آنچه در ابتدا یک نمایش ساده و سرگرم‌کننده از توانایی‌های ربات بود، خیلی زود به لحظه‌ای جالب برای تیم بسکتبال دالاس در آمریکا تبدیل شد. در جریان اردوی آماده سازی تیم دالاس، ربات انسان‌نمای شرکت یونیتری رباتیک حرکات رزمی نمایشی اجرا و توجه ستاره NBA، کایری اروینگ (Kyrie Irving)، را به خود جلب کرد.

در حالی که دوربین‌ها روشن بودند، کایری اروینگ (Kyrie Irving) با حالت شوخی مقابل ربات انسان‌نمای G1 ایستاد؛ رباتی که قد آن حدود ۱.۲۷ متر است و تقریباً ۶۰ سانتی‌متر از او کوتاه‌تر به نظر می‌رسد. یک فشار ساده کافی بود تا ربات تعادلش را از دست بدهد، به عقب پرت شود و روی زمین بیفتد. این صحنه باعث خنده و واکنش شاد بازیکنان تیم دالاس موریکس (Dallas Mavericks) و هواداران شد.

اروینگ با این برخورد موجی از واکنش‌های آنلاین ایجاد کرد و نشان داد که انسان‌ها فعلاً همچنان دست بالا را دارند. در جریان بازدید ربات پیشرفته از تیم دالاس موریکس، گروه رسانه‌ای تیم لحظه‌ای سرگرم‌کننده را ثبت کرد که خیلی سریع در شبکه‌های اجتماعی پخش شد. ربات که پیراهن دالاس با شماره ۲۰ را پوشیده بود، تلاش کرد بازیکنان را با حرکات رزمی اغراق‌آمیز و ضربات پای بلند تحت‌تأثیر قرار دهد.

مهندسان شرکت یونیتری پیش‌تر در ویدیوهای مختلف نشان داده بودند که ربات انسان‌نمای G1 برای تحمل فشارهای فیزیکی واقعی آموزش دیده است؛ آموزش‌هایی که بر پایه سیستم‌های کنترل پیشرفته و یادگیری مداوم طراحی شده‌اند. در آزمایش‌های اخیر، این ربات ضربات، فشارها و زمین‌خوردن‌های سخت را تحمل کرده و بارها توانسته بود با استفاده از قابلیتی که یونیتری آن را حالت ضدجاذبه (Anti-Gravity mode) می‌نامد، دوباره روی پای خود بایستد.

در قلب این قابلیت، ترکیبی از ادراک مبتنی بر حسگرها و کنترل حرکتی پیش‌بینی‌کننده قرار دارد. ربات G1 با استفاده از داده‌های دوربین‌های عمق‌سنج، حسگرهای لیدار سه‌بعدی و حسگرهای مفصلی، دائماً یاد می‌گیرد که نیروها چگونه بر بدنش اثر می‌گذارند. هنگام برخورد، سیستم محاسبه می‌کند که چگونه مرکز ثقل را تغییر دهد، نیرو را از طریق پاها جذب کند و سریع‌ترین حرکت بازیابی را انتخاب نماید.

گزارش جدید نشان می‌دهد هکرهای وابسته به کره شمالی در سال ۲۰۲۵ بیش از ۲ میلیارد دلار دارایی دیجیتال (رمزارز) به سرقت برده‌اند؛ رقمی که حدود ۶۰ درصد از کل سرقت‌های گزارش‌شده امسال را تشکیل می‌دهد و رکوردی تازه است. طبق داده‌های منتشرشده، مجموع سرقت‌های رمزارزی این کشور از زمان آغاز ثبت آمار تاکنون به ۶.۷۵ میلیارد دلار رسیده و بزرگ‌ترین حمله سال نیز مربوط به هک ۱.۵ میلیارد دلاری صرافی بای‌بیت بوده که به گفته اف‌بی‌آی توسط عوامل جمهوری دموکراتیک خلق کره انجام شده است.

طبق اعلام Chainalysis، مجموع دارایی‌های دیجیتالی که این کشور از زمان آغاز ثبت آمار تاکنون سرقت کرده، به ۶.۷۵ میلیارد دلار می‌رسد؛ البته این عدد تنها شامل مواردی است که ارزش آن‌ها مشخص و تأیید شده است. بزرگ‌ترین سرقت سال نیز مربوط به هک ۱.۵ میلیارد دلاری صرافی بای‌بیت است؛ حمله‌ای که اف‌بی‌آی تأیید کرده توسط عوامل وابسته به کره شمالی انجام شده و به‌تنهایی حدود ۷۵ درصد از کل سرقت‌های این کشور در سال جاری را شامل می‌شود.

در ادامه گزارش توضیح داده می‌شود که کره شمالی از چنین عملیات‌هایی برای تأمین منابع مالی خود استفاده می‌کند، به‌ویژه در شرایطی که همچنان تحت فشار تحریم‌های گسترده بین‌المللی قرار دارد. یکی از روش‌های اصلی این کشور برای نفوذ به سیستم‌های رمزارزی، اعزام نیروهایی است که خود را به‌عنوان متخصص فناوری اطلاعات معرفی می‌کنند و در میان کارکنان شرکت‌های هدف مشغول به کار می‌شوند. این افراد علاوه بر کسب درآمد برای حکومت، مسیر حمله را نیز هموار می‌کنند و با دسترسی سطح بالا، به‌دنبال شناسایی نقاط ضعف امنیتی می‌گردند.

افزایش بی‌سابقه قیمت مواد غذایی در کشور، رستوران‌ها را به سمت ارائه «نیم‌پرس» سوق داده است. این گزینه که بیشتر برای مشتریان اقتصادی در نظر گرفته می‌شد، امروز به یک انتخاب رایج تبدیل شده و حتی چلوکباب نیم‌پرس با قیمت حدود ۳۰۰ هزار تومان عرضه می‌شود.

گرانی‌های سرسام‌آور در بخش خوراکی‌ها فشار سنگینی بر سفره خانوارهای ایرانی وارد کرده است و بسیاری از خانواده‌ها ناچار شده‌اند الگوی مصرف خود را تغییر دهند. در همین مسیر، رستوران‌ها و واحدهای بیرون‌بر برای حفظ مشتریان و جلوگیری از ریزش بیشتر، منوی «غذای اقتصادی» یا همان نیم‌پرس را اضافه کرده‌اند. این تغییر نشان می‌دهد که حتی وعده‌های غذایی محبوب و سنتی ایرانی از موج تورم در امان نمانده‌اند و حالا به نسخه کوچک‌تر و در عین حال گران‌تر تبدیل شده‌اند؛ نسخه‌ای که بیش از آنکه انتخابی دلخواه باشد، پاسخی به شرایط سخت اقتصادی است.

رئیس اتحادیه کباب و غذای سنتی اعلام کرده که خرید غذا از رستوران‌ها نسبت به سال گذشته کاهش چشمگیری داشته است. این افت تقاضا، صاحبان رستوران‌ها را وادار کرده تا با ارائه نیم‌پرس، بخشی از مشتریان را حفظ کنند. نیم‌پرس‌ها معمولاً همان ترکیب اصلی غذا را دارند، اما با حجم کمتر و قیمتی پایین‌تر نسبت به پرس کامل عرضه می‌شوند. با این حال، بسیاری از مشتریان معتقدند که نیم‌پرس‌ها به‌دلیل حجم کم، پاسخگوی نیازشان نیست و تنها راهی برای کاهش هزینه‌ها محسوب می‌شود؛ راهی که بیشتر از رضایت، نشانه‌ای از اجبار و فشار اقتصادی است.

کارشناسان اقتصادی بر این باورند که افزایش هزینه‌های مواد اولیه، انرژی و اجاره، همراه با کاهش قدرت خرید مردم، از مهم‌ترین دلایل تغییر الگوی مصرف غذایی در کشور است. در چنین شرایطی، نیم‌پرس نه‌تنها یک انتخاب اقتصادی، بلکه به نمادی از فشار تورمی بر زندگی روزمره مردم تبدیل شده است. این وضعیت شکاف عمیق میان درآمد خانوارها و هزینه‌های جاری را آشکار می‌کند؛ شکافی که حتی در ساده‌ترین نیازها یعنی غذا نیز خود را نشان داده و فرهنگ غذایی ایرانی را تحت تأثیر قرار داده است. نیم‌پرس امروز دیگر فقط یک گزینه در منو نیست، بلکه نشانه‌ای از واقعیت تلخ اقتصادی است که سفره‌ها را کوچک‌تر کرده و نگاه مردم به غذا و مصرف روزانه را تغییر داده است.

مقام‌های ارتش ایالات متحده آمریکا جزئیات تازه‌ای از برنامه تسلیحات هایپرسونیک دوربرد این کشور منتشر کرده‌اند. این اطلاعات در جریان بازدید وزیر دفاع آمریکا، پیت هگست (Pete Hegseth)، از پایگاه ردستون در ایالت آلاباما ارائه شد و تصویری روشن‌تر از برد و نقش عملیاتی نخستین سامانه ضربتی هایپرسونیک ارتش آمریکا به دست داد. در این بازدید، هگست اعلام کرد که پایگاه ردستون به مقر جدید فرماندهی فضایی ایالات متحده تبدیل خواهد شد.

در جریان این بازدید، فرماندهان ارشد ارتش آمریکا توضیحات مفصلی درباره مجموعه موشکی این کشور ارائه کردند که یکی از مهم‌ترین بخش‌های آن به سلاح هایپرسونیک دوربرد با نام Dark Eagle اختصاص داشت. این موشک که به‌صورت زمینی و با پرتابگرهای متحرک شلیک می‌شود، در دسته سلاح‌های هایپرسونیک از نوع بوست-گلاید قرار می‌گیرد و به‌طور ویژه برای هدف قرار دادن اهداف حساس، حیاتی و ارزشمند در فواصل بسیار طولانی طراحی شده است.

پس از شلیک، موشک یک سامانه گلاید را به سرعتی فراتر از ماخ ۵ می‌رساند. این سامانه پس از جدایی از موشک، با مانورهای پیچیده در جو به سمت هدف حرکت می‌کند. ترکیب سرعت فوق‌العاده بالا، توانایی مانور گسترده و مسیر پروازی پایین باعث می‌شود شناسایی و رهگیری آن توسط سامانه‌های پیشرفته دفاع هوایی و موشکی به‌شدت دشوار شود و عملاً زمان واکنش دشمن به حداقل برسد.

آمریکا با موشک هایپرسونیک «دارک ایگل» بازی را عوض می‌کند + جزئیات بیشتر - دیجینوی

ژنرال فرانسیسکو لوزانو (Francisco Lozano)، مدیر بخش هایپرسونیک نیروی هوایی آمریکا، در این نشست اعلام کرد که موشک Dark Eagle بردی در حدود ۳۵۰۰ کیلومتر دارد. این نشست که توسط C-SPAN ضبط شد، شامل توضیحات لوزانو بود که تأکید داشت این موشک در صورت شلیک از گوام قادر است به چین برسد و از اروپای غربی مسکو را هدف قرار دهد.

این اظهارات نشان‌دهنده بردی طولانی‌تر از آن چیزی است که پیش‌تر به‌طور عمومی اعلام شده بود. وزارت دفاع آمریکا پیش‌تر برد این موشک را حداقل ۲۷۷۵ کیلومتر عنوان کرده بود. هنوز مشخص نیست افزایش برد ناشی از تغییرات طراحی و نتایج آزمایش‌های جدید بوده یا به دلیل اعلام اعداد کمتر برای حفظ محرمانگی صورت گرفته است؛ رویکردی که در زمینه توانایی‌های موشکی حساس امری رایج محسوب می‌شود.

یکی دیگر از افسران ارتش آمریکا در این نشست درباره کلاهک موشک توضیح داد و اعلام کرد وزن آن کمتر از ۱۴ کیلوگرم است. این میزان در مقایسه با سلاح‌های متعارف دوربرد کوچک به نظر می‌رسد، اما مقام‌ها تأکید کردند که قدرت تخریبی Dark Eagle عمدتاً به انرژی جنبشی ناشی از سرعت بسیار بالای آن وابسته است. این افسر توضیح داد که وظیفه اصلی کلاهک پراکندن پرتابه‌هاست تا اثرات تخریبی در محدوده‌ای به اندازه یک پارکینگ بزرگ ایجاد شود و توانایی تخریب گسترده‌تری داشته باشد.

تحلیلگران نظامی مدت‌هاست اشاره کرده‌اند که سامانه‌های هایپرسونیک بوست-گلاید حتی با کلاهک‌های کوچک می‌توانند به دلیل نیروی برخورد شدید، خسارت قابل توجهی وارد کنند. استفاده از کلاهک انفجاری-ترکش‌زا که در این نشست مطرح شد، توانایی موشک را برای از کار انداختن اهداف نرم مانند سامانه‌های راداری، تجهیزات دفاع هوایی و مراکز فرماندهی و کنترل افزایش می‌دهد و آن را به ابزاری مؤثرتر در میدان نبرد تبدیل می‌کند.

آمریکا با موشک هایپرسونیک «دارک ایگل» بازی را عوض می‌کند + جزئیات بیشتر - دیجینوی

همان افسر ارتش افزود که موشک Dark Eagle قادر است حداکثر برد خود را در کمتر از ۲۰ دقیقه طی کند. این ویژگی اهمیت آن را برای مأموریت‌های ضربتی سریع علیه اهداف متحرک یا مناطق نظامی برجسته می‌کند. چنین سرعتی زمان هشدار و واکنش دشمن را به‌شدت کاهش می‌دهد و همین موضوع یکی از عوامل اصلی سرمایه‌گذاری آمریکا در توسعه تسلیحات هایپرسونیک به شمار می‌رود.

موشک Dark Eagle قرار است نخستین سلاح هایپرسونیک باشد که به‌طور عملیاتی در خدمت ارتش آمریکا قرار می‌گیرد. در همین حال، نیروی دریایی آمریکا نیز در حال توسعه سامانه‌ای مشابه با نام Intermediate-Range Conventional Prompt Strike است که از همان معماری موشکی برای پرتاب از کشتی‌های سطحی و زیردریایی‌ها استفاده می‌کند و به این ترتیب دامنه استفاده از فناوری هایپرسونیک در نیروهای مسلح آمریکا گسترده‌تر خواهد شد.

علاقه به میزان تخریب این سلاح به‌ویژه پس از گزارش‌هایی در سال گذشته افزایش یافت؛ گزارش‌هایی که نشان می‌داد آزمایش‌کنندگان وزارت دفاع آمریکا درباره کارایی آن در برابر برخی اهداف خاص پرسش‌هایی مطرح کرده‌اند. با این حال، آخرین اطلاعات منتشرشده نشان می‌دهد ارتش آمریکا همچنان اطمینان دارد که Dark Eagle به‌عنوان یک گزینه قدرتمند برای حملات متعارف دوربرد عمل خواهد کرد و به‌زودی به مرحله استقرار عملیاتی نزدیک می‌شود.

گودال بهشتی یا همان Xiaozhai Tiankeng در استان چونگ‌کینگ چین قرار دارد و به‌عنوان بزرگ‌ترین فروچاله طبیعی جهان شناخته می‌شود. این پدیده‌ی شگفت‌انگیز با عمقی بین ۵۱۱ تا ۶۶۲ متر، طولی حدود ۶۲۶ متر و عرض ۵۳۷ متر، حجمی نزدیک به ۱۲۰ میلیون متر مکعب را در بر می‌گیرد و همین ابعاد عظیم آن را به یکی از عجایب زمین‌شناسی جهان تبدیل کرده است.

این فروچاله در نتیجه‌ی فرایندهای کارستی شکل گرفته است؛ به این معنا که طی صدها هزار سال، آب‌های زیرزمینی به‌تدریج سنگ‌های آهکی را حل کرده و شبکه‌ای از غارهای عظیم در دل زمین ایجاد کرده‌اند. در نهایت، سقف این غارها فرو ریخته و ساختار دو مرحله‌ای گودال بهشتی پدید آمده است. بخش بالایی این گودال عمقی در حدود ۳۲۰ متر دارد و بخش پایینی نزدیک به ۳۴۲ متر است؛ این دو بخش با یک لبه‌ی شیب‌دار از هم جدا می‌شوند و منظره‌ای چشمگیر و متفاوت را شکل می‌دهند. پژوهش‌های زمین‌شناسی نشان می‌دهد که این گودال در طول حدود ۱۲۸ هزار سال گذشته به وجود آمده و هنوز هم تغییرات طبیعی و فرایندهای زمین‌شناسی در آن ادامه دارد.

ویژگی منحصربه‌فرد گودال بهشتی، وجود جنگل‌های آویزان بر دیواره‌های آن است. شرایط خاص رطوبت و میزان نور در این محیط باعث شده گونه‌های گیاهی کمیاب و حتی ناشناخته در آن رشد کنند. دانشمندان هنگام بررسی این منطقه با اکوسیستم‌هایی روبه‌رو شده‌اند که مشابه آن‌ها تاکنون در هیچ نقطه‌ی دیگری از جهان مشاهده نشده است. همین ویژگی، این فروچاله را به یک آزمایشگاه طبیعی برای مطالعه‌ی تنوع زیستی تبدیل کرده است. علاوه بر گیاهان، گونه‌های جانوری خاصی نیز در اعماق این گودال شناسایی شده‌اند که به دلیل شرایط ایزوله، خصوصیات متفاوتی نسبت به زیستگاه‌های معمولی دارند و نمونه‌ای ارزشمند برای تحقیقات علمی محسوب می‌شوند.

گودال بهشتی؛ بزرگ‌ترین چاله طبیعی جهان که شما را شگفت‌زده می‌کند - دیجینویگودال بهشتی؛ بزرگ‌ترین چاله طبیعی جهان که شما را شگفت‌زده می‌کند - دیجینویگودال بهشتی؛ بزرگ‌ترین چاله طبیعی جهان که شما را شگفت‌زده می‌کند - دیجینویگودال بهشتی؛ بزرگ‌ترین چاله طبیعی جهان که شما را شگفت‌زده می‌کند - دیجینوی

از نظر تاریخی، هرچند مردم محلی قرن‌ها این گودال را می‌شناختند و آن را بخشی از محیط طبیعی خود می‌دانستند، اما توجه جهانی به آن در سال ۱۹۹۴ جلب شد؛ زمانی که گروهی از غارنوردان بریتانیایی وارد منطقه شدند، ابعاد و عمق آن را بررسی کردند و نتایج مطالعاتشان را ثبت نمودند. این فروچاله بخشی از چشم‌انداز کارستی «سه دره» چین است و به‌عنوان «فسیل زنده» این منطقه شناخته می‌شود؛ اصطلاحی که نشان‌دهنده‌ی قدمت و اهمیت زمین‌شناسی آن است.

گودال بهشتی نه‌تنها از نظر علمی ارزشمند است، بلکه به‌عنوان یک جاذبه گردشگری نیز شهرت دارد. چشم‌انداز جنگل‌های آویزان، پژواک صدا در اعماق و جریان‌های هوایی خاص، تجربه‌ای منحصربه‌فرد برای بازدیدکنندگان فراهم می‌کند. بسیاری از گردشگران این مکان را با داستان‌های علمی‌تخیلی مانند «سفر به مرکز زمین» اثر ژول ورن مقایسه می‌کنند، زیرا ورود به این دهانه‌ی عظیم حس مواجهه با جهانی ناشناخته و رازآلود را تداعی می‌کند.

گودال بهشتی (Xiaozhai Tiankeng) نه‌تنها بزرگ‌ترین فروچاله طبیعی جهان به شمار می‌رود، بلکه یکی از مهم‌ترین پدیده‌های زمین‌شناسی و زیست‌محیطی کره زمین محسوب می‌شود. این مکان ترکیبی از زیبایی طبیعی، رمزآلودگی و اهمیت علمی را در خود جای داده و همچنان الهام‌بخش پژوهشگران و گردشگران در سراسر جهان باقی مانده است؛ مکانی که هر بازدیدکننده را با عظمت و شگفتی طبیعت روبه‌رو می‌کند و ارزش آن فراتر از یک چشم‌انداز معمولی است.

قهوه قجری تنها یک نوشیدنی ساده در تاریخ ایران نبود، بلکه به‌عنوان بخشی از فرهنگ و سیاست دوره قاجار شناخته می‌شود. این قهوه با طعمی تلخ و غلیظ، در مجالس رسمی و تشریفات دربار جایگاه ویژه‌ای داشت و حضورش نشانه‌ای از جدیت و اقتدار محسوب می‌شد. روایت‌های تاریخی نشان می‌دهند که قهوه قجری گاهی فراتر از یک نوشیدنی روزمره عمل می‌کرد و به ابزاری برای نمایش قدرت یا حتی حذف مخالفان سیاسی تبدیل می‌شد. همین ترکیب از تلخی، تشریفات و داستان‌های پررمز و راز، قهوه قجری را به یکی از نمادهای ماندگار فرهنگ اجتماعی ایران در قرن‌های گذشته بدل کرده است.

قهوه قجری نامی است که در تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران جایگاهی خاص و فراموش‌نشدنی دارد. این نوشیدنی در دوره قاجار نه‌تنها بخشی از فرهنگ پذیرایی در دربار بود، بلکه در روایت‌های تاریخی و ادبی به‌عنوان نمادی از جدیت، تشریفات و حتی ابزار سیاسی شناخته می‌شد. قهوه در آن زمان با غلظت بالا و طعمی بسیار تلخ درست می‌شد و در فنجان‌های کوچک همراه با قند یا شیرینی سرو می‌گردید. همین تلخی و غلظت، حال‌وهوای رسمی و جدی به آن می‌بخشید و حضورش در مجالس درباری را به نشانه‌ای از اقتدار، نظم و شکوه تشریفات تبدیل می‌کرد.

ورود قهوه به ایران به دوران صفویه بازمی‌گردد؛ زمانی که این نوشیدنی از مسیرهای تجاری عثمانی و هند وارد شد و قهوه‌خانه‌ها به‌عنوان مراکز اجتماعی و فرهنگی شکل گرفتند. در دوره قاجار، قهوه بیش از پیش جایگاه رسمی پیدا کرد و دربار آن را در مهمانی‌ها، مذاکرات و مراسم تشریفاتی سرو می‌کرد. در همین دوره، قهوه‌خانه‌ها نیز رونق گرفتند و به محلی برای نقالی، شعرخوانی، موسیقی و تبادل اخبار تبدیل شدند. قهوه قجری در این فضاها حضوری پررنگ داشت و به بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی روزمره و فرهنگ عمومی بدل شد.

قهوه قجری چیست؟ آخرین نوشیدنی قبل از مرگ - دیجینوی

در برخی روایت‌های تاریخی و خاطرات، قهوه قجری با جنبه‌ای سیاسی و مرگبار نیز همراه شده است. گفته می‌شود که گاه در فنجان قهوه افراد مغضوب یا مخالفان سیاسی، مواد سمی مانند آرسنیک یا سیانور ریخته می‌شد تا آنان را از میان بردارند. همین داستان‌ها باعث شده قهوه قجری در ذهن بسیاری به‌عنوان «نوشیدنی آخرین لحظه» شناخته شود. هرچند این بخش بیشتر در حد روایت و ادبیات عامه باقی مانده و سند قطعی از دستور مشخص چنین قهوه‌ای وجود ندارد، اما حضور این داستان‌ها نشان‌دهنده نقش نمادین قهوه در سیاست و فرهنگ آن دوره است و بازتابی از فضای پرتنش و پیچیده دربار قاجار محسوب می‌شود.

با گذر زمان و گسترش مصرف چای در ایران، جایگاه قهوه به‌عنوان نوشیدنی روزمره کمرنگ شد. چای به دلیل دسترسی آسان‌تر، قیمت مناسب‌تر و امکان مصرف مداوم، به نوشیدنی غالب در محافل خانوادگی و اجتماعی تبدیل شد و قهوه بیشتر در قالب تشریفات یا تجربه‌ای خاص باقی ماند. با این حال، نام قهوه قجری همچنان در حافظه تاریخی و فرهنگی ایران زنده است و امروز برخی کافه‌ها این قهوه را با همین نام قهوه قجری سرو می‌کنند؛ قهوه‌ای غلیظ و تلخ با ادویه‌هایی مانند هل یا دارچین که دیگر جنبه مرگبار ندارد و صرفاً یادآور تاریخ و سنت‌های گذشته است.

قهوه قجری در واقع تصویری روشن از پیوند نوشیدنی‌ها با فرهنگ، سیاست و زندگی اجتماعی ایرانیان در دوره قاجار است؛ نوشیدنی‌ای که از دربار تا قهوه‌خانه‌ها حضور داشت و همزمان نماد تشریفات، معاشرت و روایت‌های تلخ سیاسی شد. این قهوه امروز بیش از آنکه یک دستور نوشیدنی باشد، به‌عنوان بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی ایران شناخته می‌شود و بازتابی از دوره‌ای است که نوشیدنی‌ها فراتر از طعم، حامل معنا و نشانه‌های اجتماعی و سیاسی بودند.

تلسکوپ کیهان‌شناسی آتاکاما (Atacama Cosmology Telescope – ACT) در کشور شیلی نزدیک به دو دهه به مطالعه چگونگی آغاز جهان، ترکیب آن و روند تکاملش تا وضعیت کنونی پرداخت. این رصدخانه در سال ۲۰۲۲ از چرخه خارج شد، اما آخرین مجموعه داده‌های آن همچنان جامعه علمی کیهان‌شناسی را تحت تأثیر قرار داده و بحث‌های گسترده‌ای ایجاد کرده است.

مطالعه‌ای تازه که در مجله Journal of Cosmology and Astroparticle Physics منتشر شده، با استفاده از داده‌های پایانی تلسکوپ کیهان‌شناسی آتاکاما (ACT) حدود ۳۰ مدل «گسترش‌یافته» در زمینه تکامل جهان را مورد بررسی قرار داده است؛ مدل‌هایی که به‌عنوان جایگزین برای مدل استاندارد کیهان‌شناسی مطرح می‌شوند و تلاش داشتند پدیده‌هایی را توضیح دهند که مدل استاندارد قادر به تبیین کامل آن‌ها نیست. یکی از مهم‌ترین این پدیده‌ها «تنش هابل» است؛ اختلافی میان اندازه‌گیری‌های مختلف از نرخ انبساط جهان که سال‌هاست ذهن دانشمندان را به خود مشغول کرده است (به بیان ساده تنش هابل یک روش با بررسی تابش زمینه کیهانی (CMB)، یعنی همان پرتوی باقی‌مانده از بیگ بنگ، نرخ انبساط را محاسبه می‌کند).

نتایج این پژوهش نشان داد تمامی مدل‌های گسترش‌یافته‌ای که بررسی شدند، رد شده‌اند. در کنار مطالعه دیگری که در همان مجله و با استفاده از داده‌های نهایی ACT منتشر شد و وجود تنش هابل را تأیید کرد، این یافته‌ها راز کیهانی را پیچیده‌تر کرده و پرسش‌های تازه‌ای درباره عامل واقعی انبساط جهان پیش روی دانشمندان قرار داده است.

ارمینیا کالابرسه (Erminia Calabrese)، کیهان‌شناس دانشگاه کاردیف و نویسنده این پژوهش، در بیانیه‌ای توضیح داد: «ما این مدل‌ها را کاملاً مستقل بررسی کردیم. هدف ما رد کردن آن‌ها نبود، بلکه مطالعه دقیقشان بود. اما نتیجه روشن است: مشاهدات جدید در مقیاس‌های تازه و با استفاده از داده‌های رصدشده، عملاً امکان ادامه چنین بررسی‌هایی را از بین برده است. این موضوع محدوده نظریه‌پردازی را تا حدی کوچک‌تر می‌کند و مسیر پژوهش‌های آینده را تغییر می‌دهد.»

یک استارتاپ آمریکایی با نام 2Wai ادعا کرده اپلیکیشنی ساخته است که با استفاده از هوش مصنوعی، نسخه دیجیتال افراد را می‌سازد، حتی از کسانی که دیگر در قید حیات نیستند. این خبر واکنش‌های گسترده‌ای را در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی ایجاد کرد و بحث‌های جدی درباره اخلاقیات و آینده فناوری به‌وجود آورد.

اپلیکیشن 2Wai در نوامبر ۲۰۲۵ به‌صورت بتا برای iOS عرضه شد. این برنامه توسط کالوم ورثی، بازیگر سابق دیزنی و تهیه‌کننده راسل گیزر راه‌اندازی شده است. سازندگان آن مدعی‌اند که تنها با حدود سه دقیقه ویدئو، صدا و متن از یک فرد می‌توان نسخه‌ای دیجیتال موسوم به HoloAvatar ساخت. این آواتارها قابلیت گفت‌وگو به بیش از چهل زبان را دارند و می‌توانند در طول زمان با کاربر تعامل داشته باشند. هدف اعلام‌شده‌ی شرکت، ایجاد چیزی است که آن را «جاودانگی دیجیتال» می‌نامد؛ یعنی حضور ماندگار افراد حتی پس از مرگشان.

تبلیغات این اپلیکیشن با شعار «سه دقیقه می‌تواند برای همیشه دوام بیاورد» (Three minutes can last forever) منتشر و بیش از ۲۲ میلیون بار دیده شد. در یکی از ویدئوهای تبلیغاتی، زنی باردار با نسخه دیجیتال مادر درگذشته‌اش صحبت می‌کند و سپس همان آواتار برای نوه‌اش قصه می‌گوید. این روایت تبلیغاتی تلاش دارد نشان دهد که فناوری می‌تواند خاطرات و حضور عزیزان را برای نسل‌های آینده حفظ کند.

اپلیکیشنی که سازنده‌های آن ادعا می‌کنند می‌توان با مردگان تماس گرفت - دیجینوی

با این حال، واکنش‌ها به 2Wai عمدتاً منفی بوده است. بسیاری از کاربران و کارشناسان این فناوری را با یکی از قسمت‌های سریال Black Mirror مقایسه کرده‌اند و آن را «ترسناک» یا «غیرانسانی» دانسته‌اند. منتقدان هشدار داده‌اند که چنین ابزارهایی می‌تواند سوءاستفاده از احساسات بازماندگان تلقی شوند و پرسش‌های جدی درباره حریم خصوصی، حقوق فردی و سلامت روان ایجاد کنند. در مقابل، سازندگان تأکید دارند که هدفشان ساخت یک «آرشیو زنده از بشریت» است تا خاطرات و داستان‌ها برای نسل‌های آینده حفظ شود.

در جریان کاوش‌های باستان‌شناسی در ویرانه‌های باستانی شهر بونونیا (Bononia) در شمال‌غربی بلغارستان، یک حلقه ازدواج رومی از جنس طلا کشف شد. این حلقه که وزنی نزدیک به ۲۳ گرم دارد، با شیارهای موازی در دو طرف و تصویری از یک زوج در مرکز خود تزئین شده است. این یافته ارزشمند می‌تواند اطلاعات تازه‌ای درباره آیین‌های ازدواج رومیان در این منطقه ارائه دهد.

این حلقه ازدواج رومی در عمق حدود ۲۰ فوتی زمین و در لایه‌ای باستانی کشف شد؛ لایه‌ای که بر اساس بررسی‌های علمی به اواخر قرن دوم یا اوایل قرن سوم میلادی تعلق دارد. اهمیت این کشف در آن است که چنین آثار نادری می‌توانند پنجره‌ای تازه به سوی شناخت دقیق‌تر سنت‌های اجتماعی، آیین‌های فرهنگی و حتی باورهای روزمره رومیان در این بخش از امپراتوری بگشایند و نشان دهند که چگونه زندگی خصوصی و نمادهای وفاداری زناشویی در مناطق دورافتاده نیز رواج داشته است.

شهر باستانی بونونیا (Bononia) که در قرن نخست میلادی به‌عنوان یک دژ نظامی بنا شد، امروز پس از گذشت نزدیک به دو هزار سال همچنان رازهای فراوانی در دل خود دارد. این شهر اکنون یازدهمین سال متوالی کاوش‌های باستان‌شناسی را پشت سر گذاشته است. با پایان فصل کاری و آغاز زمستان، فعالیت‌ها به‌طور موقت متوقف گردیده و برنامه‌ریزی شده است که تیم باستان‌شناسی در سال آینده دوباره به این منطقه بازگردد تا پرده‌های بیشتری از تاریخ این شهر مستحکم کنار زده شود و یافته‌های تازه‌ای در اختیار پژوهشگران قرار گیرد.

این حلقه در آخرین روز فصل کاوش توسط تیم باستان‌شناسی کشف شد؛ بر اساس لایه باستانی، جنس حلقه از طلای خالص بوده و وزن آن ۲۳.۶۳ گرم اندازه‌گیری شده است؛ وزنی قابل‌توجه که نشان می‌دهد این حلقه احتمالاً به فردی ثروتمند یا خانواده‌ای صاحب‌نفوذ تعلق داشته است.

باستان‌شناسان در بلغارستان حلقه ازدواج رومی ۱۸۰۰ ساله از جنس طلا کشف کردند - دیجینویباستان‌شناسان در بلغارستان حلقه ازدواج رومی ۱۸۰۰ ساله از جنس طلا کشف کردند - دیجینوی

در مرکز حلقه به‌جای سنگ‌های قیمتی، تصویری ظریف و حکاکی‌شده از یک زوج دیده می‌شود؛ تصویری که به‌عنوان نمادی از پیوند زناشویی و وفاداری طراحی شده است. بدنه حلقه نیز با شیارهای موازی در دو طرف تزئین شده و بخش بیضی‌شکل مرکزی با دقت و مهارت به بدنه اصلی جوش داده شده است. باستان‌شناسان بر این باورند که این حلقه احتمالاً به‌طور محلی ساخته شده و منشأ آن شهر راتیاریا (Ratiaria) بوده است؛ شهری که امروزه با نام روستای آرچار (Archar) شناخته می‌شود.

مدیر کاوش‌ها، زدراوکو دیمیتروف (Zdravko Dimitrov)، این کشف را «حلقه وفاداری زناشویی» توصیف کرد؛ حلقه‌ای که یکی از اعضای زوج تازه ازدواج‌کرده به دیگری هدیه می‌داده است. چنین حلقه‌هایی در سراسر امپراتوری روم به‌عنوان نماد وفاداری و پیوند زناشویی مورد استفاده قرار می‌گرفتند و نشان‌دهنده اهمیت این سنت در فرهنگ رومیان بودند.

شرکت تسلا در تعطیلات آخر هفته، همزمان با برگزاری نمایشگاه بین‌المللی Art Basel Miami Beach در ایالت فلوریدا، یک رویداد ویژه با عنوان آینده خودران‌سازی برگزار کرد. در این برنامه، نمونه اولیه سایبرکب و ربات‌های اپتیموس به نمایش گذاشته شدند. با این حال، ویدیویی از سقوط یک ربات اپتیموس در این رویداد به سرعت در شبکه‌های اجتماعی پخش شد و توجه مخاطبین را به خود جلب کرد.

این ویدیو که ظاهرا نخستین‌بار در انجمن teslamotors ردیت منتشر شده، ربات اپتیموس را در حالی نشان می‌دهد که تعدادی بطری آب روی یک میز را واژگون می‌سازدد و سپس دستان خود را به سمت بالا می‌برد. حرکت بازوهای ربات دقیقا مشابه رفتاری است که یک انسان هنگام برداشتن هدست واقعیت مجازی انجام می‌دهد. لحظاتی بعد، بازوها سریع پایین می‌آیند و یکی از آن‌ها به یک بطری برخورد می‌کند، بطری منفجر می‌شود و آب به اطراف می‌پاشد. پس از این لحظه، ربات بی‌حرکت می‌شود و به سمت عقب سقوط می‌کند.

اما چرا این اتفاق افتاد؟ بسیاری از کاربران حدس می‌زنند شخصی خارج از دید عموم در حال کنترل ربات بوده و پیش از قطع ارتباط، هدست خود را برداشته است. این شاید محتمل‌ترین سناریو باشد.

این روش کنترل ربات که از دهه ۱۹۴۰ وجود دارد، تله‌اوپریشن یا کنترل از راه دور نامیده می‌شود. در گذشته به چنین سامانه‌ای والدو نیز گفته می‌شد. والت دیزنی برای ساخت بخش‌هایی از جاذبه Carousel of Progress در نمایشگاه جهانی نیویورک در سال ۱۹۶۴ از فناوری مشابهی استفاده کرده بود.

بدیهی است که دیزنی و مهندسانش هدست‌های واقعیت مجازی مدرن را در اختیار نداشتند، اما ماهیت فناوری یکسان بود: فردی که دیده نمی‌شود، حرکاتی را انجام می‌دهد و ربات آن حرکات را به‌طور لحظه‌ای تکرار می‌کند.

در یکی دیگر از ویدیوهای رویداد میامی، ربات اپتیموس در حال ارائه آب به مهمانان دیده می‌شود. فیلم‌بردار پس از گرفتن بطری، آن را به ربات بازمی‌گرداند تا شاید ربات آن را روی میز بگذارد و حرکات بیشتری انجام دهد. اما اپتیموس ابتدا تمایلی به گذاشتن بطری ندارد. دلیل این رفتار روشن نیست، اما ممکن است همان مشکل ویدیوی پربازدید باشد: فرد کنترل‌کننده قادر نیست بخش پایینی میدان دید ربات را دقیق ببیند و احتمال برخورد با اجسام وجود دارد.

ایلان ماسک آینده تسلا را بر پایه هوش مصنوعی و ربات‌های انسان‌نما بنا کرده است. او حتی ادعا کرده بود این ربات‌ها در آینده از کودکان شما مراقبت خواهند کرد. اما اکنون که نزدیک دو سال از ویدیوی ساختگی تا کردن لباس گذشته و اپتیموس حتی قادر نیست یک بطری آب را بدون کمک انسانی ارائه کند، پرسش بزرگی مطرح می‌شود: این پروژه چه زمانی به مرحله واقعی خواهد رسید؟