با نگاهی به وضعیت نیروی کار در آمریکا، باور اینکه زمانی ۳۵ درصد از کل کارگران عضو اتحادیه‌های کارگری بوده‌اند دشوار به نظر می‌رسد. این رقم به دهه ۱۹۴۰ بازمی‌گردد؛ دوره‌ای که اوج شکوفایی کار سازمان‌یافته آمریکایی محسوب می‌شد. از آن زمان تاکنون، اتحادیه‌ها به‌طور نظام‌مند از طریق لابی‌گری شرکت‌های بزرگ، قوانین خصمانه و نیم‌قرن شکل‌دهی رضایت عمومی ساختگی درباره فضایل بازار آزاد، تضعیف و عملاً خنثی شده‌اند.

تصور بازگشت به آن عظمت پیشین شاید دشوار باشد، اما به گفته برخی کارشناسان حوزه کار، تهدید هوش مصنوعی ممکن است همان عاملی باشد که نهایتاً این مسئله را به نقطه انفجار برساند.

در مصاحبه‌ای با روزنامه گاردین، ساریتا گوپتا، معاون برنامه‌های ایالات متحده در بنیاد فورد و نویسنده کتاب The Future We Need، استدلال کرد که هوش مصنوعی در حال ایجاد فرصتی برای احیای جنبش کارگری است.

او اظهار داشت: «در گذر زمان، اتحادیه‌ها قدرت چانه‌زنی جمعی خود را از دست داده‌اند و بخش عمده‌ای از این مسئله ناشی از فقدان قوانین مورد نیاز و اجرای ناکافی آن‌ها است. طی ۴ دهه، بهره‌وری به‌طور چشمگیری افزایش یافت، در حالی که دستمزدها در سطحی ثابت باقی ماند و نرخ عضویت در اتحادیه‌ها به پایین‌ترین سطوح تاریخی رسید.»

گوپتا در ادامه افزود: «زمانی که یک مهندس نرم‌افزار جوان در سیلیکون ولی متوجه می‌شود عملکرد او با همان منطق یک کارگر که مسئول جمع‌آوری کالا است، تضعیف می‌شود، شکاف‌های طبقاتی رنگ می‌بازد و جنبش‌های گسترده‌تر طبقه کارگر برای دستیابی به کرامت انسانی امکان‌پذیر می‌شود. این همان چیزی است که اکنون در حال مشاهده آن هستیم.»

نکته مطرح‌شده از سوی گوپتا می‌تواند جنبه‌ای پیش‌گویانه داشته باشد؛ زیرا به نظر می‌رسد شرایط برای شکل‌گیری ناآرامی گسترده در میان کارگران آمریکا، بیش از سال‌های گذشته مهیا شده. کارمندان اداری موسوم به یقه‌سفید و کارگران یقه‌آبی به یکسان در حال تحمل یکی از سخت‌ترین دوره‌های تعدیل نیرو از سال ۲۰۰۹ تاکنون هستند. در همین حال، نظرسنجی‌های اخیر نشان داده است که ۷۱ درصد از آمریکایی‌ها نگران‌اند که هوش مصنوعی شمار زیادی از افراد را به‌طور دائمی از چرخه اشتغال خارج کند. افزون بر این، بر اساس گزارش مؤسسه سیاست اقتصادی، بیش از ۵۰ میلیون کارگر آمریکایی در تمامی صنایع در سال ۲۰۲۵ خواهان نمایندگی اتحادیه‌ای بوده‌اند، اما موفق به دستیابی به آن نشده‌اند.

همزمان با افزایش نارضایتی‌ها، بزرگان دنیای کسب‌وکار نیز به‌طور فزاینده‌ای درباره پیامدهای این وضعیت ابراز نگرانی می‌کنند. پس از آنکه بیش از ۵۰,۰۰۰ نفر از ساکنان ایالت مینه‌سوتا در اعتراض اتحادیه‌ای به کشته شدن رنه گود و الکس پرتی به دست مأموران فدرال دست از کار کشیدند، بیش از ۶۰ مدیر محلی نامه‌ای را امضا کردند که در آن خواستار کاهش فوری تنش‌ها شدند؛ آنان با اشاره به اختلال گسترده، در این نامه که با لحنی محتاطانه تنظیم شده بود، درخواست کردند اجازه یابند کار خود را برای ساخت آینده‌ای روشن و شکوفا از سر بگیرند.

با این حال، تحقق هرگونه پیامد ناشی از این هراس، کاملاً وابسته به آن است که کارگران بتوانند نارضایتی را به قدرت سازمان‌یافته تبدیل کنند؛ نکته‌ای که گوپتا نیز بر آن تأکید دارد. او در جمع‌بندی اظهار داشت: «ما همواره باید به خود یادآوری کنیم که جهت‌گیری فناوری یک انتخاب است. می‌توانیم از هوش مصنوعی برای ساخت اقتصاد نظارتی استفاده کنیم، یا می‌توانیم از آن برای ایجاد دوره‌ای از رفاه مشترک بهره ببریم.»

برچسب ها :

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
دیدگاه کاربران 0
  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.