیزر، می‌توانند به آمین‌های آروماتیک تجزیه شوند. این مواد شیمیایی در مطالعات آزمایشگاهی با سرطان و آسیب‌های ژنتیکی ارتباط داده شده‌اند.

هیدروکربن‌های آروماتیک چندحلقه‌ای که اغلب به صورت مخفف PAHs نامیده می‌شوند، در اثر سوختن ناقص مواد آلی تولید شده و در دوده، گازهای خروجی خودروها و مواد غذایی سوخته یافت می‌شوند. جوهرهای خالکوبی مشکی که معمولاً از کربن بلک ساخته می‌شوند، ممکن است حاوی این ترکیبات باشند که برخی از آن‌ها در دسته مواد سرطان‌زا طبقه‌بندی شده‌اند.

جوهرهای رنگی، به‌ویژه رنگ‌های قرمز، زرد و نارنجی، بیشتر با واکنش‌های آلرژیک و التهاب مزمن ارتباط دارند. این موضوع تا حدی به دلیل وجود نمک‌های فلزی و رنگ‌دانه‌های آزو است که می‌توانند به آمین‌های آروماتیک بالقوه سمی تجزیه شوند.

فرآیند خالکوبی شامل تزریق جوهر به عمق درم، یعنی لایه‌ای از پوست در زیر سطح خارجی آن است. بدن، ذرات رنگ‌دانه را به‌عنوان مواد خارجی شناسایی می‌کند. سلول‌های ایمنی تلاش می‌کنند آن‌ها را حذف کنند، اما این ذرات آن‌قدر بزرگ هستند که به طور کامل پاک‌سازی نمی‌شوند. در نتیجه، این ذرات درون سلول‌های پوستی به دام می‌افتند و همین موضوع باعث می‌شود خالکوبی‌ها دائمی باشند.

اگرچه ممکن است نتوانید از ابتلا به سرماخوردگی یا آنفولانزا جلوگیری کنید، اما می‌توانید احتمال وقوع این اتفاق را کاهش دهید. در ادامه شما را با بهترین توصیه‌های پزشکان برای حفظ سلامتی‌تان و دیگران در زمان شیوع این بیماری‌ها آشنا خواهیم کرد.

واکسن آنفولانزا بزنید

بهترین راه برای کاهش خطر ابتلا به آنفولانزای فصلی، واکسیناسیون سالانه است. بسیاری از متخصصان سلامت می‌گویند بهترین زمان برای انجام این کار، ماه سپتامبر یا اکتبر است؛ اما اگر این فرصت را از دست دادید، می‌توانید همین حالا اقدام کنید. دو متخصص بیماری‌های تنفسی موافق‌اند که هنوز فرصت کافی برای زدن واکسن آنفولانزا وجود دارد. به گفته آن‌ها، شیوع این بیماری در ماه‌های ژانویه و فوریه افزایش می‌یابد؛ بنابراین اکنون نیز می‌توانید واکسن آن را بزنید.

واکسن باعث ابتلای شما به آنفولانزا نمی‌شود

با وجود اینکه ممکن است پس از زدن واکسن آنفولانزا احساس ناخوشی کنید، اما نمی‌توانید از طریق آن به این بیماری مبتلا شوید. در اطلاعات بهداشت عمومی درباره واکسن‌های آنفولانزا، مرکز کنترل بیماری آمریکا تائید می‌کند که این واکسن‌ها نمی‌توانند موجب ابتلای افراد به بیماری شوند. واکسن‌های آنفولانزا از ویروس‌های غیرفعال یا تنها یک پروتئین از ویروس آنفولانزا تولید شده‌اند. با این حال، حداکثر دو هفته طول می‌کشد تا واکسن اثر کامل خود را بگذارد.

واکسن‌های آنفولانزا در جلوگیری از ابتلا به بیماری‌های حاد موثر هستند

واکسن آنفولانزا هرساله براساس گونه‌های ویروس که متخصصان فکر می‌کنند شیوع پیدا خواهند کرد، تغییر می‌کند. اگرچه این واکسن کاملا بی‌عیب و نقص نیست، اما در پیشگیری از ابتلا به بیماری‌های حادتر موثر است. برای مثال، دو نفر از کارمندان وزارت بهداشت ویرجینیا می‌گویند اثربخشی واکسن با مقایسه میزان پیامدهای بهداشتی مانند بستری شدن در بیمارستان یا مرگ در افراد واکسینه‌شده و واکسینه‌نشده سنجیده می‌شود. اگر اثربخشی واکسن ۵۰ درصد گزارش شود، یعنی افراد واکسینه‌شده در مقایسه با واکسینه‌نشده‌ها، با نصف احتمال نیاز به مراقبت‌های پزشکی مواجه بوده‌اند.

دست‌هایتان را بشویید و از افراد بیمار دوری کنید

شما می‌توانید اقدامات ساده‌ای برای کاهش احتمال ابتلا به آنفولانزا یا سرماخوردگی انجام دهید. یکی از آن‌ها، شستن مرتب دست‌ها با آب و صابون است. همچنین از لمس صورت خود خودداری کرده و از افراد بیمار دوری کنید. در فضاهای عمومی از ماسک استفاده کنید یا یک ماسک برای مواقع ضروری در جیب خود داشته باشید.

در خانه بمانید و برای سرفه از آرنج خود استفاده کنید

ماندن در خانه هنگام بیماری به کاهش سرعت شیوع ویروس‌ها کمک می‌کند. همچنین به جای دست، در گودی آرنج خود سرفه و عطسه کنید، زیرا این قسمت از آرنج به اندازه دست‌ها ویروس را به سایر سطوح منتقل نمی‌کند. اگر کسی در خانه شما بیمار است، تمیز کردن منظم سطوح پرتماس کار مفیدی است.

آیا استفاده از دستگاه تصفیه هوا ضروری است؟

در حال حاضر، هیچ یافته واضحی وجود ندارد که نشان دهد دستگاه‌های تصفیه هوا، شیوع عفونت‌های تنفسی را در شرایط واقعی کاهش می‌دهند. با این حال، یکی از متخصصان این حوزه می‌گوید این دستگاه‌ها کیفیت هوای داخل خانه را بهبود می‌بخشند و می‌توانند آلرژن‌ها، دود و سایر ذرات محرک را از بین ببرند.

فحش دادن، برخلاف آنچه تصور می‌شود لغزش ساده‌ای در آداب اجتماعی باشد، یک واکنش بازتابی است که ریشه‌ای عمیق در ساختار بدن انسان دارد و از شبکه‌هایی در مغز و دستگاه عصبی خودمختار نشات می‌گیرد؛ شبکه‌هایی که در روند تکامل برای کمک به بقا در برابر درد و شوک شکل گرفته‌اند.

پژوهش‌ها نشان می‌دهند که به‌کار بردن یک فحش به‌جا می‌تواند درد را کاهش دهد، ضربان قلب را تنظیم کند و به بدن در بازیابی پس از استرس کمک برساند. به نظر می‌رسد فوران‌های گاه‌به‌گاه کلامی نه یک شکست اخلاقی، بلکه واکنشی محافظتی باشند که به‌طور ذاتی در وجود ما سیم‌کشی شده‌اند.

میل به فحش دادن در سطحی بسیار پایین‌تر از گفتار آگاهانه آغاز می‌شود. بیشتر زبان روزمره در قشر مخ شکل می‌گیرد؛ جایی که ایده‌ها به واژه تبدیل می‌شوند. اما ناسزاگویی شبکه‌ای بسیار قدیمی‌تر را فعال می‌کند، یعنی دستگاه لیمبیک که مسئول هیجان، حافظه و پاسخ‌های بقا است.

بخش‌های مهم دستگاه لیمبیک شامل آمیگدال و عقده‌های قاعده‌ای هستند؛ مجموعه‌ای از ساختارهای به‌هم‌پیوسته که به کنترل حرکت و رفتارهای خودکار، از جمله آواسازی غریزی، کمک می‌کنند. این نواحی پیش از آنکه بخش متفکر مغز فرصت واکنش پیدا کند، سیگنال‌های سریعی را از طریق ساقه مغز ارسال می‌کنند. به همین دلیل است که واژه‌ها با چنین سرعتی از دهان خارج می‌شوند؛ این بخشی از یک رفلکس باستانی است که بدن را برای واکنش به شوک یا درد ناگهانی آماده می‌کند.

چرا فحش دادن برای سلامتی مفید است؟ - دیجینوی

این فوران کلامی دستگاه عصبی خودمختار را فعال می‌کند و به‌طور موقت باعث افزایش ضربان قلب، فشار خون و سطح هوشیاری می‌شود. عضلات منقبض می‌شوند، زیرا قشر حرکتی و مسیرهای نخاعی اندام‌ها را برای نوعی حالت دفاعی آماده می‌کنند. سپس صدا وارد عمل می‌شود؛ صدایی که با انقباض شدید دیافراگم و عضلات بین‌دنده‌ای نیرو می‌گیرد و هوا را در یک بازدم انفجاری از میان حنجره عبور می‌دهد.

در اعماق مغز، غده هیپوفیز و ناحیه خاکستری اطراف مجرای مغزی، که ستونی از ماده خاکستری در مغز میانی است، بتا-اندورفین‌ها و انکفالین‌ها را که مسکن‌های طبیعی بدن هستند، آزاد می‌کنند. این مواد شیمیایی درد را کاهش می‌دهند و احساسی خفیف از رهایی ایجاد می‌کنند و زبان را به کنشی جسمانی تبدیل می‌نمایند؛ کنشی که تنفس، عضلات و جریان خون را بسیج کرده و سپس بدن را به آرامش بازمی‌گرداند. این پاسخ یکپارچه، از مغز تا عضله و پوست، توضیح می‌دهد که چرا یک ناسزای تند می‌تواند به‌طور همزمان غریزی و رضایت‌بخش احساس شود.

آنچه کمتر روشن شده، مسیر دقیق این اثر است؛ اینکه آیا این پدیده کاملاً فیزیولوژیک است یا بخشی از آن جنبه روان‌شناختی دارد و شامل کاهش خودآگاهی، افزایش اعتمادبه‌نفس یا حواس‌پرتی از درد می‌شود. نکته مهم این است که این اثر در افرادی که به‌طور عادت‌گونه ناسزا نمی‌گویند، قوی‌تر به نظر می‌رسد.

چرا فحش دادن برای سلامتی مفید است؟ - دیجینوی

فحش دادن همچنین به بدن کمک می‌کند تا از استرس ناگهانی بازیابی شود. هنگام شوک یا آسیب، هیپوتالاموس و هیپوفیز آدرنالین و کورتیزول را وارد جریان خون می‌کنند و بدن را برای واکنش آماده می‌سازند. اگر این افزایش انرژی تخلیه نشود، دستگاه عصبی می‌تواند در حالت برانگیختگی بالا باقی بماند؛ حالتی که با اضطراب، اختلالات خواب، تضعیف ایمنی و فشار اضافی بر قلب مرتبط است.

از دیدگاه کالبدشناسی، فحش دادن یکی از چندین کنش آواسازی بازتابی، در کنار نفس‌نفس زدن، خندیدن و فریاد کشیدن است، که همگی توسط مدارهای عصبی باستانی شکل گرفته‌اند. سایر نخستی‌ها نیز در هنگام درد یا تهدید، صداهای تند تولید می‌کنند و همان نواحی مغز میانی را فعال می‌سازند که هنگام فحش دادن انسان‌ها فعال می‌شود.

هیچ راهی برای جلوگیری از گذر بی‌وفقه زمان وجود ندارد، اما افرادی که به سن ۱۱۰ سالگی می‌رسند، توانایی عجیبی در به تعویق انداختن اتفاقات اجتناب‌ناپذیر دارند. بررسی وضعیت سلامتی یکی از پیرترین افراد جهان، ماریا برانیاس، نشان می‌دهد یکی از دلایل زنده ماندنش تا سن ۱۱۷ سالگی، بهره‌مندی از ژنوم بسیار جوان است. دانشمندان می‌گویند اکنون از این یافته‌ها برای ارائه نگاهی نو به مبحث پیری انسان، پیشنهاد شاخص‌های زیستی برای پیری سالم و استراتژی‌های جدید جهت افزایش امید به زندگی استفاده می‌کنند. نتایج آن‌ها براساس نمونه‌های خون، بزاق، ادرار و مدفوعی است که برانیاس پیش از مرگش در سال ۲۰۲۴ اهدا کرده بود.

به گفته تیمی از دانشمندان، برخی از سلول‌های این زن به گونه‌ای رفتار می‌کردند که انگار جوان‌تر از سن او بودند. برانیاس ۳۰ سال بیشتر از میانگین امید به زندگی زنان در کاتالونیا زنده ماند. محققان می‌گویند این شخص در دوران پیری‌اش، از سلامت کلی خوبی برخوردار بود و با وجود سن بالایش، سیستم ایمنی و میکروبیوم روده‌اش هردو علائمی داشتند که با گروه‌های بسیار جوان‌تر مطابقت داشت. همچنین مقدار کمی کلسترول بد و تری‌گلیسیریدها در خونش وجود داشت و میزان کلسترول خوب او زیاد بود. براساس ادعای دانشمندان، طول عمر بسیار بالا که نمونه بارز آن افراد صدساله یا پیرتر هستند، موجب می‌شود آن‌ها وضعیت سلامتی نسبتا خوبی داشته باشند.

برانیاس از نظر ذهنی، اجتماعی و جسمی، زندگی فعالی داشت، اما نباید ژنتیک خوب او را فراموش کنیم. طول عمر این زن احتمالا تحت تاثیر مجموعه‌ای از متغیرهای ژنتیکی و محیطی قرار داشته است. پژوهشگران همچنین متوجه فرسایش بزرگی در کلاهک‌های انتهای کرموزوم‌های او شدند. این کلاهک‌ها از ماده ژنتیکی محافظت می‌کنند و نمونه‌های کوتاه‌تر آن‌ها با خطر مرگ بالا مرتبط هستند. تحقیقات نشان می‌دهند که در میان افراد پیر، داشتن تلومرها (کلاهک‌های کروموزوم) بسیار کوتاه ممکن است به برانیاس یک برتری داده باشند. دانشمندان می‌گویند طول عمر کوتاه سلول‌های او شاید مانع از تکثیر سرطان شده باشد، بنابراین سن بالا و سلامت ضعیف با یکدیگر مرتبط نیستند.

با این وجود، تحقیقات گسترده‌تر که در آن‌ها افراد بسیار پیر با انسان‌هایی که زودتر فوت کرده‌اند مقایسه می‌شوند، موجب کشف علائم زیستی‌ای شده‌اند که برخی از مردم را از یکدیگر متمایز می‌کنند؛ از جمله ویژگی‌های خاصی که شاید به آن‌ها کمک کند در برابر بیماری‌ها مقاومت کنند. افراد صدساله سریع‌ترین رشد جمعیتی در جهان را دارند، اما تنها یک نفر از هر ۱۰ نفری که به این سن می‌رسند، دهه بعدی زندگی‌اش را خواهد دید. آنچه که برانیاس به پژوهشگران ارائه داده، فرصتی نادر برای بررسی راه‌های احتمالی است که طول عمر بالای انسان را ممکن می‌سازد.

در حالی که استخوان‌های ما قادر به بازسازی پس از شکستگی هستند، دندان‌ها این شانس را ندارند و همین امر باعث می‌شود میلیون‌ها نفر در سراسر جهان با نوعی از بی‌دندانی مواجه باشند. اکنون محققان ژاپنی داروی امیدوارکننده‌ای برای رشد مجدد دندان‌ها تست کرده‌اند. اگر این آزمایش موفقیت‌آمیز باشد، پژوهشگران امیدوارند تا حدود سال ۲۰۳۰ برای انواع بی‌دندانی، راه حلی بسیار مفید ارائه دهند.

دندان‌ها، استخوان نیستند. اگرچه آن‌ها از برخی از همان مواد استخوانی ساخته شده‌اند و سخت‌ترین ماده در بدن انسان هستند (به لطف لایه محافظ مینای دندان)، اما توانایی حیاتی ترمیم و بازسازی خود را ندارند. اما این وضعیت ممکن است همیشگی نباشد. محققان ژاپنی دارویی آزمایش کرده‌اند که وعده رشد مجدد دندان‌های انسان را می‌دهد.

کاتسو تاکاهشی، رئیس بخش دندان‌پزشکی مؤسسه تحقیقات پزشکی بیمارستان کیتانو در اوساکا، گفت: «ما می‌خواهیم کاری انجام دهیم تا به کسانی که از دست دادن یا فقدان دندان رنج می‌برند کمک کنیم. در حالی که تاکنون هیچ درمانی برای ارائه درمان دائمی وجود نداشته، احساس می‌کنیم انتظارات مردم برای رشد دندان‌ها بالا است.»

این پیشرفت، حاصل سال‌ها مطالعه روی آنتی‌بادی ویژه‌ای به نام Uterine sensitization–associated gene-1 (USAG-1) است که نشان داده مانع رشد دندان در خرگوش‌های صحرایی و موش‌ها می‌شود. در سال ۲۰۲۱، دانشمندان دانشگاه کیوتو، آنتی‌بادی مونوکلونال (که معمولاً در مقابله با سرطان استفاده می‌شود) را کشف کردند که تعامل بین USAG-1 و مولکول‌های معروف به پروتئین مورفوژنتیک استخوان یا BMP را مختل می‌کند.

تاکاهاشی در این باره گفت: «ما می‌دانستیم سرکوب USAG-1 برای رشد دندان مفید است. چیزی که نمی‌دانستیم این بود که آیا این کافی خواهد بود یا نه. خرگوش‌های صحرایی حیواناتی دوفک با الگوهای دندانی مشابه انسان هستند.» اکنون دانشمندان قرار است ببینند این شباهت چقدر واقعی بوده، زیرا انسان‌ها تحت آزمایشی مشابه قرار دارند. این مطالعه که ۱۱ ماه طول می‌کشد، روی ۳۰ مرد بین سنین ۳۰ تا ۶۴ سال متمرکز است که هر کدام حداقل یک دندان از دست داده‌اند. دارو به صورت وریدی تزریق خواهد شد تا اثربخشی و ایمنی آن اثبات شود و خوشبختانه در مطالعات حیوانی پیشین هیچ عارضه جانبی گزارش نشده است.

اگر همه چیز خوب پیش برود، بیمارستان کیتانو درمان را به کودکان بین ۲ تا ۷ سال که حداقل چهار دندان از دست داده‌اند ارائه خواهد داد. هدف نهایی آن‌‌ها ارائه داروی رشد دندان تا سال ۲۰۳۰ است. در حالی که این درمان‌ها فعلا بر بیمارانی با کمبود دندان مادرزادی تمرکز دارند، تاکاهشی امیدوار است که این دارو برای هر کسی که دندانی از دست داده نیز در دسترس قرار گیرد.

بحث‌های زیادی درباره اینکه چقدر از ژنوم نقشی کلیدی در بدنمان دارد، بین زیست‌شناسان شکل گرفته است. برخی باور دارند از آنجایی که بیشتر DNA انسان فعال است، باید کار مهمی در بدن انجام دهد؛ در حالی که دیگران می‌گویند حتی نوعی از دی‌ان‌ای که به‌طور تصادفی شکل گرفته است نیز می‌تواند بسیار فعال باشد. تحقیقات جدید نشان داده‌اند که دی‌ان‌ای گیاهی که به‌طور تصادفی در سلول‌های انسانی قرار داده شده، تقریبا به اندازه دی‌ان‌ای انسانی فعال است. بنابراین، بیشتر فعالیت‌های ژنوم ما ممکن است بیهوده باشد. وظیفه دی‌ان‌ای ذخیره دستورالعمل‌هایی برای ساخت پروتئین‌ها است.

اگرچه تصور می‌شد تمام بخش‌های DNA دستورالعمل‌هایی را برای انجام این کار ذخیره می‌کنند، تحقیقات جدید نشان دادند تنها ۱.۲ درصد از ژنوم انسان پروتئین‌ها را کدگذاری می‌کند و باقی آن ممکن است کار خاصی انجام ندهد. از دهه ۱۹۶۰، بسیاری از زیست‌شناسان معتقد بوده‌اند که بیشتر دی‌ان‌ای بی‌رمز یا غیرکدکننده در بدن انسان اهمیتی ندارد. البته ممکن است کشفیات جدیدی در این زمینه به‌دست آید اما آن‌ها باور دارند که اصل موضوع تغییر نخواهد کرد. برخی دیگر از زیست‌شناسان بر این سوال تمرکز کرده‌اند که آیا دی‌ان‌ای انسان حتی اگر پروتئین‌ها را کدگذاری نکند، ممکن است فعالیت‌هایی داشته باشد؟

نتیجه پروژه ENCODE در سال ۲۰۱۲ نشان داد که بیش از ۸۰ درصد ژنوم انسان از این نظر فعال است و می‌تواند نقش مهمی در بدن ایفا کند. با این حال، در سال ۲۰۱۳، شان ادی از دانشگاه هاروارد پروژه ژنوم تصادفی را پیشنهاد کرد که میزان فعالیت دی‌ان‌ای تصادفی را مورد بررسی قرار می‌داد. او باور داشت که باید مبنایی برای ارزیایی فعالیت‌های DNA داشته باشیم. تیم دانشمندان به نتیجه رسیدند هنگامی که سلول‌های انسانی حاوی دی‌ان‌ای گیاهی باشند، فعالیت‌های مشابهی به آنچه که در دی‌ان‌ای انسانی مشاهده می‌شوند، خواهند داشت. این اتفاق نشان داد که دی‌ان‌ای گیاهی که به‌طور تصادفی در سلول قرار داده شده، تقریبا همان فعالیت‌های DNA انسان را دارد.

بنابراین، بسیاری از فعالیت‌های مشاهده‌شده در طول پروژه ENCODE احتمالا نویز یا به عبارت بهتر، بیهوده هستند. تحقیقات انجام شده همچنین نشان داد که اندازه‌گیری فعالیت دی‌ان‌ای نمی‌تواند به‌طور قطعی نشان دهد آیا آن کار خاصی در بدن انجام می‌دهد یا خیر. از سوی دیگر، این نویز ممکن است در تکامل و انتخاب طبیعی مزایایی داشته باشد. همچنین بیشتر ژنوم انسان شاید بی‌ارزش باشد و اصطلاح دی‌ان‌ای تاریک که به عنوان یک مفهوم جدید معرفی شده، قابل قبول نیست. در نهایت، محققان در تلاش هستند تا با استفاده از یادگیری ماشین، تفاوت بین فعالیت‌های کلیدی و بیهوده ژنوم را شناسایی کنند.

سارا ساجدی در حال بازدید از جزیره فی فی (Phi Phi) تایلند بود که منظره زیبای دریای آندامان شگفت‌زده‌اش کرد. با این حال، وقتی او به پاهای خود نگاه کرد، دید که ساحل شنی سفید آنجا با زباله‌های پلاستیکی پوشیده شده است که بیشتر آن‌ها از جنس بطری بودند. پس از سال‌ها فعالیت در دنیای کسب‌وکار به عنوان یکی از بنیان‌گذاران یک شرکت نرم‌افزاری زیست‌محیطی، این تجربه ساجدی را ترغیب کرد تا به یکپژوهشگر تبدیل شود. او همیشه علاقه زیادی به کاهش زباله‌ها در جهان داشت، اما متوجه شد مشکلی اصلی مصرف مردم است.

بنابراین، سارا ساجدی به عنوان دانشجوی دکترا در دانشگاه کنکوردیا (Concordia) در کانادا، بیش از ۱۴۰ مقاله علمی را بررسی کرد تا با اثرات بطری‌های پلاستیکی بر بدن انسان آشنا شود. او فهمید مردم به‌طور متوسط سالانه ۳۹ تا ۵۲ هزار ذره میکروپلاستیک را از طریق غذا و آب آشامیدنی می‌بلعند و کسانی که روزانه از آب بطری استفاده می‌کنند، تقریبا ۹۰ هزار ذره میکروپلاستیک بیشتری را وارد بدنشان می‌کنند. ساجدی در این‌باره می‌گوید: “نوشیدن آب از بطری‌های پلاستیکی در مواقع ضروری اشکالی ندارد، اما نباید در زندگی روزمره تکرار شود. حتی اگر این کار فورا بر بدن تاثیر نگذارد، باید احتمال آسیب زدن به جسم‌مان را در نظر بگیریم.”

اثرات استفاده بلندمدت از بطری آب همچنان ناشناخته باقی مانده‌اند

میکروپلاستیک‌ها ذرات پلاستیکی کوچکی هستند که اندازه آن‌ها بین ۱ میکرومتر (۱/۱۰۰۰ میلی‌متر) تا ۵ میلی‌متر است. نانوپلاستیک‌ها حتی کوچک‌تر و کمتر از یک میکرومتر هستند. این ذرات بدون تجهیزات مناسب قابل مشاهده نیستند، اما دائما در طول تولید، ذخیره‌سازی، حمل‌ونقل و تجزیه بطری‌ها تولید می‌شوند. پلاستیک‌های بی‌کیفیت می‌توانند به دلیل نور خورشید، تغییرات دما و دستکاری فیزیکی ذرات میکروپلاستیکی در محیط پخش کنند. برخلاف سایر ذرات پلاستیکی که از طریق زنجیره غذایی وارد بدن می‌شوند، ذراتی که از بطری نوشیدنی‌ها خورده می‌شوند، مضرتر هستند زیرا مستقیما با آب آشامیدنی بلعیده می‌شوند.

پلاستیک‌های میکروسکوپی پس از ورود به بدن، می‌توانند وارد جریان خودن شده و به اندام‌های مهم برسند. این اتفاق موجب ایجاد واکنش التهابی مزمن شده و سلول‌ها را در معرض استرس اکسیداتیو قرار می‌دهد که می‌توانند منجر به اختلالات در سیستم هورمونی، عملکرد تولید مثل و آسیب به سیستم عصبی شود. این ذرات همچنین می‌توانند در شکل‌گیری سرطان‌های مختلف نقش داشته باشند. از طرف دیگر، اثرات بلندمدت وجود میکروپلاستیک‌ها بر بدن به دلیل عدم وجود آزمایشات گسترده و روش‌های اندازه‌گیری استاندارد، هنوز مشخص نیست.

روش‌های تحلیلی مختلفی برای تشخیص این ذرات وجود دارد، اما هریک مزایا و معایب خود را دارند. به کمک بعضی از این روش‌ها می‌تواند ذرات بسیار کوچک را تشخیص داد، اما امکان تعیین ترکیب شیمیایی آن‌ها امکان‌پذیر نیست. برخی دیگر می‌توانند به آنالیز ترکیب میکروپلاستیک‌ها در بدن کمک کنند، اما نمی‌توان ذرات کوچک را تشخیص داد. افزون‌بر این، دقیق‌ترین و قابل اعتماد‌ترین ابزارها بسیار گران‌قیمت بوده و در دسترس تمام موسسان قرار ندارند. ساجدی و تیمش می‌گویند این محدودیت فنی مانعی برای تحقیقات یکنواخت در سطح جهانی است

تولید بطری‌های پلاستیکی تحت نظارت سازمان‌های بهداشتی نیست

دولت‌های سراسر جهان در حال کار روی تدوین قوانینی برای کاهش تعداد زباله‌های پلاستیکی هستند. با این حال، قوانین فعلی عمدتا به مواردی مانند کیسه‌های پلاستیکی، نی‌ها و مواد بسته‌بندی مربوط می‌شوند. از سوی دیگر، نظارت کمی روی تولید بطری‌های پلاستیکی وجود دارد که ممکن است مستقیما روی سلامتی افراد تاثیر بگذارند. اگرچه برخی از مناطق در آمریکا و کانادا شروع به انجام اقداماتی در این زمینه کرده‌اند، اما چارچوب نظارت جهانی هنوز به‌طور کامل تعیین نشده است.

آلودگی پلاستیکی نه تنها یک مسئله زیست‌محیطی، بلکه یک چالش بهداشتی عمومی نیز هست. دسترسی به آب آشامیدنی سالم برای همه یکی از حقوق اساسی بشر است، اما در درازمدت آب باید به شکلی پایدار بدون بطری‌های پلاستیکی عرضه شود. تحقیقات سارا ساجدی که با دیدن صحنه‌ای در سواحل شنی جزایر فی فی شروع شد، ممکن است گامی در جهت تجسم واقعیت بدون هرگونه آلودگی باشد و همچنین آگاهی کل جامعه را نسبت به این مسئله تغییر دهد.

مقامات بهداشتی مکزیک نخستین مورد ابتلا به آنفلوانزای A(H3N2) زیرسویه K را تأیید کردند؛ گونه‌ای که در محافل رسانه‌ای به نام سوپر آنفولانزا شناخته می‌شود. این تأیید در شرایطی انجام شده که نیم‌کره شمالی با فصلی غیرمعمول، زودهنگام و شدید از شیوع آنفلوانزا دست و پنجه نرم می‌کند. به گفته مقامات مکزیکی، این عفونت توسط […]

The post ظهور سوپرآنفولانزا؛ آیا باید نگران باشیم؟ first appeared on دیجینوی: اخبار و بررسی تكنولوژی، کامپیوتر، موبایل و اینترنت.

اطلاعات موجود درباره پیامدهای بلندمدت خالکوبی بر سلامت انسان همچنان اندک است، اما نتایج چند پژوهش تازه نشان می‌دهد که این شیوه هنری می‌تواند موجب التهاب طولانی‌مدت در بدن شود.

مطابق پژوهشی که بر روی موش‌ها انجام شده است، جوهر خالکوبی در گره‌های لنفاوی تجمع پیدا می‌کند و با ایجاد اختلال در عملکرد سیستم ایمنی، موجب تغییرات ماندگار در سازوکارهای دفاعی بدن می‌شود. در این مطالعه، موش‌هایی که خالکوبی شده بودند، التهاب مزمن در گره‌های لنفاوی خود نشان دادند. این گره‌ها، با ذرات جوهر رنگین شده بودند و واکنش پادتن آن‌ها به واکسن‌ها نیز دستخوش تغییر شد. گره‌های لنفاوی کسانی نیز که از افراد دارای خالکوبی نمونه‌برداری شده بود، حتی سال‌ها پس از انجام خالکوبی، نشانه‌های مشابهی از التهاب و تغییر رنگ را نشان می‌داد.

این نتایج، احتمال ارتباط میان خالکوبی و افزایش خطر ابتلا به بیماری‌ها را مطرح می‌کند و بیانگر نیاز به انجام تحقیقات بیشتر است. این نکته را سانتیاگو گونزالس از دانشگاه لوگانو در سوئیس مطرح می‌کند.

او با اشاره به این موضوع می‌گوید که طی فرآیند خالکوبی، جوهر مستقیما وارد بدن می‌شود و موضوع صرفا یک تغییر ظاهری در سطح پوست نیست، بلکه پیامدهایی در دستگاه ایمنی ایجاد می‌گردد. گونزالس توضیح می‌دهد که التهاب مزمن در درازمدت می‌تواند موجب فرسودگی سیستم ایمنی شود و این امر احتمال بروز عفونت‌ها یا برخی سرطان‌ها را افزایش می‌دهد. از این رو، پرسش‌های بسیاری وجود دارد که نیازمند بررسی بیشتر هستند.

خالکوبی در سال‌های اخیر در سراسر جهان به یک روند گسترده تبدیل شده است. اکنون میان ۳۰ تا ۴۰ درصد افراد در اروپا و ایالات متحده دست‌کم یک خالکوبی دارند. اگرچه گونزالس خود خالکوبی ندارد، اما ارزش هنری آن را درک می‌کند و آن را از نظر زیبایی‌شناختی جذاب می‌داند. با این حال، اطلاعات علمی درباره اثرات بلندمدت خالکوبی، به‌ویژه پیامدهای آن بر سیستم ایمنی، همچنان محدود است.

گونزالس می‌گوید او و همکارانش زمانی متوجه موضوع شدند که در جریان یک پروژه جداگانه درباره التهاب در موش‌ها، مشاهده کردند حیواناتی که برای شناسایی دارای خالکوبی کوچک شده بودند، واکنش‌های التهابی شدید و غیرمنتظره نشان دادند. همین موضوع سبب شد که آنها بررسی‌های دقیق‌تری انجام دهند.

پژوهشگران با استفاده از جوهرهای تجاری استاندارد در رنگ‌های مشکی، قرمز و سبز، بخشی به مساحت ۲۵ میلی‌متر مربع از پوست پای عقب چندین موش را خالکوبی کردند. آنها با کمک تجهیزات تصویربرداری پیشرفته مشاهده کردند که جوهر از طریق عروق لنفاوی به سرعت، و در بسیاری موارد طی چند دقیقه، به سوی گره‌های لنفاوی نزدیک حرکت می‌کند.

در آنجا، ماکروفاژها که از مهم‌ترین سلول‌های ایمنی برای پاک‌سازی بقایا، عوامل بیماری‌زا و سلول‌های مرده هستند، ذرات جوهر را جذب کرده و باعث رنگ‌ گرفتن گره‌ها و ایجاد التهاب حاد می‌شوند. حدود ۲۴ ساعت بعد، این ماکروفاژها می‌میرند و جوهر را آزاد می‌کنند؛ سپس ماکروفاژهای دیگر آن را جذب کرده و همین چرخه مرگ و جذب جوهر بارها تکرار می‌شود. این روند سبب ایجاد التهابی مزمن و چشمگیر می‌شود که مدت‌ها پس از بهبود محل خالکوبی ادامه می‌یابد.

گونزالس می‌گوید که پس از پایان آزمایش و با گذشت دو ماه از زمان خالکوبی، میزان شاخص‌های التهابی در گره‌های لنفاوی موش‌های خالکوبی‌شده همچنان تا پنج برابر بیش از حد طبیعی بود.

برای بررسی تأثیر این التهاب بر عملکرد سیستم ایمنی، پژوهشگران واکسن‌ها را به طور مستقیم در محل پوست خالکوبی‌شده تزریق کردند. واکنش پادتنی موش‌های خالکوبی‌شده به واکسن mRNA کووید-۱۹ ضعیف‌تر از موش‌های گروه کنترل بود، اما واکنش آنها به واکسن آنفلوآنزا قوی‌تر شد.

بررسی‌های بیشتر نشان داد که ماکروفاژهای گره لنفاوی در موش‌های خالکوبی‌شده چنان از جوهر پر شده‌اند که مقدار کمتری از واکسن کووید-۱۹ را جذب می‌کنند؛ واکسنی که برای فعال‌شدن نیازمند پردازش توسط ماکروفاژهاست. در مقابل، واکسن پروتئین‌محور آنفلوآنزا با افزایش التهاب، واکنش پادتنی بیشتری ایجاد کرده که شاید دلیل آن افزایش سلول‌های ایمنی فراخوانده‌شده به محل خالکوبی باشد. گونزالس می‌گوید که پاسخ ایمنی ممکن است به نوع واکسن بستگی داشته باشد.

در گام بعد، پژوهشگران مجموعه‌ای محدود از نمونه‌برداری‌های گره لنفاوی در انسان‌هایی را بررسی کردند که در نواحی نزدیک به گره‌ها خالکوبی داشته‌اند. حتی دو سال پس از خالکوبی، این گره‌ها همچنان حاوی ذرات رنگ بودند و ماکروفاژهای موجود در آنها همان الگوی مشاهده‌شده در موش‌ها را نشان می‌دادند. به گفته گونزالس، گره‌های لنفاوی این افراد کاملا از جوهر پر شده بود.

او اضافه کرد که این جوهر احتمالا تا پایان عمر در گره‌های لنفاوی باقی خواهد ماند، حتی اگر فرد اقدام به پاک‌کردن خالکوبی خود روی پوست کند؛ زیرا حذف جوهر از پوست ممکن است، اما حذف آن از گره‌های لنفاوی امکان‌پذیر نیست.

کریستل نیلسن از دانشگاه لوند در سوئد می‌گوید این یافته‌ها دیدگاه مهمی درباره ارتباط احتمالی میان خالکوبی و دستگاه ایمنی ارائه می‌دهد. او و همکارانش در ماه گذشته تحقیقی منتشر کردند که افزایش خطر ملانوم را در افراد دارای خالکوبی گزارش می‌داد. نیلسن توضیح می‌دهد که یکی از فرضیه‌های آنها نقش التهاب در گره‌های لنفاوی بود و نتایج این پژوهش جدید شواهد قانع‌کننده‌ای در تأیید این فرضیه ارائه می‌کند. او این مطالعه را گامی مهم در فهم ارتباط میان خالکوبی و بیماری‌ها می‌داند.

مایکل جیولبوداگیان از موسسه فدرال ارزیابی خطر آلمان در برلین نیز معتقد است این پژوهش تصویری دقیق‌تر از نحوه تعامل رنگ‌دانه‌های خالکوبی با سیستم ایمنی ارائه می‌دهد. با این حال تأکید می‌کند که نتایج حاصل از موش‌ها لزوما قابل تعمیم کامل به انسان نیست؛ به‌ویژه با در نظر گرفتن تفاوت‌های قابل توجه میان پوست انسان و موش. او می‌گوید اهمیت این موضوع برای سلامت انسان، به‌خصوص پس از بهبودی کامل زخم، نیازمند بررسی‌های گسترده‌تر است.

زندگی مملو از انتخاب‌هاست. برخی تصمیم‌ها ساده و کم‌خطرند؛ مثلاً انتخاب اینکه برای شام چه بخوریم، در تصویر بزرگ زندگی چندان اهمیتی ندارد. اما در مقابل، تصمیم‌هایی وجود دارند که پیچیده، سنگین و تعیین‌کننده‌اند؛ از ترک شغل و تشکیل خانواده گرفته تا سرمایه‌گذاری همه پس‌انداز در یک کسب‌وکار جدید، این تصمیمات از انتخاب‌هایی هستند که می‌توانند مسیر زندگی را تغییر دهند. اما مردم بیشترین چالش را با کدام تصمیم‌ها دارند؟

برای پاسخ به این پرسش، گروهی از روان‌شناسان دانشگاه زوریخ در سوئیس یک پرسش‌نامه طراحی کردند تا میزان استرس و بلاتکلیفی افراد در مواجهه با انتخاب‌های دشوار را ارزیابی کنند. برخلاف بسیاری از پژوهش‌ها که فهرستی از موقعیت‌های پرخطر را از پیش تعیین می‌کنند، تیم به سرپرستی رناتو فری (Renato Frey)، پاسخ‌ها را کاملاً باز گذاشت تا افراد بدون محدودیت، تنها یک تصمیم پرریسک را گزارش کنند. یافته‌هایی که در مجله Psychological Science منتشر شده، نشان می‌دهد الگوهای نگرانی در سال ۲۰۲۵ میان مردم به‌طرز قابل‌توجهی مشابه است.

فری توضیح داد:

ما از شرکت‌کنندگان خواستیم فقط یک انتخاب پرریسک را ذکر کنند. در مجموع، توزیع این تصمیم‌ها در حوزه‌های مختلف زندگی تقریباً ثابت باقی می‌ماند.

رتبه‌بندی پر استرس‌ترین تصمیمات در زندگی از دید روان‌شناسان - دیجینویپذیرفتن شغل جدیدرها کردن شغلسرمایه‌گذاری کردنرانندگی کردنخوداشتغال شدنخریدن خانهجراحی کردنازدواج کردنواکسن زدنمهاجرت کردنسفر کردناستفاده از فناوریسیگار کشیدنبچه‌دار شدنپذیرش فناوری 5Gسرمایه‌گذاری پول در یک کار پرخطردریافت آموزش یا تحصیلسوار هواپیما شدنتغییر محل سکونتعدم پایبندی به توصیه‌های ارتقادهنده سلامتملاقات با مردمتغییر شغل به یک کار نامشخصترک کردن خانه ترافیکبیمه نگرفتن

صرف‌نظر از ویژگی‌های جمعیت‌شناختی، اکثریت افراد پذیرفتن یک شغل جدید را پرریسک‌ترین تصمیم زندگی خود دانستند. پس از آن، ترک شغل، سرمایه‌گذاری مالی، رانندگی، کسب‌وکار شخصی و خرید خانه در جایگاه‌های بعدی قرار گرفت.

شگفتی آنجا بود که نتایج برخلاف تصورات اولیه برخی پژوهشگران از آب درآمد. انتظار می‌رفت تصمیم‌هایی مرتبط با سلامت یا فعالیت‌های روزمره مانند تنها سفر کردن در صدر قرار گیرند، اما داده‌ها چیز دیگری نشان دادند.

فری افزود:

این یافته برای ما جالب بود؛ انگار نتایج برعکس چیزی شد که انتظار داشتیم. مردم در وهله اول به خطرات شغلی فکر می‌کنند.

در ادامه، تیم تحقیقاتی فهرستی فشرده از ۱۰۰ تصمیم پرریسک تهیه کرد؛ تصمیم‌هایی که در زندگی روزمره به‌طور مشترک تجربه می‌شوند و در حوزه‌هایی مانند شغلی، مالی و عاطفی دسته‌بندی شده‌اند. این طبقه‌بندی همچنین براساس گروه‌های سنی و جنسیت نیز انجام شده است تا بررسی روندهای گسترده‌تری ممکن شود. یکی از نمونه‌های قابل‌توجه این است که پژوهشگران بررسی کردند آیا تصمیم‌های پرریسک در دوران پیش از همه‌گیری کرونا، حین آن و پس از آن تغییر کرده‌اند یا نه. اما به گفته فری، نتایج در تمام این دوره‌ها به شکل شگفت‌انگیزی ثابت باقی ماند.

تنها تفاوت مهم، در شیوه‌ای بود که افراد ریسک را تعریف می‌کردند. این واژه عمداً مبهم گذاشته شد تا گسترده‌ترین دامنه پاسخ‌ها ثبت شود. برای برخی، ریسک به معنای موقعیت‌های تصادفی مانند قمار است، اما برای برخی دیگر، تصمیم‌های سنگین و سرنوشت‌ساز. برخی داوطلبان از تصمیم شخصی خود گفتند و برخی دیگر داستان انتخاب‌های پرخطر اطرافیانشان را بازگو کردند. سپس توضیح دادند که پیامد انتخاب ریسکی و غیرریسکی چه بوده است.

با این حال، متغیرهای جمعیت‌شناختی نیز در برخی الگوها نقش داشتند؛ برای مثال، بزرگ‌ترین ریسک از نگاه جوانان معمولاً ترک شغل است، در حالی که افراد مسن‌تر پذیرفتن یک شغل جدید را خطرناک‌تر می‌دانند.

فری توضیح داد:

این الگوهای ظریف‌تر کمک می‌کند بفهمیم کدام گروه‌های جامعه بیشتر در معرض کدام انتخاب‌های پرریسک قرار دارند.

به باور پژوهشگران، این پایگاه داده جدید می‌تواند به سیاست‌گذاران کمک کند تا تشخیص دهند کدام گروه‌ها به ابزارهای حمایتی و کمک در تصمیم‌گیری نیاز دارند. همچنین روان‌شناسان می‌توانند از این اطلاعات برای درک الگوهای گسترده‌تر میان مراجعان استفاده کنند.

فری در پایان گفت:

فکر می‌کنم این پژوهش می‌تواند الگویی برای انجام مطالعات اکتشافی و داده‌محور باشد؛ پژوهشی که هر از گاهی لازم است تا درک تازه‌ای از تصمیم‌های واقعی مردم در زندگی به دست بیاوریم.