کاربران یوتیوب رابطه‌ای دوگانه و آمیخته از علاقه و نارضایتی با محتوای ویدیویی کوتاه Shorts این پلتفرم دارند. در حالی که بسیاری از کاربران، سهولت کشف محتوای تازه و آشنایی با تولیدکنندگان جدید از طریق کلیپ‌های کوتاه را تحسین می‌کنند، گروه قابل توجهی نیز بر این باورند که Shorts باید به یک اپلیکیشن مستقل منتقل شود.

با این حال، حتی برای آن دسته از کاربرانی که Shorts را به طور کامل پذیرفته‌اند، یک تغییر در رابط کاربری باعث شده است بخش نارضایتی این رابطه به‌مراتب سخت‌تر ابراز شود.

رابط کاربری Shorts در یوتیوب ساختاری ساده دارد. تمامی ابزارهای مهم در نوار کناری هم‌راستا با سمت راست صفحه قرار گرفته‌اند و ابزارهای کم‌اهمیت‌تر در منوی سه‌نقطه‌ای مخفی شده‌اند. در وضعیت عادی، این رابط کاربری ابتدا دکمه لایک را در بالاترین بخش نمایش می‌دهد و پس از آن، گزینه دیسلایک، بخش نظرات، اشتراک‌گذاری، ریمیکس و در نهایت آیکون کانال قرار می‌گیرند. با این حال، برای برخی کاربران، گزینه دیسلایک دیگر در جای همیشگی خود ظاهر نمی‌شود.

یوتیوب دیسلایک کردن ویدیوهای Shorts را دشوارتر می‌کند - دیجینوی

بسیاری از کاربران از ناپدید شدن ناگهانی گزینه دیسلایک دچار سردرگمی شده‌اند و تصور می‌کنند که این قابلیت به طور کامل حذف گردیده است. با این وجود، چنین برداشتی درست نیست. گزینه مذکور همچنان وجود دارد، اما محل قرارگیری آن تغییر کرده است.

یوتیوب این تغییر را در یک پست پشتیبانی جدید تایید کرده و توضیح داده که آیکونی که پیش‌تر با یک لمس در نوار سمت راست در دسترس بود، اکنون به منوی سه‌نقطه‌ای منتقل شده است. از این پس، برای دیسلایک یک ویدیو، کاربر باید مراحل زیر را طی کند:

لمس منوی سه‌نقطه‌ای در گوشه بالا سمت راست.یافتن گزینه Dislike در منو و انتخاب آن.

علاوه بر این، یوتیوب اعلام کرده از آنجائیکه کاربران اغلب از گزینه‌های Dislike و Not interested در Shorts به‌صورت جایگزین استفاده می‌کنند، این دو قابلیت در حال ادغام شدن با یکدیگر هستند. بر اساس توضیح ارائه‌شده، برخی کاربران آیکون علامت انگشت شصت رو به پایین را با عنوان Dislike مشاهده خواهند کرد و برخی دیگر همان آیکون را با عنوان Not interested می‌بینند. همچنین تمامی کاربران حاضر در این آزمایش که روی آیکون انگشت شصت رو به پایین در یک Short کلیک کنند، یک نظرسنجی بازخورد اختیاری دریافت خواهند کرد؛ فرایندی که از نظر کارکرد مشابه سازوکار فعلی گزینه Not interested است.

این تغییر به نظر می‌رسد در مرحله آزمایشی باشد و هنوز به‌صورت سراسری در کل پلتفرم اجرا نشده است. این اقدام، پروسه دشوارتری را برای کاربرانی ایجاد کند که قصد دارند بازخورد منفی ثبت کنند و ممکن است باعث نارضایتی آن‌ها شود. همچنین باید یادآور شد که این نخستین باری نیست که یوتیوب جابه‌جایی گزینه دیسلایک را آزمایش می‌کند. این پلتفرم سال گذشته نیز آیکون انگشت شصت رو به پایین را به منوی مخفی منتقل کرده بود، اما آن تغییر چندان دوام نیاورد. این‌که آیا این تصمیم جدید ماندگار خواهد شد یا نه، موضوعی است که باید منتظر مشخص شدن آن ماند.

ایلان ماسک یکی از بزرگ‌ترین حامیان هوش مصنوعی در جهان است و با استارتاپ xAI خود سعی دارد این فناوری را بیشتر توسعه دهد. از آنجایی که هوش مصنوعی در حال تغییر بخش‌های مختلف جامعه است، بسیاری از مردم نگران هستند که این نوآوری مشاغل را از انسان‌ها بگیرد. با این حال، ماسک بار دیگر تاکید کرده است که فقر با پیشرفت‌های بیشتر بشر در حوزه هوش مصنوعی از بین می‌رود و دیگر نیازی به پس‌انداز کردن پول نخواهید داشت.

ایلان ماسک اخیرا در شبکه اجتماعی ایکس به پست یکی از میلیاردرهای آمریکایی به نام ری دالیو پاسخ داده است. دالیو اعلام کرده بود که او و همسرش به اجرای طرح “Trump Account” که توسط دولت ترامپ برای راه‌اندازی حساب‌های پس‌انداز برای کودکان متولد شده بین سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۸ ایجاد شده است، کمک می‌کنند. او همچنین از تلاش‌های مایکل دل و همسرش برای اختصاص ۶.۲۵ میلیارد دلار به این صندوق قدردانی کرده بود. با این حال، ماسک در پاسخ خود اذعان کرد که باوجود خوب بودن چنین کاری، مردم دیگر نیازی به حساب‌های پس‌انداز نخواهند داشت. او باور دارد که همه در آینده درآمد بالایی دارند و هیچ فقری وجود نخواهد داشت.

ایلان ماسک باور دارد در آینده همه می‌توانند ثروتمند باشند

این میلیاردر معروف در پستی جداگانه، خوش‌بینی خود نسبت به جامعه‌ای که در آن بیشتر کارها توسط هوش مصنوعی انجام می‌شود را دو چندان کرد. به گفته، این فناوری جدید و ربات‌ها در آینده امکان ثروتمند شدن تمام افراد را فراهم می‌کنند که این اتفاق شگفت‌انگیز خواهد بود.

دیدگاه ایلان ماسک نسبت به آینده هوش مصنوعی

البته این اولین باری نیست که ماسک چنین نظراتی را مطرح می‌کند. او قبلا گفته بود که پذیرش گسترده هوش مصنوعی و رباتیک، جامعه را اساسا متحول خواهد کرد. در اکتبر امسال، این میلیاردر حوزه فناوری مدعی شد در حالی که هوش مصنوعی و ربات‌ها تمام شغل‌ها را می‌گیرند، انسان‌ها نیازی به کار کردن نخواهند داشت. در عوض، بشر در صورت تمایل می‌توانند سبزیجات پرورش دهد. او آینده‌ای را توصیف کرده است که در آن تعداد ربات‌ها از انسان‌ها بیشتر است و هر فرد به دستیاران مکانیکی پیشرفته دسترسی دارد که این اتفاق فراوانی کالاها و خدمات را تضمین می‌کند. خوش‌بینی ماسک حتی به مفهوم پول نیز مربوط است. ماه گذشته، این میلیاردر پرحاشیه ادعا کرد که با پیشرفت‌های بیشتر انسان در حوزه هوش مصنوعی و رباتیک، پول دیگر اهمیتی نخواهد داشت.

آنچه در ابتدا یک نمایش ساده و سرگرم‌کننده از توانایی‌های ربات بود، خیلی زود به لحظه‌ای جالب برای تیم بسکتبال دالاس در آمریکا تبدیل شد. در جریان اردوی آماده سازی تیم دالاس، ربات انسان‌نمای شرکت یونیتری رباتیک حرکات رزمی نمایشی اجرا و توجه ستاره NBA، کایری اروینگ (Kyrie Irving)، را به خود جلب کرد.

در حالی که دوربین‌ها روشن بودند، کایری اروینگ (Kyrie Irving) با حالت شوخی مقابل ربات انسان‌نمای G1 ایستاد؛ رباتی که قد آن حدود ۱.۲۷ متر است و تقریباً ۶۰ سانتی‌متر از او کوتاه‌تر به نظر می‌رسد. یک فشار ساده کافی بود تا ربات تعادلش را از دست بدهد، به عقب پرت شود و روی زمین بیفتد. این صحنه باعث خنده و واکنش شاد بازیکنان تیم دالاس موریکس (Dallas Mavericks) و هواداران شد.

اروینگ با این برخورد موجی از واکنش‌های آنلاین ایجاد کرد و نشان داد که انسان‌ها فعلاً همچنان دست بالا را دارند. در جریان بازدید ربات پیشرفته از تیم دالاس موریکس، گروه رسانه‌ای تیم لحظه‌ای سرگرم‌کننده را ثبت کرد که خیلی سریع در شبکه‌های اجتماعی پخش شد. ربات که پیراهن دالاس با شماره ۲۰ را پوشیده بود، تلاش کرد بازیکنان را با حرکات رزمی اغراق‌آمیز و ضربات پای بلند تحت‌تأثیر قرار دهد.

مهندسان شرکت یونیتری پیش‌تر در ویدیوهای مختلف نشان داده بودند که ربات انسان‌نمای G1 برای تحمل فشارهای فیزیکی واقعی آموزش دیده است؛ آموزش‌هایی که بر پایه سیستم‌های کنترل پیشرفته و یادگیری مداوم طراحی شده‌اند. در آزمایش‌های اخیر، این ربات ضربات، فشارها و زمین‌خوردن‌های سخت را تحمل کرده و بارها توانسته بود با استفاده از قابلیتی که یونیتری آن را حالت ضدجاذبه (Anti-Gravity mode) می‌نامد، دوباره روی پای خود بایستد.

در قلب این قابلیت، ترکیبی از ادراک مبتنی بر حسگرها و کنترل حرکتی پیش‌بینی‌کننده قرار دارد. ربات G1 با استفاده از داده‌های دوربین‌های عمق‌سنج، حسگرهای لیدار سه‌بعدی و حسگرهای مفصلی، دائماً یاد می‌گیرد که نیروها چگونه بر بدنش اثر می‌گذارند. هنگام برخورد، سیستم محاسبه می‌کند که چگونه مرکز ثقل را تغییر دهد، نیرو را از طریق پاها جذب کند و سریع‌ترین حرکت بازیابی را انتخاب نماید.

گزارش جدید نشان می‌دهد هکرهای وابسته به کره شمالی در سال ۲۰۲۵ بیش از ۲ میلیارد دلار دارایی دیجیتال (رمزارز) به سرقت برده‌اند؛ رقمی که حدود ۶۰ درصد از کل سرقت‌های گزارش‌شده امسال را تشکیل می‌دهد و رکوردی تازه است. طبق داده‌های منتشرشده، مجموع سرقت‌های رمزارزی این کشور از زمان آغاز ثبت آمار تاکنون به ۶.۷۵ میلیارد دلار رسیده و بزرگ‌ترین حمله سال نیز مربوط به هک ۱.۵ میلیارد دلاری صرافی بای‌بیت بوده که به گفته اف‌بی‌آی توسط عوامل جمهوری دموکراتیک خلق کره انجام شده است.

طبق اعلام Chainalysis، مجموع دارایی‌های دیجیتالی که این کشور از زمان آغاز ثبت آمار تاکنون سرقت کرده، به ۶.۷۵ میلیارد دلار می‌رسد؛ البته این عدد تنها شامل مواردی است که ارزش آن‌ها مشخص و تأیید شده است. بزرگ‌ترین سرقت سال نیز مربوط به هک ۱.۵ میلیارد دلاری صرافی بای‌بیت است؛ حمله‌ای که اف‌بی‌آی تأیید کرده توسط عوامل وابسته به کره شمالی انجام شده و به‌تنهایی حدود ۷۵ درصد از کل سرقت‌های این کشور در سال جاری را شامل می‌شود.

در ادامه گزارش توضیح داده می‌شود که کره شمالی از چنین عملیات‌هایی برای تأمین منابع مالی خود استفاده می‌کند، به‌ویژه در شرایطی که همچنان تحت فشار تحریم‌های گسترده بین‌المللی قرار دارد. یکی از روش‌های اصلی این کشور برای نفوذ به سیستم‌های رمزارزی، اعزام نیروهایی است که خود را به‌عنوان متخصص فناوری اطلاعات معرفی می‌کنند و در میان کارکنان شرکت‌های هدف مشغول به کار می‌شوند. این افراد علاوه بر کسب درآمد برای حکومت، مسیر حمله را نیز هموار می‌کنند و با دسترسی سطح بالا، به‌دنبال شناسایی نقاط ضعف امنیتی می‌گردند.

افزایش بی‌سابقه قیمت مواد غذایی در کشور، رستوران‌ها را به سمت ارائه «نیم‌پرس» سوق داده است. این گزینه که بیشتر برای مشتریان اقتصادی در نظر گرفته می‌شد، امروز به یک انتخاب رایج تبدیل شده و حتی چلوکباب نیم‌پرس با قیمت حدود ۳۰۰ هزار تومان عرضه می‌شود.

گرانی‌های سرسام‌آور در بخش خوراکی‌ها فشار سنگینی بر سفره خانوارهای ایرانی وارد کرده است و بسیاری از خانواده‌ها ناچار شده‌اند الگوی مصرف خود را تغییر دهند. در همین مسیر، رستوران‌ها و واحدهای بیرون‌بر برای حفظ مشتریان و جلوگیری از ریزش بیشتر، منوی «غذای اقتصادی» یا همان نیم‌پرس را اضافه کرده‌اند. این تغییر نشان می‌دهد که حتی وعده‌های غذایی محبوب و سنتی ایرانی از موج تورم در امان نمانده‌اند و حالا به نسخه کوچک‌تر و در عین حال گران‌تر تبدیل شده‌اند؛ نسخه‌ای که بیش از آنکه انتخابی دلخواه باشد، پاسخی به شرایط سخت اقتصادی است.

رئیس اتحادیه کباب و غذای سنتی اعلام کرده که خرید غذا از رستوران‌ها نسبت به سال گذشته کاهش چشمگیری داشته است. این افت تقاضا، صاحبان رستوران‌ها را وادار کرده تا با ارائه نیم‌پرس، بخشی از مشتریان را حفظ کنند. نیم‌پرس‌ها معمولاً همان ترکیب اصلی غذا را دارند، اما با حجم کمتر و قیمتی پایین‌تر نسبت به پرس کامل عرضه می‌شوند. با این حال، بسیاری از مشتریان معتقدند که نیم‌پرس‌ها به‌دلیل حجم کم، پاسخگوی نیازشان نیست و تنها راهی برای کاهش هزینه‌ها محسوب می‌شود؛ راهی که بیشتر از رضایت، نشانه‌ای از اجبار و فشار اقتصادی است.

کارشناسان اقتصادی بر این باورند که افزایش هزینه‌های مواد اولیه، انرژی و اجاره، همراه با کاهش قدرت خرید مردم، از مهم‌ترین دلایل تغییر الگوی مصرف غذایی در کشور است. در چنین شرایطی، نیم‌پرس نه‌تنها یک انتخاب اقتصادی، بلکه به نمادی از فشار تورمی بر زندگی روزمره مردم تبدیل شده است. این وضعیت شکاف عمیق میان درآمد خانوارها و هزینه‌های جاری را آشکار می‌کند؛ شکافی که حتی در ساده‌ترین نیازها یعنی غذا نیز خود را نشان داده و فرهنگ غذایی ایرانی را تحت تأثیر قرار داده است. نیم‌پرس امروز دیگر فقط یک گزینه در منو نیست، بلکه نشانه‌ای از واقعیت تلخ اقتصادی است که سفره‌ها را کوچک‌تر کرده و نگاه مردم به غذا و مصرف روزانه را تغییر داده است.

وزارت دادگستری ایالات متحده هزاران سند و عکس مرتبط با جفری اپستین و همکارش گیسلین ماکسول را روز جمعه ۱۹ دسامبر منتشر کرد و به مهلت تعیین شده‌ی کنگره عمل نمود. در میان این تصاویر، دو عکس وجود داشت که ماکسول را در یک مرسدس SLR مک‌لارن نقره‌ای نشان می‌داد. متأسفانه، این تصاویر زمینه کافی برای تشخیص محل دقیق عکاسی یا مالک آن را ارائه نمی‌دهند. در صورتی که خودرو متعلق به اپستین بوده باشد، ممکن است عکس‌ها در عمارت او در پالم بیچ، ویلای او در نیویورک یا مزرعه‌اش در نیومکزیکو گرفته شده باشند.

خودروی موجود در این تصاویر، یکی از مهم‌ترین همکاری‌های دهه ۲۰۰۰ را نمایان می‌کند. این خودرو بین سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۰ در مرکز فناوری مک‌لارن در وکینگ انگلستان ساخته شد و طراحی مرسدس-بنز را با تخصص مهندسی فرمول ۱ مک‌لارن ترکیب نمود تا سوپرماشینی خلق گردد که بخش خودروهای گرند تورینگ را بازتعریف کرد. با تولید تنها ۲,۱۵۷ دستگاه در تمامی نسخه‌ها، SLR یکی از کمیاب‌ترین سوپرماشین‌های مدرن باقی مانده است.

SLR مک‌لارن فهرست چشمگیری از مالکین سلبریتی را به خود اختصاص داد. پاریس هیلتون در اواسط دهه ۲۰۰۰ یک مدل ۲۰۰۶ رنگ خاکستری متالیک را رانده و بارها در کنار بریتنی اسپیرز و لیندزی لوهان عکسبرداری شده بود. خودروی او به حدی نمادین شد که یوتیوبر خودرو اد بولیان در سال ۲۰۲۱ آن را به قیمت ۱۸۰,۰۰۰ دلار خرید، هرچند هزینه‌های سرویس بعدی بیش از ۳۴,۰۰۰ دلار شد.

سوپر ماشینی که در پرونده‌های اپستین فاش شد: مرسدس ۴۵۰,۰۰۰ دلاری که سلبریتی‌ها نمی‌توانستند از آن دست بکشند - دیجینوی

افسانه NBA، مایکل جردن، یک SLR مک‌لارن ۷۲۲ ادیشن ۲۰۰۷ به رنگ کریستال آنتیمون خاکستری متالیک با صندلی چرمی مشکی و دوخت قرمز داشت. خودروی او اخیراً به قیمت ۶۴۹,۹۹۵ دلار فروخته شد، که نشان‌دهنده ارزش ویژه‌ای است که کلکسیونرها برای منشأ سلبریتی قائلند. جی لنو نیز یک SLR به مجموعه افسانه‌ای خود افزود، در حالی که سرمایه‌گذار املاک، مانی خوشبین، مجموعه‌ای بی‌سابقه از پنج نسخه مختلف SLR جمع‌آوری کرد. سایر مالکین سلبریتی شامل کانیه وست، جی-زی و فارل ویلیامز هستند.

نتایج حراج‌های اخیر نشان‌دهنده بازار قوی کلکسیونی SLR است. یک دستگاه SLR 2006 در حراج RM Sotheby’s مونتری در اوت ۲۰۲۴ به قیمت ۲۸۰,۰۰۰ دلار فروخته شد، در حالی که قیمت نمونه دیگری از همان سال در حراج RM Sotheby’s میامی در مه ۲۰۲۴ به ۴۳۴,۰۰۰ دلار رسید. نسخه فوق‌العاده کمیاب استرلینگ موس با فروش ۳.۵ میلیون دلار در سپتامبر ۲۰۲۵ رکورد زد، در حالی که مدل‌های استاندارد کوپه و رودستر معمولاً بین ۲۷۰,۰۰۰ تا ۵۰۰,۰۰۰ دلار معامله می‌شوند.

تحلیل بازار نشان می‌دهد که SLR به طور متوسط حدود ۴۷۸,۰۰۰ دلار در فروش‌های اخیر معامله شده، که تقریباً نزدیک به قیمت پایه اصلی ۴۵۰,۰۰۰ دلاری است. با این حال، وقتی قیمت اولیه با تورم تعدیل شود، ارزش آن تقریباً معادل ۷۷۰,۰۰۰ دلار امروزی است، که نشان می‌دهد ارزش فعلی هنوز کمتر از پایه تعدیل شده تورم است. نسخه ۷۲۲ ادیشن توجه خاصی را به خود جلب می‌کند، زیرا تنها ۱۵۰ دستگاه از آن ساخته شده است، در حالی که ۲۵ دستگاه مک‌لارن ادیشن با بهبود آیرودینامیک و کاهش وزن، نادرترین نسخه خارج از استرلینگ موس هستند.

سوپر ماشینی که در پرونده‌های اپستین فاش شد: مرسدس ۴۵۰,۰۰۰ دلاری که سلبریتی‌ها نمی‌توانستند از آن دست بکشند - دیجینوی

خودروی SLR مرسدس-مک‌لارن از مالکیت ۴۰ درصدی مرسدس-بنز در گروه مک‌لارن و همکاری آن‌ها در فرمول ۱ پدید آمد. این خودرو به افتخار ۳۰۰ SLR افسانه‌ای که مسابقات استقامت دهه ۱۹۵۰ را تحت سلطه داشت، نامگذاری شد و SLR مدرن با دید مهندسی گوردون موری و طراحی مرسدس-بنز ترکیب شد. نتیجه یک خودرو گرند تورینگ با موناکوک فیبرکربن و درهای بال‌مرغی بود که موتور V8 5.4 لیتری سوپرشارژ دستی را آشکار می‌کرد.

توان خروجی در حالت استاندارد به ۶۱۷ اسب‌بخار و گشتاور ۷۸۰ نیوتن‌متر می‌رسید و سوپر ماشین ۱,۷۷۰ کیلوگرمی را ظرف تنها ۳.۴ ثانیه از صفر تا ۹۶ کیلومتر بر ساعت شتاب می‌داد. حداکثر سرعت ۳۳۳ کیلومتر بر ساعت، آن را به یکی از سریع‌ترین خودروهای تولیدی دوران خود تبدیل کرد. نسخه‌های ویژه مانند ۷۲۲ ادیشن، توان خروجی را به ۶۴۱ اسب‌بخار افزایش داد، در حالی که نسخه فوق‌العاده کمیاب استرلینگ موس سقف و شیشه جلو را برای حداکثر عملکرد حذف کرد.

ویژگی‌های پیشرفته آن شامل دیسک‌های ترمز کربن-سرامیک که تا ۶۵۰ درجه سانتی‌گراد مقاومت می‌کردند، ترمز هوایی عقب فعال که تا ۶۵ درجه برای پایداری باز می‌شد، و سیستم Sensotronic Brake Control بود. همچنین ساختار پلاستیک تقویت‌شده با فیبرکربن، وزن را پایین نگه داشته و همزمان سختی سازه‌ای را حفظ می‌کرد و آرایش موتور جلوی میانی توزیع وزن بهینه را فراهم می‌نمود.

هنگامی که شارژ باتری پهپادها تمام می‌شود، به سمت مبدا پرواز می‌کنند یا سقوط می‌کنند. با این حال، یک فناوری جدید ممکن است به این وسایل نظامی اجازه دهد در حین پرواز شارژ شوند. استارتاپ PowerLight Technologies در تاریخ ۱۶ دسامبر در یک بیانیه مطبوعاتی اعلام کرد که آزمایش‌های اولیه سیستم انتقال توان لیزری را برای وسایل هوایی بدون سرنشین به پایان رسانده است. این پروژه که هزینه‌های آن توسط وزارت دفاع ایالات متحده پرداخت شده، ترکیبی از یک فرستنده پرقدرت با یک گیرنده سبک‌وزن است تا پهپادها را از راه دور شارژ کند. تام ناگنت (Tom Nugent)، مدیر ارشد فناوری پاورلایت گفت: “این چیزی فراتر از انتقال توان نقطه به نقطه با استفاده از لیزر است؛ ما در حال ساخت یک شبکه انرژی هوشمند هستیم.”

طرح‌های آماده‌شده برای شارژ بی‌سیم پهپادها در حین پرواز

پهپادهای نظامیفرستنده استارتاپ پاورلایت در حین آزمایش برد در دسامبر سال ۲۰۲۵

یک گیرنده با وزن تقریبی ۲.۷ کیلوگرم (۶ پوند) روی پهپاد نصب شده است که از مبدل‌های توان لیزری برای تشخیص لیزرها و تبدیل آن‌ها به برق بهره می‌برد. یک ماژول کنترل اضافی نیز به برقراری ارتباط وسیله با ایستگاه زمینی کمک می‌کند. استارتاپ پاورلایت اعلام کرد که در تست‌های اخیر، این سیستم موفق شد لیزرها را به پهپادهایی که تا ارتفاع ۵۰۰۰ فوت (۱۵۲۴ متر) پرواز می‌کردند منتقل کند. این اجزا یک خط انرژی بی‌سیم را تشکیل می‌دهند که به‌صورت نوری هواپیما را ردیابی کرده و کیلووات‌ها انرژی را به باتری نصب‌شده در پهپاد منتقل می‌کند. ناگنت در ادامه گفت: “فرستنده ما با پهپاد ارتباط برقرار کرده، سرعت و جهت آن را ردیابی می‌کند و انرژی را دقیقا به جایی که نیاز است، منتقل خواهد کرد. ما اکنون الگوریتم‌های انتقال نیرو و ردیابی را با موفقیت آزمایش کرده‌ایم و معماری اصلی مورد نیاز برای نمایش‌های پروازی آینده‌مان نیز آماده است.”

فناوری انتقال انرژی از طریق لیزر

پهپادهای نظامیطرح مفهومی سیستم انتقال انرژی از فرستنده زمینی به گیرنده تعبیه‌شده روی پهپاد

این فناوری جدید بخشی از طرح “انتقال توان از طریق لیزر به پهپاد” وزارت دفاع آمریکا برای ایجاد تکنیک‌های این چنینی به منظور تامین انرژی سیستم‌های هوایی خودران است. فاطمه حمدانی، مدیرعامل شرکت Kraus Hamdani Aerospace که شریک پاورلایت در این پروژه است، در این بیانیه گفت: “وسیله‌ای که برای سوخت‌گیری یا شارژ مجدد نیازی به فرود نداشته باشد، وسیله‌ای است که هرگز از کار نمی‌افتد.” البته این اولین باری نیست که پاورلایت با دولت آمریکا همکاری می‌کند. سال گذشته، این استارتاپ به شرکت بلو اوریجین جف بزوس در طراحی یک سیستم انتقال توان از طریق لیزر برای شارژ ربات‌های کاوشگر در ماه پیوست. پاورلایت همچنین قرار است نخستین دور از تست‌های پرواز خود را در اوایل سال ۲۰۲۶ آغاز کند تا قابلیت پرواز بی‌پایان پهپادها را به نمایش بگذارد.

بر اساس مجموعه‌ای از نظرسنجی‌ها، از سال ۲۰۱۲ تاکنون به‌صورت پیوسته اعتقاد انسان‌ها به وجود موجودات فضایی افزایش یافته است. آمریکایی‌ها بیش از همه باور دارند فضایی‌ها به زمین آمده‌اند.

تقریباً نیمی از آمریکایی‌ها، معادل ۴۷ درصد، اعلام کرده‌اند که باور دارند موجودات فضایی قطعاً یا احتمالاً در مقطعی از زمان از زمین بازدید کرده‌اند. این نتیجه از یک نظرسنجی جدید مؤسسه YouGov به‌دست آمده است که در نوامبر ۲۰۲۵ انجام شد و ۱,۱۱۴ شرکت‌کننده بزرگسال داشت. این رقم در مقایسه با حدود یک‌سوم آمریکایی‌ها، یعنی ۳۶ درصد، که در سال ۲۰۱۲ توسط مؤسسه Kelton Research با دقیقاً همان حجم نمونه مورد پرسش قرار گرفته بودند، افزایش قابل توجهی را نشان می‌دهد. مؤسسه Gallup نیز در سال‌های ۲۰۱۹ و ۲۰۲۱ نظرسنجی‌هایی درباره همین پرسش منتشر کرد که آن‌ها نیز روندی صعودی را تأیید می‌کنند.

به‌نظر می‌رسد افراد در قبال این موضوع کمتر در وضعیت بلاتکلیفی باقی مانده‌اند و بیشتر به یکی از دو سوی باور داشتن یا ناباوری گرایش پیدا کرده‌اند. تنها ۱۶ درصد از آمریکایی‌ها در نظرسنجی جدید گفته‌اند که مطمئن نیستند آیا موجودات فضایی از زمین بازدید کرده‌اند یا نه، در حالی که این رقم در سال ۲۰۱۲ برابر با ۴۸ درصد بود. در همین حال، همزمان با افزایش باور به بازدید موجودات فضایی، تردید نیز رشد کرده؛ به‌طوری که نظرسنجی جدید نشان می‌دهد ۳۷ درصد از آمریکایی‌ها گفته‌اند که به احتمال زیاد زمین توسط موجودات فضایی بازدید نشده، رقمی که بیش از دو برابر ۱۷ درصد ثبت‌شده در سال ۲۰۱۲ است.

افزایش بی‌سابقه باور آمریکایی‌ها به ملاقات موجودات فضایی با زمین - دیجینوی

سوزان لپسلتر، نویسنده و دانشیار انسان‌شناسی و مطالعات آمریکایی در دانشگاه ایندیانا که به‌طور گسترده درباره باورهای مرتبط با موجودات فضایی و تجربه‌های مربوط به یوفو نوشته، توضیح می‌دهد که این نظرسنجی درباره باور است، نه درباره تجربه، تماس یا احساسات. او اضافه می‌کند که مشخص نیست میزان درگیری ذهنی افراد با این باور تا چه حد است یا اینکه آیا این باور برای آن‌ها تغییردهنده زندگی بوده یا نه و تنها نکته‌ای که می‌توان با قطعیت گفت این است که آمار از یک مجموعه باور به مجموعه‌ای دیگر تغییر یافته است.

با این حال، همچنان می‌توان درباره عوامل محرک این روند گمانه‌زنی کرد. یکی از عوامل آشکار، تغییر رویکرد منابع خبری نهادی مانند دولت ایالات متحده و رسانه‌های جریان اصلی قدیمی است که سرانجام پدیده‌های ناهنجار شناسایی‌نشده، یا همان UAP، را جدی گرفته‌اند.

این تغییر رویکرد با انتشار ویدئوهای مرموز UAP پنتاگون توسط روزنامه The New York Times در سال ۲۰۱۷ آغاز شد و از آن زمان با برگزاری مجموعه‌ای از جلسات استماع کنگره و انجام یک مطالعه مستقل ناسا درباره UAP شتاب بیشتری گرفته است. مستند تازه منتشرشده The Age of Disclosure که در آن مقام‌های پیشین نظامی ادعا می‌کنند دولت ایالات متحده شواهد مربوط به بازدید موجودات فضایی از زمین را پنهان کرده است، به این موضوع که پیش‌تر در حاشیه قرار داشت، مشروعیتی بی‌سابقه بخشیده است.

یک کشف فسیلی تازه، درک دانشمندان از خلاقیت حشرات در دوران باستان را دگرگون کرده است. دیرینه‌شناسان شواهدی به دست آورده‌اند که نشان می‌دهد زنبورهای انفرادی حدود ۲۰,۰۰۰ سال پیش، لانه‌های خود را درون حفره‌های خالی دندانِ استخوان‌هایی می‌ساختند که توسط جغدها بالا آورده شده بود.

این فسیل‌ها توسط تیمی از موزه Field در شیکاگو، از غاری در جمهوری دومینیکن واقع در جزیره هیسپانیولا استخراج شدند. کف این غار با لایه‌های متعدد فسیل پوشیده شده بود که بیشتر آن‌ها از گلوله‌های جغدی منشأ می‌گرفتند؛ یعنی بقایای غیرقابل‌هضم شکارهایی که جغدها پس از بلعیدن، آن‌ها را بازمی‌گرداندند.

نکته شگفت‌انگیز این بود که زنبورهای باستانی از حفره‌های خالی دندان در این استخوان‌ها به عنوان محل لانه‌سازی استفاده کرده بودند. این نخستین نمونه شناخته‌شده از استفاده‌ی زنبورها از حفره‌های استخوانی جانوران به عنوان مکان‌های محافظت‌شده برای تخم‌گذاری به شمار می‌رود.

صحنه این روایت شگفت‌انگیز از تاریخ طبیعی، یک فروچاله عمیق آهکی در هیسپانیولا است. برای هزاران سال، این غار به‌عنوان محل زندگی جمعی یک خانواده از جغدها مورد استفاده قرار می‌گرفت. این شکارچیان شب‌زی، به طور منظم طعمه‌های خود شامل جوندگان، تنبل‌ها و پرندگان را می‌بلعیدند و سپس استخوان‌های غیرقابل‌هضم را به صورت گلوله‌هایی فشرده و متراکم بالا می‌آوردند.

فسیل‌های ۲۰,۰۰۰ ساله نشان می‌دهند زنبورهای باستانی در داخل استخوان‌‌ها لانه ساخته بودند - دیجینوی

لایه‌های متعددی از این وعده‌های غذایی فسیل‌شده، به‌تدریج روی کف غار انباشته شده بود. با این حال، کشف به همین‌جا محدود نمی‌شد. پژوهشگران هنگام پاک‌سازی استخوان‌های فک پستانداران که از این محوطه به دست آمده بود، متوجه وضعیت غیرعادی در حفره‌های کوچک و خالی جای دندان‌ها شدند.

رسوبات موجود در این حفره‌ها شبیه خاک تصادفی نبود. سطح آن‌ها صاف و اندکی مقعر به نظر می‌رسید، گویی عمداً فشرده و شکل داده شده بودند. این ساختارها برای لازارو وینیولا لوپز، پژوهشگر پسادکتری موزه Field و نویسنده اصلی مقاله، یادآور لانه‌های فسیل‌شده زنبورهایی بود که سال‌ها پیش بررسی کرده بود.

همین شباهت، فرضیه‌ای کلیدی را مطرح کرد: آیا ممکن است یک حشره این ساختارها را ساخته باشد؟ برای بررسی این احتمال بدون آسیب زدن به فسیل‌های ارزشمند، تیم پژوهشی به فناوری‌های تصویربرداری پیشرفته روی آورد. آن‌ها با استفاده از اسکن‌های سی‌تی، تصاویر سه‌بعدی دقیقی از ساختارهای میکروسکوپی درون حفره‌های استخوانی تهیه کردند.

نتایج کاملاً روشن بود. این تصاویر نشان می‌دادند که درون حفره‌ها، لانه‌هایی وجود دارد که برای پرورش نسل بعدی ساخته شده بودند. پژوهشگران بر این باورند که زنبورهای مادر باستانی، خاک را با بزاق خود مخلوط می‌کردند و این اتاقک‌های بسیار کوچک را می‌ساختند؛ هر یک از این اتاقک‌ها کوچک‌تر از پاک‌کن انتهای یک مداد بوده است.

جالب‌تر آنکه در برخی از این لانه‌ها، دانه‌های گرده فسیل‌شده نیز یافت شد که به عنوان منبع غذایی‌ برای لاروهای در حال رشد ذخیره و مهروموم شده بود.

خود زنبورها حفظ نشده‌اند، زیرا شرایط گرم و مرطوب غار برای بدن‌های ظریف حشرات مناسب نبوده است. با این حال، ویژگی منحصربه‌فرد این لانه‌ها به پژوهشگران اجازه داد آن‌ها را به‌عنوان یک گونه جدید از فسیل‌های اثری طبقه‌بندی کنند که Osnidum almontei نام‌گذاری شده است. این نام‌گذاری به افتخار خوان آلمونته میلان، دیرینه‌شناس اهل جمهوری دومینیکن، انجام شده که نخستین بار این غار را به‌عنوان یک نهشته فسیلی مهم شناسایی کرده بود.

به گفته وینیولا لوپز، از آنجا که هیچ بدنی از زنبورها پیدا نشده، این احتمال وجود دارد که آن‌ها به گونه‌ای تعلق داشته باشند که هنوز هم امروزه زنده است، زیرا درباره بوم‌شناسی بسیاری از زنبورهای این جزایر اطلاعات اندکی در دست بود. با این حال، از آنجا که بسیاری از جانورانی که استخوان‌هایشان در غار حفظ شده اکنون منقرض شده‌اند، ممکن است زنبورهایی که این لانه‌ها را ساخته‌اند نیز به گونه‌ای منقرض‌شده تعلق داشته باشند.

این حفره‌های کوچک و سخت در استخوان‌هایی که توسط جغدها به غار منتقل شده بودند، به‌احتمال زیاد محافظت بسیار مؤثری فراهم می‌کردند؛ آن‌ها در برابر سیلاب ایمن بودند و مهم‌تر از آن، تخم‌ها را از شکارچیان گرسنه‌ای مانند زنبورهای شکارچی محافظت می‌نمودد.

نتایج این پژوهش در مجله Royal Society Open Science منتشر شده است.

برای دهه‌ها، نویسندگان علمی‌تخیلی تلاش کرده‌اند ما را برای تماس احتمالی با موجودات فرازمینی آماده کنند. حاصل این تلاش‌ها مجموعه‌ای از کلیشه‌های تکرارشونده بوده است؛ از تهاجم گونه‌ای جنگ‌طلب گرفته تا موجودات فوق‌تکامل‌یافته که می‌کوشند با انسان ارتباط برقرار کنند، از فرازمینی‌های خیرخواهی که برای نجات ما می‌آیند تا گونه‌های شیطان‌صفتی که به آزمایش‌های پزشکی عجیب و غریب دست می‌زنند.

اما بر اساس پژوهش‌های جدید، این نمونه‌ها به احتمال زیاد نماینده نخستین تماس واقعی نخواهند بود. دلیل این موضوع تنها غیرواقعی بودن آن‌ها نیست، بلکه به انگیزه‌هایی بازمی‌گردد که ممکن است یک گونه دیگر را به تماس با ما سوق دهد و همچنین به این نکته که چنین انگیزه‌هایی چگونه نوع سیگنال رصدی مورد استفاده برای اعلام حضور را تغییر می‌دهند.

یک مقاله پژوهشی تازه با عنوان The Eschatian Hypothesis نوشته دیوید کیپینگ قرار است در مجله Monthly Notices of the Royal Astronomical Society منتشر شود. کیپینگ در محافل علمی چهره‌ای شناخته‌شده است، زیرا مدیریت آزمایشگاه Cool Worlds Lab در دانشگاه کلمبیا را بر عهده دارد. او همچنین میزبان یک کانال محبوب یوتیوب با نام Cool Worlds است. تمرکز Cool Worlds بر سیارات فراخورشیدی با مدارهای گسترده است، اما موضوعاتی مانند هوش فرازمینی نیز در آن بررسی می‌شود.

در این مقاله جدید، کیپینگ توضیح می‌دهد که نخستین شناسایی یک جرم اخترفیزیکی معمولاً نماینده کل آن رده نیست. در عوض، به دلیل روش‌های آشکارسازی و سوگیری‌های آن‌ها، ما ابتدا پدیده‌هایی را کشف می‌کنیم که دارای نشانه‌های رصدی بسیار قوی هستند. تاریخ اخترشناسی سرشار از چنین نمونه‌هایی است.

تاریخ کشف سیارات فراخورشیدی نمونه روشنی از این پدیده را نشان می‌دهد. نخستین سیارات فراخورشیدی در اوایل دهه ۱۹۹۰ پیرامون تپ‌اخترها شناسایی شدند. امروزه می‌دانیم که این موارد نماینده جمعیت کلی سیارات فراخورشیدی نبودند. در بایگانی سیارات فراخورشیدی ناسا که بیش از ۶,۰۰۰ سیاره را در بر می‌گیرد، کمتر از ۱۰ سیاره پیرامون تپ‌اخترها یافت شده‌اند. دلیل کشف آن‌ها این بود که تپ‌اخترها مانند فانوس‌های کیهانی با زمان‌بندی فوق‌العاده دقیق عمل می‌کنند و وجود سیارات در مدارشان این دقت زمانی را به‌طور محسوسی تغییر می‌دهد. این موضوع هیچ ارتباطی با فراوانی واقعی چنین سیاراتی نداشت.

همین مسئله درباره ستارگانی که با چشم غیرمسلح می‌بینیم نیز صادق است. بسته به شرایط، حدود ۲,۵۰۰ ستاره در آسمان شب قابل مشاهده‌اند و نزدیک به یک‌سوم آن‌ها ستارگان غول تکامل‌یافته هستند. اما در واقعیت، به هیچ وجه یک‌سوم کل ستارگان جهان از این نوع نیستند. دلیل دیده شدن آن‌ها، شدت بسیار بالای سیگنال رصدی‌شان است. سوگیری دید انسان باعث می‌شود این ستارگان به‌راحتی به چشم بیایند، در حالی که نزدیک‌ترین همسایه ستاره‌ای ما دیده نمی‌شود، زیرا یک کوتوله سرخ است؛ نوعی ستاره‌ی بسیار فراوان اما کم‌نور.

کیپینگ این پدیده را به مسئله نخستین تماس با تمدن‌های فرازمینی تعمیم می‌دهد. او می‌نویسد «اگر تاریخ راهنمای ما باشد، شاید نخستین نشانه‌های هوش فرازمینی نیز نمونه‌هایی بسیار نامعمول و پرسروصدا از کل این رده باشند». او برای توضیح این موضوع به ابرنواخترها اشاره می‌کند؛ پدیده‌هایی که به‌شدت درخشان و به‌راحتی قابل مشاهده‌اند، زیرا در آستانه پایان خود قرار دارند.

بر همین اساس، او فرضیه‌ای را مطرح می‌کند که آن را فرضیه Eschatian می‌نامد: اینکه نخستین شناسایی تأییدشده یک تمدن فرازمینی، به احتمال زیاد نمونه‌ای غیرمعمول خواهد بود؛ نمونه‌ای که به‌طور غیرعادی «پرسروصدا» است، یعنی نشانه‌هایی با قدرت بسیار بالا تولید می‌کند و احتمالاً در مرحله‌ای گذرا، ناپایدار یا حتی پایانی از حیات خود قرار دارد.

واژه Eschatian از مفهوم الهیاتی eschatology گرفته شده است؛ بخشی از باورهای دینی جهان که به مرگ، داوری نهایی و پایان بشریت می‌پردازد. بر اساس این فرضیه، سیگنال‌های بسیار قوی می‌توانند محصول جانبی تمدنی رو به افول باشند. برخی دانشمندان پیشنهاد کرده‌اند که تمدن انسانی به دلیل تغییرات اقلیمی در حال ناپایدار شدن است و افزایش دمای زمین، بالا رفتن میزان کربن و سایر آلاینده‌های شیمیایی می‌تواند از دید هوش‌های فرازمینی به‌عنوان علایم پرسروصدای یک تمدن در حال زوال تعبیر شود.

از سوی دیگر، این سیگنال‌ها می‌توانند فریادی آگاهانه و غیرقابل‌انکار برای کمک باشند. کیپینگ در یکی از ویدیوهای یوتیوب خود این پرسش را مطرح می‌کند که آیا سیگنال مشهور !Wow که در سال ۱۹۷۷ ثبت شد، می‌توانسته فریاد بسیار بلند تمدنی باشد که به آستانه پایان خود نزدیک شده بود.

فرضیه Eschatian پیامدهای مهمی برای شیوه جست‌وجو و درک ما از پدیده‌های کیهانی دارد. اگر چنین تمدن‌هایی وجود داشته باشند، محتمل‌ترین چیزی که ما آشکار می‌کنیم سیگنال‌هایی بسیار قوی اما غیرنماینده از کل جمعیت هوش‌های فرازمینی خواهد بود.

کیپینگ می‌نویسد که از نظر عملی، این فرضیه نشان می‌دهد بررسی‌های میدانی گسترده با نرخ نمونه‌برداری زمانی بالا که برای شناسایی پدیده‌های گذرا بهینه شده‌اند، بهترین شانس ما برای کشف چنین تمدن‌های پرسر و صدای کوتاه‌عمر هستند.

او توضیح می‌دهد که ما در حال رسیدن به مرحله‌ای هستیم که آسمان به‌طور مداوم در بُعد زمانی تحت نظارت قرار دارد. رصدخانه‌هایی مانند Vera Rubin Observatory و Sloan Digital Sky Survey به‌طور پیوسته آسمان را برای یافتن تغییرات پایش می‌کنند. این رویکرد برای شناسایی سیگنال‌های نامعمول که احتمالاً نخستین شناسایی ما از یک هوش فرازمینی خواهند بود، مناسب‌تر است.

کیپینگ تأکید می‌کند که به‌جای تمرکز بر نشانه‌های بسیار خاص و محدود، راهبردهای جست‌وجوی Eschatian باید بر پدیده‌های گذرای گسترده و ناهنجار تمرکز کنند؛ پدیده‌هایی که از نظر شدت تابش، طیف یا حرکت ظاهری با پدیده‌های شناخته‌شده اخترفیزیکی به‌سختی قابل توضیح هستند. او در پایان نتیجه می‌گیرد که تلاش‌های بی‌طرفانه برای شناسایی ناهنجاری‌ها می‌تواند مسیر پیشنهادی مناسبی برای آینده باشد.

دلایل متعددی وجود دارد که چرا نخستین مواجهه بشر با تمدنی دیگر به شکل ناوگان‌های عظیم تهاجمی بر فراز شهرها، موجودات تکامل‌یافته خیرخواه یا موجودات عجیب علمی‌تخیلی نخواهد بود. این‌ها تصاویری اغراق‌آمیز و نمایشی هستند که بیشتر برای جذب توجه ساخته شده‌اند.

در عوض، آنچه احتمالاً با آن روبه‌رو خواهیم شد، سیگنالی بسیار قوی و به‌شدت غیرمعمول از نقطه‌ای دور در کیهان است. کیپینگ می‌نویسد «تاریخ کشفیات اخترشناسی نشان می‌دهد که بسیاری از نخستین کشف‌ها، اعضای معمول رده خود نیستند، بلکه مواردی نادر و افراطی با نشانه‌های رصدی به‌طور نامتناسب بزرگ‌ هستند».